جعبه های انتخاب ، جعبه های مشترک ، جعبه های ثبت نام ، جعبه های گزارش رایگان.
در اینجا بیشتر بخوانید آیا امروز برای موارد رایگان خود ثبت نام کرده اید؟ یا فقط می خواستید اخیراً چیزی بخرید و باید نام و ایمیل خود را وارد کنید؟ یا فقط می خواستم ببینم چه اطلاعاتی در یک سایت وجود دارد و یکی را پر کرده است؟ من نمی دانم که در حال حاضر در چند لیست هستم ، من تعدادم را از دست دادم. این یک روش بازاریابی خوب است که بتوانید هرچه بیشتر مشترک داشته باشید و یک لیست بزرگ داشته باشید ، اما آیا این از کنترل خارج شده است؟
به عنوان یک بازاریاب احساس می کنم که باید به سایت های دیگر نگاه کنم و ببینم چه چیزهایی وجود دارد. من روزانه نیم ساعت و گاهی کمی بیشتر به سایت های بازاریابی مشترک خود اختصاص می دهم و همچنین دوست دارم به سایت های دارای رتبه برتر در موتورهای جستجو نگاه کنم. می دانم که سایت های بیشتری به من اجازه نمی دهد بدون انتخاب کردن ، آنها را مشاهده کنم ، صفحات فرود را فشار دهم یا صفحه ها را فشار دهم. من اصل و استدلال پشت این را درک می کنم ، من همچنین بازاریاب هستم.
طرف دیگر این امر این است که من نیم ساعت از روز خود را به خواندن ایمیل خود اختصاص داده ام. اکنون 4 آدرس ایمیل دارم. یکی شخصی که مرتباً بررسی می کنم ، یکی برای شغل ، دیگری برای اشتراکی که دوست دارم آن را بخوانم و خوشحالم که به آن پیوستم و دیگری برای ثبت نام اجباری.
کار به جایی رسیده است که اگر همه آنها را بخوانم باید تمام روز خود را به خواندن ایمیل اختصاص دهم. من از لینک لغو اشتراک در پایین اطلاع دارم. فقط به نظر می رسد کمر زمان من است که باید هر کدام را باز کنم و به پایین بروم ، پیوند را فشار دهم و سپس به بعدی و غیره. من امروز ایمیل اجباری خود را که به مدت 3 روز باز نشده بود و بیش از 350 ایمیل داشتم ، باز کردم که برای پاک کردن آن مجبور به حذف آنها شدم.
حرف من این است که اکنون به گونه ای دیگر به این موضوع نگاه می کنم. به جای یک تمرین خوب ، چند نفر با ایمیل های من همین کار را می کنند؟ افرادی که از نظر ایمیل غرق می شوند و حتی اگر ممکن است بخواهند آنچه را که من باید بگویم یا پیشنهاد دهم بخوانند ، صدها ایمیل را می بینند بیشتر بخوانید و فقط کل جعبه را پاک می کنند.
اعتراف می کنم که تقصیرهای زیادی مربوط به خودم است زیرا خریدار هستم. من عاشق این هستم که با جدیدترین ها مطابقت داشته باشم و محصولات را ببینم و آنها را تست کرده و از آنها استفاده کنم. من مصرف کننده خوبی هستم. برخی از افراد را از هر بار که محصول جدیدی به بازار عرضه می کنند خریداری می کنم. من همچنین دوست دارم برای گرفتن ایده و آموزش کپی کردن ایمیل ، کپی ایمیل و کپی آگهی را بخوانم.
گفته شده است که ارزش هر یک از لیست شما 1 دلار است. احساس می کنم برای بعضی ها کمی ارزشمندترم ، برای بیشتر دیگران ارزش کمتری دارم.
من هم اکنون با تاکتیک ها و منطق ساخت لیست در بالای حصار در حال شلوغ کردن هستم. من آن را به عنوان یک ضرورت و همچنین مانند یک فروشنده اتومبیل دست دوم می بینم. من فکر می کنم این می تواند به بسیاری از بازاریاب های خوب که اطلاعات خوبی برای ارائه دارند آسیب برساند. من اعتقاد ندارم که آنها دوام نخواهند آورد زیرا اگر شما محصولات خوب و خدمات خوبی داشته باشید ، تجارت متقابل خواهید داشت و همچنین شرکت های وابسته ای برای آنها کار خواهند کرد. هرچند که برای بازاریابان تازه کار کمی سخت خواهد شد.
ارزش این لیست مانند ارزش دلار و املاک و مستغلات کاهش می یابد. تعداد افراد زیادی با لیست های بزرگ و مصرف کنندگان کافی وجود ندارد. فکر من این است که بازاریابان باید بیشتر روی سئو ، Adwords ، مقالات ، سایت های اجتماعی ، انجمن ها ، بنرهای تبلیغاتی و پیوندها متمرکز شوند تا افراد را به سایت های خود سوق دهند. پاسخ ایمیل به یک عامل حداقلی تبدیل خواهد شد. من می توانم اشتباه کنم ، اما این پیش بینی من است که امروز به جعبه ایمیلم نگاهی انداختم و همه آن را حذف کردم بدون اینکه فقط به چند عنوان نگاهی بیندازم.
من به شخص دیگری توصیه نمی کنم این کار را انجام دهد ، اما طبق قانون طلایی مثل همیشه زندگی می کنم. من کسی را مجبور نمی کنم که به اشتراک من بپیوندد. اگر آنها freebies من را دوست دارند و محتوای من را دوست دارند و تصمیم به دریافت اطلاعات از من دارند ، می توانند ثبت نام کنند.

توسط artmisblog

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.