استراتژی مدیریت تعارض آشکار شد
درگیری اجتناب ناپذیر است. مهم نیست که در کجا کار می کنید ، دیر یا زود می خواهید خود را در یک اختلاف نظر با کسی پیدا کنید. همه ما در مورد اختلافاتی که به دعاوی گران قیمت و اختلاف نظر منجر می شود ، شنیده ایم. یک درگیری شخصیتی ساده بین دو عضو تیم می تواند بهره وری را فلج کند و در پایان کل تیم را عصبانی و خیانت کند. استراتژی زیر یک رویکرد موفق برای حل تعارض را توصیف می کند.
ما در سنین پایین آموخته ایم که به شخص دیگری موکول شویم ، مشکلات خود را به معلم ، مادر و پدر و پلیس برسانیم. در عین حال ، تلاش برای رسیدگی به اختلافات احتمالی قبل از بروز آنها با سیاست های دقیق رفتار مناسب ، در نهایت رضایت بخش نیست. پیشنهاد این است که اگر قوانین کافی داشته باشیم ، به نحوی همه چیز عادلانه خواهد بود و با همه رفتار عادلانه ای خواهد شد. یکنواختی لزوماً انصاف ایجاد نمی کند و قوانین نمی توانند هر شرایط واقعی را برطرف کنند. برای اینکه مدیران تصور کنند در محیط کار با موضوعی روبرو شده اند زیرا قانونی را تصویب کرده اند یا خط مشی ، در بهترین حالت یک فرض ساده لوحانه است.
س Theال این است که “چگونه می توان از درگیری جلوگیری کرد؟” اما “چگونه می توانیم آن را مدیریت کنیم؟” اگر تعارض از بین نرود ، حداقل می توانیم به طور سازنده با آن کنار بیاییم.
تعارضات بین کارمندان کار می تواند از هر تعداد منبع ایجاد شود. ارتباط نادرست ، انتظارات برآورده نشده ، احساس عدم تأیید مشارکت های شخص. درگیری ها و اختلافات به ندرت یک دلیل ساده دارند ، اما وقتی این افراد بوجود می آیند که تصمیم می گیرند اختلافات خود را به اختلاف بیندازند.
اگر تعارض نتیجه انتخاب های فردی است ، مدیرانی که می خواهند با موفقیت تعارضات را مدیریت و حل کنند باید فضایی را ایجاد کنند که کارمندان بتوانند انتخاب های صحیح را انجام دهند. استراتژی مطلوب در وهله اول به ایجاد هنجارهای مناسب گروه بستگی دارد. اگر کارمندان برای دستیابی به تصمیمات خوب به طور م toثر در برابر اختلافات باز باشند ، در این صورت کارمندان می توانند اختلافات را به طور مناسب بیان و به طور م effectivelyثر برطرف کنند.
موارد زیر باید مدیریت و مدیریت موفقیت آمیز درگیری باشد.
در برخورد با درگیری راحت باشید
گشودن در برابر اختلاف گاه دشوار است. بیشتر مردم از درگیری می ترسند. در وهله اول دلیل این قوانین است. اما قوانینی که برای از بین بردن تعارضات طراحی شده اند ، ممکن است اجازه دهند که شرایط در صورت عدم کارمندان برای ابراز نگرانی هایشان ، پوزیده شود و سپس فوران کند. بیشتر راه شما این نیست که بخواهید درگیری را به هم بزنید و همه را وادار کنید تا آرام شوند ، بلکه اجازه می دهد تا همه نگرانی های خود را بیان کنند. به طور کلی می توانید مردم را به جایی منتقل کنید که آنها می گویند: “خوب ، حالا ما در این مورد چه کاری انجام می دهیم؟”
اقدام سریع برای پخش مسائل از نظر روانشناسی برای همه کارمندان نیز بهتر است. مردم دوست ندارند درگیر درگیری یا اختلاف باشند ، بنابراین هرچه زودتر تمام شود ، برای همه بهتر و سریعتر می توانید حرکت کنید.
منبع درگیری را پیدا کنید
تمایل به مراجعه به برخی از مقامات برتر برای حل و فصل اختلافات به طور مکرر منجر به نتیجه گیری های نامناسب می شود. بنابراین ، توانایی کارمندان در حل مشکلات نزدیک به منبع ، در سطح تیم ، همچنین به یک روند حل تعارض سالم کمک می کند. به عنوان مثال ، اگر یک مدیر کارخانه روزانه چند بار دور می زند تا بررسی کند آیا مردم از عینک ایمنی عبور می کنند یا خیر ، افراد را وادار می کنید که آنچه را انجام می دهند پنهان کنند. از طرف دیگر ، اگر همکاری که از شما خط می کشد شخص ایمنی است ، کاری که انجام می دهید پنهان نیست. و هنگامی که آن شخص می گوید ، “نگاه کن ، احمق نباش” ، به منبع بسیار نزدیکتر است. این یک نوع تعامل کاملا متفاوت است.
علاوه اینجا بر این ، آوردن مرجع خارجی ممکن است خیلی سریع روند را به یک تحقیق حقیقت یاب تبدیل کند که همه افراد درگیر را در حالت دفاعی قرار دهد. شخصی که این ادعا را مطرح کرده می گوید: “چرا به من نگاه می کنی؟” و شخصی که متهم به رفتار نامناسب است ، می گوید: “شما در تلاش هستید که مرا اخراج کنید.” به همین دلایل ، تلاش برای حل اختلافات در سطح تیم به احتمال زیاد منجر به یک نتیجه سازنده می شود.
پرداختن به منافع طرف های درگیر نیز به احتمال زیاد به یک قطعنامه رضایت بخش منجر می شود. خیلی اوقات مردم چیزها را از نظر موضعی قرار می دهند ، “من می خواهم او اخراج شود”. با گوش دادن فعال ، مدیران و واسطه های اختلاف می توانند به اختلاف نظر از خواسته ها و بحث در مورد منافع مشروع هر یک از طرفین کمک کنند.
درس های آموخته شده
وقتی کارمندان بتوانند از اختلاف نظر درس بگیرند و درسهای آموخته شده را در موقعیتهای جدید به کار بگیرند ، می توانند آن موقعیتهای جدید را با کارآیی بیشتری حل کنند. این ممکن است سخت ترین عنصر برای کار باشد ، به ویژه در سطح سازمانی. اکثر سازمانها دارای ناتوانی جدی در یادگیری هستند. اما در سطح تیمی فرصت یادگیری ممکن است کمتر دشوار باشد. به عنوان مثال ، ممکن است تیم هایی داشته باشید که مشکلی در ارتقا job شغلی ناعادلانه داشته باشند ، بنابراین برخی از افراد فرصت بیشتری برای واجد شرایط شدن برای افزایش حقوق بیشتر دارند. در مواردی که درگیری توسط تیم برطرف شده و سپس حل و فصل شده باشد ، احتمال اینکه دفعه بعدی کسی شروع به ابراز علاقه از این طریق کند تیم بسیار بیشتر خواهد بود ، تیم می تواند بگوید: “نه ، ما با این سال گذشته
درگیری انجام شود
برخی از خودشناسی را تمرین کنید. فقط به ندرت درگیری بدون مشارکت هر دو طرف بوجود می آید. اغلب اوقات مردم تمایل دارند آن را پیش بینی کنند و می گویند ، “آنها مرا وادار به این کار کردند”. کارمندان باید سعی کنند بفهمند چه موقع از یک موقعیت عصبانی هستند و اینکه واقعاً چه نقشی در ایجاد شرایط دارند.
مراقب آنچه در نوشتن قرار می گیرد باشید. با وجود مشاوره بسیاری از وکلا ، یادداشت ها ، نامه ها و ایمیل ها می توانند درگیری را تشدید و تشدید کنند.
درگیری ها
افراد بیشتری را نسبت به نیاز خود در این فرآیند شرکت دهید. شایعات درباره یک درگیری می تواند تلاش ها را برای حل مسالمت آمیز از بین ببرد.
در حالی که عصبانی هستید به موضوع بپردازید. بحث حاصل احتمالاً چندان سازنده نخواهد بود و ممکن است اثرات منفی داشته باشد. زمان مناسبی را برای تعامل با شخص مقابل پیدا کنید.
خلاصه
در حالی که درگیری اجتناب ناپذیر است ، اما لازم نیست مخرب باشد. کارشناسان مدیریت خاطرنشان می کنند شما نمی توانید تصور کنید همه خوشحال هستند فقط به این دلیل که هیچ شکایتی پخش نمی شود. درگیری ها می توانند در زیر سطح زمین دیده شوند ، و کار کردن روی آنها می تواند فرصت های جدیدی را برای کارمندان شما ایجاد کند.
نکته شگفت انگیز در مورد اختلافات و حل اختلافات این است که در صورت مدیریت موثر ، نه تنها به رفع بسیاری از درگیری ها کمک می کند که می توانند شما را به پایین بکشند ، بلکه مطالب مرتبط انواع انرژی ها را آزاد می کند. درگیری هایی که به طور سازنده انجام می شود ، نه تنها از چیزی جلوگیری می کند که در غیر این صورت خسته کننده و دشوار بوده است ، بلکه معمولاً منجر به بینش و فرصت هایی می شود که شاید غیر از این دیده نشود.

توسط artmisblog

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.