سیلیکون ولی از لابی غیرشفاف برای تضعیف مقررات جدید و حیاتی استفاده کرد. شرکت هایی مانند گوگل و متا باید به حساب بیایند
به نظر می رسد جریان در حال تبدیل شدن به متا، گوگل و دیگر غول های فناوری است. قوانین پیشگامانه جدید اتحادیه اروپا قریب الوقوع است، با هدف وادار کردن پلتفرم های دیجیتال بزرگ به انجام کارهای بیشتر برای ایمن نگه داشتن کاربران و کاهش سوء استفاده از بازار، زیرساخت های نظارتی و ضبط داده ها.
همانطور که بسته قانون خدمات دیجیتال در حال نهایی شدن بود، عبور علنی شمشیرها بین ایلان ماسک و کمیسیون اروپا بر سر توییتر سرفصل خبرها را به خود اختصاص داد. با این حال، تماشای ماسک یک نمایش فرعی بود.
بسیار فوریتر که نیاز به بررسی دارد، لابی پنهان فناوری بزرگ است. علیه DSA بعید است که بروکسل قبلاً شاهد کمپین هایی در چنین مقیاسی بوده باشد و اقداماتی که با الزامات یک جامعه دموکراتیک و باز مطابقت نداشته باشد.
DSA هفته آینده توسط پارلمان اروپا مهر لاستیک زده خواهد شد. هنگامی که سرانجام امسال اجرایی شود، برای اولین بار به اروپا اجازه می دهد تا برخی از آسیب های ناشی از پلتفرم های رسانه های اجتماعی را خنثی کند. اما مصالحه‌هایی که برای رسیدن به اینجا انجام شد، قدرت فوق‌العاده شرکت‌های فناوری را در تأثیرگذاری بر تصمیم‌گیری و در نتیجه براندازی دموکراسی‌های ما نشان می‌دهد.
ما از دخانیات بزرگ یاد گرفتیم که چگونه منافع بزرگ، اکوسیستم های کاملی را ایجاد می کنند تا بر جامعه مدنی و سیاست گذاران تأثیر بگذارند و دستکاری کنند. بر اساس تجربه و برخورد با پلتفرم‌های بزرگ فناوری از داخل اتحادیه اروپا در طی 12 سال، من این دیدگاه را شکل داده‌ام که جامعه سیاست‌گذاری بروکسل در چنگال این طبقه شرکتی – بزرگترین جامعه جهان – بوده و هنوز هم موذیانه است. تا به حال دیده است.
قانون رقابت اروپایی ظاهراً بزرگترین ترس فناوری های بزرگ بود . اما آشکارا برای مهار غول‌های سیلیکون ولی بسیار ضعیف یا بسیار بی‌اثر بوده است. حاشیه سود به اندازه گوگل (تحت شرکت مادرش آلفابت) و متا، که در حدود 30 درصد برای یک دهه در نوسان بود، باید در ظاهر شاهدی باشد که آنها با رقابت واقعی روبرو نبوده اند.
اگر ناتوانی در تعیین محدودیت برای پلتفرم های فناوری کافی نبود، حقایق دیگری در واقع به آنها اعطا می شد. در کنار ساختن امپراتوری‌های تریلیون دلاری برای دستیابی به داده‌های شخصی ما، این پلتفرم‌ها برای بیش از 20 سال از معافیت‌های مسئولیت قابل توجهی هم در قانون اروپا و هم در ایالات متحده برخوردار بودند.
چگونه فناوری بزرگ موقعیت ممتاز، مجوزهای نظارتی و چنین حضور قدرتمندی در اروپا به دست آورد؟ بروکسل باید به سوالات سختی پاسخ دهد. از آنجایی که نبردهای حیاتی در چارچوب هوش مصنوعی «انسان محور» هنوز در راه است، خودآزمایی باید عمیق باشد.
من فقط می‌توانم گزارشی از مکان‌هایی که در سیاست‌گذاری بروکسل با پلتفرم‌های فناوری برخورد کرده‌ام ارائه کنم، اما معتقدم که موضوع اصلی این شکست، مسئله تسخیر است.
در سال 2010 به عنوان عضوی از تیم مشاوران میشل بارنیه به EC رسیدم. بارنیر کمیسر بازار داخلی بود و مسئولیت مسائل مربوط به بازار واحد دیجیتال و حقوق مالکیت معنوی، از جمله اصلاح کپی رایت به من سپرده شد. برای من، کمیسیون کملوت بود، یک نیروی تقریباً افسانه‌ای سیاست عمومی برای شهروندان اروپایی، که به قدرت‌های تنظیم‌کننده‌ای مجهز بود تا منافع سرکش اقتصاد جهانی‌شده را بپذیرد. من چیزهای زیادی برای یادگیری در مورد هنرهای سیاه لابی کردن اتحادیه اروپا داشتم.
بخش اصلی قانون بازار واحد دیجیتال اتحادیه اروپا در آن زمان، دستورالعمل تجارت الکترونیکی بود که مربوط به سال 2000 است. هر سه – اروپا از ایالات متحده پیروی کرده بود. قوانین آن واسطه‌های آنلاین را به عنوان توزیع‌کنندگان محتوای «خنثی» به رسمیت می‌شناخت و به آن‌ها از مسئولیت در قبال اطلاعاتی که میزبانی می‌کردند مصونیت می‌داد – در نگاهی به گذشته، اغلب به نظر می‌رسید، مهم نیست چقدر سمی، ناشایست یا غیرقانونی است.
در اوایل دهه 2010، بسیاری در اتحادیه اروپا این معافیت ها را عمیقاً مشکل ساز می دانستند. کمپین‌ها از ما خواستند که پاسخگوی بیشتری داشته باشیم و علیه خود تنظیمی پلتفرم‌ها مخالفت کنیم. آنها وظیفه مراقبت داشتند، بحث شد. به هر حال، با چه منطقی، ناشران و پخش‌کننده‌ها در قبال همه چیزهایی که توزیع می‌کردند مسئول و مسئول بودند، اما پلتفرم‌های آنلاین که به افراد بسیار بیشتری دسترسی پیدا می‌کردند و از آن درآمد بسیار بیشتری کسب می‌کردند، چنین نبود. پس چرا اتحادیه اروپا بیش از دو دهه طول کشید تا وارد عمل شود؟
یک احساس اجتناب ناپذیر وجود دارد که ما اجازه دادیم بیشتر این اتفاق بیفتد زیرا اینها شرکت های آمریکایی بودند. در کمیسیون، مانند جاهای دیگر، شیفتگی نسبت به سیلیکون ولی وجود داشت. هم مورد احترام بود و هم می ترسید.
یک ایدئولوژی خطرناک لاسه‌فر نیز بر تفکر بروکسل در مورد مقررات فناوری مسلط شده بود. مردم می‌خواستند اعتماد کنند که فناوری پیشرفت است، شرکت‌های پیشرو آن خیرخواه هستند، بی‌طرفی شبکه و دموکراسی دست به دست هم داده‌اند، و مدل نظارتی ایالات متحده همان چیزی است که باید از آن الگوبرداری شود. زیر سوال بردن این به یک تابو نزدیک بود.
اقتصاد پلتفرم قهرمان قدرتمندی در نیلی کروس داشت که مسئولیت سبد رقابت قدرتمند بین سال‌های 2004 و 2009 و بعداً دستور کار دیجیتال را بر عهده داشت. او یک مخالف سرسخت بارنیه بود.
داستان کامل همچنین باید شامل دولت‌های اتحادیه اروپا دوستدار پلتفرم مانند بریتانیا، عضو آن زمان، باشد که روابط و منافع قوی ترانس آتلانتیک را در اختیار داشت. به عنوان مثال، گوگل پیوندهای مستقیمی با دولت ائتلافی کامرون-کلگ داشت. در بروکسل، نفوذ گوگل در لندن به یک "واقعیت در زمین" نزدیک بود. کروس به هیئت مدیره شرکت فناوری ایالات متحده اوبر پیوست و Salesforce پس از خروج او از کمیسیون، و نیک کلگ اکنون البته رئیس متا در امور جهانی است.
معافیت های مسئولیت تنها میدان جنگ اقتصاد اینترنتی در کمیسیون نبود. دیگری مربوط به قوانین کپی رایت بود. لابی شدید از همه طرف، به ویژه در مورد محتوای تولید شده توسط کاربر، وارد شد. آیا موسیقی در ویدیوهای آپلود شده توسط YouTubers باید مشمول پرداخت حق نسخه برداری باشد و مهمتر از همه، آیا پلتفرم ها باید موظف باشند از نقض حق نسخه برداری جلوگیری کنند؟ اصلاح‌طلبان و حامیان آنها در اطرافیان کروس اصرار داشتند که اگر اروپا خلاقیت را خفه نمی‌کند، محتوای تولید شده توسط کاربر باید به سادگی از حمایت حق چاپ مستثنی شود.
هنگامی که این دیدگاه با مقاومت مواجه شد، بحث عمومی پیچش تاریک تری به خود گرفت. ادعاها مبنی بر تهدید آزادی بیان و حتی این که نوجوانان می توانند در اتاق خواب خود توسط صاحبان حقوق یا کمیسیون شکار شوند، منتشر شد. واقعیت رنگارنگ تر بود. این پلتفرم‌ها از محتوای تولید شده توسط کاربران سودهای تبلیغاتی عظیمی کسب می‌کردند و فیلترهای آپلود محتوا برای سال‌ها بدون خفه کردن خلاقیت کاربر استفاده می‌شدند.
یادم نمی آید در آن زمان مستقیماً با یوتیوب ملاقات کرده باشم. نمایندگان آن در واقع به طور آشکار غایب بودند. در مقابل، شهروندان و گروه‌های ذی‌نفع سازمان‌دهی شده برای بیان دیدگاه‌های خود و همچنین بررسی اعضای پارلمان اروپا آمدند. یک لحظه به یاد می آورم که فکر می کنم: این افراد چه کسانی هستند؟ مشخص شد که هماهنگ کننده یکی از پر سر و صداترین ائتلاف های لابی در بروکسل در مورد اصلاح حق چاپ دیجیتال، که نماینده همه چیز از کتابخانه های عمومی گرفته تا سازمان های حقوق دیجیتال است، همچنین مدیر عامل شرکت مشاوره ای بود که مشتریان آن شامل گوگل، مالک یوتیوب بود. از نظر من، این شبیه یک «اختلاط نجومی» فناوری بزرگ بود (جایی که حامیان مالی واقعی یک پیام با نشان دادن آن به نظر می رسد که گویی از مردمی آمده است، پنهان می شوند.) حتی اگر نه، مطمئناً علاقه عمومی برای پرسیدن اینکه آیا گوگل بر این موضوع تأثیر گذاشته است وجود داشت. مبارزات انتخاباتی ائتلاف
صنعت فناوری راه های دیگری برای تغییر نامحسوس افکار در بروکسل داشت. دعوت‌نامه‌ها برای بازدید از دفاتر Google یا تجربه آخرین نوآوری آن ارسال می‌شوند. طعمه در آن زمان می‌تواند ماشین خودران گوگل یا پیشنهادی برای آزمایش عینک گوگل باشد. برای بسیاری در بروکسل که مشتاق همگام شدن با مرزهای جدید فناوری بودند، این ظرف ناهار، عالی، خنک و کاسه اکسیژن بود. سرگرمی و بازی به همین جا ختم نشد. کنفرانس‌ها در فضاهای جالبی برگزار می‌شد که معمولاً در مورد داستان‌های علمی یا مهندسی جذاب بود. مقامات و سیاستمداران اتحادیه اروپا – از روسای کابینه ها و مدیران کل گرفته تا نمایندگان پارلمان اروپا – بیش از ده ها نفر بودند. تاکتیک گوگل به همان اندازه که جیب هایش عمیق بود ساده بود: از طریق مهمان نوازی، یک پیوند مثبت، ضخیم یا نازک، با بیشترین افراد صاحب قدرت ایجاد کنید.
در سال 2016، زمانی که من به کارگروه مذاکره برگزیت اتحادیه اروپا منتقل شده بودم، سرانجام کمیسیون دستورالعملی را در مورد حق چاپ در بازار واحد دیجیتال پیشنهاد کرد. در اوایل سال 2019، زمانی که این قانون وارد مراحل پایانی بحث می‌شد، اعتراضات خیابانی بزرگی در سراسر اروپا برگزار شد، میلیون‌ها طومار امضا کردند و نمایندگان پارلمان اروپا با ایمیل‌هایی که در مورد موافقت با هر چیزی که بیان آنلاین را «سردکننده» می‌کند، بمباران شدند.
بحث در مورد مسائل عمیق اجتماعی مورد استقبال قرار می گیرد، اما مهم است که به دنبال سایه طولانی منافع شرکت ها در پشت سر و صدا باشیم. فناوری بزرگ به جمع آوری معترضان به سنگرها کمک کرده بود. سوزان وویچیکی، مدیر اجرایی یوتیوب، به سازندگان این پلتفرم در سرتاسر جهان گفته بود که این قانون "تهدیدی برای معیشت شما و توانایی شما برای به اشتراک گذاشتن صدای خود با جهان … صدها هزار شغل را تهدید می کند."
در نهایت کمیسیون پیروز شد. دستورالعمل کپی رایت یک سال پیش در سراسر اروپا اجرایی شد. قضاوت در مورد اثبات اخطار چشمگیر گوگل را به عهده دیگران می گذارم که " وب را آنطور که ما می شناسیم تغییر خواهد داد ".
تا به امروز، و به نظر می رسد تاریخ در حال تکرار است . قانون خدمات دیجیتال پایان معافیت‌های مسئولیت گسترده پلتفرم‌ها و مصونیت ظاهری آنها را نشان می‌دهد. شفافیت بیشتری را بر تعدیل محتوای پلتفرم‌ها تحمیل می‌کند و قوانینی را روی الگوهای به اصطلاح تاریک وضع می‌کند، ویژگی‌های طراحی که می‌تواند کاربران را فریب دهد تا کارهایی را که قصد انجام آن را نداشته‌اند، انجام دهند.
اما هنوز تنها اولین راه برای چگونگی برخورد با بسیاری از کاربردهای پیچیده هوش مصنوعی و سیستم‌های توصیه‌کننده پلتفرم‌ها است که نه تنها انتخاب‌های تجاری ما را تعیین می‌کنند، بلکه اطلاعاتی را که به دست می‌آوریم و نحوه دیدن جهان را تعیین می‌کنند.
مبالغ هنگفتی در خطر است. درآمد سه ماهه چهارم در سال 2021 در آلفابت، مادر گوگل، بیش از 30 درصد افزایش یافت – به گفته FT – به لطف "افزایش هوش مصنوعی که اثربخشی اساسی تبلیغات این شرکت را بهبود بخشید".
جای تعجب نیست که یکی از بزرگترین نبردها در مورد قوانین جدید اتحادیه اروپا مربوط به تبلیغات رفتاری یا ردیابی است که زیربنای موفقیت تجاری پلتفرم های فناوری است: به اصطلاح مدل سرمایه داری نظارتی .
با توجه به تهدید دموکراتیک ناشی از جمع‌آوری داده‌های مبتنی بر درآمد و تبلیغات هدفمند، گروهی از نمایندگان پارلمان اروپا یک ائتلاف تبلیغات بدون ردیابی را سازماندهی کردند و در مورد محدودیت‌های بسیار سخت‌گیرانه‌تر از آنچه که کمیسیون در ابتدا پیشنهاد کرده بود، بحث کردند.
ضد بسیج گسترده بود، و از یک سه ماهه غیرمنتظره به وجود آمد: بروکسل هرگز ندیده بود که این همه کسب و کار کوچک و متوسط و سازمان های نوپا برای لابی کردن حاضر شوند. ادعا می شد که شرکت های کوچک و متوسط بیشترین آسیب را از ممنوعیت ردیابی تبلیغات خواهند دید.
بیایید نگاهی دقیق‌تر به برخی از گروه‌هایی بیندازیم که سخت‌ترین لابی‌گری کردند. متحد برای استارت آپ ها صدای برجسته ای در برابر محدودیت در تبلیغات هدفمند بود. وب سایت و نمایه لینکدین آن نشان می دهد که از کالیفرنیا خارج شده است. آمازون، فیسبوک، مایکروسافت، پینترست و گوگل در شورای کسب و کار 14 عضوی آن حضور دارند.
SME Connect ، در همین حال، در سال 2017 تاسیس شد و 22 عضو پارلمان اروپا در هیئت مدیره خود فعال است. با این حال، از نظر مالی، آن‌چه آن را دوستان SME می‌نامد ، حمایت می‌شود که «از SMEها به نفع خود برای کاهش تشریفات اداری و ایجاد یک محیط تجاری دوستانه‌تر با رقابت منصفانه حمایت می‌کنند». پس آنها چه کسانی هستند؟ دوستان شامل آمازون بزرگوار، متا، اوبر و گوگل هستند.
گروه تحقیقاتی Corporate Europe Observatory SME Connect و Allied for Startups را در میان تعدادی از انجمن‌ها شناسایی کرده است که «ظاهراً منافع استارت‌آپ‌ها و شرکت‌های کوچک و متوسط را نمایندگی می‌کنند، اما توسط فناوری‌های بزرگ تأمین مالی می‌شوند و لابی‌گری آن‌ها مطابق با منافع پلتفرم های دیجیتال بزرگ».
فعالیت شاخص SME Connect، ائتلاف برای تبلیغات دیجیتال SMEها است، کمپینی که استدلال می کند که "قوانین جدید اتحادیه اروپا که فناوری تبلیغات هدفمند را محدود می کند، مشاغل کوچک اروپایی را در معرض خطر قرار می دهد". من نگاهی بیشتر به برخی از شرکای ائتلاف داشتم. Danish Entrepreneurs به عنوان Dansk Iværksætter Forening فهرست شده است (DIF). اینجا چیزی برای دیدن وجود ندارد: DIF یک انجمن کارآفرینی تثبیت شده است که در سال 1985 تأسیس شد. این رئیس DIF است – که به نظر می رسد، یک شرکت مشاوره فناوری را "در همکاری افتخارآمیز با Google" اداره می کند.
شرکای دیگر عبارتند از Infobalt ، یک "انجمن بخش دیجیتال فناوری" لیتوانیایی که گوگل را در میان اعضای خود به حساب می آورد. IAB Europe ، انجمنی در سطح اروپا برای بازاریابی دیجیتال که متا و گوگل را به عنوان اعضای تشکیل می دهد. و Sapie ، "اتحاد اسلواکی برای اقتصاد نوآوری" مورد حمایت گوگل.
من هیچ دلیلی برای شک ندارم که این بازیگران به پیام هایی که دارند اعتقاد دارند، اما هرچه بیشتر نگاه کنید، گوگل و منافع وابسته بیشتری را در کمپین SME علیه مقررات اتحادیه اروپا در مورد تبلیغات آنلاین هدفمند پیدا می کنید.
این پیوندها مطمئناً یک موضوع مورد علاقه عمومی هستند، اما اغلب آنها را منتشر نمی کنند.
من کمیسیون را در بهار 2021 به خاطر کار در یک اندیشکده بروکسل ترک کردم. اما شاخک های قدرت پلت فرم هرگز دور نیستند. مشاوران و شرکت‌های حقوقی با من تماس گرفتند و از من پرسیدند که آیا علاوه بر کار با اتاق فکر، به نقشی به عنوان "مشاور ارشد" برای چند مشتری عمده علاقه مند هستم یا خیر.
«ما گروهی از ناشران رسانه‌ای را گرد هم آورده‌ایم که در حال مبارزه با قوانین جدید در مورد حق چاپ فرعی هستند. "این از طرف گوگل است و ما به آنها کمک می کنیم راه خود را در بروکسل پیدا کنند." من مودبانه این فرصت را رد کردم .
فناوری BIG اکنون بر فهرست بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاران لابی شرکتی بروکسل تسلط دارد و بدون هیچ زحمتی از سایر گروه‌های مرتبط با فناوری‌های دیجیتالی که منافع عمومی را پشت سر می‌گذارند، بیش از حد هزینه می‌کنند. با توجه به اینکه چقدر تلاش برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی و سیاست گذاران در بروکسل و کشورهای عضو اتحادیه اروپا از طریق تبلیغات و تأمین مالی اشخاص ثالث و گروه های ذینفع به ظاهر مستقل انجام می شود، این لابی تنها نوک کوه یخ است.
دنیای ارزنده اندیشکده‌های بروکسل، جایی که قرار است تأثیر سیاست پیشنهادی به طور عینی تحلیل شود، از شبکه نفوذ بخش فناوری مصون نیست.
برخی از آنها دشوار است که تأثیر غول های کالیفرنیایی را نبینید. تجهیزاتی مانند مرکز نوآوری داده‌ها ، که دفتر مرکزی آن در واشنگتن دی سی است، به نظر می‌رسد ریزساختارهایی هستند که مستقیماً از ایالات متحده برای تأثیرگذاری بر سیاست عمومی اتحادیه اروپا در مورد داده‌ها و فناوری کاشته شده‌اند. این سازمان بخشی از شبکه‌ای است که متا، آمازون، آلفابت و Airbnb را در میان حامیان شرکت‌های بزرگ‌تر خود فهرست می‌کند.
در خصوصی، برخی از متفکران اعتراف می کنند که بیشتر به عنوان لابی گر استفاده می شوند تا متفکران مستقل. حتی اگر آنها آنچه را که می نویسند باور داشته باشند، این کسانی هستند که دیدگاه هایشان با فناوری های بزرگ هماهنگ است، بودجه تحقیقاتی را دریافت می کنند، در نتیجه تعادل نظرات در حوزه عمومی را مخدوش می کند.
و در نهایت، این فقدان تجزیه و تحلیل مستقل و انتقادی نیز بخشی از چیزی است که به فناوری های بزرگ اجازه داده است تا برای نزدیک به دو دهه بدون چالش در بروکسل بازی کند.
در پایان، گوگل و متا، به نظر من، در مبارزه خود در بروکسل بر سر نمایه سازی و ردیابی تبلیغات پیروز شدند. پارلمان اروپا ممنوعیت پروفایل افراد زیر سن قانونی و استفاده از داده های حساس مانند گرایش سیاسی و جنسی را ممنوع کرد. اما در کمیسیون، معاون رئیس جمهور مارگرت وستاگر با ممنوعیت کامل ردیابی تبلیغات مخالفت کرد. هسته اصلی مدل کسب و کار مبتنی بر نظارت فناوری بزرگ دست نخورده باقی مانده است.
مقیاس کامل و پیچیدگی تلاش‌های لابی‌گری فناوری بزرگ، مکانیسم‌های تامین مالی، وابستگی‌ها و مسیرهای نفوذ را فقط می‌توان حدس زد. اما به نظر می‌رسد شرکت‌های فناوری، با قضاوت بر اساس شواهد، در تضعیف تلاش‌های اتحادیه اروپا برای رسیدگی به نگرانی‌های مشروع اجتماعی موفق بوده‌اند و این براندازی هم پیچیده و هم تا حد زیادی مبهم بوده است.
تجربه خود من از لابی گری آنها با یادداشت گوگل که در نوامبر 2020 به بیرون درز کرد حاوی لیستی از تاکتیک هایی است که برای استفاده از آنها پیشنهادات کمیسیون و به ویژه تیری برتون، کمیسر بازار داخلی را تضعیف می کند. این یک کتاب بازی است که یادآور روش‌های تنباکوی بزرگ است.
مقررات فنی امروزه عمدتاً بر اساس یک رژیم رقابتی سخت، قوانینی برای کنترل پلتفرم‌های متجاوز به حریم خصوصی و مقابله با الگوریتم‌ها درک می‌شود. اما قانون خدمات دیجیتال نشان می‌دهد که مقررات باید مبارزه علیه ظرفیت بخش فناوری برای تأثیرگذاری بر نهادهای عمومی، جامعه مدنی و گفتمان سیاست‌ها، اغلب به روش‌های مبهم باشد.
بنابراین اروپا نیاز به ایجاد یک اکوسیستم موثر «کنترل فناوری» دارد. من پنج شرط برای قضاوت موفقیت می بینم. فناوری های بزرگ نمی توانند شریک یا ذینفعی در مرکز تلاش ها برای کنترل آن باشند. شش دهه تلاش برای کنترل تنباکو به ما آموخت که تداخل در صنعت مهم‌ترین مانع در برابر مقررات مؤثر است.
قدرت نظارتی قوی و مستقل باید در مرکز کنترل باشد. اتحادیه اروپا باید ظرفیت‌های مستقلی ایجاد کند، مانند آژانسی برای هوش مصنوعی که می‌تواند ارزیابی خطرات را در همه آسیب‌های اجتماعی انجام دهد، از تکنیک‌ها و الگوریتم‌های طراحی دستکاری جلوگیری کند و ابزاری برای جبران به کاربران ارائه دهد.
شفافیت و دموکراسی در داخل و اطراف نهادهای اتحادیه اروپا بسیار مهم است. پارلمان اروپا هنوز در شفافیت رویه های خود و ثبت شفافیت اتحادیه اروپا حفره هایی دارد باید اختیارات تحقیقاتی برای کشف دور زدن و نقض قوانین رفتاری آن داده شود.
استراتژی های تداخل صنعت فناوری باید به طور سیستماتیک نظارت و مقابله شود. مخالفت با تنباکوی بزرگ، نبردی چند دهه‌ای بود که سازمان جهانی بهداشت، برنامه‌های تحقیقاتی عمومی، مجلات معتبر بین‌المللی و ناظران جهانی (مثلاً STOP، کنترل تنباکو و تاکتیک‌های تنباکو) را شامل می‌شد.
یک اکوسیستم مؤثر «کنترل فناوری» همچنین در مورد اطمینان از عدم ضبط صداهای جایگزین است. پس از بحران مالی 2008، نمایندگان پارلمان اروپا در راه اندازی Finance Watch ، یک سازمان غیردولتی که وظیفه آن انجام تحقیقات مستقل و حمایت از مقررات مالی به نفع جامعه فراتر از بانک ها بود، کمک کردند.
اکنون، اروپا به یک ساعت فناوری نیاز دارد. در محیطی که به راحتی توسط افرادی که بیشترین پول را دارند خریداری می شود، تحقیقات مستقل در مورد مقررات فنی باید مورد حمایت قرار گیرد. عموم مردم و سیاستگذاران باید بتوانند به منابع ورودی خط مشی اعتماد کنند که سایه طولانی گوگل و متا بر روی آنها نباشد. رقابت بزرگ در جوامع ما بین قدرت پول و قدرت مردم است.
گئورگ ریکلس معاون مدیر مرکز سیاست اروپا و یکی از مقامات سابق کمیسیون اروپا است. این دیدگاه ها شخصی هستند و دیدگاه های کارفرمایان سابق یا فعلی را نشان نمی دهند
آیا نظری در مورد موضوعات مطرح شده در این مقاله دارید؟ اگر مایلید نامه ای با حداکثر 300 کلمه ارسال کنید تا برای انتشار در نظر گرفته شود، آن را برای ما به آدرس guardian.letters@theguardian.com ایمیل کنید.

source

توسط artmisblog