گروهی از مشاوران محلی که توسط پکن مورد تحقیر قرار گرفتند و توسط لندن برکنار شدند، تلاش کردند و نتوانستند اطمینان حاصل کنند که منافع هنگ‌کنگ‌ها پس از سال 1997 محافظت می‌شود.
در نسخه های رسمی چینی و بریتانیایی تاریخ هنگ کنگ ، انتخاب های قدرت های بزرگ بیشتر صفحات را اشغال می کند . فضای کمی به صدای مردم هنگ کنگ داده می شود. اما در سال‌های منتهی به واگذاری قلمرو در سال 1997، گروهی از صنعتگران محلی تلاش کردند – و شکست خوردند – بر روند تاریخ تأثیر بگذارند.
آنها را "غیررسمی" می نامیدند، گروهی از مشاوران محلی با ارتباط خوب که توسط فرمانداران بریتانیایی در کابینه بالفعل خود برای مشاوره در مورد سیاست های قلمرو منصوب می شدند. برای سال‌ها، این گروه از چینی‌های محلی هنگ‌کنگ به‌عنوان چهره‌های پیشرو برای مسائل پیچیده در نظر گرفته می‌شدند. و برای مدت طولانی، به نظر می رسید که توصیه آنها تأثیر خاصی بر فرمانداران استعماری داشته است.
اما نقش غیررسمی ها زمانی تغییر کرد که بحث برانگیزترین موضوع در اواخر دهه 1970 ظاهر شد. در مارس 1979، فرماندار موری مک‌لهوز – که محلی بیگ مک نامیده می‌شود – شروع به بررسی "سوال 1997" با رهبر برجسته چین، دنگ شیائوپینگ کرد. فرماندار در صورت عدم توجه به این مسائل به عنوان یک "منبع اجتناب ناپذیر بحران" نگاه کرد.
به گفته مورخانی که سالها بعد در مورد این ملاقات نوشتند، سفر مک‌لهوز برای صحبت با دنگ در پکن خوب پیش نرفت . در آن زمان، بسیاری از مشاوران ارشد او – از جمله SY Chung، یک مهندس "غیر رسمی" که تبدیل به سیاستمدار شد – در مورد آنچه بین بریتانیایی ها و چینی ها مورد بحث قرار می گرفت، در تاریکی رها شده بودند. بدون اطلاعات، بسیاری در هنگ کنگ همچنان معتقد بودند که دولت بریتانیا از سال 1997 فراتر خواهد رفت.
برای برخی، پنهان کاری فرماندار بریتانیا در مورد جزئیات ملاقات با دنگ، شکافی را بین منافع ولیعهد و ساکنان مستعمره آشکار کرد. لوئیزا لیم، نویسنده شهر پاک نشدنی: سلب مالکیت و سرپیچی در هنگ کنگ ، می‌گوید، مانند چانگ، اکثر افراد غیررسمی نیز از این حلقه کنار گذاشته شدند. «جهل اجباری آنها به صورت اتفاقی انجام نشد. این یک استراتژی دولت بریتانیا بود که در یادداشت های دیپلماتیک به یادگار مانده بود.»
در اوایل دهه 1980، ابهامات در مورد آینده هنگ کنگ بر این قلمرو آویزان بود. از آنجایی که در تاریکی نگه داشته شده بودند، در بین غیر رسمی ها احساس فوریت وجود داشت. آنها باید به تنهایی بجنگند – نه علیه پکن، بلکه علیه لندن.

در طول آن دهه، موضوع هویت هنگ کنگ مدام مطرح شد. لایحه ملیت ها در سال 1980 وضعیت جدیدی را برای ساکنان هنگ کنگ به عنوان "شهروندان یک قلمرو وابسته به بریتانیا" پیشنهاد کرد. همانطور که گاردین در 7 مارس 1981 گزارش کرد، این موضوع باعث شد برخی از خود بپرسند که آیا در صورت واگذاری، بریتانیا از تعهدات خود در قبال آنها صرف نظر خواهد کرد.
بنابراین قبل از مناظره نهایی پارلمانی در اکتبر همان سال، دو نفر غیررسمی به لندن رفتند تا با دولت بریتانیا برای کسب وضعیت ملی بریتانیا برای ساکنان هنگ کنگ لابی کنند. اما پاسخ نمایندگان بریتانیایی آنها را شوکه کرد.
«همه آنها به ما اطمینان دادند که این موضوع سوژه بریتانیایی هنگ‌کنگ نیست که آنها دنبال آن بودند – جبل الطاریایی‌ها و همه چیزهای دیگر – اما آنها گفتند: «ما بدشان نمی‌آید که شما افراد را در آنجا بیدار کنم، اما من مطمئناً دوست ندارم یکی از آنها را بیدار کنم. به گفته یکی از مقامات غیررسمی، لی فوک وو، بانکدار، که مدتی پس از رویداد در هنگ کنگ بریتانیا این نسخه را به یاد آورد، به قصاب و داروفروش من بروید تا متوجه شوید که چینی های هنگ کنگ آنها را اداره می کنند. استیو تسانگ آکادمیک
آنها تحقیر شدند و به خانه بازگشتند. ناامیدی همچنان در حال افزایش است. تا این حد، چانگ چند ماه بعد در یک جلسه خصوصی به مارگارت تاچر گفت که اگر دولت بریتانیا نتواند به مشاوران محلی خود اعتماد کند، ممکن است برخی از آنها چاره ای جز استعفا نداشته باشند.
لیم می‌گوید: «مقامات غیر رسمی در موقعیتی غیرقابل قدرت و متناقض بودند. برای پکن، آنها وجود نداشتند، اگرچه گاهی اوقات به دنبال نظرات آنها بودند، در حالی که در بریتانیا با آنها مشورت می شد، سپس نادیده گرفته می شد.
در طول نزدیک به دوجین دور مذاکرات بین پکن و لندن در اوایل دهه 1980، هیچ یک از مقامات غیر رسمی، مانند چانگ، اجازه حضور نداشتند. بریتانیایی‌ها فکر می‌کردند که دیدگاه‌هایشان در مورد چین بیش از حد «تضادآمیز» است.
هنگامی که تصمیم برای واگذاری هنگ کنگ در سال 1997 در نهایت در 20 آوریل 1984 اعلام شد، از قضا حس رهایی را برای مشاوران به ارمغان آورد. با جرأت، یک هیئت 9 نفره – به رهبری چانگ – به لندن رفتند تا بر دولت فشار بیاورند.
اما لندن آماده بود. مطبوعات قبل از ورودشان در مورد آنها اطلاعاتی دریافت کردند و بیانیه آنها را "ستیزه جویانه" توصیف کردند. سؤالات مهم آنها از اربابان استعمارگرشان این بود: اگر چین اعلامیه مشترک چین و انگلیس را زیر پا بگذارد چه اتفاقی می افتد؟ آیا ساکنان هنگ کنگ می توانند به بیانیه مشترک رأی دهند؟ اگر چنین است، چگونه؟
این دیدار در خانه نیز بحث برانگیز بود. روزنامه‌های طرفدار پکن این هیئت را متهم کردند که «در هنگ‌کنگ تیرگی را گسترش داده‌اند»، علی‌رغم اینکه شاخص بورس هنگ‌کنگ از زمان اعلام 20 آوریل تاکنون 200 واحد کاهش یافته است. طبق گزارش گاردین در 13 مه 1984 ، سلینا چاو، یکی از اعضای هیئت، گفت: «ما اینجا هستیم تا سعی کنیم آرزوهای مردم هنگ کنگ را منعکس کنیم. ما از دولت بریتانیا می‌پرسیم: چگونه می‌خواهید به تعهدات خود در قبال من عمل کنید؟ چگونه می‌خواهی از من در برابر این تردیدها محافظت کنی؟»
اما قبل از اینکه پاسخی از لندن دریافت کنند، از کار برکنار شدند – از جمله توسط رئیس سابقشان، مک‌لهوز، که تا به حال به او همتای مادام العمر داده شده بود. برای چانگ، نابخشودنی بود. من هرگز سخنان نمایندگانی را که از ما انتقاد کردند، فراموش نمی کنم که اعضای غیر رسمی دو شورا انتخاب نشده اند، پس چگونه می توانند نماینده هنگ کنگ باشند؟ … من به آنها گفتم: چگونه می توانید ادعا کنید که می توانید برای ما مذاکره کنید؟ شما هم از ما حکمی ندارید. من هرگز تو را انتخاب نکردم.» او بعداً به تسانگ یادآوری کرد.
چانگ به عنوان یک تاجر ماهر که اغلب با چین سروکار داشت، بریتانیایی ها را نسبت به زودباوری بیش از حد نسبت به چینی ها برحذر داشت. او همچنین از لندن خواسته بود مطمئن شود که پکن به وعده هایش عمل نمی کند. او در مورد توافق پیشنهادی ملاحظاتی داشت. ترس او از این که آیا دولت‌های آینده هنگ‌کنگ واقعاً از پکن اداره می‌شوند تا اینکه آیا سیاست چین به سمت چپ افراطی برمی‌گردد، متغیر بود. لیم می‌گوید: «امروز که به گذشته نگاه می‌کنیم، همه آنها نبوی بودند.
با دیدن اینکه اوضاع با لندن به جایی نمی رسد، غیر رسمی ها جلسات خود را با پکن آغاز کردند. در ژوئن 1984، چانگ یک هیئت سه نفره را برای دیدن دنگ در تالار بزرگ مردم پکن رهبری کرد.
همانطور که لندن آنها را به نداشتن حق نمایندگی از مردم هنگ کنگ متهم کرد، غیر رسمی ها نیز به همان شیوه مورد آزار و اذیت قرار گرفتند. بر اساس گزارش گاردین در 25 ژوئن 1984 ، "دنگ به هیئت گفت که مایل است به نظرات آنها به عنوان فردی گوش دهد، اما این هیچ تفاوتی در برنامه های چین برای مستعمره ندارد."
دنگ به این سه نفر گفت: «شما می‌توانید هر چیزی که می‌خواهید بگویید، اما باید اشاره کنم که جمهوری خلق چین قاطعانه بر مواضع، اصول و سیاست‌های خود در مورد موضوع هنگ‌کنگ می‌ایستد». او با متهم کردن چانگ و همکارانش به عدم ایمان به جمهوری خلق افزود: «ما نظرات مختلف زیادی شنیده‌ایم، اما نمی‌پذیریم که اینها منافع همه مردم هنگ‌کنگ را نشان می‌دهد. چین».
مطبوعات هنگ کنگ این دیدار را "تحقیر" توصیف کردند. با این حال، مقامات غیر رسمی چهره شجاعانه ای به پا کردند و لباس پوشیدن رهبر چین را "بسیار صریح و کامل" توصیف کردند.
تسانگ می گوید: «مقامات غیررسمی بسیار تلاش کردند تا اراده مردم هنگ کنگ را در اختیار سیاست گذاران چین و بریتانیا قرار دهند، اما توسط رهبری چین بی اختیار از کار برکنار شدند و به اندازه کافی توسط دولت بریتانیا جدی گرفته نشدند». موسسه Soas China در لندن را مدیریت می کند.
چند سال پس از آن سفرهای تحقیرآمیز به هر دو پایتخت، چانگ به صدای برجسته ای تبدیل شد که طرح انتخابات مستقیم منطقه را «غیرواقعی» خواند. در آوریل 1987 ، او مجدداً به مطبوعات تأکید کرد که بریتانیا در سال 1997 هنگ کنگ را "به چین، نه به مردم هنگ کنگ" واگذار خواهد کرد.
کمی قبل از کریسمس در سال 1993، چانگ به دیدن کریس پتن رفت، کسی که یک سال قبل به عنوان آخرین فرماندار هنگ کنگ شروع به کار کرده بود. این بار نقشش عوض شده بود. پتن در دفتر خاطرات خود که اخیراً منتشر شد ، نوشت: «شاید به ناچار، چون نتوانست بر قدرت استعماری در حال خروج تأثیر بگذارد، سرانجام به طرف دیگر رفت و اکنون یکی از مشاوران پکن است.
چند هفته بعد، این دو مرد دوباره ملاقات کردند. پتن در روز دوشنبه، 10 ژانویه 1994، به یاد می آورد: «او برای نسخه چینی پایان مذاکرات به قلاب، خط و قلاب افتاده است. این غم انگیز و تعجب آور است. او همیشه استدلال می کرد که باید جزیره ویکتوریا را نگه داریم و در صورت لزوم با تانکر آب بیاوریم.
پس از واگذاری در سال 1997، چانگ توسط تونگ چی هوا، اولین مدیر اجرایی منطقه، به عنوان عضو غیر رسمی شورای اجرایی منصوب شد. او در سال 2018 در سن 101 سالگی درگذشت. مطبوعات محلی او را "پدرخوانده سیاست هنگ کنگ" و "آقا سروران" نامیدند.

source

توسط artmisblog