قهرمان سنگین وزن جهان در مبارزه در اوکراین و اینکه چگونه سربازان همکار او را تشویق کردند تا در یک مسابقه مجدد به مصاف آنتونی جاشوا برود.
O leksandr Usyk، قهرمان سنگین وزن جهان IBF، WBA و WBO، یکی از بزرگترین مبارزان روی کره زمین است، اما از بیان ترسی که امسال به عنوان یک سرباز در ارتش اوکراین احساس می کرد، خجالت نمی کشد. بلافاصله پس از اینکه ولادیمیر پوتین در 24 فوریه حمله روسیه به اوکراین را آغاز کرد، یوسیک و دوستش واسیلی لوماچنکو، یکی دیگر از بهترین بوکسورهای جهان، به ارتش پیوستند. اما هنگامی که او در خیابان ها گشت زنی می کرد و به جای دستکش بوکس یک مسلسل حمل می کرد، ترس اوسایک را فرا گرفت.
او می‌گوید: «هر روز آنجا بودم، دعا می‌کردم و می‌پرسیدم: «خدایا، خواهش می‌کنم، اجازه نده کسی بخواهد مرا بکشد. لطفا اجازه نده کسی به من شلیک کند. و لطفاً مرا مجبور نکنید به شخص دیگری شلیک کنم.»
یوسایک این هفته در لندن بوده است تا مسابقه برگشت دیرهنگام خود در 20 آگوست را در برابر آنتونی جاشوا، که او را به طرز قانع کننده ای شکست داد تا در سپتامبر گذشته قهرمان جهان شود ، تبلیغ کند، و پس از اعتراف صریح به او نگاه می کند. اما اگر احساس خطر می کردم، اگر احساس می کردم جانم یا خانواده ام در خطر است، [یک سرباز روسی را می کشتم].
اوسیک علیرغم واکنش بسیار انسانی در یک منطقه جنگی تاکید می کند: «من واقعاً نمی خواستم کشورمان را ترک کنم. من نمی خواستم شهرمان را ترک کنم. یک زمانی به بیمارستانی رفتم که سربازان مجروح شده بودند و در حال توانبخشی بودند و از من خواستند که بروم، با [جاشوا] بجنگم و برای کشور بجنگم. آنها گفتند اگر به آنجا بروید، به جای جنگیدن در داخل اوکراین، بیشتر به کشور ما کمک خواهید کرد.»
اوسیک در اواخر ماه مارس جنگ را ترک کرد تا اردوگاه آموزشی خود را در لهستان آغاز کند اما به زودی تصاویری در رسانه های اجتماعی منتشر شد که نشان می داد یکی از خانه های سابق او توسط سربازان متجاوز روسی غارت شده است. اوسیک آرام می گوید: «این خانه سابق من نبود. «این خانه معمولی من در وورزل است. آن خانه مال من است و بله، درست است. سربازان روسی وارد شدند. آنها چیزهایی را شکستند و یک نوع فضای زندگی درست کردند و مدتی در آنجا ماندند.
خانواده من در اوکراین نیستند اما بسیاری از دوستان نزدیک من هنوز در این کشور هستند. من هر روز با آنها در تماس هستم. از آنها می پرسم، چون برای من خیلی مهم است، چه احساسی دارند؟ آیا آنها در یک مکان امن هستند؟ من می خواهم آنجا زندگی کنم و بلافاصله بعد از مبارزه به اوکراین برمی گردم.
آیا او به عنوان یک سرباز برمی گردد؟ اوسیک سرش را تکان می دهد زیرا می داند که جایگاه او به عنوان یکی از مشهورترین مردان اوکراین به این معنی است که «هیچ کس اجازه نمی دهد به خط مقدم بروم. اما بسیاری از دوستان نزدیک من در خط مقدم هستند. من از آن‌ها حمایت می‌کنم و با این مبارزه می‌خواهم بین کارهایی که انجام می‌دهند، نوعی شادی برایشان به ارمغان بیاورم.»
خشم اوسیک از روسیه آشکار است. وقتی از خواندن یک سرباز جوان روسی که در اوکراین اسیر شده است یاد می کنم، چشمانش با نگاهی پولادین به من خیره می شود. او از طرفداران بوکس بود که یوسیک و لوماچنکو را تحسین می کرد و گفت که برداشتش از تهاجم زمانی تغییر کرد که متوجه شد دو جنگجوی مهم در ارتش اوکراین نام نویسی کرده اند. یوسیک شانه های خود را بالا می اندازد و به جای آن بر تبلیغاتی که در خانه های معمولی روسیه پخش می شود تمرکز می کند.
من آنچه را که آنها می گویند باور نمی کنم زیرا آنها آنچه را که در کشورشان حقیقت دارد نشان نمی دهند. آنها سربازان را بمباران می کنند. دارند گردان های ارتش را بمباران می کنند. اما آن‌ها بمب‌هایی را که روی خانه‌های غیرنظامی یا بیمارستان‌ها فرود می‌آیند نشان نمی‌دهند. دو روز پیش در کیف یک بمب بر روی خانه ای که غیرنظامیان در آن زندگی می کردند فرود آمد. دو روز پیش موشکی به یک مرکز خرید در کرمنچوک که همه مردم عادی آنجا بودند فرود آمد. سربازان آنها در تلویزیون خود می گویند که [اوکراینی ها] به یکدیگر تیراندازی می کنند. بنابراین من به آنچه آنها می گویند اعتماد ندارم.»
جدا شدن از جنگ و پرسیدن از یوسیک در مورد جاشوا احساسی غیرعادی به نظر می رسد. اما حفظ عناوین او برای مردم اوکراین بسیار مهم است و این سنگینی مسئولیت به ارزیابی او از مردی که سال گذشته به طور جامع شکست داد، امتیازی می دهد. این تنها سومین مبارزه او به عنوان یک وزنه سنگین بود، که از دسته رزمناو قهرمانی بلامنازع بود، اما یوسایک در مواجهه با مردی بسیار بزرگتر و قدرتمندتر بی حوصله بود.
او اصرار دارد که جاشوا هرگز به او آسیبی نرساند و از این ایده که جنگنده بریتانیایی در ماه آگوست بسیار تهاجمی‌تر بوکس می‌کند، استقبال می‌کند. یوسایک درباره این گمانه زنی که جاشوا قصد دارد او را ناک اوت کند، می گوید: «اجازه دهید او در مورد آن فکر کند. "اجازه دهید او این آرزو را داشته باشد."
اوسیک می داند که استعداد طبیعی بسیار بیشتری نسبت به جاشوا با مهارت های برتر دارد و معتقد است که در بازی برگشت بهتر خواهد بود. من اولین مبارزه را بارها با تمام تیمم تماشا کرده ام. ما به اشتباهاتی که مرتکب شدم نگاه می کنیم و روی آنها کار می کنیم تا مطمئن شویم که دوباره آنها را تکرار نکنیم. من به [جاشوا] فکر نمی کنم و واقعاً برایم مهم نیست که او یک تاکتیک جدید دارد یا یک مربی جدید. من فقط به خودم فکر می کنم. ما خیلی سخت کار می کنیم، اهداف جدیدی را تعیین می کنیم و با کمک خداوند بهتر خواهیم شد.»
وقتی از او می پرسم که آیا او جاشوا را در رینگ قابل پیش بینی یافت، یوسیک سر تکان می دهد. "آره."
مدل موی قهرمان کمتر قابل پیش بینی است – سمت راست سر او تراشیده شده و سمت چپ شبیه یک شانه درخشان است. یوسیک با هوشیاری می گوید: «این یک مدل موی سنتی جنگجویان قزاق اوکراینی است.
او زمانی یک جوکر پرجنب‌وجوش بود، پر از خنده و کفر، اما جنگ او را تغییر داده است. اوسیک اکنون به طور مرگبار جدی به نظر می رسد و با ناراحتی سر تکان می دهد. "بعضی وقت ها خودم را مجبور می کنم که لبخند بزنم. گاهی خودم را مجبور می کنم که بخوانم. من حتی نمی دانم چگونه آن را توضیح دهم.»
قهرمان سنگین وزن جهان برای مدت کوتاهی درمانده به نظر می رسد. او درباره تهاجم روسیه می‌گوید: «فرزندانم می‌پرسند: «پدر، چرا می‌خواهند ما را بکشند؟» یوسیک به نظر متروک می رسد و پس از مکثی سرانجام می گوید: "و من نمی دانم به آنها چه بگویم."

source

توسط artmisblog