آنچه من بیش از همه تحسین می کنم این است که چگونه حکم، در عین حال عمیق و غنایی، فضای پیرامون موضوع سقط جنین را توصیف می کند. زیبا است
یک یادآوری دیگر از آنچه که ما از دست داده ایم، بعید است که متن حکم Roe v Wade در سال 1973 ما را تسلی دهد. با این وجود توصیه می کنم فایل pdf را دانلود کنید. در پی واژگونی آن، این سند زیبا نوشته شده – که مانند یک مقاله طولانی خوانده می شود – نه تنها به خودی خود جالب است، بلکه اکنون به نظر می رسد نشانه دیگری از تغییرات زیادی در طول نیم قرن گذشته است، در این مورد برای بدتر شدن.
این حکم که توسط قاضی هری بلکمون تهیه شده است، شامل خلاصه ای واضح و قانع کننده از تاریخچه قانون سقط جنین است. "در زمان تصویب قانون اساسی ما و در طول بخش عمده قرن نوزدهم، یک زن از حق بسیار گسترده تری برای خاتمه بارداری برخوردار بود که در اکثر ایالت های امروزی انجام می دهد." این بحث قرن‌ها درباره زمان شروع زندگی را دنبال می‌کند و این استدلال را که جنین فردی است که از شهروندان ایالات متحده حمایت می‌شود را رد می‌کند. در کل، بر خلاف حکم عادل آلیتو در دابز علیه سلامت زنان جکسون، که بیشتر شبیه بیان اعتقاد مذهبی است که به عنوان تفسیری بی طرفانه از قانون اساسی به تصویر کشیده می شود، به نظر می رسد که توضیح دقیق و شفاف سازی یک قانون دارای سابقه قانونی است.
آنچه در مورد Roe v Wade بسیار قابل توجه است – و تفاوت آن با حکمی که آن را لغو کرد – فصاحت آن است. زبان شفاف و غالباً برازنده بلکمون نشان دهنده تعهد به نجابت و شفقت است. داوران در مورد خطرات حاملگی یک کودک ناخواسته یا بارداری پرخطر تا پایان صحبت می کنند. آنها تلاش می کنند تا موضوع را از منظر کسانی که با یک بحران جدی زندگی روبرو هستند ببینند و پیامدهای مخربی را که ممکن است زنان باردار و خانواده های آنها با آن روبرو شوند را تصور کنند.
ممکن است آسیب های خاص و مستقیم از نظر پزشکی حتی در اوایل بارداری قابل تشخیص باشد. زایمان، یا فرزندان اضافی، ممکن است زندگی و آینده پریشان را بر زن تحمیل کند. آسیب روانی ممکن است قریب الوقوع باشد. سلامت روانی و جسمی ممکن است توسط مراقبت از کودکان مالیات گرفته شود. همچنین ناراحتی برای همه افراد مرتبط با کودک ناخواسته وجود دارد و مشکل وارد کردن کودک به خانواده ای است که از نظر روانی و غیره قادر به مراقبت از آن نیست.
قسمتی که من بیشتر تحسین می کنم قسمتی است که در آن بلکمون، در عین حال عمیق و غنایی، فضای پیرامون موضوع سقط جنین، نحوه شکل گیری عقاید ما و فشارهایی را که قانون باید آنها را بپذیرد و در تعادل نگه دارد، توصیف می کند.
ما فوراً آگاهی خود را از ماهیت حساس و عاطفی جنجال سقط جنین، دیدگاه‌های مخالف شدید، حتی در میان پزشکان، و اعتقادات عمیق و به ظاهر مطلقی که موضوع القا می‌کند، تصدیق می‌کنیم. فلسفه فرد، تجربیات فرد، قرار گرفتن در معرض لبه های خام وجودی انسان، تربیت دینی، نگرش فرد نسبت به زندگی و خانواده و ارزش های آنها، و معیارهای اخلاقی که فرد ایجاد می کند و می خواهد رعایت کند، همگی به احتمال زیاد بر روی فرد تأثیر می گذارند و به آنها رنگ می دهند. تفکر و نتیجه گیری در مورد سقط جنین علاوه بر این، رشد جمعیت، فقر و رنگ‌های نژادی مشکل را پیچیده‌تر می‌کند و ساده‌تر نمی‌کند.»
و اینجاست: فهرستی فوق‌العاده از عواملی که وقتی عواملی را در نظر می‌گیریم که اکنون تعیین می‌کنند که داب بیشتر به چه کسی آسیب می‌زند، به ذهن خطور می‌کند: فقر، نژاد، و زندگی در لبه‌های خام وجود انسان – یک لبه، ممکن است. هر تصمیمی در مورد سقط جنین بر اساس آن گرفته می شود.
من می‌دانم که Roe معایب خود را دارد، اگرچه من با دادگاه فعلی در مورد آنها مخالفم. پدرگرایی در اواسط قرن این ایده را که تصمیم برای خاتمه بارداری توسط یک زن و پزشک او گرفته می شود، لکه دار می کند. در بیشتر موارد (به جز تشخیص های پزشکی و ارزیابی خطر) این تماس دشوار همیشه به نظر پزشک نیاز ندارد. و به نظر می‌رسد که قضات به طرز مشکوکی سریع این ایده را رد می‌کنند که «این قوانین محصول یک نگرانی اجتماعی ویکتوریایی برای جلوگیری از رفتار جنسی غیرقانونی بودند» – و در نتیجه این پیشنهاد که دیدگاه‌های مرد در مورد سقط جنین ممکن است منعکس کننده تمایل به کنترل تمایلات جنسی زنان باشد. اما همه اینها در کنار تقوای یخی حکم عدالت آلیتو، یا در مقایسه با نظر موافق قاضی توماس: تهدیدهای پنهان او درباره آینده ازدواج همجنس گرایان و پیشگیری قانونی از بارداری، جزئی و قابل بخشش به نظر می رسد.
در واقع بی اعتمادی – و بدخواهی – نسبت به زنان چیز جدیدی نیست. این نظر مخالف قاضی بایرون وایت را در مورد Roe v Wade رسوخ می کند، که در آن او ایده خود را در مورد اینکه چرا ممکن است کسی به بارداری پایان دهد ارائه می دهد: "راحتی، تنظیم خانواده، اقتصاد، نفرت از کودکان، شرمندگی از نامشروع بودن، و غیره." راحتی؟ بیزاری از بچه ها؟ سفید تازه شروع شده است. دادگاه ظاهراً به راحتی مادر بیش از ادامه حیات و توسعه زندگی یا زندگی بالقوه ای که او دارد ارزش قائل است.» زندگی بالقوه؟ و بنابراین ما به لحظه دستکش کردن وایت می رسیم، مخالفت او با نقض تلاش های ایالت ها برای "حفاظت از جان انسان ها" و در عوض "سرمایه گذاری مادران و پزشکان با حق محافظت شده در قانون اساسی برای از بین بردن آن".
نابود کردن کلمه قوی است. نظر آلیتو تندتر است، اما کاملاً فاقد همدلی بلکمون یا لطف زبانش است. انتخاب کلمه آلیتو فاش کننده است. قبل از کلمات "انسان" همیشه کلمه "به دنیا نیامده" آمده است – گویی تنها انسانهای مرتبط با این پرونده کسانی هستند که هنوز به دنیا نیامده اند. پس از خواندن دابز، ممکن است به این نتیجه برسیم که زندگی زنانی که مجبور به بچه دار شدن ناخواسته شده بودند، تأثیری در این گفتگوها نداشت. انحرافات عجیبی وجود دارد – یکی در مورد اینکه چگونه تعریف زنده ماندن جنین با داشتن یک NCU درجه یک تغییر می کند – اما این پیام به گوش می رسد: یک زن باید توسط قانون از کشتن شخص درون خود منع شود.
در 50 سال بین رو و دابز، دادگاه عالی ایالات متحده فراموش کرده است که سقط جنین شامل تصمیم گیری های دشوار انسان ها در مقاطع دشوار زندگی می شود. آنها را به عنوان جنایتکارانی که برای ارتکاب قتل دسته جمعی توطئه می کنند، قاتلی که باید متوقف شوند، معرفی کرده است.
همیشه این عقیده معترضانی بود که در بیرون کلینیک‌های سقط جنین تجمع می‌کردند و به زنان ناراضی وحشت‌زده توهین می‌کردند و پوسترهای جنین‌های ژولیده را به‌هم می‌زدند. اکنون چقدر دردسرساز است که بدانیم شش تن از قاضیانی که ریاست بالاترین دادگاه کشور را به عهده دارند، این عقیده را دارند.
فرانسین پراز رئیس سابق مرکز آمریکایی PEN و عضو آکادمی هنر و ادبیات آمریکا و آکادمی علوم و هنر آمریکا است.

source

توسط artmisblog