تحلیل: ولودیمیر زلنسکی به مهمات نیاز دارد، نه کلمات – اما دیدارهای باواریا و مادرید همچنان بسیار مهم بود.
در طی پنج روز، رهبران G7 و ناتو از پس‌زمینه‌ی شبانی کوه‌های آلپ باواریا به دشت‌های معمولی‌تر مادرید تغییر مکان دادند، اما در هیچ نقطه‌ای کمبود فرصت‌های عکاسی، دموکراسی، اعلامیه‌های چند میلیارد دلاری یا وعده‌ها وجود نداشت. عزم بی دریغ برای کمک به اوکراین .
اما در حالی که رهبران به سمت خانه‌های خود به سمت چالش‌های پیش پا افتاده داخلی خود می‌روند، مشروع است که بپرسیم این وعده‌ها تا چه حد توازن قدرت را در میدان جنگ تغییر می‌دهند یا در ذهن ولادیمیر پوتین تردید ایجاد می‌کنند. زیرا اگرچه این نشست ها تمرینی برای اطمینان دادن به رای دهندگان داخلی و تا حدی برای اوکراین بود، اما مخاطب هدف واقعاً یک نفر بود: رئیس جمهور روسیه.
جای تعجب نیست که او احساس بی احتیاطی را از خود نشان داد. در آسیای مرکزی، در اولین سفر خود به خارج از کشور پس از آغاز جنگ، ادعا کرد: «کار آرام و ریتمیک پیش می‌رود، نیروها حرکت می‌کنند و به خطوطی می‌رسند که به عنوان نقطه عطف به آنها داده شده است. همه چیز طبق برنامه پیش می رود.»
خروج ناگهانی و تا حدودی مرموز پادگان روسی از جزیره مار (با ابعاد 600 متر در 700 متر) ممکن است چیز دیگری را نشان دهد، اما این آغاز خروج تمام نیروهای روسیه از اوکراین، از جمله کریمه نیست، هدف جنگی که مجدداً بیان شد. مطابق با واقع بینانه لیز تراس، وزیر خارجه بریتانیا، روز پنجشنبه.
بخشی از دشواری این است که این اجلاس کاملاً شورای جنگی ولودیمیر نبود زلنسکی نیاز داشت، تا حدی به این دلیل که جو بایدن نمی‌خواست با معرفی ناتو به عنوان چیزی غیر از یک اتحاد دفاعی، محافظ زرهی قلمرو خود، در تبلیغات روسیه بازی کند.
نشست سران ناتو عمدتاً در مورد پیامدهای تهاجم روسیه بود، نه برای اوکراین، بلکه برای کشورهایی که قبلاً در داخل یا در شرف پیوستن به ناتو هستند. همانطور که بایدن بیان کرد، موضوع «دفاع از هر وجب از خاک ناتو» بود.
همانطور که بوریس جانسون سوئد و فنلاند را توصیف کرد، اوکراین مستقیماً از پذیرش «دو قصر صلح» در ناتو سود نمی برد. همین امر در مورد افزایش هفت برابری نیروهای ناتو در حالت آماده باش بالا، ایجاد اولین ستاد عملیاتی دائمی ایالات متحده در جناح شرقی این اتحاد در لهستان، افزایش تعداد نیروهای آمریکایی در منطقه یا یک استراتژی 10 ساله جدید صدق می کند. که هرگونه مفهوم مشارکت با روسیه را نادیده می گیرد. این به این معنی نیست که اهمیت آنها کم شود. روی کاغذ، قصد ایجاد چنین نیروهایی با آمادگی بالا، بزرگترین تغییر سیستمی – و ذهنی – در برنامه ریزی ناتو از پایان جنگ سرد است، اما هیچ تأثیری بر کشتارهای دونباس ندارد. به تعبیر زلنسکی، او به یک مفهوم استراتژیک جدید ناتو نیاز ندارد – او به مهمات نیاز دارد.
اما این بدان معنا نیست که هیچ پیشرفتی حاصل نشده است. امانوئل ماکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، نمی‌توانست در انتقاد از پوتین صریح‌تر باشد یا واضح‌تر از این که راه‌های آتش‌بس بسته است. اگر یک جناح صلح زودرس وجود داشته باشد، در پاریس اقامت ندارد.
برای خود زلنسکی، این نشست در مورد مسائل مالی، تسلیحاتی و سیاسی بود.
از نظر مالی، اوکراین به دلیل تنزل اقتصاد و صادرات، ماهانه 5 میلیارد دلار خارق‌العاده می‌خورد، اما ایالات متحده آماده است تا این امر را تضمین کند. بایدن در چند روز آینده 800 میلیون دلار کمک دفاعی دیگر از جمله یک سیستم دفاع هوایی پیشرفته جدید را وعده داد. بریتانیا، دومین تامین کننده بزرگ کمک های نظامی، موافقت کرد 1.15 میلیارد یورو کمک نظامی دیگر به اوکراین اختصاص دهد. آلمان که در مورد تحویل تسلیحات دور می زند، در یارانه دادن به اقتصاد اوکراین بهتر عمل کرده است.
«اجلاس بهبودی» دیگری که به بازسازی اوکراین اختصاص دارد، در 4 تا 5 ژوئیه در لوگانو برگزار خواهد شد که قرار است خود زلنسکی نیز در آن شرکت کند.
در مورد تسلیحات، قبل از اجلاس، میخائیل پودولیاک، مشاور رئیس جمهور اوکراین، فهرستی از نیازهای اوکراین را ارائه کرد: 1000 هویتزر کالیبر 155 میلی متر، 300 سامانه موشکی چند پرتاب، 500 تانک، 2000 خودروی زرهی و 1000 پهپاد.
مقامات می گویند که نیروهای اوکراینی 700 خودروی زرهی را در سه ماه گذشته از دست داده اند و به جایگزینی فوری نیاز است. فرانسه و اسپانیا هر دو با پیشنهاد تانک یا نفربر زرهی پاسخ داده اند.
مهمتر از همه، آنها به مهمات یا توپخانه نیاز دارند. توپخانه روسیه روزانه 40000 تا 60000 موشک شلیک می کند، در حالی که توپخانه اوکراینی می تواند با 5000 تا 6000 موشک پاسخ دهد. بدتر از آن، غرب مهمات سیستم های توپخانه قدیمی شوروی را که اوکراین استفاده می کند، ندارد. تاکنون، ایالات متحده تنها چهار پرتابگر هیمارس را تحویل داده است، اما وعده داده شده است که از ایالات متحده و بریتانیا تحویل داده شود. در حال حاضر از آنها تقریباً منحصراً برای ضربه زدن به انبارهای مهمات روسیه در منطقه لوهانسک استفاده می شود.
هیچ ضد حمله ای برای تابستان یا استقرار نیروهای تازه آموزش دیده در خط مقدم نمی تواند برنامه ریزی شود، مگر اینکه تغییری در سرعت و حجم تسلیحات ایجاد شود.

یک فوریت هم وجود دارد. پوتین معتقد است که زمان به نفع اوست و روسیه "می تواند طولانی ترین ضربه را بزند". همانطور که نیروهای اوکراینی تنها می توانند از سطح خاصی از فرسایش رنج ببرند، سیاستمداران غربی نیز می توانند برای مدت طولانی خشم رای دهندگان خود را به خطر بیندازند. پیشنهادهای ایالات متحده برای کاهش قیمت نفت روسیه و پیشنهادات ایتالیا برای محدود کردن قیمت گاز لوله‌کشی روسیه – که به طور مفصل در G7 مورد بحث قرار گرفت – احتمالاً دو ایده مهم از نشست‌ها بودند. مکرون اعتراف کرد که این ایده ها در حال حاضر یک سایت ساخت و ساز هستند. اگر غرب بخواهد راهی برای ضربه زدن به اقتصاد روسیه و حمایت از مصرف‌کنندگان اروپایی بیابد، آن‌ها به کار بسیار بیشتری نیاز دارند. مقامات وزارت خارجه ایالات متحده به محض پایان اجلاس در لندن بودند تا ایده های خود را با وزارت خزانه داری دنبال کنند.
گوستاو گرسل، تحلیلگر امنیتی در شورای روابط خارجی اروپا، «ترجیح سیاست غرب برای مبارزه با این جنگ را به عنوان یک رقابت اقتصادی در مقابل جنگ نظامی» شناسایی می کند. اما، او استدلال می کند، با نگاه کردن به اوضاع در حال توسعه، برعکس بهتر است: «اقتصاد روسیه می تواند توسط مسکو تثبیت شود، مسلماً در یک نقطه پایین تر، اما همچنان. اقتصاد زمین بازی پوتین نیست و او جاه طلبی ژئوپلیتیکی خود را با شکست های اقتصادی رام نخواهد کرد. از سوی دیگر، شکستن توانایی‌های تهاجمی روسیه با ارائه ابزارهای لازم برای انجام این کار (تانک‌ها، خودروهای جنگی پیاده نظام، توپخانه، پدافند هوایی) راه‌حل ارزان‌تری خواهد بود.»
چند ماه آینده، نه این اجلاس سران، ثابت خواهد کرد که آیا این ابزارها فراهم خواهد شد یا خیر.

source

توسط artmisblog