کارگردان ارجمند در مورد دوستش راینر فاسبیندر صحبت می کند که با موفقیت و شکست مواجه می شود و اینکه چگونه او مانند فرشته ها در بال های هوس است – به عنوان گذشته نگر از کارش به سینماها می آید.
آیا پوشیدن تی شرت فاسبیندر برای مصاحبه با ویم وندرس اخلاق بدی است؟ ظاهرا نه. "آه، راینر!" وندرس، در حالی که به انتخاب کمد لباس من چشم می زند، پر از شادی می گوید. سپس دندان‌هایش را به هم فشار می‌دهد و خرخر می‌کند: «هنوز از مردن او خیلی عصبانی هستم.»
ما در دفاتر لندن توزیع کننده کرزن هستیم که نسخه های بازسازی شده هشت فیلم وندرس را در سینماها عرضه می کند. شامل شاهکار پاریس، تگزاس برنده نخل طلا در سال 1984 و بال های آرزوی فانتزی در سال 1987 است که در آن فرشتگان بر برلین تقسیم شده را تماشا می کنند. این کارگردان 76 ساله با چشمان کنجکاوش پشت عینک‌هایی با قاب آبی برق می‌زند. تی شرت خودش که زیر یک پیراهن سفید و بریس پوشیده شده است، تصویر یک جفت عینک سه بعدی آناگلیف قرمز و آبی را دارد. او پیراهنش را باز می‌کند، مثل سوپرمن که «S» روی سینه‌اش را نشان می‌دهد، بنابراین من می‌توانم آن را ببینم. او همچنان یک تشویق کننده برای سه بعدی است و چندین فیلم خود را در این فرمت فیلمبرداری کرده است – به ویژه پینا ، مستند جذاب او در سال 2011 در مورد طراح رقص پینا باوش، که در آن رقص از روی صحنه و خیابان ها، پارک ها، وسایل نقلیه عمومی پخش می شود.
وقتی به اتاق کنفرانس تعمیر می‌کنیم، وندرس به روزی در ژوئن 1982 فکر می‌کند که شنید که فاسبیندر، دوست سخت‌کوش و معاصرش، در سن 37 سالگی فوت کرده است. خارج از قطار شب تیترها را دیدم، سپس روی پله‌های ایستگاه نشستم و 10 دقیقه مثل بچه‌ها گریه کردم.» آهی می کشد. «راینر تا حد مرگ خودش کار کرد. وقتی متوجه مقدار قرص خواب آور و بالا و پایین او شدم از دست او عصبانی شدم. هرکسی می توانست به او بگوید که نمی تواند تا ابد اینطور ادامه دهد.»
وندرس، فاسبیندر و ورنر هرتزوگ، اگرچه از نظر سبک با یکدیگر متفاوت بودند، انقلاب سینمایی آلمان در اواخر دهه 1960 و 1970 را رهبری کردند. زمانی که ما شروع به کار کردیم، سینمای آلمان مرده بود. هیچ صنعتی وجود نداشت که از ما حمایت کند. این حمایت متقابل ما بود که ما را قادر ساخت تا ادامه دهیم. هیچ یک از ما در کشور خودمان شناخته نشده بودیم تا اینکه همه با نظراتی از لندن، نیویورک یا پاریس برگشتیم. ابتدا باید در جای دیگری تحسین می شدی.»
وندرس، پسر جراح از دوسلدورف، در رشته پزشکی و سپس فلسفه تحصیل کرد و سپس در مدرسه فیلم در مونیخ به پایان رسید. فیلم فارغ التحصیلی او، تابستان در شهر (1971)، دارای موسیقی متن سنگین و سبکی است که مستقیماً از جان کاساوتیس ساخته شده است: «آنوقت قهرمان بزرگ من». بعدی ترس دروازه بان از پنالتی (مثلاً اضطراب دروازه بان در ضربه پنالتی ) بود که او آن را "هیچکاک بدون تعلیق" توصیف می کند. اقتباسی از The Scarlet Letter صرفاً یک اشتباه نبود، بلکه یک نی آخر بود. من هیچ استعدادی برای فیلم های لباس نداشتم. دیوید لین یک مرد فقیر بود. سه فیلم ساخته بودم که سبکشان را مدیون سینمای دوست داشتم. گفتم: من همه چیز را رها می کنم. اگر این کار ساختن فیلم است، دیگر نمی‌خواهم این کار را انجام دهم.»
از آن بحران، آلیس در شهرها پدید آمد، فیلم او در سال 1974 درباره نویسنده‌ای که مسئولیت یک دختر جوان نابالغ را بر عهده داشت. تصویر با نگاه کردن دوربین به هواپیما در حال عبور از بالای سر شروع می‌شود و با تصویری که از پایین به قطاری که در حومه شهر می‌گذرد، پایان می‌یابد. در این بین، وندرس نوع جدیدی از فیلم جاده ای را پایه گذاری کرد که با چشم یک عکاس و قلب یک راک اندرولر مشخص می شود. خونسرد، خشمگین، ناراضی اما بازیگوش، تاثیرش امروز پابرجاست. C'mon C'mon اخیر با بازی خواکین فینیکس، عملا یک بازسازی است.
وندرس بدون فیلمنامه وارد جاده شد و در حالی که با بازیگرانش از نیویورک به آمستردام و به ووپرتال و مونیخ می رفت، روی سم شلیک کرد. زمانی که در حال سفر بودیم، آن را به ترتیب زمانی عکاسی کردم و این همه تفاوت را ایجاد کرد. من یک ماهی در آب خودم بودم و دیگر در مخزن کسی نبودم. من همیشه به آلیس در شهرها به عنوان اولین فیلمم فکر می کنم، زیرا اولین فیلمی بود که در آن کاملاً خودم بودم.» این تجربه به قدری رضایت بخش بود که او و فیلمبردارش، رابی مولر، بلافاصله آن را با حرکت اشتباه و Kings of the Road تکرار کردند. فکر کردم: "اگر انجام این کار خیلی خوب است، چرا کار دیگری انجام دهیم؟"
او شرکت تولید خود را Road Movies نامید، و عناصر فیلم جاده ای حتی در پاریس، تگزاس زنده مانده اند، اگرچه آن فیلم اساساً برداشتی ضعیف از وسترن (محبوب ترین ژانر وندرس) و به ویژه جستجوگران است. هری دین استانتون، استتسون جان وین را با کلاه بیسبال قرمز کتک خورده عوض می‌کند، تنها کسی است که از صحرا بیرون می‌آید و زنی «دزدیده» را دنبال می‌کند (در این مورد، همسرش که در یک برنامه‌ی نمایشی کار می‌کند و ناستاسیا به طرز وحشتناکی بازی می‌کند. کینسکی)، سپس دوباره به حیات وحش ناپدید می شود، درست همانطور که وین قبل از او انجام داد.
قهرمان فیلم آلیس در شهرها با بازی رودیگر ووگلر، یک علاقه‌مند به پولاروید است (همانطور که وندرس به زودی تبدیل به آن می‌شود) و اولین خط دیالوگ آن فیلم توسط کودکی روی دوچرخه به سمت او می‌رود: «هی آقا، اینها را چه می‌گیری. عکس برای؟” من همین سوال را از وندرس می‌پرسم: چرا او این فیلم‌ها را می‌سازد؟ او پاسخ می دهد: "من سعی می کنم شاهد چیزی باشم." "من سعی می کنم آنچه را که می بینم حفظ کنم. در فیلم‌های من از همان ابتدا یک حس حفظ وجود دارد: مناظر، خانه‌ها، شخصیت‌ها. عمل فیلمبرداری بسیار ارزشمند است. عکاس – خودم – روزی نخواهد رفت، اما عکس هنوز آنجاست.»
او Wings of Desire را که سه سال قبل از فروپاشی دیوار برلین تیراندازی شد، به عنوان "سند محض شهری که دیگر وجود ندارد" توصیف می کند. با این حال، در مستند پرطرفدار باشگاه اجتماعی بوئنا ویستا ، که گروهی از نوازندگان مسن کوبایی را که توسط رای کودر، آهنگساز پلانجنت، مجدداً به جهان معرفی کردند، تجلیل می‌کند، حس حفظ او در بهترین حالت بود.
او توضیح می دهد: «فیلمسازی من از ابتدا جنبه مستندی داشت. حالا که به گذشته نگاه می‌کنم، فکر می‌کنم بیشتر فیلم‌های داستانی‌ام – به‌ویژه آلیس و پادشاهان جاده – را طوری ساختم که انگار مستند بوده‌اند، و سپس مستندهایم را طوری ساختم که انگار داستانی بوده‌اند.» چطور؟ «خب، باشگاه اجتماعی بوئنا ویستا یک افسانه است. این بچه ها در هاوانا مشغول تمیز کردن کفش ها بودند که رای برای اولین بار با آنها تماس گرفت. آنها چیزی نداشتند. آنها فقیر بودند در پایان، زمانی که آنها در حال بازی کارنگی هال هستند و همه روی صندلی خود ایستاده اند تا آنها را تشویق کنند، آنها بیتلز هستند. اگر می خواستید آن را به صورت داستانی بنویسید و کارگردانی کنید، همان فیلم بود.»
یادبود طبیعتاً با گذشت زمان حادتر شده است. او می گوید: «با باشگاه اجتماعی بوئنا ویستا خیلی دردناک بود، زیرا در عرض چند سال، همه آنها از بین رفتند. این احساسی است که او مجبور شده به آن عادت کند زیرا یکی یکی بسیاری از بازیگران فیلم هایش مرده اند. اخیراً ویلیام هرت ، ستاره اودیسه علمی-تخیلی وندرس تا پایان جهان بود. قبل از او، استنتون و دین استاکول ، برادران روی پرده از پاریس، تگزاس، و برونو گانز بودند که نقش قاتل بی‌میل را در فیلم دوست آمریکایی و فرشته‌ای که در بال‌های هوس و دنباله‌اش، دوردست، خیلی نزدیک، انسان می‌شود، بازی کردند! سولویگ دوممارتین ، هنرمند ذوزنقه‌ای که گانز الوهیت خود را به خاطر او تسلیم می‌کند، نیز از بین رفته است.
وندرس وقتی به پیتر فالک ، ستاره کلمبو و مورد علاقه کاساوتیس فکر می‌کند که در آخرین لحظه با چتر نجات به بال‌های هوس فرستاده شد تا بعد از وندرس و دستیار کارگردان، کلر دنیس (به زودی نویسنده شود) لبخند می‌زند. )، متوجه شد که این تصویر نیاز به طنز دارد. "او چه مرد سرزنده ای بود. من از خیلی ها که دیگر در بین ما نیستند فیلم گرفتم، چون زود شروع کردم و بین چند پیرمرد فیلمبرداری کردم. اگر اکنون آنها را ببینید، نمی توانید متوجه شوید که آنها هنوز در صفحه نمایش زنده هستند. این یکی از ظرفیت های سینماست: جاودانگی.»
Wings of Desire جایزه بهترین کارگردانی کن را برای او به ارمغان آورد، اما تمام خاطرات او مربوط به آن جشنواره خاطرات شادی نیست. سال‌ها، اسپایک لی علیه وندرس که در مقام ریاست هیئت داوران در سال 1989 نخل طلایی را به فیلم «سکس، دروغ‌ها و نوار ویدیویی» استیون سودربرگ به جای «کار درست را انجام بده» از استیون سودربرگ به خشم آورد. این دریچه در حال حاضر دفن شده است – لی در سال 2018 به سی ان ان گفت که " مدتهاست که فراموش شده است. آقای وندرس یک فیلمساز بزرگ و بزرگ است. صلح و عشق." اما وندرس به خوبی می‌داند که عرق کردن روی یک فیلم و سپس دیدن بی‌رحمانه‌ای که از آن قدردانی نمی‌شود، چگونه است.
باشگاه اجتماعی بوئنا ویستا، پینا و نمک زمین (مستند او درباره عکاس سباستیائو سالگادو) همگی نامزد اسکار شده اند، در حالی که فیلم های داستانی اخیر او – مانند تیراندازی پالرمو با دنیس هاپر، بیا در زدن با سم شپرد. و جسیکا لانگ، سرزمین فراوانی با میشل ویلیامز، و درام سه بعدی Every Thing Will Be Fine ، با بازی جیمز فرانکو و شارلوت گینزبورگ – همه تاثیر تامبل وید را در یک وسترن داشته اند.
آیا او احساسات خشم و ناامیدی شبیه اسپایک لی را تجربه کرده است؟ او با اخم می‌گوید: «بله، این اتفاق برای من با شوتینگ پالرمو افتاد. در آخرین روز جشنواره کن نمایش داده شد. منتقدان همگی خسته و هدر رفته بودند. تکه تکه شد. هرگز فرصتی نداشت بیا نزن با همین رفتار برخورد شد. اما من از فیلم هایی با آغوش باز استقبال کرده ام، پس من کی هستم که شکایت کنم؟» اینطور نیست که موفقیت مستقیم باشد. وقتی پاریس، تگزاس در کن برنده شد، می‌گوید: «بعد از آن وحشتناک بود. این یک خلأ بزرگ در زندگی من برای سه سال آینده ایجاد کرد زیرا همه از من انتظار داشتند که دوباره این کار را انجام دهم و این تنها کاری بود که نمی خواستم انجام دهم.
چرا سینمای داستانی اخیر او با مردم ارتباط برقرار نکرده است؟ او می گوید: «برخی فیلم ها از زمان خود جلوتر هستند. «بقیه خیلی دیر کرده اند. این یک چیز حیله گر است. گاهی اوقات آنها هرگز به هم متصل نمی شوند." در دسته دوم، او کمدی-درام حواس پرت خود را هتل میلیون دلاری ، نوشته مشترک بونو و با بازی مل گیبسون در نقش مامور اف بی آی قرار می دهد. زمانی که گیبسون آن را "به اندازه الاغ سگ خسته کننده" خواند، چشم انداز فیلم به سختی تقویت شد.
وندرس موافق است: «اوه، مل فیلم را کشت. او در این کار بسیار، بسیار خوب است. و او چنین فکر می کرد. اما پروژه بعدی او What Women Want بود، و مردم خود او گفتند: "اگر می خواهید واقعاً آنچه زنان می خواهند را بکشید، هتل میلیون دلاری را نشان دهید – این به شما کمکی نمی کند." او تصمیم گرفت که علیه فیلم مخالفت کند. از این ضربه جان سالم به در نبرد.»
حداقل وندرس می‌تواند به فیلم‌هایی که از زمان آلیس در شهرها ساخته است، نگاه کند، چه آنها را دوست داشته باشند، چه منفور باشند و چه نادیده گرفته شده‌اند، و بدانند که واقعاً او هستند. این حتی برای Until the End of the World نیز صدق می کند، که در ابتدا در سال 1991 در یک ویرایش سه ساعته طبق قرارداد منتشر شد (که او آن را "برش Reader's Digest" می نامد) اما اکنون در نسخه ای نزدیک به پنج در دسترس است. با تماشای کاتالوگ پشتی او، از آنجایی که مخاطبان می‌توانند راحت‌تر این کار را انجام دهند، وقتی مجموعه‌ای از جعبه‌های بلوری جامع در اواخر امسال می‌آیند، فیلم‌ها تار می‌شوند و به شکلی پربار در یکدیگر پخش می‌شوند. مونوریل در ووپرتال نقشی جدایی ناپذیر در آلیس در شهرها و پینا ایفا می کند، در حالی که رقصندگان باوش که در فضاهای باز اجرا می کنند اما توسط عموم مردم نادیده گرفته می شوند، شبیه فرشتگان در بال های هوس هستند که با جمعیتی غافل در می آمیزند.
همانطور که آنها یادداشت ها و مشاهدات محبت آمیز خود را در مورد بشریت مقایسه می کنند، این فرشتگان به اندازه جانشین های روی صفحه نمایش برای خود کارگردان هیچ چیز به نظر نمی رسند: دلسوز، کنجکاو، همیشه مراقب. آیا او با آنها احساس خویشاوندی می کند؟ "من احساس می کنم خویشاوندی زیادی دارم. احساس می‌کنم نگاه آنها به ما، شهر و مردم، بسیار شبیه به فیلمسازی بود.» کدام است؟ لبخند می زند: با نگاهی عاشقانه.
فیلم Kino Dreams: A Wim Wenders Retrospective اکنون در سینماها در حال اکران است

source

توسط artmisblog