با وضع قانون جدیدی که نحوه تظاهرات مردم را در سراسر بریتانیا محدود می کند، به برخی از تصاویر و لحظاتی که کشور را تغییر داده است نگاه می کنیم.
فردا: 48 عکس اعتراضی که دنیا را تغییر داد
من اغلب می گویم که من عکاسی را انتخاب نکردم، آن من را انتخاب کرد. در 20 سالگی از نیروی هوایی سلطنتی بیرون آمدم، جایی که در آزمون بازرگانی ام مردود شده بودم تا عکاس شوم (هرگز در تست شدن خوب نبودم – حتی در 11 پلاس هم مردود شده بودم). دوربینی داشتم که در نایروبی خریده بودم و هرگز درست از آن استفاده نکردم، تا اینکه تصادفاً در آبزرور کار کردم. در سال 1959
دو سال بعد، کاغذ مرا دو روز در هفته روی یک نگهدارنده گذاشت. من بودم درآمد بسیار کمی – 15 گینه در هفته – اما کسب اطلاعات زیادی در مورد انگلستان. من به هر گوشه ای فرستاده شدم، تا اعتصابات زغال سنگ، انتخابات میانی، تجمعات ضد فاشیستی، اعتراضات هسته ای را پوشش دهم. من یاد گرفتم که چگونه عمل را دنبال کنم. می دانستی که یکی پس از دیگری اتفاق می افتد. دیر یا زود کسی بیش از حد دردسر ساز می شود. چشمانت را باز نگه داشتی و به دنبال حرکت بعدی بودی: دستگیری، دعوا. این یک روش طبیعی فکر کردن و کار و حرکت شد. من در آن روزها خیلی سریع روی پاهایم می‌رفتم – به سرعت یک تازی.
من این انگیزه را داشتم که رویدادهای جهان را از نزدیک دنبال کنم. اگرچه من خواننده ضعیفی هستم و از نارساخوانی رنج می‌برم، این کار را به عهده گرفتم – و هنوز هم می‌کنم – هر روز روزنامه‌ها را بخرم. من آخرین کلمه را اسکن می کردم و به دنبال مشکل در داخل و خارج از کشور بودم. سپس سعی می کردم به آنجا بروم.
با گذشت زمان به عکس‌هایم به‌عنوان شکلی اعتراض می‌بینم – به‌ویژه علیه جشن شر که جنگ است، زیرا بخش زیادی از زندگی حرفه‌ای خود را صرف مستندسازی درگیری‌ها کرده‌ام. اما همیشه اینطور نبود. عکاسی بسیار هیجان انگیز است. اگر فکر می کنید آن تصویر را گرفته اید – که ترکیب بندی را ساخته اید و نوردهی شما درست است –، این خود یک پاداش است. همیشه لذت بخش ترین چیز برای من این بوده که اسمم را زیر یک عکس چاپ شده ببینم.
اما کار من از نظر ذهنی آسان نبوده است. شما هرگز نمی دانید دیدن درد و رنج چه تاثیری می تواند بر شما داشته باشد – اما فقط امیدوار هستید که تصاویر شما بر عموم مردم تأثیر بگذارد و مردم را به تظاهرات علیه چیزهای وحشتناک دنیا تشویق کند. از این بابت راحت نمی‌شوم، زیرا آرزو می‌کنم که کاش مجبور نمی‌شد عکس‌ها گرفته شوند، که نیازی به یادآوری زشتی‌های گاه به گاه انسان نداشته باشیم – و این همیشه مردان است. زنان باعث این جنگ ها نمی شوند.
عکس من از مرد در وایت هال برای این بود مشاهده کننده. من برای پوشش یک تظاهرات ضد هسته ای در میدان ترافالگار در جریان بحران موشکی کوبا اعزام شدم. مرد از جمعیت جدا شد و به سمت پایین وایت هال – مقر قدرت – رفت. پلیس خیلی سریع یک خط را در سراسر جاده پرتاب کرد، زیرا می دانست معترضان دیگر او را تعقیب خواهند کرد.
اکنون که به تصویر نگاه می کنم، آن را سرگرم کننده می دانم. شما همه این پلیس های نسبتاً جدی را می بینید، اما یکی دو نفر کمی پوزخند می زنند. مردی که هرگز نتوانستم با او صحبت کنم، با پلاکاردش کاملاً تنها به نظر می رسد. در آن روزها – حداقل در اینجا – هنوز رویکرد مدنی به تظاهرات وجود داشت. امروز ممکن است سر مرد ترک خورده یا گاز CS پاشیده شود. تظاهرات در سراسر جهان خشونت آمیز می شود: مردم مورد اصابت گاز قرار می گیرند و تیرباران می شوند. پلیس چندان مورد پسند نیست، و دلیل خوبی هم دارد – به بیداری سارا اورارد در سال 2021 در Clapham Common و نحوه دستبند زدن به زنان و فشار دادن آنها به زمین فکر کنید. شرم آور است.
من سوال می کنم که آیا دیدن آنچه در حال وقوع است کمک می کند یا چیزی را تغییر می دهد. اما من هنوز هم آن را غم انگیز می دانم که ما دیگر تصاویر زیادی از این رویدادها را در رسانه ها نمی بینیم. من نگرانم که ما حقیقت را انکار کنیم. ما باید به توجه و اعتراض برای جهانی بهتر ادامه دهیم.
همانطور که به گابریل شوارتز گفته شد
هاچینسون درباره روزی که در جریان تظاهرات «جان سیاه‌پوستان مهم است» در لندن، یک معترض راست‌گرای مست را به مکان امنی برد، می‌گوید: «آنی بود». من به بدترین اتفاقی که ممکن است برای او بیفتد فکر می‌کردم، اما به این فکر می‌کردم که جنبش BLM با چیزی شبیه به این که نام آن را خدشه‌دار می‌کند، از ریل خارج شود.» اگر به برین مال، افسر بازنشسته پلیس حمل و نقل آسیب می رساندند، معترضان جوان BLM «بی شرم می شدند». هاچینسون در آن زمان متوجه نشد که عمل او در سراسر جهان به اشتراک گذاشته خواهد شد. «اصلاً به آن فکر نکردم. من کمی بزرگتر از بسیاری از افرادی هستم که آنجا بودند، من گوشی خود را بیرون نمی آورم و هر چیزی را که می بینم ضبط نمی کنم. اما پس از آن، هنگامی که تصویر منتشر شد، او متوجه شد: "اوه بله، همه جا خواهد رفت."
تجربه عجیبی بود، اما بد نبود. هاچینسون می گوید: «احساس بسیار خوبی داشت. من از سراسر جهان، از هزاران نفر پیام‌هایی دریافت می‌کردم که می‌گفتند این به آنها امید می‌دهد.» او حتی از افرادی که با جناح راست افراطی درگیر بودند، پیام هایی دریافت می کرد که می گفتند اقدامات او باعث شده است که درباره اعتقادات خود و "مردمی که با آنها معاشرت می کنند" فکر کنند. او به یک سلبریتی تبدیل شد: یک مصاحبه با GQ، یک معامله کتاب و ملاقات با شاهزاده هری همه به دنبال آن بودند.
امروز، هاچینسون تجارت تناسب اندام و هنرهای رزمی خود را اداره می کند، و فعالیت های اجتماعی و فعالیت های اجتماعی را با سازمانی که با دوستانی که در آن روز با او بودند، یعنی United to Change and Inspire، تأسیس کرد، انجام می دهد. و او هنوز هم تصویر را دوست دارد. من واقعاً به آن افتخار می کنم. وقتی خیلی وقت است که از بین رفته ام، نوه هایم می توانند به آن اشاره کنند و بگویند: "این پدربزرگ من است."

در دهه 1990، اعتراضات زیست محیطی بریتانیا را فرا گرفت. در اینجا، فعالان علیه ساخت کنارگذر نیوبوری در برکشایر اعتراض می کنند – صدها هکتار از جنگل ها برای آن پاکسازی شد. فعال Swampy، آکا دان هوپر، به سرعت به چهره جنبش تبدیل شد. او یکی از شیفتگان روزنامه‌ها بود که از زندگی عاشقانه‌اش گرفته تا داشتن قارچ‌های جادویی و رابطه‌اش با والدینش را گزارش می‌کردند. او به خاطر می‌آورد: «برای مدتی این زندگی من را کمی عجیب و غریب کرد. اما اکنون او معتقد است "ما کمی به رسانه ها نیاز داریم". در آن زمان، زمانی که باتلاقی از تونل ها یا درختان بیرون رانده شد، کل کشور این درام را دنبال می کرد و در نتیجه مسائل زیست محیطی مخاطبان گسترده تری (اگرچه اغلب متخاصم) پیدا کرد. "حالا به گذشته نگاه می کنم و فکر می کنم، وای، اگر تفاوتی داشت، پس ارزشش را داشت." FB
رایان گراهام می‌گوید: «افرادی که روی پایه‌ها قرار می‌دهیم باید الهام‌بخش باشند، افرادی که به معنای واقعی کلمه و به‌طور مجازی به آن‌ها نگاه می‌کنند». او یکی از چهار متهمی است که به دلیل نقششان در سرنگونی مجسمه ادوارد کلستون تاجر برده در بریستول در جریان تظاهرات ضد نژادپرستی در 7 ژوئن 2020 متهم به آسیب جنایتکارانه شدند.
این تنها مجسمه ای نبود که در آن تابستان مورد هدف قرار گرفت. قتل جورج فلوید موجی از اعتراضات ضد نژادپرستانه را در سراسر جهان برانگیخت و تظاهرکنندگان بارها بناهای یادبود شخصیت های استعمار را هدف قرار دادند. اما این تصویر تأثیر شدیدی داشت. همانطور که گراهام به یاد می آورد: "این یک لحظه پیروزی بود، افرادی که می گفتند: "کلستون و مردانی مانند او امروز نماینده بریستول نیستند و لیاقت این را ندارند که روی یک پایه باشند."
این چهار نفر در اوایل سال جاری توسط هیئت منصفه از اتهامات تبرئه شدند. سرمایه‌های بلااستفاده جمع‌آوری‌شده برای محاکمه بین موسسات خیریه ضد نژادپرستی در بریستول توزیع می‌شود. گراهام می گوید: «بی گناه شناخته شدن، دوباره به انسانیت ایمان آورد. اما دادستان کل کشور پس از آن تصمیم مشکوک به ارجاع پرونده به دادگاه تجدید نظر برای روشن شدن موضوع را صادر کرد. لایحه جدید پلیس بخشی دارد که حداکثر مجازات را برای آسیب رساندن به مجسمه تا 10 سال زندان افزایش می دهد – حرکتی که گراهام می گوید "اولویت های دولت ما را روشن می کند و قوانین برای محافظت از آنها طراحی شده اند". جی اس
اردوگاه صلح زنان مشترک گرینهام ، یک اردوگاه ضد هسته ای که از سال 1981 تا 2000 ادامه داشت، بزرگترین جنبش اعتراضی تحت رهبری زنان از زمان حق رای بود. معروف ترین رویداد در این اردوگاه، پایگاه را در آغوش بگیرید: اعتراضی به مناسبت اولین سالگرد تصمیم ناتو برای ذخیره موشک های هسته ای در فرودگاه RAF در برکشایر. در 12 و 13 دسامبر 1982، بیش از 30000 زن گرد هم آمدند تا دست در دست هم بگیرند و حصار محیطی 9 مایلی گرینهام را محاصره کنند.
انجی زلتر، یک فعال محیط زیست و حقوق بشر که در پایگاه Embrace the Base حضور داشت، به یاد می‌آورد: «این لحظه واقعاً قدرتمندی بود، زیرا ما تعداد زیادی از اقشار مختلف زندگی داشتیم. زلتر می‌گوید، این واقعیت که همه آنها زن بودند، مهم بود، زیرا به آنها اجازه می‌داد «فضایی برای صحبت و عمل به شیوه‌ی خود بدون تسلط مردان، که تمایل دارند در یک گروه مختلط توجه را به خود جلب کنند.» زنان برای شرکت در اقدام مستقیم غیرخشونت آمیز احساس امنیت می کردند – آنها می توانستند آزادانه گریه کنند، دستان خود را بگیرند، آسیب پذیری خود را نشان دهند.
حضور شدید پلیس در گرینهام کامن، با یورش های مکرر، اخراج و دستگیری ها وجود داشت. زلتر می‌گوید که در «پایگاه آغوش»، اسب‌هایی را آوردند تا زنان را متفرق کنند: «من کاملاً ترسیده بودم. زمانی گریه می‌کردم، اما زنان دیگری در آنجا بودند که به اسب عادت داشتند و سعی می‌کردند آنها را آرام کنند.» او امروز به مبارزه علیه سلاح‌های هسته‌ای ادامه می‌دهد: «صرف نظر از آنچه قانون به اصطلاح درباره اعتراض می‌گوید، ما حق اعتراض داریم و به اعتراض ادامه خواهیم داد.» جی اس
Fulvio Grimaldi یکی از معدود روزنامه‌نگارانی بود که هنگام تیراندازی سربازان انگلیسی به معترضان در دری که منجر به کشته شدن 13 نفر شد، حضور داشت. تصویر او از غیرنظامیان وحشت زده که جسد نوجوان جکی دادی را حمل می کردند به تصویر نمادین قتل عام تبدیل شد. FB
Extinction Rebellion (XR) که در اواخر سال 2018 توسط گروه کوچکی از فعالان در بریتانیا راه اندازی شد، اکنون یک جنبش جهانی زیست محیطی با حضور در بیش از 80 شهر در بیش از 33 کشور است. کلر فارل، یکی از بنیانگذاران، که دپارتمان هنری XR را راه اندازی کرد و به ساخت هویت بصری آن کمک کرد، می گوید: «ما متوجه شدیم که ساختارهای سیاسی موجود به نظر می رسد قادر به انجام آنچه باید انجام شود، نیستند.
جنبش غیرمتمرکز است، به این معنی که هر کسی می‌تواند در آن شرکت کند. نمایش چشم نواز تیپ شورشی سرخ توسط یک گروه هنری مستقر در بریستول برای اعتراض در آوریل 2019 طراحی شد. گروه بی صدا با لباس های قرمز روشن خود که نمادی از خون همه گونه های زنده است، تاثیری به یاد ماندنی بر جای گذاشت – و همچنان ادامه دارد. برای حضور در تجمعات شهرهای مختلف. XR گاهی اوقات – توسط چهره های چپ و راست – به دلیل ترویج استراتژی اعتراض مخرب مورد انتقاد قرار می گیرد. فارل می‌گوید: «مردم نافرمانی مدنی را در گذشته دوست دارند – در حال حاضر واقعاً آن را دوست ندارند. "اما اختلال ضروری است زیرا راهی برای انتقال پیام با فوریت بسیار بیشتر است. اگر در جامعه‌ای زندگی می‌کنید که خودآگاهانه به خود خاتمه می‌دهد، پس برهم زدن آن کاری بسیار دلسوزانه است.» جی اس
لیبریت تیت که به دنبال «آزاد کردن هنر از نفت» است، مجموعه‌ای است که در فضاهای گالری، نمایش‌های غیرمجاز را برگزار می‌کند. این عکس اثری از سال 2011 با عنوان هزینه انسانی را به تصویر می‌کشد که در آن یکی از اعضای گروه برهنه روی زمین گالری دووین بریتانیا دراز کشیده و با ماده‌ای شبیه روغن پوشیده شده بود. این گروه با فشار بر تیت برای پایان دادن به حمایت مالی 26 ساله خود توسط BP در سال 2017 اعتبار دارد. GS
«شما به معنای واقعی کلمه می‌توانید این احساسات را در هوا احساس کنید. این یک احساس بسیار سنگین بود. «اغلب به عنوان زنان به ما گفته می‌شود که وقتی چنین اتفاقی می‌افتد در خانه بمانیم. این یکی از آن لحظاتی بود که انگار نه، ما دیگر نمی‌خواهیم ساکت بمانیم.» استیونسون می‌گوید.
Met مدعی شد که این تجمع نقض محدودیت های کووید-19 بوده و چندین شرکت کننده دستگیر شده اند. تصویر استیونسون فوراً تأثیر گذاشت: "احتمالاً به دلیل موهای قرمز روشن من است." اما همچنین این واقعیت که من در مراسم سوگواری مرگ یک زن توسط یک افسر پلیس بودم و پلیس در حال دستگیری ما بود.
از آن زمان دادگاه عالی تلاش پلیس برای جلوگیری از برگزاری این مراسم را غیرقانونی تشخیص داده است. استیونسون در حال انجام اقدامات قانونی فردی علیه Met است و اجازه ندارد در مورد پرونده صحبت کند. در حالی که وقایع دستگیری او آسیب زا بود – "من اکنون به خاطر آن تحت درمان هستم" – استیونسون از توجه بیشتر به مبارزه با خشونت علیه زنان سپاسگزار است. "این به من فرصت هایی داد تا نظرات مردم را تغییر دهم و امیدوارم کارهای بیشتری انجام دهم." جی اس
مردم در بیش از 600 شهر در سراسر جهان در 15 فوریه 2003 به خیابان ها آمدند تا مخالفت خود را با حمله برنامه ریزی شده به رهبری ایالات متحده به عراق ابراز کنند. گفته می شود این تظاهرات بزرگترین رویداد اعتراضی هماهنگ شده در تاریخ است. این عکس از دریایی از بنرها در راهپیمایی در لندن، ابعاد این مراسم را به تصویر می‌کشد. با وجود مخالفت های عمومی، جنگ در عراق کمی بعد از یک ماه آغاز شد. جی اس
آنی پیلکینگتون-برنیر، که در 24 سالگی با یک کلاه سطلی رنگ پریده و عینک دیده می‌شود، می‌گوید: «آن روز هرگز مرا رها نمی‌کند. من قبل از آن در تظاهرات‌های زیادی شرکت کرده بودم، و هنوز هم معتقدم که یکی از تعیین‌کننده‌ترین تظاهرات بود. راهپیمایی هایی که در آن شرکت کرده ام.» تقریباً 20000 نفر در 2 مارس 1981 از پارک فوردهام در جنوب لندن به سمت هاید پارک راهپیمایی کردند تا نسبت به عدم واکنش سیاستمداران و روزنامه نگاران به کشته شدن 13 (بعدها 14) جوان سیاهپوست در آتش سوزی نیو کراس در ژانویه همان سال اعتراض کنند. . پیلکینگتون-برنیر می‌گوید: «جبهه ملی در آن زمان بسیار برجسته بود و احساس می‌کرد که جامعه سیاه‌پوست مورد حمله قرار گرفته است».
در ابتدا، پلیس سعی کرد راهپیمایان را از عبور از رودخانه منع کند، اما در نهایت آنها از پل بلکفریرز و در امتداد خیابان فلیت عبور کردند. بیشتر خشم معترضان متوجه روزنامه های بریتانیایی بود. پیلکینگتون-برنیر می گوید: «ما می خواستیم مطبوعات را شرمنده کنیم. احساس می‌کردم تنها زمانی که جامعه سیاه‌پوست روزنامه‌ها را می‌سازد جنایت بوده است.»
Vron Ware، نویسنده و عکاس، در همبستگی و همچنین برای شهادت، "هم به غم، خشم و حیثیت مجلس، بلکه به تاکتیک های پلیس" آنجا بود. ور بسیاری از تظاهرات فاشیستی را در اواخر دهه 70 پوشش داده بود و برای او نحوه برخورد با معترضان راست افراطی، «راهپیمایی هرجا که دوست داشتند»، کاملاً در تضاد با رویکرد سنگین پلیس متروپولیتن نسبت به معترضان سیاه پوست بود. در اوایل امسال، پیلکینگتون-برنیر در نمایشگاهی که با خواهرزاده‌اش از آن بازدید کرد، خود را در این تصویر شناخت. او می گوید: «وقتی آن را دیدیم، هر دو بسیار خوشحال شدیم. این بسیار مهم است که اکنون این تصاویر دیده شوند – نسل بعدی با جنبش Black Lives Matter در ردپای ما قدم می زند. FB
در اواخر دهه 70، جایابن دسای (نفر دوم از راست) اعتصاب کارگران کارخانه پردازش فیلم گرونویک در ویلزدن را رهبری کرد و از شرایط کاری بهتر حمایت کرد. اکثر کارگران، از جمله دسای، زنان آسیایی اوگاندایی بودند که قبل از اقامت در بریتانیا توسط ایدی امین اخراج شده بودند. اعتصاب آنها مورد حمایت گسترده قرار گرفت: کارکنان پست از بردن پست به کارخانه و بازگشت به آن خودداری کردند و حتی آرتور اسکارگیل نیز به صف اعتراض پیوست. آمریت ویلسون، نویسنده ای که این اعتراض را پوشش می دهد، از دسایی به عنوان "بسیار قانع کننده" یاد می کند … او همچنین پدرسالاری را که محور اصلی اعتصاب بود، درک می کرد. FB
این تصاویر تصویری از تاریخ غنی مقاومت جهانی است. کدام تصاویر را از دست دادیم؟ ایمیل saturday@theguardian.com . منتخبی را در نسخه آتی Inside Saturday، خبرنامه ایمیلی خود ارائه خواهیم کرد

source

توسط artmisblog