خروج از حساب کاربری، آماده به کار…
برای تبدیل شدن به یک رهبر تجاری موفق، به ویژگی های زیادی نیاز دارید. ما می توانیم این ویژگی ها را در زندگی روزمره پیدا کنیم. در اینجا چند مورد از درس های فوری من است.
من در طول زندگی حرفه‌ای خود چیزهای زیادی یاد گرفته‌ام، و یکی از آنها این است که در زندگی روزمره، درس‌های زیادی وجود دارد که می‌توان در حوزه حرفه‌ای برای تبدیل شدن به یک کارآفرین استثنایی از آنها استفاده کرد. ما فقط باید بایستیم و تماشا کنیم تا آن لحظات بی‌خطر را ببینیم تا بعداً آن‌ها را در مدیریت کسب‌وکارمان اعمال کنیم.
مدیر فروش بودن به این معنی است که سفر بخشی از فرآیند است، بنابراین، فرودگاه ها بخشی از زندگی شما می شوند. اگرچه این وضعیت به دلیل بحران اخیر بهداشتی که ما از آن عبور کرده‌ایم به شدت تغییر کرده است، تغییر جلسات حضوری به تماس‌های آنلاین با نیم کت و نیم شلوارک. اما این داستان دیگری است. می‌توانیم در موقعیت دیگری به آن بپردازیم. فرودگاه ها مکانی عجیب و جالب برای دیدن رفتار انسان در شرایط استرس هستند. آنها فرصت هایی را ایجاد می کنند که به ندرت در هر مکان دیگری دیده می شود.
مطالب مرتبط: 6 استراتژی بی انتها که باعث کارآفرینی موفق می شود
درس‌هایی که در اطراف ما آموخته‌اند، داستان‌های عالی و لحظات آموزشی را به ما می‌دهند که اغلب برای رهبری کسب‌وکار و فرهنگ‌سازی به کار می‌روند. سال‌ها پیش، در دنور در یک استراحت طولانی گیر کرده بودم. من یک لپ‌تاپ روی یک شانه داشتم، یک کیف دستی 2 روزه روی دیگری، با یک جعبه پروژکتور سنگین روی همان پد شانه‌ای بسته شده بود.
در دست چپم، یک پپسی بزرگ را روی کتابی که داشتم می خواندم متعادل نگه داشتم. در دست راستم، یک چنگال پلاستیکی، چاقو، دستمال سفره و یک هات داگ بلند که با پنیر و فلفل چیلی پوشانده شده است. آیا به شما گفتم که من یک مهره سلامتی هستم؟ خب من هستم من فقط چیزهایی می‌خورم که مواد نگهدارنده کافی دارند، بنابراین هیچ‌کس نمی‌داند بالاخره چه زمانی به تاریخ انقضا می‌رسم.
وقتی داشتم به انتهای مسیر پیاده روی متحرک می رسیدم، جعبه پروژکتور 10 پوندی شروع به لیز خوردن از روی شانه ام کرد. شانه ام را تا جایی که می توانستم بالا آوردم تا بند را در جای خود نگه دارم. من فقط 5 فوت (1.52 متر) تا انتها و سپس چند قدم دیگر تا دروازه خود داشتم. مقصد من در چشم بود، و وقتی به آن رسیدم، می‌توانستم همه چیز را تنظیم کنم.
درست زمانی که به انتهای فلزی نقره‌ای ضربه زدم، کیف لیز خورد و با چنان نیرویی که مانند منجنیق عمل کرد، مستقیماً روی ساعدم افتاد. دست من به سختی حرکت کرد، اما سگ فلفلی من 8 فوت (2.44 متر) در هوا شلیک کرد. من در واقع باید قبل از اینکه به چوب بیفتم به کناری می پریدم. چیز خنده دار – من هنوز هم آن سگ فلفل قرمز را تا به امروز می خواهم. من خیلی گرسنه بودم و تماشای پاشیدن آن روی زمین بسیار مأیوس کننده بود. من واقعاً می توانم به نوعی طعم آن را بچشم.
مطالب مرتبط: 4 درس کارآفرینی که در کلاس درس یاد نخواهید گرفت
در ادامه تصادف سگ فلفلی، هنگامی که توانستم کنترل توانایی های شعبده بازی خود را به دست بگیرم، که ثابت شد بسیار پایین بود، به سمت نزدیکترین صندلی دویدم. باز کردن بسته بندی باید شبیه یک قاطر گرند کنیون باشد که به انبار می رسد. می توانستم مسافران مبهوت را بشنوم که با تعجب از روی سوسیس کثیف می پریدند. من مطمئن نیستم که آنها چه فکر می کردند.
سپس، همانطور که به اطراف چرخیدم تا آشفتگی‌ام را تمیز کنم، از بین رفت. هنوز کمی باقی مانده بود، اما سگ، نان و بسیاری از آشفتگی ها ناپدید شده بودند. احساس می کردم در دیزنی لند هستم. پری ها به آن رسیدند؟ همانطور که به اطراف چرخیدم، سرایدار سریع تمیز کردن را با یک سطل دیدم که از دری غیرقابل توصیف خارج می شد. وقتی به من رسید عذرخواهی کردم. به‌جای غرغر کردن یا تکان دادن، او در واقع از تمیز کردن آن خوشحال به نظر می‌رسید.
او با پوزخندی توضیح داد: "نگران نباش، این چیزها رخ می دهد. متاسفم، تو سگت را از دست دادی. آنها بسیار خوشمزه هستند. برو به آنها بگو که گفتم یک سگ جدید به شما بدهم، و آنها شما را وصل می کنند." او از تماس چشمی من به سمت زمین و به سمت من برگشت.
این پل بلارت سرایدار بود. این مرد نظافتچی نبود – او در تجارت خدمات مشتری بود. او خیلی کارآمد بود. نه تنها این، بلکه او موضوع را تشخیص داد و بلافاصله کاری برای آن انجام داد. من خوش شانس بودم که او را قبل از ناپدید شدن در نیاز بعدی گرفتم. کار عالی، کارمندان فرودگاه دنور!
این دو درس ممکن است برای شما واضح باشد، اما ثابت نگه داشتن آنها در طول ساعات کاری روزانه و روز کار آسانی نیست. ساده نگه داشتن آن یکی از پیچیده ترین ویژگی هایی است که باید به دست آوریم و زمانی که در حال دستکاری محصول، فروش، مربیگری، مشتریان و کارمندان هستیم. همه چیز می تواند خیلی سریع به هم ریخته شود.
کارآفرینی سواری شگفت‌انگیزی است، اما از دست دادن چیزهای کوچکی که در نهایت بزرگ‌ترین تفاوت را ایجاد می‌کنند و شما را در خط نازک ساختن یا شکستن قرار می‌دهند، بسیار آسان است. دست از شعبده بازی بین بخش ها بردارید، کمک بخواهید، و با اجرای فرهنگ مدیریتی خوب و غیرقابل دستیابی به دستاوردهای بزرگی خواهید رسید.
مطالب مرتبط: 7 درس زندگی از سفر کارآفرینی من
استراتژی های کسب و کار، مشاوره کارآفرینی و داستان های الهام بخش همه در یک مکان هستند. جدید را کاوش کنید کتابفروشی کارآفرین.
توری برچ برندی را برای توانمندسازی زنان ایجاد کرد. اکنون بنیاد او در حال پیشبرد ماموریت او است: "ما به عنوان یک شرکت چگونه تأثیر مثبتی بر بشریت داریم؟"
این بنیانگذار مجبور شد بسکتبال کالج را با شلوارک و کفش مردانه بازی کند، بنابراین او یک شرکت پوشاک ورزشی به نام قانون 50 ساله عنوان IX راه اندازی کرد.
آیا آهنگ «روح من را بشکن» بیانسه، آهنگ تم استعفای بزرگ است ؟
احتمالاً شما درگیر تمام تاکتیک‌های فروش روان‌شناختی Amazon Prime Day هستید. یک استاد بازاریابی آنها را آشکار می کند – و چگونه می توانید در واقع بهترین معامله را دریافت کنید.
کمدین پل ویرزی : "اگر معتبر نیستی، هیچ چیز نداری"
آیا برای ارائه ایده های خلاقانه تلاش می کنید؟ سعی کنید این کار را انجام دهید .
انتخاب یک برند نوظهور برنده این است که چگونه در امتیازدهی ثروتمند شوید . در اینجا نحوه تشخیص یک است.
بریت آندریاتا
شان رایس
برایان یونگ
مشترک شدن در خبرنامه ما
آخرین اخبار، مقالات و منابع ارسال شده به صندوق ورودی شما.
من درک می کنم که داده هایی که ارائه می کنم برای ارائه محصولات و/یا خدمات و ارتباطات فوق شرح داده شده در ارتباط با آنها استفاده خواهد شد.
برای اطلاعات بیشتر سیاست حفظ حریم خصوصی ما را بخوانید.
حق چاپ © 2022 Entrepreneur Media, Inc. کلیه حقوق محفوظ است.

Entrepreneur® و علائم مرتبط با آن علائم تجاری ثبت شده Entrepreneur Media Inc هستند.
پیوند با موفقیت کپی شد

source

توسط artmisblog