جگر فیلم را شروع می‌کند و به ما می‌گوید که چگونه از اسطوره‌های راک دقیقی که این نمایش کلیشه‌آلود به آن افراط می‌کند، بیزار است.

تعداد کمی از مردان می توانند با یک کت و شلوار چسبان جلویی کار کنند. مطمئناً نه بدون اینکه نوک سینه‌هایشان گیر بیفتد یا روده‌های آبجوشان به طرز نامناسبی ساتین را کشیده باشد. یا، در واقع، بدون این که گروه حاکی از تصادف در یک کارخانه سوسیس و کالباس باشد.
در اوایل زندگی من به عنوان رولینگ استون (بی‌بی‌سی دو)، میک جگر را قبل از کنسرت دهه 1970 می‌بینیم، که بند لباس‌های سرپوشش را روی سینه‌اش محکم می‌کند – مار باسن، لباس زیر (در صورت پوشیدن) نامرئی، اندام تناسلی فقط به طرز وسوسه‌انگیزی قابل مشاهده است. جگر با شکوه خود نه تنها خوب به نظر می‌رسید، بلکه نمونه‌ای از آزادی کارناوال سیال جنسیتی از لباس پوشیدن بود که توسط نظریه‌پردازان دگرباش و به گفته صداپیشگی، چیز دیگری حمایت می‌شد.
دان واس، تهیه‌کننده موسیقی، یکی از بسیاری از نوازندگانی که افکارشان را به اشتراک می‌گذارند، می‌گوید: «او حیوان وحشی را که در همه‌ی ما وجود دارد، نشان می‌دهد. وقتی به میک جگر نگاه می کنیم، ماهیت واقعی انسان را جشن می گیریم.
آیا ما؟ من خیلی مطمئن نیستم. به نظر می رسد، نه تنها مانند ذات گرایی ناهمسان گرایی مشکل ساز، بلکه نوعی هوکوم اساطیری که خود جگر می گوید، استون ها را در 60 سال زندگی خود در مقابل زغال سنگ راک اندرول تحت فشار قرار داده است.
سر میک در ابتدا می‌گوید: «کاری که اکثر مستندها انجام می‌دهند این است که همان اسطوره را بارها و بارها تکرار کنند.» او امیدوار است که این یکی غیر از این باشد. اینطور نیست. درست پس از اینکه جگر به آنچه مستندها انجام می دهند متهم می کند، این مستند یک بار دیگر با چنان فاجعه ای از کلیشه ها این کار را انجام می دهد که برای لحظه ای امیدوارم نویسنده ما را درگیر خود کند.
این سینا میلر است که برایش متاسفم. به عنوان راوی، او باید صدای متمایل به غیرقابل انکار و دلپذیر به نظر برسد. میلر به ما می گوید: «رولینگ استونز بهترین گروه راک اند رول است، انگار که می گوید این کار را خواهد کرد. او می‌گوید: «آنها معیاری را برای این که گروه راک‌اندرول چه چیزی به نظر می‌رسد، تعیین می‌کنند. بحث برانگیز است و در پایان به هذیان تبدیل می شود. او می افزاید: «آنها پیوندی هستند بین فرهنگ ضد فرهنگ دهه 60 و دنیای تجاری مدرن».
این آخری فکری است که اگر بخواهد معنایی داشته باشد، نیاز به باز کردن آن دارد. بله، اندرو لوگ اولدهام، مدیر استونز، آن‌ها را پادزهر پسر بدی برای تصویر قابل احترام‌تری که برایان اپستین برای بیتلز ایجاد کرد، نامید. و بله، جگر با همدردی با شیطان، احمقانه پیرامون استونز را بازی کرد. و درست است، Street Fighting Man برای روح ضد اسمی در اواخر دهه 60 بحث می کند. و نماد زبان و لب استونز که توسط دانشجوی هنر جان پاسچه ابداع شد، نشان داد که چگونه گروه، مانند غول‌های شرکتی Shell و اخیراً اپل، هوشمندانه خود را با نمادهای بی‌کلمه علامت‌گذاری کردند.
اما مشکل زندگی من به عنوان یک رولینگ استون این است که با بیان چنین اظهاراتی، به جای حمایت از آنها، دوباره به آنچه که سر میک از آن بیزار است، می افتد.
نتیجه یک پلود است – یک پلود هاژیوگرافی. ما نه خزه و نه بصیرت جمع آوری می کنیم، همانطور که از ایستگاه های معمولی در حرفه استونز عبور می کنیم: شکار مواد مخدر میک و کیف، مرگ برایان جونز، جهنمی های فرشته های جهنمی که چهار نفر را در آلتامونت می کشند.
در سال 2022، ما به غواصی عمیق تر از این نیاز داریم. رولینگ استونز برای ارزیابی مجدد انتقادی آماده است. گروه مطمئناً می‌دانند که زمان افراط‌های جنسیتی و نژادپرستانه آنها فرا رسیده است، به ویژه به این دلیل که فقط در سال گذشته، آنها عاقلانه آهنگ 1971 خود Brown Sugar را از لیست مجموعه تورهای ایالات متحده خارج کردند. باید تعجب کنید که چرا اینقدر طول کشید. پس از یک مقدمه گیتار بی نظیر، جگر چنین می زند: «کشتی برده های ساحل طلایی عازم مزارع پنبه / فروخته شده در بازار در نیواورلئان / برده اسکای داگ می داند که کارش خوب است / شنیدن شلاق زدن او به زنان، درست حوالی نیمه شب.» انگار این آهنگ نه جگر و ریچاردز، بلکه دو آهنگساز ادوارد کولستون و هاروی واینستین است.
ناتوانی در پرداختن به چنین سؤالاتی فرصتی از دست رفته است، به ویژه به این دلیل که جگر به وضوح بیان می کند و آنقدر در اسطوره خود اسیر نیست که نتواند خودانتقادی فکر کند. اما این یک مستند جالب تر برای چیزهایی است که کنار گذاشته است. ما یک گزارش کلی از سال های حومه دارتفورد میک دریافت می کنیم، هیچ چیزی در مورد خانواده او، بینش ناچیز از آندروژنی پیشگام او. ما در مورد جاگر به‌عنوان تخصیص‌دهنده پست‌مدرن موسیقی آفریقایی آمریکایی خیلی کم می‌دانیم، اگرچه با توجه به اینکه چقدر آماده است بپذیرد که بدون چاک بری، لیتل ریچارد، ویلی دیکسون و بسیاری دیگر هیچ چیز نبود، مطمئناً در مورد آن فکر می‌کرد. موضوع اگر فقط در آن جهت تلنگر شود. برنارد فاولر، خواننده باسابقه آفریقایی آمریکایی گروه استونز، به ما می گوید که خارج از صحنه، جگر شبیه یک مرد انگلیسی است، روی صحنه مانند یک مرد سیاه پوست از اعماق جنوب. آیا او واقعا؟ می‌خواستم بینش بیشتری در مورد آن داشته باشم، و اینکه لباس‌های بنددار در آن شخصیت کجا نقش می‌بندند.
به جای هر چیز وحیانی یا بازتابی، ما همان چیزهای قدیمی را دریافت می کنیم. من مطمئن نیستم که کدام مشارکت کننده می گوید "شیمی چیزی است که نمی توانی بخری"، اما ای کاش نمی گفت. ممکن است استونز در مرحله دواتاژ خود باشد، اما سند راک، اگر این موردی باشد، به ندرت از مراحل ابتدایی خود خارج شده است.

source

توسط artmisblog