پس از مجموعه‌ای از موفقیت‌ها از جمله بازگشت به زندگی و پرورش دهندگان، این بازیگر و نویسنده دارای ویژگی داغ هستند. پس چرا او فقط می خواهد در مورد تردها بحث کند؟
در ماه مارس، دیزی هاگارد فیلمبرداری فصل سوم Breeders را به پایان رساند، کمدی ناخوشایند صادقانه درباره فرزندپروری که در آن او در کنار مارتین فریمن بازی می کند. برنامه این بود که چند ماه آینده روی فیلمنامه‌های خودش کار کند. هاگارد این روزها به عنوان یک نویسنده دارای ویژگی های داغ است، پس از دو سری از بی بی سی غمگین بازگشت به زندگی . و در آن بازی کرد. اکنون زمان آن فرا رسیده بود که این کار را انجام دهیم: او چند ایده برای فیلم‌های بلندی داشت که می‌خواست دنبال کند و یک برنامه تلویزیونی دیگر، و اگرچه فکر نمی‌کرد که دیگر فیلم بازگشت به زندگی را بسازد. دور – همچنین سروصدایی برای بررسی مجدد آن به وجود آمد.
هاگارد اذعان می‌کند که آوریل تقریباً یک تنه بود. عید پاک بود، تعطیلات مدرسه، و او چیزهای بسیار مهم دیگری داشت چیزهایی که در ذهن او وجود دارد، مانند اینکه بفهمد چه زمانی نمایش واقعی عشق کور است. اما "اوج تعلل" در اوایل ماه مه رسید. پس از چند هفته تحقیق شدید، او یک توله سگ نجات را به فرزندی پذیرفت: بتی، یک سگ ژولیده و پنج ماهه داششاند-پودل-سگوجیو-ایتالیانو-یورکی-بیشون-فریز-کوکر با آرنج شکسته. بتی در خانه ای دوست داشتنی و شلوغ در جنوب لندن فرود آمده است که هاگارد با شریک زندگی خود، جو، دو دختر هفت و چهار ساله آنها و دو سگ نجات قبلی، شریک می شود.
هاگارد می‌گوید: «بنابراین روی تختی با یک لپ‌تاپ و سه سگ می‌نشینم، استخوان‌های پوست خام را در دست گرفته و سپس با دست دیگرم می‌نویسم. "دوستانم به من گفتند: "خب، تو فقط داری دیزی می کنی…" او با وحشت رفتار می کند: "من می گویم "منظورت چیست؟" و آنها مانند، "شما کمی هرج و مرج ایجاد می کنید و سپس ناگهان می نویسید." چون وقتی دومین فرزندم را به دنیا آوردم بازگشت به زندگی را نوشتم: او یک ماهه بود. و من فصل دوم را در قرنطینه با هر دو بچه، بدون مراقبت از کودک و یک توله سگ نوشتم. اما بعد از آن 20 سال را در یک آپارتمان در بریکستون با شلوار گذراندم و هیچ کاری انجام ندادم. بنابراین شاید چیزی در آنجا اتفاق می افتد. آن را به یک درمانگر بفرست.»
ما در اواسط ژوئن در یک استودیوی عکس در نزدیکی بریکستون ملاقات می کنیم – آیا هاگارد با نوشتن خود پیشرفت بهتری می کند؟ او آه می کشد: «هر چه که باشد، هنوز کار نمی کند. "اما خواهد شد."
هاگارد 44 ساله است و حرفه خود را تا سال‌های اخیر به عنوان «لحظه‌های کوچک با چیزهای … کمی، بله» توصیف می‌کند. او متواضع است: او با اطمینان در بسیاری از بهترین کمدی های بریتانیایی دو دهه گذشته ظاهر شده است، از جمله آن ها Man Stroke Woman ، Psychoville و Episodes . (گاهی از مردم می خواستند به او بیایند و بگویند که فکر می کنند او در بازی Smack the Pony فوق العاده است، که واضح است که او در آن حضور نداشت.) اما هاگارد درست می گوید که با Breeders و Back to Life ، او درست است. دو نمایش پیدا کرده است که به او این امکان را می دهد تا به طور کامل نشان دهد که چه مجری کمیک ماهری است.
کریس ادیسون که با مارتین فریمن و سایمون بلک‌ول Breeders را ساخته است، می‌گوید: «دیزی یک بازیگر دراماتیک بسیار ظریف است که همچنین دارای پیشرفته‌ترین حس، خب، شیطنت است». او استخوان های بامزه ای دارد، هاگارد. چیزهایی که نمی توانید به دست آورید – یا آنها را دارید یا ندارید. می توانید سعی کنید آن را تشریح کنید و بفهمید که چه چیزی او را به یک بازیگر کمیک خوب تبدیل می کند، اما در نهایت، این فقط به این دلیل است که او… دیزی است. بلک ول که می نویسد Breeders and قبلاً روی The Thick of It و Veep کار کرده است، موافق است. او می‌گوید: «او یک بازیگر دراماتیک عالی و یک کمدین طبیعی است. این یک مهارت کمیاب است که از لحاظ احساسی واقعی بودن در حین اجرای کمدی. این یک چیز غریزی است و نوشتن برای او کاملاً لذت بخش است.»
در قلب Breeders ، شیمی آسان هاگارد با فریمن است، به عنوان والدین کشدار، گاهی اوقات محاصره شده، اغلب افسرده دو بچه. این زوج سال‌ها است که یکدیگر را می‌شناسند – هاگارد مادرخوانده یکی از فرزندان فریمن است – اما قبلاً هرگز با هم کار نکرده بودند. فریمن می‌گوید: «او یکی از آن افرادی است که هوش طبیعی دارد، به این معنی که او آنچه را که لازم است را با توضیحات بسیار کمی که همیشه لازم است، به دست می‌آورد. "همچنین، او کار سبکی از آن انجام می دهد. هیچ فکری بیش از حد وجود ندارد گاهی اوقات هیچ فکری تمام نمی شود.»
او به عنوان یک پدرخوانده چگونه است؟ فریمن پاسخ می دهد: «او دیوانه بچه هاست، یا به هر حال بچه های من». او این مجموعه از شور و شوق و سرگرمی است. دیزی مادر اصلی زمین است. و همچنین، بسیار احمقانه. به درجه المپیک. من خیلی ناراحتی را از او دور می کنم. اما اغلب او مرا مورد ضرب و شتم قرار می دهد.»
خنده داره به راحتی می توان افرادی را پیدا کرد که در مورد هاگارد چیزهای تعارفی بگویند، و وقتی با او ملاقات می کنید، فهمیدن دلیل آن سخت نیست. او گرما، تحقیر خود و حماقت دارد. ما 10 دقیقه اول مصاحبه را صرف صحبت در مورد چیپس می کنیم: چند سال پیش برای کریسمس، شوهرش گردنبندی را سفارش داد که دارای یک Frazzle، یک Walkers Square و یک Monster Munch، که به وضوح او را خوشحال کرد. وقتی بالاخره سراغ موضوعات دیگر می رویم، به نظر ناامید می شود. او می گوید: «بیایید فقط در مورد ووتسیتس صحبت کنیم، آیا نمی توانیم در مورد کار صحبت کنیم؟»
از نظر کسانی که هاگارد را شخصا و از نظر حرفه ای می شناسند، به نظر می رسد که بقیه ما در نهایت از اینکه او چقدر عالی است، خوشحالیم.
هاگارد می گوید: «نه، همه چیز واقعاً خوب پیش می رود. «اما همچنین، زمانی که در اواخر دهه 30، اوایل دهه 40 زندگی خود به خوبی پیش می رود، بسیار خوب است. برنامه من روزی بود که مدرسه نمایش را ترک می کردم، تلفن زنگ می خورد و ستاره سینما می شدم. و سپس به مدت 10 سال در یک ورزشگاه کار کردم. من چندین بار شغل های زیادی را رها کرده ام و سپس مجبور شدم به آنها برگردم و بگویم: «هییی! آرم، همه چیز در مورد ترک من…
او ادامه می دهد: "پس خوب است که اکنون این را داشته باشیم، زیرا پاهای شما روی زمین است، اولویت های من بسیار مرتب و منظم به نظر می رسند." "احساس می‌کنم، "فقط همین لحظه را بگیر، از این لذت ببرید، زیرا فردا ممکن است واقعاً متفاوت باشد.' انتظار نداشته باشید که همه چیز برای همیشه ادامه داشته باشد.»
پدر اچ آگارد پیرس هاگارد است، کارگردان برنده بفتای دنیس پاتر از بهشت ، و همچنین فیلم های ترسناک کالت خون روی پنجه شیطان و زهر سال 1981، با بازی اولیور رید و کلاوس کینسکی، درباره مامبای سیاهی که شخصیت ها را انتخاب می کند. یکی یکی اما او با این ایده مخالفت می‌کند که در بازیگری متولد شده است. هاگارد خود را برای نمایش های مدرسه ای پیشنهاد داد اما هرگز انتخاب نشد. در نهایت، در آخرین ساخته قبل از رفتن او، او برای نقش خانم هانیگان، آنتاگونیست اصلی در موزیکال آنی انتخاب شد.
مدرسه، به طور کلی، یک مبارزه بود. هاگارد می گوید: «آره، من در همه چیز خیلی بد بودم. با این حال من یک دامن واقعا کوتاه داشتم. من واقعاً در آن خوب بودم!» او می خندد. «نه، من مدرسه را دوست نداشتم. من فکر نمی کنم که مدرسه برای همه باشد. آیا این است؟ منظورم این است که البته برای همه است. و از راهی که رفته خوشحالم. اگر واقعاً چیزی را دوست داشته باشم، می توانم همه چیز را به آن اختصاص دهم، تمام شب را بیدار هستم. اما اگر این کار را نکنم، نمی‌توانم تمرکز کنم.»
هاگارد کوچکترین فرزند از شش فرزند پدرش بود که دو تا از آنها را با مادرش، آنا اسکلوفسکی، هنرمندی که شیشه های رنگی می سازد، داشت. او به یاد می‌آورد: «والدین من به طرز عجیبی نسبت به تلویزیون علاقه‌مند بودند، اما من در جوانی فیلم‌های ترسناک بسیار شدیدی را تماشا می‌کردم. من ونوم را تماشا کردم، احتمالا خیلی جوان بود. ما مامبای سیاه وانمودی را در جعبه آرایش همراه با پنجه شیطان از The Blood on Satan's Claw داشتیم . بنابراین ما وسایل بسیار خوبی برای لباس پوشیدن خود داشتیم."
در خانواده هاگارد صنایع دستی و ساخت زیادی وجود داشت: «همیشه اینطور بود که «با ظرف مارگارین چه چیزی می‌توان درست کرد؟ دو ساعت دیگر می بینمت.» و در 11 سالگی، هاگارد کار بر روی اولین فیلمنامه خود را آغاز کرد. خیلی خوب پیش می رفت تا اینکه او به سن بلوغ رسید و نوشتنش تا حدودی بی دلیل تغییر کرد، زمانی که یک نقاش-دکوراتور در صحنه ای ظاهر شد و پیراهن خود را که به سبک تبلیغاتی کوکای رژیمی بود، شلاق زد.
بعد از مدرسه نمایش، هاگارد به نوشتن پرداخت و شروع کرد. او فکر می‌کرد که ممکن است یک کمدی بر اساس باشگاهی که در آن کار می‌کرد ساخته شود – «در پذیرایی، عجله دارم اضافه کنم. من هرگز پا در ورزشگاه نرفته ام” – اما کاملاً با هم جمع نشد. ایده دیگری از کانال 4 مورد توجه بود، اما هیچ نتیجه ای حاصل نشد. او می‌گوید: «همیشه می‌خواستم نویسنده شوم، اما تقریباً منصرف شدم. "من فکر کردم، "اوه، خوب، همین الان است."
ایده ای که در ذهن هاگارد به وجود آمده بود، متوجه شد که زنانی که مرتکب جنایات جدی می شوند، معمولاً هنگام بیرون آمدن از زندان با توانبخشی پیچیده تری نسبت به مردان مواجه می شوند. بازگشت به زندگی مطمئناً یک خودپسندی آشکار برای یک کمدی نیست: میری ماتسون (هاگارد) را دنبال می کند که او پس از یک حبس ابد به دلیل قتل بهترین دوستش، لارا، در نوجوانی، تلاش می کند دوباره وارد جامعه شود. بازگشت به خانه در کنت، زندگی با والدینش، میری تقریباً توسط همه نزدیکانش طرد شده، مورد حمله و خیانت قرار می گیرد. با این حال، هاگارد و سولون به نحوی از این سناریوهای تاریک ترحم و طنز خلق می کنند. لوسی مانگان در نقد خود در گاردین نوشت: «توانایی بازگشت به زندگی برای انتقال شما از اشک به خنده در یک خط، چه برسد به یک صحنه، کم‌کم باقی می‌ماند».
هاگارد که اکنون در مورد میری صحبت می کند، می گوید: «من در مورد آدم های ضعیف وسواس دارم. و من فکر می کنم که مردم به خوش بینی و عزم او مربوط می شوند. ما واقعاً میری را تحمل کردیم. بعد فکر می کنم حیوان خودش است، اینطور نیست؟ کمی ترسناک است. کمی خنده دار کمی…؟ من هرگز چیزی نمی نویسم که فقط یک چیز باشد، اما همیشه باید احمقانه باشد، زیرا فکر می کنم همه چیز کمی احمقانه است.
جزئیات زیادی از زندگی خود هاگارد به بازگشت به زندگی راه پیدا کرد. وقتی پدرش به میری درباره نحوه بسته بندی ماشین ظرفشویی سخنرانی می کند، پیرز هاگارد خالص است. با این حال، مادر هاگارد مشتاق است به این نکته اشاره کند که در تصاویر داستانی زیادی نیز وجود دارد. هاگارد می گوید: «مادر من هرگز دوست پسر سابق را خوشحال نکرده است. "او دوست دارد که بداند."
هاگارد در مورد موقعیتی که اکنون در آن قرار گرفته است، حیرت زده است. هاگارد می گوید. "این در زندگی بسیار مفید بوده است، زیرا هرگز انتظار نداشتم در چیزی خوب باشم. من فکر می کنم سخت تر است اگر در مدرسه شگفت انگیز باشید، و سپس بیرون بروید و متوجه شوید که همه شگفت انگیز هستند. من هرگز فکر نمی کردم که هستم، بنابراین بیرون آمدم و گفتم: "اوه، بیایید ببینیم چطور پیش می رود!"
در حالی که بازگشت به زندگی برای هاگارد همه‌گیر است، Breeders به او اجازه می‌دهد ظاهر شود و خطوط بسیار خنده‌دار شخص دیگری – معمولاً سایمون بلک‌ول – را بخواند. او می‌گوید: «من فقط باید بروم و یک کار را انجام دهم، نه اینکه شب‌ها بیدار دراز بکشم و از اینکه کسی چه می‌پوشد وحشت زده باشم. اولین سری از این نمایش که در سال 2020 از اسکای پخش شد، قرار بود به تصویر بکشد زیر شکم واقع بینانه والدین پل (فریمن) و الی (هاگارد) را با بچه‌های خردسالی یافت که نمی‌خوابیدند و درگیر حوادث غیرمحتمل و فاجعه‌باری مانند دزدان و آتش‌سوزی بودند. سری دوم سال گذشته داستان خانواده را در حدود پنج سال پرش کرد و وارد قلمروی احساسی‌تر و پیچیده‌تر شد.
سری جدید Breeders از جایی شروع می شود که آخرین آن متوقف شد. اما در حالی که تا کنون، بیشتر آتش بازی ها بین پل و پسر نوجوانش، لوقا بوده است، این بار درگیری اصلی بین الی و دخترشان آوا است. برای هاگارد، ساخت Breeders مشابهت های عجیب و تاخیری با زندگی او در خانه داشته است. وقتی او از استماع خود فیلم می‌گرفت، کودک سه هفته‌ای خود را با پایش روی صندلی ماشین تکان می‌داد و دختر بزرگ‌ترش را با اجازه دادن به تماشای او در باغ شب آرام نگه می‌داشت. او می‌گوید: « پرورش‌دهنده‌ها همیشه از من جلوتر بوده‌اند، بچه‌ها همیشه بزرگ‌تر از من بوده‌اند. "بنابراین مانند یک پیشگویی افسرده از آینده من است."
به‌ویژه، هاگارد اکنون «احساس خشم» را که گاهی اوقات به‌عنوان والدین به وجود می‌آید، درک می‌کند. این یک سیاست در مورد Breeders است که در جایی که بازیگران کودک درگیر هستند، کلمات زشت با جایگزین‌های ملایم‌تر جایگزین می‌شوند و سپس دوبله می‌شوند. او با خنده به یاد می آورد: «یک نقطه بود که باید در مورد «زنگ ساعت» صحبت می کردم. و به هر حال من خیلی قهقهه زن بدی هستم، بنابراین حدود شش ساعت بعد، همه می گویند: "لعنتی، فقط دیزی را قسم بخور!" یا قرار است واقعاً عصبانی باشید و مثلاً "چقدر جرات دارید!" بنابراین خوشحال شدم که بچه‌های این سریال به اندازه‌ای بزرگ بودند که می‌توانستیم کمی گستاخ‌تر باشیم.»
یکی از رضایتمندی های Breeders و Back to Life این است که هر دو تولید به گونه ای تنظیم شده اند که "ساعت های دوستانه خانواده" کار کنند. در کنار انتخاب گسترده ای از اسنک ها و چیپس های سبک، این چیزی است که هاگارد اکنون بر آن اصرار دارد. او می‌گوید: «از لحاظ تاریخی یک ایده عجیب وجود داشته است که اگر رنج نمی‌کشید، پس این جالب نیست. اما چرا لعنتی نمی‌توانیم زمانی که مشغول انجام کاری هستیم، اوقات خوشی داشته باشیم؟ من واقعا الان از آن گذشته ام مثلاً، اگر کسی به من بگوید: "این کار واقعاً طاقت فرسا و وحشتناک وجود دارد، اما تو در آن خیلی خوب خواهی بود"، من می گفتم: "ممنونم." شخص دیگری می تواند این کار را انجام دهد! من در خانه می مانم و پاهایم را بالا می گیرم.' من آن تجربه واقعا وحشتناک و وحشتناک را انجام نمی دهم. من ترجیح می دهم اوقات خوبی داشته باشم و به تعطیلات بروم.»
با توجه به اینکه هم Breeders و هم Back to Life توسط پخش کنندگان در ایالات متحده انجام شده است، هاگارد اکنون یک مامور آمریکایی دارد. سخت ترین قسمت برقراری ارتباط با آنها بوده است که او حرفه خود را فتح جهان تصور نمی کند. او می‌گوید: «نه، فکر نمی‌کنم کار زیادی در زندگی‌ام انجام دهم». من با یک نماینده ملاقات داشتم و فقط دو ماه را با خانواده ام در یونان گذراندم. و این مرد گفت: "نگران نباش، اگر با ما بیایی که دیگر هرگز تکرار نخواهد شد." و من مثل "اوه کای…" سپس او گفت: "شما می توانید این کار را انجام دهید، شما می توانید این کار را انجام دهید، شما می توانید این کار را انجام دهید، شما می توانید این کار را انجام دهید." و من گفتم: "اوه، چیزی که در مورد من است این است که نمی خواهم همه کارها را انجام دهم." من فقط می خواهم چند کار را واقعاً خوب انجام دهم و سپس اوقات خوبی داشته باشم.' و این سکوت مطلق وجود داشت. انصافاً تومبلوی وجود داشت.»
دوستان هاگارد احتمالاً این کار را "انجام دیزی" می نامند. او لبخند میزند. نیازی به گفتن نیست، من با آن نماینده کار نکردم.
Breeders چهارشنبه 13 جولای در Sky Comedy و NOW بازمی‌گردد

source

توسط artmisblog