یک ارکستر بریتانیایی این هفته برای اولین بار برنامه موسیقی افغانی را با نوازندگان تبعیدی افغان با سازهای سنتی اجرا خواهد کرد.
نوازندگان افغانستان دوباره توسط طالبان ساکت شدند. به غیر از اشکال و زمینه های خاص مذهبی و میهنی، این گروه بر این باورند که گوش دادن یا ساختن موسیقی از نظر اخلاقی مفسده دارد. اگر در اینجا چیزی به اعتبار طالبان وجود دارد، این است که آنها پتانسیل موسیقی برای شکل دادن به تجربیات ذهنی ما، انتقال ایده ها و ایجاد و تقویت جوامع را می شناسند. از زمان بازگشت این گروه به قدرت در آگوست سال گذشته ، نوازندگان به قتل رسیده و مورد خشونت قرار گرفته اند، مجالس عروسی مورد حمله قرار گرفته و مراکز یادگیری موسیقی بسته شده است.
من برای اولین بار در جولای 2018 به کشور سفر کردم تا با اعضای ارکستر زنان افغان در انستیتوت ملی موسیقی افغانستان ملاقات کنم، مدرسه تخصصی که در سال 2010 توسط احمد سرمست تأسیس شد و – قبل از تعطیلی اجباری آن در جولای گذشته – 350 شاگرد داشت. به مدت سه سال در مدرسه به رهبران جوان، زن و مرد، درس های آنلاین هفتگی دادم. این درس‌ها چالش‌های خود را داشتند، از جمله قطع برق منظم و سرعت پایین اینترنت در کابل، اما آنها بینشی وسوسه‌انگیز از ارکسترها، رپرتوار و تمرین‌های گروه‌های جوان در مکتب به من دادند و گوش‌هایم را به صداهای منحصربه‌فرد باز کردند. اشکال موسیقی ارکسترال افغانستان . مهمتر از همه، دوباره به من یادآوری شد که ارکسترها می توانند زندگی را تغییر دهند و می کنند.
مردم افغانستان عمیقاً موزیکال بوده، هستند، و همیشه خواهند بود. سنت های موسیقی این کشور به هزاران سال پیش برمی گردد و در گفتگو با همسایگان ایرانی و هندوستانی خود در جنوب و مردم مناطق ازبکستان، تاجیکستان و ترکمنستان در شمال و همچنین با موسیقی رایج و کلاسیک اروپایی و آمریکایی شکوفا شده است. ، که در سراسر قرن بیستم در داخل و خارج از کشور پخش شد. خواننده مشهور احمد ظاهر (1946-1979) شاید به‌طور برجسته‌ترین مظهر آمیختگی پربار این تأثیرات متنوع موسیقی، الهام‌بخش نسل‌های موسیقی‌دان باشد.
ارکسترهای افغانستان نیز سابقه ای غنی به قدمت نزدیک به 100 سال دارند. در نیمه دوم قرن بیستم، موسیقی ارکسترال در کنار رونق پخش رادیو و تلویزیون رونق گرفت. گروه‌های بزرگ و رهبری – نواختن موسیقی غربی و محلی، چه جدید و چه قدیمی – به یکی از ویژگی‌های اصلی منظره موسیقی تبدیل شد. ارکسترهای این کشور از این نظر منحصر به فرد هستند که معمولاً ترکیبی از سازهای سنتی مانند رباب افغانی را در بر می گیرند. (نوعی با گردن کوتاه – که اغلب ساز ملی به حساب می آید – که دارای سه سیم اصلی، دو یا سه سیم بدون سرنشین و حداکثر 15 سیم سمپاتیک است) ، دوتار هراتی و تمبور افغانی. (هم سازهای عود با گردن دراز) و هم طبل (طبل های دستی) در کنار سازهای میراث اروپایی.
جنگ هایی که از دهه 1970 تا 90 افغانستان را فرا گرفت، ساخت موسیقی را به طور قابل توجهی محدود کرد (اولین تسلط طالبان در اواسط دهه 90 تا سال 2001 محکومیت کامل موسیقی را ایجاد کرد)، اما در سال های اخیر، دوره جدیدی از ساخت موسیقی ارکسترال آغاز شده است. شکل، با آهنگسازان، رهبران ارکستر و نوازندگان جوان که رپرتوار جدید و دیدگاه های جدیدی را برای این گروه ها ایجاد می کنند. این صداهای موسیقی نوظهور تابستان گذشته، زمانی که رژیم طالبان بازگشتند، ناگهان خاموش شدند.
با این حال، جهان اکنون فرصت جدیدی برای شنیدن صدای آن دسته از نوازندگانی که مجبور به تبعید شده‌اند و حتی از کسانی در افغانستان است که – در معرض تهدید وحشیگری و حتی مرگ – همچنان به ساختن و اشتراک‌گذاری موسیقی خود از مخفیگاه ادامه می‌دهند. کنسرتی در فستیوال تابستانی اسپیتال فیلدز در لندن ، اولین باری است که یک ارکستر بریتانیایی برنامه ای از موسیقی ارکسترال افغانستان را اجرا می کند. من این پروژه را با آهنگساز و پیانیست آرسون فهیم به منظور تجلیل از تاریخ موسیقی ارکسترال افغانستان و فراهم کردن بستری بین المللی برای شکوفایی خلاقیت آهنگسازان و نوازندگان این کشور انجام داده ام.
ارکستر فیلارمونیک آکسفورد، تحت رهبری من، با نوازندگانی که سازهای سنتی افغانی را می نوازند، همراه خواهند شد تا آثار تازه سفارش شده هشت آهنگساز افغان را به نمایش بگذارند.
این آهنگسازان نماینده برخی از هیجان انگیزترین استعدادهای آهنگسازی جدید هستند که در دهه گذشته از کشور خارج شده اند. به آنها فرصت داده شد تا برای یک ارکستر کوچک از میراث اروپایی و سازهای سنتی افغانی بنویسند و آثار آنها به شنوندگان نگاهی اجمالی به زندگی و تجربیات این نوازندگان جوان، مردم و موسیقی افغانستان خواهد داد.
ساخته میلاد یوسفی «نوستالژی» از عمل یادآوری در آیین صوفیانه‌اش استفاده می‌کند و حس عمیق اشتیاق او را برای وطن و خانواده‌اش برمی‌انگیزد. رقص وحشت ارسون فهیم تجربه او از دو دهه درگیری را بررسی می کند. کار مینا کریمی برای ویولنسل و ارکستر سپیده دم، «نماینده داستان، مبارزات، نقاط قوت و درد زنان و دختران در افغانستان است» و برای «گفتن حقیقت» در مورد حقوق زنان در سرزمین خود ناتمام مانده است. او گفت که او تنها زمانی کار خود را تکمیل خواهد کرد که «همه زنان افغان به رویاها و حقوق خود دست یابند». امید قمبر نوشاد به ما یادآوری می کند که امید برای زندگی ضروری است. "امید در زندگی انسان به همان اندازه ارزشمند است که بال برای یک پرنده. بدون آن، زندگی بی معنی خواهد بود – تصور کنید بدنی بدون روح و حرکت.
برای همه این نوازندگان جوان، ارزش ارکسترها بی اندازه است. آنها بازیکنان را از پیشینه های مختلف موسیقی، فرهنگی و قومی در افغانستان گرد هم می آورند و همچنین پل فرهنگی بین افغان ها و مخاطبان خارج از کشور هستند. آنها بسترهای مهمی را برای بیان جمعی ارزش های مشترک موسیقیدانان از جمله عدالت اجتماعی، برابری جنسیتی و قومیتی، آزادی شخصی و آزادی از خشونت و ستم فراهم می کنند. برای نوازندگان جوان افغان، ارکسترها فرصتی برای انتشار پیام صلح و امید در داخل و خارج از کشور فراهم می کنند.
به دنبال آینده: موسیقی ارکسترال افغانستان در 5 جولای در EartH، لندن، بخشی از جشنواره موسیقی Spitalfields است. دکتر Cayenna Ponchione-Bailey همکار رهبری فیلارمونیک آکسفورد و همکار تحقیقاتی اولیه Leverhulme در دانشگاه شفیلد است.

source

توسط artmisblog