ما فکر می کنیم او یک روز به زودی خواهد رفت و از فاجعه جلوگیری خواهیم کرد. اما این آرامش کاذب است: فروپاشی در حال وقوع است
کمی کمتر از چهار ماه پیش، زمانی که این ستون تعطیل شد و من در تعطیلات بودم، مرگ بوریس جانسون به طور جهانی قریب الوقوع تلقی می شد. در واقع آنقدر قریب الوقوع بود که با نگرانی فکر کردم مرخصی را به تعویق بیندازم تا لحظه را از دست ندهم. آنقدر قریب‌الوقوع که پیش‌بینی‌های خودم در آن زمان مبنی بر اینکه پارتی‌گیت احتمالاً در کوتاه‌مدت یا میان‌مدت بسیار کم خواهد بود، به نظر می‌رسید که زیر وزنی غیرقابل مقاومت متزلزل شود. کارشناسان مطمئن بودند، مطبوعات حامی جانسون در حال پایان یافتن راه توجیه بودند، و رأی دهندگان آنقدر دیوانه بودند که نمی توانستند از آن دفاع کنند.
از آن زمان تاکنون چیزهای زیادی اتفاق افتاده است: استعفا، جریمه های پلیس، گزارش نفرت انگیز سو گری، شکست در انتخابات، رای اعتماد. اما از نظر چیز بزرگ، تنها چیزی که واقعاً مهم است، هیچ اتفاقی نیفتاده است. استعفا یا اخراج جانسون – و احیای ظاهری استانداردها و ارزش‌ها در سیاست بریتانیا – هنوز نزدیک است.
ممکن است چنین احساسی نداشته باشد، اما من اینجا هستم، یک خفته افسوس ، تا به شما بگویم که پس از یک خواب طولانی، چیزهایی را دیدم که کم و بیش مانند اوایل سال بودند. اما با یک خطر اضافی.

در حالی که ما منتظریم و از این واقعیت که جانسون مرده ای است که در حال راه رفتن است، دلداری می دهیم، دو اتفاق در حال رخ دادن است. در اول، هنجارهای سیاسی حذف می شوند. انتظار عواقب نادرستی و بدرفتاری در مقامات عالی شروع به از بین رفتن می کند. معیارهایی که ما سیاستمداران خود را بر اساس آن رعایت می کنیم، کمتر از معیارهایی که سیاستمداران خود را بر اساس آن رعایت می کنند، اهمیت دارند. هنجارهای جدید جایگزین هنجارهای قدیمی می شوند و پس از آن یک شبه به سختی می توان آنها را تغییر داد.
به اغماض شماره 10 از معاون سابق رئیس جمهور کریس پینچر که تنها پس از شکایت به سازمان نظارت بر رفتار مجلس از حزب تعلیق شد و اتهامات جدیدی در مورد سوءرفتار جنسی علیه او همچنان ظاهر می شود، نگاه کنید. پینچر، شاید از نخست‌وزیری که در رعایت نظم و انضباط دیر به‌سر می‌برد، یا خودش به آن پایبند است، از استعفای نماینده مجلس خودداری می‌کند.
این چیزی است که در مورد هنجارها وجود دارد: آنها در طول زمان ادغام می شوند. آنها معیارهای عینی رفتار نیستند. آنها بر اساس آنچه دولت و مردم طی یک دوره به آن عادت کرده اند شکل می گیرند – در این مورد دوره ای که در آن دروغ، فساد و دوستی بدون مجازات می ماند. برای بازگرداندن آن استانداردها، به چیزی بیش از یک رهبر جدید نیاز است که توسط محافظه‌کاران «خوب» نصب شده باشد، هر چه که باشد. و بیش از یک حزب کارگر که منفعلانه منتظر است تا نمایش جانسون متوقف شود (بسیار کند) نیاز دارد. زمین هر روز به سمتی می‌چرخد، کج می‌شود و می‌غلتد به سمتی که تنها چیزی که بین دروغ‌گویی موفق در منصب و پاسخگویی وجود دارد، رای‌دهندگان یا سایر سیاستمداران نیست: این میزانی است که هر بدکار تا چه اندازه می‌تواند به دنبال آن برود. آن، و اعتراض گستاخانه.
وقتی چنین فاصله ای بین جرم و مجازات وجود دارد – هفت ماه و با احتساب از اولین گزارش های Partygate – واقعاً نمی توانید به طور کامل از آن برگردید. جلسات استماع کمیته 6 ژانویه و قضاوت Roe v Wade نمونه خوبی از نیمه عمر سمی است. دونالد ترامپ شکست خورد، اما او دری را برای متحدان و جعلانش کاملاً باز گذاشت تا شرارت بکارند و نامزد شوند و فرهنگ نارضایتی را که منجر به قیام واقعی شد که هیچ سیاستمداری، فقط شهروندان، به خاطر آن مجازات نشده اند، استخراج کرد. اجاره کشوری که توسط یک نفر جدا شده و هیچ خدایی نمی تواند آن را گرد هم آورد.

این دومین اتفاقی است که در انتظار مرگ او رخ می دهد
جانسون و نسخه خاص او از حزب محافظه‌کار – قوانینی تصویب می‌شوند و رویدادهایی رخ می‌دهند که مدت‌ها پس از حرکت قهرمانانشان تأثیری قوی دارند. دولت ناکارآمد جانسون به نظر مسخره می‌آید، اما توانایی اجرایی برای تصمیم‌گیری‌هایی را حفظ می‌کند که تأثیرات واقعی بر مردم واقعی داشته باشد. این تصمیم‌ها زمانی که سیاست‌های بی‌رحمانه‌تر و بی‌ملاحظه‌تری را در تلاشی خام و حامی برای انداختن گوشت قرمز به دیوار قرمز به کار می‌گیرند، فاجعه‌آمیز می‌شوند، و آن روزهای پرمخاطره عشق را دوباره تکرار می‌کنند، قبل از اینکه همه وعده‌های تسطیح به هیچ تبدیل شوند. و به این ترتیب، یک طرح مهاجرت به خارج از کشور، مانند یک دسته گل رز عذرخواهی که برای معشوق خیانت شده ای که در حقیقت، نیلوفرها را ترجیح می دهد، پیک می کنند.
دیدن این به عنوان درام وسوسه انگیز است، اما فیلمنامه اثرات ملموس وحشتناکی دارد. این سازمان انسان‌های مستاصل را که از بازداشت ناامیدانه به داخل هواپیما کشیده می‌شوند، به عنوان یک عمل سیاست عمومی می‌بیند. این یک جنگ تجاری را در معرض دید قرار می دهد به دلیل برنامه های بی پروا دولت برای لغو پروتکل ایرلند شمالی؛ خطر می کند که آینده کشور را شکل می دهد – نشانه هایی از این، خطرناک ترین زمان.
او در گفت‌وگو با یکی از دوستانش در مورد این سکون، این رضایت وحشتناک گفت: «انگار همه ما در هواپیما هستیم و به ما اطمینان می‌دهند که با بهبود شرایط به زودی فرود می‌آییم، بدون اینکه متوجه شویم سوختمان هم تمام می‌شود.» طبق توصیف همینگوی از ورشکستگی، سیاست بریتانیا به دو صورت ورشکست می شود: به تدریج، سپس به یکباره.

امروز، همانطور که چهار ماه پیش و در واقع هفت ماه پیش بود، گاهی اوقات با حمایت مهربانانه به من اطمینان داده می‌شود که فقط زمان زیادی است که جانسون برود و تنظیم مجدد آغاز شود. اما در مدت زمان – یا همانطور که کینز گفته بود، در دراز مدت – همه ما مرده ایم. البته تغییر زمان می‌برد، اما همان‌طور که جیمز بالدوین به او اشاره کرد که سفیدپوستان به او می‌گویند با سرعت آهسته تغییر در روابط نژادی ایالات متحده صبور باشید: «زمان پدرم را گرفته است. وقت مادرم. وقت عمویم زمان برادران و خواهرانم. برای پیشرفت خود چقدر زمان نیاز دارید؟»
نسرین مالک ستون نویس گاردین است

source

توسط artmisblog