استندآپ درباره عاقلانه ترین کلماتی که تا به حال به او گفته شده است، آیین های قبل از نمایش او و اینکه چگونه حرفه خود را در یک کمون گیاهخواران آنارشیست کشف کرد.
چگونه وارد کمدی شدید؟
من در وست کانتری بزرگ شدم و در آن زمان صحنه کمدی زیادی وجود نداشت. به دعوت یکی از دوستانم، به لندن رفتم و یک کنسرت کمدی در Archway دیدیم که جایگزین کمدی بود. این شبیه یک نسخه کمدی کمدی جایگزین بود. این در یک کمون گیاهخواران آنارشیست به نام تبادل زمین بود و در عقب غذای گیاهی و در جلو به اصطلاح کمدی جایگزین بود. من عملی به نام اوتیز کانلونی را دیدم که این متا جادوی سورئال را انجام داد و داستان‌نویسان، کمدین‌های شخصیت و جان هگلی در آن حضور داشتند. او آهنگ های کوتاه و شدید را روی ماندولین می خواند و این شخصیت صحنه درخشان را داشت. اولین بار بود که فهمیدم: "این کاری است که می خواهم انجام دهم!" این فقط یک سوال بود که چگونه می توانم زندگی خود را مهندسی کنم تا بتوانم آن را انجام دهم.
من به وست کانتری برگشتم و با دوست مدرسه ام توبی یک کلوپ کمدی در باث راه اندازی کردیم. این یک مبادله وگان نبود، برای غرب کشور در دهه 80 کمی کشش داشت، اما بسیار سرگرم کننده بود. ما یک برنامه استعدادیابی ماهانه را با هم مقایسه کردیم. کارهای جدید برای اجرا می آمدند و برای هرکسی که تماشاگر دوست داشت جوایزی در نظر گرفت.
زمانی که برای اولین بار شروع به کار کردید چه کسی الهام بخش شما شد؟
جان هگلی تأثیر زیادی داشت. ترکیبی از کلمات، تصاویر، موسیقی و آهنگ. این چیزی است که هسته عمل من را تشکیل داده است.
آیا می توانید یک کنسرت را خیلی بد به یاد بیاورید که اکنون خنده دار است؟
من سال‌ها پیش در نیوزلند یک برنامه اجرا می‌کردم و یک آهنگ درباره هماهنگی نژادی به نام کلاه بر گورخرها اجرا می‌کردم. این در مورد زندگی سیاه و سفید با هم در هماهنگی، و ارسالی از آبنوس و عاج بود. همسرم به من گفت: "آن آهنگ را بکن، آنها آن را دوست خواهند داشت." کنسرت عالی پیش می رفت، سپس من این آهنگ را اجرا کردم و کنسرت خراب شد و سوخت زیرا متوجه نشدم که کل عصر در مورد شکستن شکاف نژادی بود. سفیدپوستان نیوزلند و جامعه مائوری بودند. مثل این بود که من به آنجا برگشتم و دو انگشتم را به همه چیز دادم.
نمایش فعلی خود را که در خانه اپرای سلطنتی شرکت می کنید، چگونه توصیف می کنید؟
این گزارش یکی دو سال گذشته است. نیمه اول اتفاقی است که از لحاظ هنری در دوران قرنطینه رخ داد. روزهای طولانی، وسواس های عجیب و غریب، سوراخ های خرگوش خلاقانه ای که پایین می روید. نیمه دوم بیشتر به ایده شخصی من در مورد عادی بودن چیست. به عنوان مثال، چگونه با شهرت اضافی انجام Strictly و نورافکنی که به ارمغان می آورد کنار آمدم. همه چیز در واقع تلاش برای یافتن راهی برای عبور از همه اینها، به روشی خلاقانه است.
روند شما برای نوشتن مطالب چیست؟
معمولا من یک اتاق کوچک برای آزمایش رزرو می کنم. گاهی اوقات یک دفترچه یادداشت برمی دارم تا واکنش داستان یا آهنگ را در مقابل یک مخاطب کوچک بسنجیم. اما این اخیراً در دسترس نبوده است زیرا هیچ مکانی باز نبود. در عوض، خودم را در سالن‌های بزرگ، گاهی اوقات در یک میدان، می‌دیدم که برای اولین بار چیزی را امتحان می‌کردم. به طرز مضحکی، کمی شبیه به یک عمل بلند سیم بود. باید اعتراف کنم، به آن معتاد شدم. این مانند چتربازی یا بانجی جامپینگ است: اینجا هزاران نفر هستند، من هرگز این را جلوی کسی نگفته‌ام… ما به اینجا می‌رویم!
آیا مراسم قبل از نمایش وجود دارد؟
من همیشه می روم در سالن خالی می نشینم و نمایش را تجسم می کنم. من خودم را در بین تماشاگران در حال تماشای نمایش تصور می کنم. به نوعی این به عملکرد من کمک می کند. من تصور می کنم که مردم برای رسیدن به نمایش و انتظاراتشان چه کاری باید انجام می دادند. این راهی است که به خودم یادآوری کنم که هر نمایشی منحصر به فرد است و باید تا آنجا که می تواند خوب باشد.
درس مهمی که از استندآپ بودن گرفته اید چیست؟
من فکر می کنم این به شما اعتماد به نفس زیادی می آموزد. شما باید مصمم باشید، پوست کلفتی داشته باشید و بتوانید با مشت ها غلت بزنید. به شما می آموزد که مسئول زندگی خود باشید زیرا همه چیز بر عهده شماست. با استندآپ، مزایای آن این است که احساس می کنید چیزهای خوبی را به دست آورده اید، زیرا آن را می نویسید و با اجرای آن سفر می کنید. اما اگر خوب پیش نمی‌رود، شما تنها هستید.
بهترین نصیحتی که تا به حال به شما شده است؟
باب میلز، که یک استندآپ بود که در زمان شروع کار با او کار می کردم، گفت: "به گفتن چیزهای خنده دار ادامه دهید." در واقع کاملاً عمیق است. همیشه از کمدین ها می پرسند "نظرت در مورد این چیه؟" "نظر شما در مورد فرکینگ چیست؟" در پایان، ما اینجا هستیم تا جوک بگوییم و خنده دار باشیم.
بعدش چیه؟
تور استرالیا. چوب را لمس کن آبله میمون کیبوش نمی گذارد در آن. من یک فیلم، سریال تلویزیونی و استندآپ بیشتری دارم که به آینده کشیده می شود. چه کسی می داند؟
بیل بیلی از 11 تا 14 اوت در خانه اپرای سلطنتی لندن حضور دارد. راهپیمایی او برای شان لاک در حال جمع آوری پول برای حمایت از سرطان مک میلان است.

source

توسط artmisblog