از آنجایی که حتی مینیون ها شروع به زیر سوال بردن ارباب به خطر افتاده اخلاقی خود می کنند، فرهنگ عامه به طور فزاینده ای در کنار کارگران در مبارزه با حرص و طمع شرکت ها قرار می گیرد.
ذات فرهنگی پیرامون کار در حال تغییر است. در هفته گذشته، بسیاری از ما در بحبوحه اعتصاب قطارها در سراسر کشور، دیوانه وار در حال تنظیم سفرهای خود بوده ایم. اگر خدایان حمل و نقل مهربان بودند، برای آخرین قسمت از شروود، یک درام پیچیده درباره میراث اعتصاب معدنچیان، به موقع به خانه می رسیدیم. ممکن است به تازگی سریال Severance Apple TV را به پایان رسانده باشید، که آینده ای را به تصویر می کشد که در آن کار بسیار تیره و تار است و تنها راهی که می توان انجام داد ایجاد نسخه های جایگزین از خودمان است. اکنون ما Minions: Rise of Gru را داریم که می پرسد آیا در دنیای امروز جایی برای یک رئیس اخلاقی سازگار اما دوست داشتنی وجود دارد که توسط لژیونی از کارگران تابع و بی شکل حمایت می شود.
پس از کار در خرده فروشی در اواسط تا اواخر دهه 2010، هیچ مجموعه ای از کلمات مرا به لرزه در می آورد: "ممکن است چیزی که می خواهم بگویم دیوانه کننده به نظر برسد." این خط ابتدایی برای شادی فارل ویلیامز است، همانطور که در موسیقی متن Despicable Me 2 نمایش داده شد، که مانند آمفتامین شنیدنی در طبقات مغازه پخش شد تا کارگران هوشیار و به اندازه کافی شاد باشند. این آهنگ همچنین بخش زیادی از دهه 2010 را تعریف کرد و دیوانه وار سر ما فریاد می زد که خوشحال باشیم در حالی که دنیای اطراف ما از بسیاری جهات به طور فزاینده ای تیره و تار می شد. فرانچایز Despicable Me نیز در همان دوران بزرگ شد و در عرض هفت سال به پردرآمدترین مجموعه فیلم انیمیشن تمام دوران تبدیل شد. ستارگان اصلی فیلم – Minions – در طول دهه همه جا حضور داشتند. آنها روی همه چیز از تیک تاک گرفته تا کیسه های سالاد و بسته های آمازون گچ شده بودند، کلاس های زومبا را اداره می کردند و بالای تاکسی های زرد نیویورک را تزئین می کردند. آنها به معنای واقعی کلمه همه جا بودند.
وقتی اولین فیلم Despicable Me در سال 2010 اکران شد، غول‌های تجاری فوق‌العاده ثروتمند با استقبال مثبتی در فرهنگ عامه مواجه شدند. ایلان ماسک در اپیزودی از سیمپسون ها در سال 2015 به عنوان یک نابغه نجات دهنده جهان معرفی شد که ثروت هنگفتش یک دغدغه ثانویه بود. اپیزود با پرتاب ماسک به آسمان مانند مری پاپینز، برادر فناوری، به پایان می رسد. در همان سال، استیو جابز در فیلم زندگینامه ای به کارگردانی دنی بویل به عنوان یک رویاپرداز مشکل ستایش شد. اما بذر واکنش منفی یک تجارت بزرگ با The Big Short کاشته شد که از نقش وال استریت در سقوط مالی سال 2008 ابراز تاسف کرد.
در سال‌های پس از آن، واکنش‌های فرهنگی علیه ثروتمندان فوق‌العاده تشدید شده است. جوکر 2019 خانواده اشرافی وین را به عنوان یک قبیله ظالم و خودخواه تصور می کرد و در عین حال خشونت شخصیت شرور را به عنوان پیامد غم انگیز یک جامعه در حال شکست، دوباره در نظر می گرفت. به بالا نگاه نکن، که شاهد نابودی یک میلیاردر جابز پس از وعده (و متعاقباً شکست) برای جلوگیری از برخورد یک دنباله دار پر از مواد معدنی پرسود به زمین بود، به دومین فیلم پربیننده تاریخ نتفلیکس در دسامبر گذشته تبدیل شد. در اوایل سال جاری، سه نمایش The Dropout ، Super Pumped و WeCrashed در مورد افزایش و سقوط های شهاب سنگی کارآفرینان دره سیلیکون در چند هفته بعد از همدیگر پخش شدند، که همه به جز تقویت تهاجم فرهنگ عامه به این بخش که زمانی مورد افتخار جامعه بود. .
این تغییر به کرایه انگلیسی زبان محدود نمی شود. بهترین انگل برنده عکس با کاوش وحشیانه سرگرم کننده خود در مورد نابرابری ثروت در سراسر جهان طنین انداز شد. بازی ماهی مرکب ترس های جهانی در مورد بدهی را به یک سود بسیار بد تبدیل کرد. خاویر باردم در فیلم اسپانیایی The Good Boss (در اواخر این ماه در بریتانیا اکران می شود) نقش یک کارخانه دار را بازی می کند که در زندگی کارمندان خود دخالت می کند تا جایزه کسب و کار را به دست آورد. این فیلم با بررسی تأثیر سمی کار و نفوذ آن به زندگی شخصی ما، افزوده دیگری به این قانون رو به رشد کار روی پرده طرفدار کارگر و ضد رئیس بزرگ است.
شباهت‌های بین Gru، قهرمان ابرشرور سریال، و لژیون غول‌های تجاری فوق‌العاده ثروتمند در انظار عمومی قابل توجه است. گرو نیز مانند جف بزوس و ایلان ماسک به اکتشافات فضایی علاقه دارد. شاید قوی ترین، او نیروی کار بسیار بی صدا و مطیع است، این روسای احتمالا از حسادت ترشح می کنند. اگرچه، در این زمینه، او با رقابت سختی از سوی بزوس و آمازون مواجه است، جایی که کارگران انبار گزارش می‌دهند که جراحات مکرر و ترس از اخراج به دلیل بسته‌نکردن وسایل کافی در یک ساعت را ندارند، در حالی که رانندگان تحویل‌دهنده آن‌ها آنقدر کار می‌کنند که مجبورند در بطری‌ها ادرار کنند.
آشکارتر از همه، فرهنگ شرکتی در دنیای واقعی مینیون ها را دوست دارد. مدیران منابع انسانی از آنها به عنوان تمثیلی نه چندان خرابکارانه برای نیروی کار خود استفاده می کنند. در لینکدین، پست‌های زیادی درباره درس‌هایی که کارگران می‌توانند از مینیون‌ها بیاموزند، پیدا خواهید کرد، از کمک به همکاران گرفته تا خوردن موز برای بازده ماندن یا حتی اینکه داشتن یک رئیس بد بزرگ، مطلوب است. مینیون ها، از نظر آنها، همان چیزی است که کارگران باید باشند – وفادار، نوزادی و قابل تعویض.
تغییر فرهنگی علیه کار و تجارت بزرگ، خلایی را باز کرده است که جنبش کارگری رو به رشد در حال پر کردن آن است. از آنجایی که کارگران از انواع مشاغل، از وکلا گرفته تا کارکنان مرکز تماس، به اعتصاب رأی می دهند، این احتمال وجود دارد که چشم انداز سیاسی و فرهنگی بیشتر به سمت احساسات طرفدار کارگر متمایل شود. شاید زمان آن فرا رسیده باشد که بددرهای زیبا مانند یک دکمه استراحت کنند.

source

توسط artmisblog