اختصاصی: گاردین می‌تواند برای اولین بار شرایط پشت خروج ناگهانی برد ایوانز به عنوان مربی فوتبال دانشگاه تولدو، نحوه مدیریت مدرسه در مورد رفتار او و اینکه چگونه او هنوز هم اجازه دارد در بازی در موقعیت‌های برجسته‌ای داشته باشد را فاش کند. ایالات متحده
سی اندیس فابری تمرینات خود را با تیم دختران زیر نه سالی که مربیگری می کرد به پایان رساند و به رستورانی در تولدو، اوهایو، El Camino Real رفت. فابری این رستوران را از زمانی که بازیکن تیم فوتبال زنان دانشگاه تولدو بود می شناخت. بازیکنان اغلب به آنجا می رفتند و طبق یک شوخی تیمی، رستوران لزوماً بهترین مارگاریتاها در تولدو را نداشت، اما قطعا "معروف ترین" را داشت.
جولای 2007 بود و فابری قصد داشت با مربی فوتبال زنان دانشگاه تولدو، برد ایوانز و همسرش در ال کامینو رئال – و همچنین جنیفر ویپل، دستیار مربی تیم، ملاقات کند. فابری قبلاً به مدت چهار سال در تیم فوتبال زنان دانشگاه تولدو بازی کرده بود که در کنفرانس آمریکای میانی شرکت می کردند.
فابری که دوران بازی او به دلیل مصدومیت کوتاه شده بود، قصد داشت در رستوران اعلام کند که دعوت ایوانز را برای پیوستن به کادرفنی تیم برای فصل جدید به عنوان یک کمک مربی داوطلب بدون دستمزد می پذیرد – اولین پله از نردبان برای بسیاری از افراد. می خواهم مربی فوتبال کالج شوم
همانطور که فابری به یاد می آورد، او هنوز با لباس تمرین خود – تی شرت و شورت – به رستوران رسید و ایوانز، همسرش و ویپل را در بار دید. وقتی او به آنها گفت که به کارکنان خواهد پیوست، تشویق و آغوشی بلند شد.
گروه به سمت میزی در پاسیو بیرون رفتند و در نقطه ای از عصر، ایوانز گروه را ترک کرد. در حالی که ایوانز غایب بود، فابری باید از حمام استفاده می کرد. او همسر ایوانز و ویپل را پشت میز گذاشت و به رستوران برگشت و از کنار میز مهماندار و قسمت کمد نزدیک حمام گذشت.
فابری که می گوید ایوانز او را به داخل طاقچه ای در رستوران کشید، به یاد می آورد: «چیزی که به یاد می آورم، کشیدن بازویم و کشیدن [ایوانز] من است.
پشتم را به دیوار به یاد دارم. یاد زبانش در دهانم افتادم. یادم می آید که او را به بدنم فشار داد. زبانش را به یاد دارم. یاد دستانش در شلوارم و لباس زیرم افتادم. و اینجاست که بدنم را ترک می کنم.»
فابری با یادآوری حادثه سال 2022، می‌گوید که به یاد نمی‌آورد این برخورد چقدر طول کشیده است، اما به یاد می‌آورد که از اتفاقی که با مربی سابقش و اکنون به عنوان کمک مربی، رئیسش رخ می‌داد، شوکه شده است.
او هنوز به وضوح دهان ایوانز و دست های او را پایین شورت و شلوارش به یاد می آورد. او به یاد می آورد که او را دور کرد و فریاد زد: «نه! نه! نه!» و از یک گذرگاه به سمت دکه حمام دوید و در آنجا گریه کرد و آب دهانش را داخل توالت انداخت.
فابری می‌گوید: «آخرین خاطره تمام شب این است که من فقط نشسته‌ام و تف می‌کنم، تف می‌کنم و تف می‌کنم».
صبح روز بعد فابری تلفن تاشو خود را باز کرد و پیامی از ایوانز آمد. شب قبل خوانده نشده بود، اما حالا دید که ایوانز پیام داده است: «می‌توانی به حمام بیایی؟»
فابری به یاد می آورد: «آن را حذف کردم و تلفن را در اتاق پرت کردم. "می خواستم فراموشش کنم."
طبق وب سایت OSA، امروزه براد ایوانز توسط انجمن فوتبال اوهایو به عنوان رئیس آموزش مربیگری آن استخدام می شود. او همچنین سرمربی برنامه توسعه المپیک اوهایو است، مسیری برای بازیکنان نخبه جوانان، که توسط فوتبال جوانان ایالات متحده اداره می شود.
ایوانز همچنین یک مربی آموزش مربیگری برای فدراسیون فوتبال ایالات متحده است که دوره های مربیگری USSF مورد نیاز برای اکثر مربیان حرفه ای در ایالات متحده را رهبری و مدیریت می کند. او در نهایت پس از استعفا از سمت سرمربیگری برنامه فوتبال زنان در دانشگاه تولدو در سال 2015، به انجمن فوتبال اوهایو پیوست.
گاردین طی یک دوره سه ماهه با بازیکنان سابق، مربیان، کارکنان دانشگاه تولدو و خانواده های دانشجویان سابق دانشگاه تولدو صحبت کرده است تا بتواند برای اولین بار شرایط پشت خروج ناگهانی ایوانز از دانشگاه تولدو را فاش کند. ، چگونه دانشگاه گزارش های مربوط به رفتار او را مدیریت کرد و چگونه به او اجازه داده شد تا در ایالات متحده موقعیت های برجسته ای را در بازی داشته باشد.
گاردین همچنین اتهامات متعددی از سوی بازیکنان و مربیان سابق مبنی بر تجاوز و آزار جنسی توسط ایوانز شنیده است و اینکه چگونه آنها قادر به گزارش رفتار نامناسب نبودند یا اگر گزارش می کردند چگونه این گزارش ها توسط سیستمی که قرار بود از آنها محافظت کند به حاشیه رانده شد.
جن ویپل از حمله ادعایی شب ایوانز به فابری به یاد می آورد: «به همسر ایوانز گفتم: «براد و کندیس کجا هستند؟» [همسر ایوانز] گفت، "نمی دانم، بیا برویم آنها را پیدا کنیم."
ویپل در دانشگاه تولدو یک دروازه بان با رتبه بالا بود و در زمان حمله ادعایی یکی از اعضای کادر مربیگری دانشگاه بود.
ویپل به یاد می‌آورد: «[همسر ایوانز] رفت تا برگه‌اش را پرداخت کند و من وارد شدم و دیدم براد با تلفنش بیرون دستشویی زنان ایستاده بود». او می‌گوید که ایوانز به او گفت که نمی‌داند کندیس کجاست، اما ویپل فابری را در حال گریه کردن در غرفه حمام دید. ویپل به یاد می آورد که فابری گفت: «براد من را بوسید.
روز بعد، به گفته ویپل، او فابری را در دفتر برنامه فوتبال زنان دید.
ویپل می‌گوید: «دوباره از او پرسیدم [در رستوران] چه اتفاقی افتاد و اکنون شرمنده‌ام که آن را بگویم، اما به او گفتم که باید مراقب باشد که چه می‌گوید، زیرا می‌تواند برنامه را از بین ببرد.» من ابتدا از وفاداری و تولدو آمده بودم. من 23 ساله بودم و همیشه پیام این بود که می توانی زندگی یک مرد را خراب کنی. چندی بعد بود که کندیس میزان اتفاقات را به من گفت.»
فابری می‌گوید هیچ چیزی در رابطه او با ایوانز به عنوان بازیکن و مربی وجود نداشت که نشان دهد او ممکن است پیشرفت جنسی داشته باشد. فابری می گوید: «بدون پیامک یا معاشقه. او در طول سال آخرش به یاد می‌آورد که ایوانز به هم تیمی‌هایش اظهار نظر می‌کرد که نوک سینه‌هایش در بین تمام اعضای فهرست، بیشتر از همه در لباس روز مسابقه‌اش به چشم می‌خورد.
فابری می‌گوید: «آن یک محیط گروهی بود و همه به نوعی می‌خندیدند، اما یادم می‌آید که احساس عجیب و غریب و ناخوشایندی داشتم. یادم می‌آید که فکر می‌کردم، «اوه، تو به سینه‌های من نگاه می‌کنی». او همیشه زمانی را برای ذکر سینه های بازیکنان پیدا می کرد."
چند هفته پس از حمله ادعایی به ال کامینو رئال، فابری توسط دستیار مربی دیگر دانشگاه تولدو، پل فابری، به یک بار دعوت شد (کاندیس و پل فابری چندین سال بعد با هم ازدواج کردند؛ برای وضوح، گاردین از نام ازدواج کندیس فابری در این مورد استفاده می کند. داستان). ایوانز نیز در بار بود. کندیس فابری در آن شب آب نوشید و به یاد آورد که وقتی پل به حمام رفت، ایوانز رو به او کرد و پرسید: "من تو را بوسیدم؟" ایوانز عذرخواهی کرد و فابری که از انگیزه های خود مطمئن نبود اما می خواست در روابط حرفه ای آنها پیش برود، پاسخ داد: "بیایید وانمود کنیم که هرگز اتفاق نیفتاده است."
ایوانز و فابریس (آنها در آن زمان با هم رابطه نداشتند) سرانجام بار را ترک کردند و به خانه ایوانز رفتند. زن و بچه اش دور بودند. مربیان و بازیکنان اغلب وقت خود را در خانه ایوانز برای شام تیمی یا صرف وقت گذرانی می گذرانند. این بخشی از فرهنگ تیمی بود و پایان دادن به آن غیرعادی نبود.
در یک نقطه در خانه ایوانز، کندیس اتاق نشیمن را ترک کرد تا از حمام استفاده کند. وقتی کارش تمام شد، در حمام را باز کرد و دید که ایوانز با بازویش در را مسدود کرده است. فابری می گوید که ایوانز به او گفت: "پل نمی تواند ما را ببیند". فابری می گوید که ایوانز سعی کرد با شانه هایش او را به داخل حمام هل دهد. او می گوید که زیر بازوی او فرو رفت و سر او فریاد زد: "این هرگز اتفاق نخواهد افتاد." به اتاق نشیمن برگشت، کلید ماشینش را گرفت، از در بیرون دوید و به سمت خانه رفت.
ایوانز به درخواست‌های متعدد برای اظهار نظر درباره خاطرات فابری پاسخ نداد، اما بیانیه‌ای در مورد خروج او از دانشگاه تولدو به گاردین ارائه کرد. این بیانیه در زیر آمده است.
در بسیاری از اقدامات، برد ایوانز در رهبری برنامه فوتبال زنان دانشگاه تولدو بسیار موفق بود. سلطنت 13 ساله او باعث شد که این تیم سه قهرمانی فصل عادی کنفرانس میانی آمریکا را به دست آورد و چهار عنوان مسابقات MAC را به تولدو بازگرداند. این تیم در سال های 2006، 2007، 2008 و 2011 به مسابقات ملی NCAA راه یافت. به طور مناسب، ایوانز در سال های 2010 و 2011 بهترین مربی سال MAC بود.
به عنوان یک بازیکن، مولی کورنول به عنوان بهترین بازیکن تاریخ در برنامه فوتبال زنان دانشگاه تولدو شناخته می شود. کورنول در سال های 2007 و 2008 بهترین بازیکن سال MAC بود و در سال 2016 به تالار مشاهیر دانشگاه معرفی شد. او که یک بازیکن نخبه جوانان بود، پیشنهادهایی از دانشگاه های دیگر برای پیوستن به برنامه های معتبر آنها داشت: ایالت اوهایو، کنتاکی، ویرجینیا.
کورنول به گاردین گفت: «چیزی در مورد شیمی تیم مرا به تولدو آورد. «مثل بسیاری از مدارس، این در مورد فردی نبود. این در مورد این بود که چگونه می توانیم به عنوان یک تیم بهتر باشیم. هیچ برنامه دیگری اینطور نبود.»
در طول دوران تحصیل خود در دانشگاه، UT سه بار در کنفرانس MAC برنده شد، اما کورنول در سال آخرش موفق شد چهار دوره متوالی را از دست بدهد. او می گوید که فصل 2009، سالی است که ایوانز مدام به او می گفت اضافه وزن دارد.
کورنول امروز می گوید: «بارها و بارها به من گفته شد که خیلی چاق هستم. «فشار من را به یک اختلال خوردن و سپس در نهایت یک اختلال سوء مصرف مواد همراه با الکل سوق داد. تلاش برای فراموش کردن درد و رنجی که متحمل شده بود. این یک آزمایش و مصیبت واقعی است که اکثر ورزشکاران آن را درک نمی کنند. نه [فقط] ورزشکاران، بلکه مردم به طور کلی."
کورنول یک سال دیگر در دانشگاه تولدو ماند و مانند فابری چندین سال قبل از او، در برنامه فوتبال زنان به عنوان یک کمک مربی داوطلب، موقعیتی را پذیرفت. کورنول می گوید در آن لحظه بود که ایوانز به طور چشمگیری دنده ها را عوض کرد.
کورنول به یاد می‌آورد: «در آن سال [2010] براد، مربی من، مردی که من بت می‌شدم و می‌خواستم باشم، تغییر کرد. آن سال بود که ما به عنوان کارمند بیرون می رفتیم، مشروب می خوردیم و نظرات آزاردهنده شروع شد. نظراتی مانند "شما کسی را نمی بینید" و "هیچ کس اهمیت نمی دهد" و "هیچ کس نمی داند".
در پایان هر فصل پاییز، این سنت برای تیم ضیافتی برای بازیکنان ارشد در هتل کرون پلازا در مرکز شهر تولدو بود. از خانواده های بازیکنان ارشد در حال خروج دعوت می شود. ضیافت دسامبر 2010 منجر به یک مهمانی بعد از مهمانی در سوئیت ایوانز در هتل شد. کورنول رفت تا از حمام سوئیت استفاده کند و وقتی در را باز کرد گفت که ایوانز مانع او شده بود.
کورنول می‌گوید: «بازوی او در مقابل درب حمام قرار داشت، بنابراین من نمی‌توانستم بیرون بیایم. او به من می گفت که من را می خواهد و می دانست که من هم می خواهم. گفتم نه. او به من فشار آورد، صورتم را لمس کرد، من هل دادم و هل دادم تا اینکه او را دور کردم و زیرش فرو رفتم و از در بیرون زدم و به خیابان رفتم. فکر کردم وای بعد فکر کردم [چقدر] خوش شانس بودم. سپس فکر کردم، "چند نفر دیگر این اتفاق برای آنها افتاده است؟"
یکی دیگر از کارکنان حاضر در مراسم آن شب، به دلیل ترس از عواقب شخصی و حرفه‌ای، ناشناس صحبت می‌کرد، به یاد می‌آورد: «شبی که این اتفاق برای او افتاد، من با مولی بودم. یادم می‌آید که او برای من گریه می‌کرد و از کارهایی که با او کرد دل‌انگیز بود.»
کورنول می‌گوید: «این دنیای من را متلاشی کرد. "مربی من. کسی که بهش نگاه کردم کسی که فکر می‌کردم می‌تواند به من بیاموزد که چگونه یک مربی شگفت‌انگیز باشم حالا که دستیار بودم. چه کسی این کار را انجام می دهد؟ چه کسی از کسی سوء استفاده می کند؟ او خواهد کرد. فقط کاش زودتر صحبت می کردم.»
ایوانز به سوالات گاردین در مورد اتهامات کورنول پاسخی نداد، اما بیانیه ای در مورد خروج خود از دانشگاه تولدو به گاردین ارائه کرد. این بیانیه در زیر آمده است.
کیلین پرستون*، یکی از اعضای کادر مربی در زمانی که ایوانز مسئول برنامه بود، می گوید: «اینجا فرهنگ نوشیدن مشروب بود . همه چیز همیشه در مورد مشروبات الکلی و مشروبات الکلی بود. یادم می آید یک شب او را از یک بار به خانه می بردم. [ایوانز] دستم را گرفته بود. من 24 ساله بودم و او 40 ساله بود و به یاد دارم که واقعاً در مورد کاری که انجام می داد گیج بودم. او در ماشین تکرار می کرد: «این خیلی سخت است. این خیلی سخت است، بارها و بارها.»
پرستون همچنان از آنچه ایوانز به آن اشاره می کرد نامطمئن است.
او به یاد می آورد: «او مست بود و من می خندیدم و سعی می کردم موضوع را عوض کنم. «این اولین باری بود که یادم می‌آید خیلی ناراحت بودم. مثلا چرا دستم را گرفته ای؟"
پرستون به یاد می آورد که ایوانز در مورد بازیکنان – زندگی شخصی آنها – اظهار نظرهای جنسی می کرد و در طول مکالمات کاری اشارات جنسی می کرد.
پرستون می گوید: «او مرا با همه این چیزها خسته کرد. «این یک جورهایی عادی شد که بسیار بیمارکننده است. یک بار به یاد می‌آورم که می‌خواهی یک جوک در مورد دیک من بشنوی؟ خیلی طولانی است. و می خندی چون قرار است چه کار دیگری انجام دهی؟ بگو این نامناسب است؟ ممکنه اخراج بشم و این ثابت بود. تمام مدت با او.»
اگر بازیکنی در بهترین حالت خود عمل نمی کرد، پرستون می گفت که ایوانز پیشنهاد می کند: "دوست پسرش باید قدم بگذارد." یک بازیکن توسط ایوانز انتخاب شد. پرستون به یاد می آورد که ایوانز گفته است: «به پرش سینه هایش نگاه کنید. پرستون می گوید: «همیشه در مورد سینه هایش.
یکی دیگر از دستیاران مربی سابق دانشگاه تولدو که به شرط ناشناس ماندن از ترس عواقب آن صحبت می‌کند، می‌گوید: «وقتی بازیکنان می‌دویدند، اظهارات نفرت انگیزی می‌کرد. او یک بار در مقابل من و [کایلین] مشاهده کرد… «به سینه های آن دختر نگاه کن وقتی می دود. خوب، چرا [از من می‌خواهید] به آن نگاه کنم؟»
سومین کمک مربی سابق می افزاید: «نظرات در مورد بازیکنان. سینه هاشون اندازه باسنشان. بازیکنانی که وزن اضافه کرده بودند و چگونه ممکن است این کار را انجام دهند."
پرستون می‌گوید در دوران تحصیل در دانشگاه تولدو، رفتار ایوانز از اظهار نظر به تماس فیزیکی ناخواسته تبدیل شد.
پرستون به خاطر می‌آورد: «او باسن من را در محل تمرین سرپوشیده گرفت و سپس برای مدت طولانی ادامه داد. بالاخره تسلیم شدم و او را بوسیدم. این چیزی است که من از آن بسیار خجالت می کشم اما شما چه کار می کنید؟ او رئیس من است. من در آن مرحله گزینه ای نداشتم. من می خواستم مربی دانشگاه شوم و او قدرتی برای آینده من داشت. چند بار این اتفاق افتاد.
«هرگز از بوسیدن گذشت. او سعی می‌کرد جلوتر برود و من می‌گفتم که با این موضوع راحت نیستم و صبر کنیم تا تلاش کنیم و وقت بگذاریم. به یاد دارم که احساس کردم خیلی اشتباه بود اما باید این کار را انجام می دادم. وگرنه چیکار کنم من نه می گویم و بیکار می شوم یا نه می گویم و این پسر آینده من را کنترل می کند و من قرار نیست [در آینده] شغل مربیگری پیدا کنم.
«احساس می‌کردم که اگر به کاری که او می‌خواهد تسلیم شوم، رفتار خوبی با من خواهد داشت. وقتی شروع به قرار گذاشتن با شوهر آینده ام کردم، تبعید شدم. با من واقعا بد رفتار شد من جزو چیزها نبودم من از افراد او نبودم. مثل یک فرقه بود. در آن مرحله من به پایان رسیدم اما تجربه در تولدو به طور مستقیم بر بقیه زندگی من تأثیر گذاشت.
ایوانز به درخواست‌های متعدد گاردین برای اظهار نظر در مورد ادعاهای پرستون پاسخ نداد، اما بیانیه‌ای در مورد خروج خود از دانشگاه تولدو به گاردین ارائه کرد. این بیانیه در زیر آمده است.
دی آنیل کیس از سال 2008 به مدت چهار فصل در دانشگاه تولدو زیر نظر برد ایوانز بازی کرد. او از ایوانز به عنوان یک مربی خوب در زمین یاد می کند – نتایج نشان می دهد – اما محیط همیشه استرس زا بود.
او می‌گوید: «همیشه روی پوست تخم‌مرغ. "همیشه پرتنش."
کیس نقشه بزرگی داشت که پس از اتمام کالج، زادگاهش تولدو را ترک کند. همانطور که گاهی اوقات برنامه ها انجام می دهند، همه چیز درست نشد و او در شهر ماند و نمی دانست دقیقاً چه کاری باید انجام دهد. طرح B: کیس پیشنهاد ایوانز را برای پیوستن به تیم مربیگری خود در نقش "دستیار فارغ التحصیل" پذیرفت و در عین حال مدرک کارشناسی ارشد خود را نیز دنبال می کرد. زمانی که همه چیز مانند بن بست به نظر می رسید، این فرصت عالی به نظر می رسید. با این حال، کیس خیلی زود متوجه شد که عضویت در کادرفنی با تنش متفاوتی نسبت به زمانی که او یک بازیکن بود همراه بود.
کیس می گوید: «ما ناهار جعبه می خوردیم و [ایوانز] ترشی می خورد. او می‌گفت: «کسی ترشی من را می‌خواهد؟» اگر پاسخ مثبت می‌دادید، او باید در مورد آن اظهارنظر نامناسبی می‌کرد.»
در پایان فصل 2012، برنامه فوتبال زنان ضیافت سالانه سنتی خود را در کرون پلازا در تولدو برگزار کرد تا از بازیکنان ارشد جدا شده جشن بگیرد. کیس با یکی از همکارانش اتاقی در هتل رزرو کرد و به بقیه کارکنان تیم، بازیکنان ارشد و خانواده‌هایشان در یک بار ایرلندی در منطقه مرکز شهر تولدو پیوست.
وقتی مهمانی در بار تمام شد، برخی از اعضای تیم و کارکنان در یک مینی ون جمع شدند تا به کراون پلازا برگردند. کیس به یاد می آورد که در وسط یک نیمکت بین یک بازیکن و ایوانز فشرده شده بود.
کیس در مورد رانندگی از بار به هتل می‌گوید: «من فشاری را در سمت راستم احساس می‌کنم و [ایوانز] دستش را زیر لباسم بالا می‌برد. "من عصبانی شدم و [بازیکن] را به هوا پرت کردم و لباسم را پایین انداختم. در ذهنم فکر کردم که این یک اشتباه است، اما به محض اینکه نشستم، [ایوانز] بلافاصله دوباره این کار را انجام داد. این بار تهاجمی تر، نشان داد که عمدی بوده است. خشکم زد.
«بسیاری از ما دختران بابا هستیم و وقتی برای بازی فوتبال به دانشگاه می روید، مربی به نوعی نقش پدر را بر عهده می گیرد. می خواهید باعث افتخار او شوید. سپس اضافه کنید که آسیب پذیرترین دورانی از زندگی من بوده است – اینکه در مورد خیلی چیزها آنقدر نامطمئن بودم – و داشتن این شخصی که فکر می کنید بهترین ها را برای شما می خواهد و به دنبال انجام این کار از شماست…”
کیس مکث می کند.
"وقتی آن مرد، مربی و رئیس شما هستند، آن چیزها شما را آشفته می کنند."
کیس می‌گوید که گروه وقتی به کرون پلازا رسیدند از اتوبوس خارج شدند. او بازیکنی را که در اتوبوس کنارش نشسته بود گرفت و به سمت راه پله‌ای رفت و در آنجا شکست خورد.
کیس می گوید: «من هیستریک بودم.
کیس آن شب به اتاقش برنگشت – واقعیتی که توسط کارمندی که اتاق را با او رزرو کرده بود به گاردین تأیید کرد. در عوض، او در کف اتاق بازیکنی که در اتوبوس کنارش نشسته بود، خوابید. بازیکن در آن اتاق با پدر و مادرش سهیم بود.
سال‌ها بعد والدین بازیکن درباره آن شب به کیس می‌گفتند: «نمی‌توانم به تو بگویم تماشای تو چگونه بود.»
کیس می‌گوید: «ما سال‌ها این را برای خود نگه داشتیم. این فقط بر ما به عنوان افراد تأثیر نمی گذارد. وقتی از تجربیات ما یاد می‌گیرند، خانواده‌ها، عزیزان و عزیزان آینده ما را تحت تأثیر قرار می‌دهد.»
ایوانز به سوالات گاردین در مورد اتهامات کیس پاسخی نداد، اما بیانیه ای در مورد خروج خود از دانشگاه تولدو به گاردین ارائه کرد. این بیانیه در زیر آمده است.
مارلی مریت، کارمند سابق UT توضیح می‌دهد: «بی راد ایوانز باید همیشه باهوش‌ترین فرد در اتاق باشد و از انتقاد از ورزشکاران یا کارکنان هراسی نداشت.» این یک محیط پر استرس از دانشجویان ورزشکار گرفته تا کارکنان بود. درگیری‌های زیادی با کارکنان او وجود داشت و اگر آنها او را به چالش می‌کشیدند یا ایده‌ای داشتند که می‌خواستند مشارکت کنند، این یک جنگ قدرت بود.»
مریت می‌افزاید: «در بین کارکنان کنایه‌های جنسی زیادی وجود داشت. «به نظر می رسید که ما همیشه در مورد سکس و همیشه با کنایه ها صحبت می کنیم. همیشه در مورد ترشی جوک وجود داشت.»
مریت می‌گوید که در ابتدا به‌عنوان یک کارمند احساس خوش‌آمدگویی می‌کرد، اما در اوایل دوران تصدی او، مکالمات او با ایوانز به سمتی ناخواسته می‌رفت.
او سوالاتی می‌پرسید که به نظر من درباره تخیلات جنسی نامناسب بود. او سعی می کرد شما را بشناسد اما آن را در جهت جنسی در نظر گرفت. من واقعاً از این موضوع معذب شدم اما او آن را رها نکرد. نمیخواستم جواب بدم تا تو جواب ندادی رهاش نمیکرد. من آن را به کسی در دانشگاه گزارش نکردم. مثل یک موضوع روزمره گفتگو بود.»
مریت می گوید که اغلب در اطراف کارکنان الکل وجود داشت: ساعات خوشی در بارها، نوشیدن الکل در سفرهای جاده ای، یا مهمانی ها در خانه خانوادگی ایوانز. در یک مهمانی که همسر ایوانز در آن حضور داشت، مریت به یاد می‌آورد که ایوانز به او پیامک فرستاده بود تا در کنار خانه‌اش با او ملاقات کند، در حالی که مهمانی در داخل ادامه داشت. مریت پیشنهاد او را رد کرد، اما می‌گوید که در طول شب بیشتر از حدی که برای رانندگی به خانه مطمئن بود، الکل نوشیده است. او در یک اتاق مهمان در خانه ایوانز ماند و شب از خواب بیدار شد و دید که ایوانز کنار تخت ایستاده و فاق خود را روی صورتش قرار داده بود.
مریت می‌گوید: «به یاد دارم که از آن غافلگیر شدم. یادمه سریع رفت صبح روز بعد بلند شدم و هر چه زودتر رفتم.»
مریت در پاسخ به این سوال که آیا آن حادثه رفتار عادی بین او و ایوانز بود، می‌گوید: «این غیرمنتظره بود. اصلاً انتظار چنین چیزی را نداشتم. من با انتظار یا فکری که این اتفاق خواهد افتاد، در آنجا ماندم. بازم بحث نشد من هرگز چیزی گزارش نکردم. من هرگز چیزی نگفتم.»
مریت می گوید که پیشرفت های جنسی ادامه دارد.
او می‌گوید: «تا زمانی که او مرا خسته کرد، نه گفتم. «از نه گفتن خسته شده بودم. بنابراین در نقطه‌ای در پاییز 2014 می‌گویم اوضاع [بین ما] تشدید شد. احساس می کردم چاره ای ندارم. مکان‌های متعددی [که در آن برخوردهای جنسی رخ می‌داد] وجود داشت. خیلی وقت ها در سفرهای جاده ای بود. در اتاق هتل بیشتر اتاق هتلش. یک بار در ساختمان فوتبال در محوطه دانشگاه بود. در رختکن کارکنان. ماه ها ادامه داشت. هرگز آمیزش نبود.
"اگر نه می گفتم او با من رفتار متفاوتی داشت و کار کردن با او و به چالش کشیدن من در همه چیز دشوارتر بود. اگر با آن همراهی کنید، او زندگی شما را در محل کار آسان تر می کند. اگر پیشرفت های او را رد می کردید، زندگی را برای شما سخت می کرد و اگر با برخی از پیشرفت های جنسی او موافقت می کردید، همه چیز "عالی" خواهد بود.
مریت می افزاید: «من احساس گناه، شرم و خجالت زیادی دارم که این کار را انجام دادم. احساس می کردم به اندازه کافی یا بیشتر برای متوقف کردن آن انجام ندادم و به عقب برمی گشتم. اما نمی دانم چه گزینه دیگری داشتم. من فکر می کنم او آن را متوقف کرد زیرا همسرش از او در این مورد سوال می کرد. خیالم راحت شد خوشحال بودم که تمام شد.»
ایوانز به سؤالات گاردین در مورد اتهامات مریت پاسخی نداد، اما بیانیه ای در مورد خروج خود از دانشگاه تولدو به گاردین ارائه کرد. این بیانیه در زیر آمده است.
سی اندیس فابری در نوامبر 2007، پس از اولین فصل حضورش در کادر مربیگری، از نقش خود در دانشگاه تولدو استعفا داد. تیم در آن فصل قهرمانی MAC را به دست آورده بود، اما فابری در حالی که بازیکنان و سایر کارکنان دریافت کردند حلقه قهرمانی دریافت نکرد. پس از ترک دانشگاه، فابری به والدینش و یکی از هم تیمی های سابقش از اتفاقاتی که در اوایل سال با ایوانز افتاده بود، گفت.
فابری در مورد آن فصل به عنوان کمک مربی می گوید: «من از هر نظر، شکل و فرم او را نادیده گرفتم. سعی کردم چهره خوبی در مقابل بازیکنان به نمایش بگذارم اما هر تعاملی که با او داشتم را محدود کردم. من تا حد مرگ می ترسیدم که او دوباره آن را امتحان کند. از اینکه فکر می‌کرد دوستش دارم یا می‌خواهم، تا حد مرگ می‌ترسیدم. فکر می کردم نمی خواهم اینجا باشم اما به کار بعدی نیاز دارم. من می خواهم شغل بعدی مربیگری فوتبال باشد. براد مرجع شماره یک من بود. او چهار سال مربی من بود.»
در 15 فوریه 2015، فابری ایمیلی به آدرس ایمیل دانشگاه تولدو کلی اندروز ارسال کرد. وب سایت دانشگاه در حال حاضر اندروز را به عنوان معاون ارشد ورزشی، نقشی که او در سال 2008 بر عهده گرفت، فهرست می کند. این وب سایت می گوید که اندروز «از ژوئن 2002 به عنوان مدیر ارشد زن راکتز خدمت کرده است». ممکن است مایک اوبراین مدیر ورزشی دانشگاه بوده باشد، اما اندروز با مدیریت ورزش زنان از جمله فوتبال اعتبار داشت.
خط موضوع فابری برای ایمیل به اندروز این بود: "اطلاعاتی که باید در سال 2007 به شما می گفتم". این ایمیل تجربیات و تعاملات با ایوانز را از جمله جزئیات بسیاری در این داستان شرح می دهد. فابری در مورد شب سال 2007 به اندروز نوشت:
در راه رفتن به حمام، برد را در راهرو دیدم و او مرا به اتاق کناری گرفت، شروع به بوسیدن من کرد و سعی کرد دستانش را روی شلوارم بگذارد. برای لحظه‌ای یخ زدم که مطمئن نبودم چه اتفاقی دارد می‌افتد، اما به سرعت او را با هر دو دست به عقب هل دادم و شروع به فریاد زدن «نه، نه، نه» کردم.
در مکاتبات ایمیلی که توسط گاردین مشاهده شد، اندروز دو روز بعد پاسخ داد:
کندیس [sic]
می خواستم تایید کنم که ایمیل شما را دریافت کرده ام. در حال حاضر نمی توانم در مورد آن نظری بدهم….
اگر سوالی دارید، لطفاً با خیال راحت تماس بگیرید.
متشکرم.
کلی
اندروز در یک مصاحبه تلفنی با گاردین گفت که در مورد حمله یا آزار و اذیت براد ایوانز که یکی از دستیاران مربی دانشگاه تولدو در سال 2007 درگیر شده بود به او چیزی گفته نشد.
اندروز در پاسخ به این سوال که آیا چیزی در مورد اتفاقات ادعایی در مورد ایوانز و کمک مربی در سال 2007 به او گفته شده است، پاسخ داد: "نه."
پس از ارسال ایمیل به اندروز، فابری یک تماس تلفنی از نماینده منابع انسانی دانشگاه دریافت کرد که در مورد تجربیات او به عنوان بازیکن در دانشگاه پرسید. ناشناخته است که آیا ایمیل Fabry باعث این تماس شده است یا خیر. فابری سوالات بسیار کمی از نماینده منابع انسانی در مورد ایمیلی که برای اندروز ارسال کرده بود به یاد می آورد.
در 24 فوریه 2015، ایوانز از عنوان سرمربی برنامه فوتبال زنان دانشگاه استعفا داد. اعلامیه کوتاهی از اوبراین دلیلی برای خروج ناگهانی ارائه نکرد، اما بیانیه ایوانز که توسط یک ایستگاه تلویزیونی تولدو در همان روز منتشر شد به روابط با چندین همکار اشاره کرد. ایوانز نوشت: «روشن بود که تعامل من با آن همکاران نشان دهنده قضاوت ضعیف من بود و خلاف سیاست دانشگاه بود، و استعفا برای همه دست اندرکاران بهترین بود.
در اظهارات دانشگاه یا ایوانز هیچ اشاره ای به حمله به فابری نشده است. دانشگاه به سؤالات خاص گاردین درباره اتهامات بازیکنان و مربیان سابق در این داستان پاسخی نداد. در یک بیانیه ایمیلی، آدرین کینگ، معاون بازاریابی و ارتباطات دانشگاه تولدو، نوشت:
UToledo پس از گزارش یک دانشجوی ورزشکار در ژانویه 2015 در مورد آزار و اذیت کلامی توسط برد ایوانز، که در آن زمان سرمربی تیم فوتبال زنان بود، تحقیقاتی را انجام داد. تحقیقات نشان داد که رفتار آقای ایوانز با دانشجویان ورزشکار ممکن است خط‌مشی استانداردهای رفتار دانشگاه را نقض کرده باشد، با این حال، این پرونده برای اقدامات انضباطی احتمالی ارجاع نشد زیرا در نتیجه تحقیقات در مارس 2015، آقای ایوانز قبلاً در 23 فوریه 2015 از سمت خود استعفا داده است.
هیچ بازیکن یا مربی سابقی که برای این داستان مصاحبه کرده بود، نگفته بود که در آن زمان از هیچ بازیکن یا مربی دیگری که ادعای آزار لفظی توسط ایوانز را داشته باشد، آگاه بوده است. آن جزئیات مهم هستند. اگرچه دانشگاه گزارشی حاوی اتهامات جدی حمله دریافت کرده بود، اما این گزارش برای آغاز تحقیقات یا تماس با پلیس کافی نبود.
شاید اگر دانشگاه به طور علنی اتهامات فابری علیه ایوانز را فاش می کرد، می توانست به آینده ای متفاوت منجر شود. دو سال پس از استعفا، ایوانز چندین نقش را در انجمن فوتبال جوانان شمال اوهایو و برنامه توسعه المپیک آن و به عنوان مربی مربیگری فدراسیون فوتبال ایالات متحده پذیرفت. USSF به درخواست های متعدد درباره نحوه انتخاب و استخدام مربیان خود پاسخ نداد. در سال 2018، جوانان اوهایو شمالی انجمن فوتبال – پیشرو انجمن فوتبال اوهایو – از ادعاهای فابری علیه ایوانز که پیش از استعفای او به دانشگاه تولدو گزارش داده بود.
در گزارشی که گاردین از اداره پلیس تولدو دریافت کرد، پلیس تأیید کرد که تحقیقاتی در مورد رویدادهای دانشگاه در سال 2007 انجام شده است. این تحقیقات در حال حاضر به عنوان "در انتظار" فهرست شده است.
فابری به حرفه مربیگری خود ادامه داده است و مانند ایوانز مربی برنامه توسعه المپیک و مربی آموزش مربیگری USSF است. از سال 2007، او در کنار ایوانز در رویدادهای ODP، و رویدادهای کارکنان مربی مربیگری فوتبال ایالات متحده شرکت کرده است. او همچنین مربی تیم‌هایی در بازی‌های مقابل حریفانی است که ایوانز مربیگری می‌کنند.
فابری می‌گوید: «من عادت کرده‌ام عضو باشگاه پسران باشم و تنها زن در گروه‌های مردانه باشم. به یاد می‌آورم که فکر می‌کردم اگر این مرد را به تجاوز جنسی به من متهم کنم، همه این باشگاه‌های مردانه هرگز زنی را که گفته مربیش به او تجاوز کرده است، استخدام نمی‌کنند. این تمام چیزی بود که در ذهنم می دانستم. من نمی خواستم درگیر آن شوم. داشتم فکر می کردم نمی خواهم اینجا باشم اما به کار بعدی نیاز دارم. من از ذهنم ترسیده بودم.»
برد ایوانز به درخواست‌های متعدد برای مصاحبه پاسخ نداد و یا به سؤالات ایمیلی در مورد اتهامات خاص موجود در این داستان پاسخ نداد. او در مورد خروج خود از دانشگاه تولدو بیانیه ای توسط گاردین ارائه کرد:
در سال 2015 از من خواسته شد به سؤالاتی در مورد روابطم با برخی از همکاران گذشته پاسخ دهم. واضح بود که تعامل من با آن همکاران نشان دهنده قضاوت ضعیف من بود و خلاف سیاست دانشگاه بود و استعفا برای همه دست اندرکاران بهتر بود.
با کمک مشاوره، در مورد علل رفتارم چیزهای زیادی یاد گرفتم. من بسیار خوش شانس هستم که از حمایت همسرم در این روند برخوردار هستم. من با هم به یادگیری ادامه می‌دهم تا انسان بهتری شوم.
من عمیقا متاسفم که بسیاری از افراد را ناامید کردم، اما به کار برای ساختن آینده ای مثبت ادامه می دهم.
از فرصتی که برای ارائه دیدگاه من به دست دادید متشکرم.
*برخی از اسامی برای محافظت از هویت افراد نگران عواقب شخصی و حرفه ای از صحبت عمومی در مورد تجربیات خود تغییر یافته است.

source

توسط artmisblog