با دونالد ترامپ شروع نشد. و با دست‌بند یا رسوایی او از صحنه خارج نمی‌شود
آمریکا فقط یک کشور نیست. این یک ایده است. اما به هر حال ایده کیست؟
اکثریت راست‌گرای دادگاه عالی ایالات متحده با نگاهی به مه‌های زمان، معتقدند که می‌توانند ایده‌های اولیه برخی از مردان سفیدپوست بسیار مرده را معرفی کنند.
بر این اساس ضعیف، آنها با فیات حکومت می کنند.
آنها به ایالت‌ها دستور می‌دهند که اقدامات معقول ایمنی اسلحه را حذف کنند. سپس با وانمود کردن اینکه دولت ها می توانند هر کاری که بخواهند انجام دهند، حقوق باروری زنان را انکار می کنند.
آنها می گویند که روسای جمهور نمی توانند انتشار کربن را برای مقابله با بحران آب و هوا محدود کنند. و اکنون آنها آماده اند تا شیوه انتخاب رئیس جمهور را تغییر دهند.
جنگ صلیبی کنونی این دادگاه عالی را هر چه بنامید، رویکرد آنها محافظه کارانه نیست.
هیچ چیز ثابت یا سنتی در مورد کنار گذاشتن نیم قرن حقوق مدنی و احتمالاً یک قرن عملکرد دموکراتیک وجود ندارد.
این دسته از ایدئولوگ‌های رادیکال هستند که سال‌ها خود را به منتقدان خود فرافکنی کرده‌اند. برای دهه‌ها، حزب جمهوری‌خواه قضات فعال را انتخاب می‌کند در حالی که وانمود می‌کند که تصور قضات فعال در آن سوی شکاف را اصلاح می‌کند.
این همان بهانه‌ای است که فاکس نیوز برای چندین دهه برای پخش برنامه‌های یک بخش خبری واقعی استفاده می‌کرد: فقط تعصب طرف مقابل را اصلاح می‌کرد.
اگر بتوانید مکنده ها را متقاعد کنید که طرف مقابل بد رفتار می کند، تقریباً می توانید هر چیزی را توجیه کنید.
این نیرنگ کوچک آخرین پناهگاه رذالک ها، دیکتاتورها و توسعه دهندگان ورشکسته املاک است. دیدن دیوان عالی که از منطق آنها پیروی می کند بسیار دوست داشتنی است.
که ما را به یکی از آخرین تصمیمات آنها در فهرست بسیار بلندی از نظرات ارتجاعی و سرکوبگرانه در ماه گذشته می رساند: تمایل آنها برای شنیدن استدلال در مورد این ایده حاشیه ای که قانونگذاران ایالتی می توانند قوانین خود را برای انتخابات فدرال تعیین کنند. این شامل انتخاب هر کسی که می خواهند برای ریاست جمهوری است.
اتفاقاً این رویای خیس بزرگ یکی از دونالد ترامپ در چند هفته پس از شکست قطعی او در انتخابات ریاست جمهوری 2020 بوده است.
تصادف شگفت انگیزی که این گروه از حقوقدانان برجسته باید به اولویت های انتخاباتی یک جامعه شناس بی کفایت که به طور اتفاقی سه نفر از آنها را به یک عمر قدرت کنترل نشده منصوب کرده است بپردازند.
چه کسی به دموکراسی نامرتب نیاز دارد وقتی شما فقط می توانید حکومت جمهوری خواه داشته باشید؟
از آنجایی که اکثر مجالس قانونگذاری ایالتی به اکثریت عظیم جمهوری خواه تبدیل شده اند – و کالج انتخاباتی قدرت را به سمت ایالت های کوچکتر منحرف می کند – این ایده شگفت انگیز غیر دموکراتیک و غیر آمریکایی اکنون کاملاً با هدف اصلی بنیانگذاران و تصویب کنندگان مطابقت دارد.
ممکن است قانون اساسی بگوید که ایالت ها می توانند انتخاب کنندگان ریاست جمهوری خود را هر طور که می خواهند انتخاب کنند. اما از قرن نوزدهم، زمانی که ایالت ها در اوایل زندگی ملت متوجه شدند که همه روش های دیگر انتخاب رای دهندگان منجر به فساد گسترده شده است، تشکیل هیئت الکترال با رای مردم تعیین شده است.
بنابراین بازگشت به هدف اصلی بنیانگذاران، بیش از یک قرن دموکراسی را نادیده می گیرد – و این ایده که ایالات متحده به نحوی جهان آزاد را رهبری می کند.
صادقانه بگویم، تهدیدی که این دادگاه عالی برای دموکراسی ایجاد می کند، واضح و موجود است.
اما با دونالد ترامپ شروع نشد. و اگر در این چندجهانی از جنون امکان پذیر باشد، با به هم ریختن او از صحنه، با دستبند یا رسوایی پایان نخواهد یافت.
دو دهه پیش، دادگاه عالی دیگری دزدی انتخابات نامزد جمهوری خواه را به عهده گرفت. آن دادگاه تصمیم گرفت که با تعطیل کردن بازشماری آرا به دستور ایالتی در فلوریدا در سال 2000، تمام اصول بلندمرتبه خود در مورد حقوق ایالتی را نادیده بگیرد.
استدلال آن چنان آشکارا فاسد بود که اکثریت دست راستی حتی اعلام کرد که تصمیم خود نمی تواند به عنوان سابقه باقی بماند.
«برنده» آن انتخابات دزدیده شده جورج دبلیو بوش بود که دو تن از قضات را که به تازگی به پایان دادن به حقوق سقط جنین رأی دادند، منصوب کرد: ساموئل آلیتو و جان رابرتز. بر اساس مطالعه‌ای که به سفارش سازمان‌های خبری بزرگ انجام شد، بازشماری کامل آرای کالج الکترال فلوریدا – و ریاست جمهوری – به ال گور می‌رسید.
همانطور که می گویند این نقطه عطفی بود که به وضعیت عالی کنونی ما در آشوب انجامید. هنگامی که دادگاه تنها ابزار سیاسی دیگری شد، مارپیچ مرگ خود را آغاز کرد.
هیچ مقدار از فانتزی های حقوقی بدیع در مورد ایده های بنیانگذاران نمی تواند در مورد یک کودتای جناح راست بیان شود.
با وجود همه چیزهای زیادی که در قانون اساسی به صراحت ذکر نشده است – مانند سقط جنین، ازدواج، اینترنت، یا ریاست جمهوری با انتخاب دموکراتیک – عالی ترین جناح راست ما این وظیفه را بر عهده گرفته اند که هر چیزی را که دوست دارند در مورد آنچه بنیانگذاران فکر می کردند تصور کنند.
از 4 جولای خارج می شود در تعطیلات، شاید دیدن این نکته جالب به نظر برسد که بسیاری از بخش‌های آنچه اکنون به عنوان ایده آمریکایی می‌بینیم، در واقع ایده‌های مورد علاقه پدران بنیان‌گذار نبوده است.
تصور آنها از یک جمهوری دموکراتیک همان چیزی بود که شما ممکن است از یک باشگاه مردانه انتظار داشته باشید که دارایی – زمینی و انسانی – به آنها اجازه می داد آزادی را برای خود تعریف کنند.
آن‌ها ترجیح می‌دادند رئیس‌جمهورها توسط یک هیئت انتخاب‌کننده متشکل از مردانی مانند آنها انتخاب شوند. مردم می توانند مجلس نمایندگان را انتخاب کنند، اما دموکراسی واقعی به راحتی توسط شخصی مانند دونالد ترامپ عوام فریبی می شود.
اگر به قصد اصلی آنها برگردیم، بیایید سعی کنیم کمی منسجم باشیم، درست است؟
بنیانگذاران به صراحت به دادگاه عالی اختیاراتی را که این دسته خاص از رادیکال های راستگرا برای خود قائل شده اند، ندادند. نگفتند باید فقط 9 نفر باشند یا تا زمانی که بمیرند باید خدمت کنند.
بنابراین، اگر دموکرات‌ها و تعداد انگشت شماری از جمهوری‌خواهان واقعاً علاقه‌مند به دفاع از دموکراسی هستند، زمان آن فرا رسیده است که برتری‌های دست راستی را که از دادگاه برای تصاحب قدرت برای خود استفاده کرده‌اند، با نادیده گرفتن سوابق و فرهنگ درباری خود، مهار کنیم.
حداقل، آنها می توانند محدودیت های دوره ای را تعیین کنند و به هر رئیس جمهور اجازه دهند تا دو قاضی را در هر دوره انتخاب کند.
مقدمه قانون اساسی در مورد "اتحادیه کامل تر" صحبت می کند، گویی ایده آمریکایی یک کار در حال پیشرفت است، نه پسرفت.
زمان اصلاحات اساسی در دموکراسی آمریکایی – از جمله دادگاه عالی – فرا رسیده است، قبل از اینکه راست افراطی این دموکراسی را برای همیشه بدزدد.
ریچارد ولف، ستون نویس گاردین ایالات متحده است

source

توسط artmisblog