این آیتم حراج یکباره فوق نخبه نه تنها با این ژانر مخالف است، بلکه با روح خود آهنگ نیز مغایرت دارد.
اگر از یک گروه از مردم پرسیدید که بهترین آهنگ قرن بیستم چیست، Blowin' in the Wind از باب دیلن ممکن است به طور متوسط به عنوان محبوب ترین آهنگ شناخته شود. این یکی از آن نسخه های اصلی است که به نظر می رسد یک جلد است، مانند اینکه از مزرعه ذرت به مدرسه به قهوه خانه در طول نسل ها منتقل شده است. کمال آن در نحوه نگارش معنا در خود ملودی نهفته است: دوبیتی هر بیت با غصه به سمت بالا می‌چرخد تا نشان دهد که جستجو برای حکمت و آرامش ممکن است بی‌ثمر نباشد، اما نحوه افتضاح ملودی برای خط عنوان دوباره به سمت پایین می‌چرخد. هرگز موفق نمی شوم نفرین بشریت این است که بدانیم چقدر نفرین شده است. دمیدن در باد وحشیانه است.
اکنون بیش از هر زمان دیگری باید به اشعار خاصی توجه کرد: "گلوله های توپ چند بار باید پرواز کنند / قبل از اینکه برای همیشه ممنوع شوند؟" در پی یک سری از تیراندازی های دسته جمعی در ایالات متحده به شدت ضربه می زند. حتی بیشتر از آن جملاتی در مورد جهل عمدی قانونگذار در برابر آن کشتارها: «یک مرد باید چند گوش داشته باشد/ تا بتواند گریه مردم را بشنود؟ / بله، و چند مرگ طول می کشد تا او بداند / تعداد زیادی از مردم مرده اند؟
این واقعیت که Blowin' in the Wind بسیار قدرتمند و جهانی است، قدرت آن بسیار احیاکننده است، آن را بیش از پیش ترسناک تر می کند که یک نسخه از آن ضرب شده و به قیمت 1.5 میلیون پوند فروخته شده است. برای این فروش در خانه حراج کریستی، دیلن این آهنگ را برای اولین بار از زمان برداشت اصلی آن در سال 1962 در استودیو دوباره ضبط کرد. سپس این قطعه در یک دیسک آلومینیومی با روکش لاک حک شد – فقط یکی از آنها ساخته خواهد شد – و در یک دیسک قرار داده شد. کابینت گردویی و بلوط سفید سفارشی با پلاک تیتانیوم حکاکی شده.
این قالب جدید، Ionic Original، زاییده افکار لوبوتومی شده تهیه کننده تی بون برنت، گیتاریست دوم دیلن در دهه 1970 و بعداً فردی است که او برادر، کجا هستی؟ موسیقی متن در میان بسیاری از پروژه های ستودنی دیگر. او از این فرمت به عنوان "قله صدای ضبط شده" از نظر وفاداری صدا استقبال می کند.
در یک سطح، این گیره خالص است، شبیه به مالک یک فروشگاه Hi-Fi که سعی می‌کند کابل‌های طلاکاری شده را با وجود اینکه هیچ پیشرفت قابل شنیدن روی سیم مسی ارائه نمی‌دهد، شلاق بزند. بخشی از من فکر می‌کند که اگر برنت بتواند میلیونرها را از ثروتشان خلاص کند، قدرت بیشتری برای او خواهد بود. بدون شک نسخه های بیشتری در این مجموعه وجود خواهد داشت و شاید به تامین مالی برخی از پروژه های موسیقی کمک کند که در غیر این صورت ممکن بود اتفاق نمی افتاد. اما در زمانی که بسیاری از موسیقی‌دانان برای امرار معاش تلاش می‌کنند، و وقتی ثروت به طور فزاینده‌ای به طور نابرابر در سراسر جهان توزیع می‌شود، توهین آمیز به نظر می‌رسد.
همچنین اوج پوچ فتیشیسم وینیل است . بازار وینیل در 20 سال گذشته دوباره منفجر شده است زیرا غیرقابل لمس بودن موسیقی دیجیتال باعث شده است مردم حسرت داشتن چیزی را داشته باشند. لیبل‌هایی مانند Jack White's Third Man Records و متخصصان Numero Group مجموعه‌های مجلل‌تر و نسخه‌های چشم‌نوازتری تولید کرده‌اند – و من به اندازه هر گروهی که رکورد دوست دارد، آرزوی اینها را دارم. (نشر مجدد من با پوشش مخملی First Step Beyond توسط راکرهای شیطان پرستی دهه 70 مدوزا؟ من به معنای واقعی کلمه آن را روی صورتم نوازش کرده ام.)
این بازار به حمایت از هنرمندان، لیبل‌ها و فروشگاه‌های موسیقی به طور یکسان کمک کرده است، اما قیمت‌های بالا (موفق باشید در یافتن نسخه جدید با قیمت کمتر از 20 پوند) به این معنی است که اکنون عمدتاً متعلق به پولدارترین یا مصمم‌ترین طرفداران است. احساس نمی‌کنم دیگر توان خرید وینیل را دارم و خرید آن را متوقف کرده‌ام. قالب Ionic Original نقطه‌ی غم‌انگیز این ناراحتی است و در موفقیت مالی بالا، آن را عمیق‌تر می‌کند.
به طور جدی تر، تلاش نخبه گرایانه در تضاد با روح موسیقی عامه پسند است. ارزانی و تکرارپذیری پاپ – که با نادیده گرفتن نابرابری‌های مالی خود در حال حاضر، استریمینگ به مقیاسی آشکارا باشکوه می‌رسد – چیزی است که آن را به رسانه‌ای فرهنگی تعیین‌کننده تبدیل می‌کند. ضبط مجدد یکی از بزرگ‌ترین آهنگ‌های تاریخ و گذاشتن تنها یک نفر آن را بشنود، واژگونی وحشتناکی از مفهوم "محبوب" است.
برنت ممکن است سعی کند با قاب‌بندی آن به عنوان یک شیء هنری زیبا به یک اثر هنری بزرگ احترام بگذارد، اما در فروش آن از طریق کریستیز از سیستم ارزشی فاسد بازار هنر استفاده می‌کند، جایی که ارزش پولی یک شی اغلب چیزی است که به آن می‌دهد. به معنای خریدار آن و آهنگ یک مصنوع نیست: در باد می وزد. به دام انداختن آن در یک جعبه بلوط سفید – همان غریزه احتکار که در طول سال ها فرهنگ زیادی را بی ثبات کرده است – خود موسیقی را بی آبرو می کند.
Wu-Tang Clan با آلبوم خود در سال 2015، روزی روزگاری در شائولین ، کار مشابهی انجام داد، تک نسخه آن به قیمت 2 میلیون دلار به مدیر داروسازی مارتین شکرلی فروخته شد، و بعد از آن که شرلی به اتهام کلاهبرداری محکوم شد، به قیمت 4 میلیون دلار به یک گروه NFT فروخته شد. باید بدهی هایش را پرداخت کند. این در نوع خود یک تماشای بزرگ بود، اما تفاوت اساسی این بود که هیچ کس تا به حال آلبوم را نشنیده بود. مفهوم تک آلبوم بخشی از داستان گروهی با اساطیر خاص خود را احساس می کرد.
با این حال، Blowin' in the Wind ترانه‌ای درباره خود انسانیت است: ظلم، پتانسیل آن، طول عمر بسیار کوتاه آن. بله، همه ما می‌توانیم هر زمان که دوست داشتیم به گوش دادن به نسخه اصلی ادامه دهیم. اما بسته بندی این اجرای جدید به عنوان هدف طلسم یک میلیونر شرم آور است – یا در سخاوتمندانه ترین تعبیر، نقطه نظر آهنگ را در مورد اینکه چقدر محکوم به نابرابری هستیم، تقویت می کند.

source

توسط artmisblog