هنرمند Gumbaynggirr یکی از پیتر گرت را در میان طرفداران خود به حساب می آورد. اما زمانی که موفقیت به دست آمد، خود را غرق در خاطرات آسیب زا دید
تاسمن کیث، خواننده رپ، در زمانی که باید یکی از بهترین ماه‌های زندگی‌اش باشد، از هم پاشید. او برای حمایت از Midnight Oil در تور انتخاب شده بود – یک رزرو رویایی برای یک نوازنده در آستانه برگزاری مراسم بزرگ – اما پس از نمایش ها، او به اتاق هتل خود برمی گشت و گریه می کرد.
کیت می‌گوید: «من پایین و بیرون بودم.» در یک صبح سرد زمستانی بیرون از یک کافه سیدنی نشسته بود. «بعد از اجرای آیه «Beds are Burning» که وحشی است از صحنه خارج می‌شوم. این محیطی بود که در آن تمام مدت باید کاملاً برای خودم بودم.»
کیت، مردی به نام Gumbaynggirr، در اوایل زندگی خود شاهد چیزهای زیادی بوده است. تنها در آن اتاق‌های هتل با زمان زیاد، خاطرات دردناکی شروع شد: تماس‌های تلفنی که به او می‌گفتند عمه یا عموی محبوبش فوت کرده‌اند، فکر اینکه خواهر مدرسه‌ای‌اش چند تابوت دیده بود در زمین فرو رفت.
«آنجا می‌نشستم و فقط به این فکر می‌کردم که چند مرگ در زندگی‌ام و در جامعه‌ام دیده‌ام، یا [چیزهایی مانند] دیدن پسرعموها درست در مقابلم در حالی که دارم آهنگ جدیدم را برایشان پخش می‌کنم. این چیزی است که فکر نمی کنم قبلاً با آن نشسته باشم و چنین بوده باشم، این طبیعی نیست، مشکلی نیست. و رسیدگی به آن اشکالی ندارد.»
اما اگر هنوز نام تاسمان کیت را نمی‌دانید، احتمالاً به زودی خواهید فهمید. این جوان 26 ساله چند سال اخیر را صرف انتشار رپ های جدی، تند و هوشمندانه کرده است که نامزدی جایزه موسیقی بومی ملی را به همراه داشته و توسط ایستگاه رادیویی جوانان Triple J حمایت شده است (و همچنین گوش یکی از پیتر گرت را جلب کرده است). . و با انتشار اولین آلبوم او در این هفته، ستاره کیت فقط در حال افزایش است.
در حالی که او اکنون در غرب سیدنی زندگی می‌کند، در آپارتمانی بالای کافه‌ای که در آن قهوه می‌خوریم، کیت بیشتر دوران اولیه زندگی‌اش را در بوروویل در ساحل شمال نیوساوت ولز گذراند. آن شهر کوچک در موسیقی اولیه‌اش بزرگ جلوه می‌کرد، زیرا کیت از میله‌های خود برای جشن گرفتن مأموریت قدیمی بومیان استفاده می‌کرد، جایی که در آن بزرگ شد و به عنوان محل غرور و مقاومت بزرگ شد – به طوری که وقتی پسرعموهایش زادگاهشان را در گوگل جستجو می‌کردند، موتور جستجو چیز دیگری را بیرون می‌اندازد. از قتل شرم آور سه کودک بومی در دهه 1990. کیت از دوران کودکی خود به عنوان سرگرمی و دوست داشتن یاد می کند، اما، او می گوید، "همچنین اتفاقات زیادی افتاد".
در سال‌های اولیه‌اش در بوروویل، کیت در کنار شبکه‌ای محکم از خاله‌ها، عموها و عموزاده‌ها بزرگ شد. هنگامی که او هشت ساله بود، کیت و خانواده نزدیکش به سیدنی نقل مکان کردند، جایی که او متوجه شد که "چقدر پول کمی داریم". او و خواهران و برادرانش بین آپارتمان‌های مسکونی عمومی در داخل شهر جابه‌جا شدند در حالی که مادرش چندین شغل کار می‌کرد تا آنها را سرپا نگه دارد. سرانجام، وقتی کیت 14 ساله بود، والدینش آنها را به بوروویل بردند. این بازگشت به خانه به او اجازه داد تا ارتباطات قوی‌تری با خانواده برقرار کند – چیزی که از آن سپاسگزار است – اما همچنین او را در معرض چرخه‌های حبس و اعتیاد قرار داد که برخی از عموزاده‌هایش را به دام انداخت.
در Bowraville بود که کیت برای اولین بار شروع به ساخت موسیقی کرد. او و پسرعموهایش در شهر کوچکی که کیت آن را «یک خیابان اصلی، احاطه شده توسط رودخانه» توصیف می‌کند، با کار دیگری در این شهر کوچک، به استودیوی ضبط کوچک مرکز جوانان می‌روند. آن‌ها ساعت‌ها آنجا می‌ماندند و با خوشحالی در اتاقی که کارتن‌های تخم‌مرغ و فرش بدبو برای عایق صوتی موقتی روی دیوار چسبانده بودند، قافیه می‌نوشتند و ضبط می‌کردند. هیپ هاپ قبلاً یک تجارت خانوادگی بود: در اوایل، پدرش یک خواننده رپ به نام Wire MC بود. در حالی که پدر او اکنون به عنوان یک چهره پیشگام در هیپ هاپ استرالیا در نظر گرفته می شود، در آن زمان احساس می شد سقفی برای هنرمندان رنگین پوست وجود دارد که مانع از بالا رفتن آنها در صحنه محلی سفیدپوست غالب می شود.
کیت با انعکاس حرفه پدرش می‌گوید: «امروز به برخی از موسیقی‌های او گوش می‌دهم و فکر می‌کنم که یک نوار یا آن خط باورنکردنی است. من فقط فکر می کنم استرالیا لزوماً برای آنچه او باید می گفت آماده نبود.
رپ به سرعت به شیوه بیان کیت نوجوان تبدیل شد. در 17 سالگی، اولین میکس استیپ خود را ساخت و در اطراف بوروویل رانندگی کرد و آن را از صندوق عقب استیشن واگن مادرش فروخت. در 22 سالگی، او به سیدنی بازگشت و EP موفق خود، Mission Famous را در سال 2018 منتشر کرد. اشعار برجسته کیت مورد توجه Midnight Oil قرار گرفت و در سال 2020، او برای همکاری با گروه در نامزدی جایزه Aria انتخاب شد. آهنگ First Nation – جلسه ای که در نهایت او را به تور دعوت می کند.
در همان سال، همه چیز در زندگی شخصی او شروع شد. پسر عموی بزرگ کیت، که با محبت به نام ناکسی شناخته می شد، به طور ناگهانی بر اثر عارضه قلبی درگذشت. این اولین تجربه کیث با غم و اندوه نبود، اما با متوقف شدن این بیماری همه گیر در حرفه موسیقی که او را بسیار مشغول نگه داشته بود، دیگر قادر نبود با کار خود را از احساسات خود منحرف کند.
او می‌گوید: «این اولین باری بود که مرگ در زندگی‌ام رخ داد، جایی که می‌گفتم، «باشه، باید اینجا بنشینم، زیرا هیچ کاری ندارم و با آن روبرو شوم».
کیت با ریختن احساسات خود در آهنگ شروع به پردازش فقدان کرد. در عرض یک هفته، او چیزی [بالاتر] را برای نوشتن شروع یک آهنگ خام و شگفت‌انگیز به نام Tread Light ، که از منظر خود و اعضای فقید خانواده‌اش به‌عنوان گفتگو با مرگ توصیف می‌کند، «کانال‌سازی کرد».
او درباره آن آهنگ می‌گوید: «این من هستم که یکسری چیزهایی را که همیشه می‌خواستم بیرون بیاورم بیرون می‌آورم و به خودم اطمینان می‌دهم که خوب است». «مثلاً، خوب نبودن اشکالی ندارد. چیزی که دیدی عادی نیست این همه مرگ طبیعی نیست.»
Tread Light در نهایت به نقطه مرکزی اولین آلبوم کیت، A Color Undone تبدیل شد، که سفر "شکستن کسی که هستم تا دوباره خودم را بسازم" را مستند می کند. او بخش عمده‌ای از آن را در شش روز پس از تور نفت نیمه‌نایت نوشت، جایی که با تمام وزن مرگ پسر عمویش مواجه شد. نوشتن آلبوم راهی برای شروع بررسی آسیب‌ها و فقدان‌هایی بود که در اوایل زندگی او وجود داشت – کاری که او اکنون با ابزارهایی مانند درمان و مدیتیشن ادامه می‌دهد، پس از اینکه متوجه شد موسیقی نباید تنها راه خروجی او باشد. این یک روند دردناک، اما یک فرآیند ضروری بود.
او منعکس می‌کند: «چند هفته پیش چیزی خواندم که چگونه با تروما مواجه می‌شوید و برای آن آماده هستید. فکر می کنم در آن زمان برای مقابله با آن بسیار آماده بودم. چون همیشه آنجا بوده است.»
اما A Color Undone فقط داستان شب تاریک روح کیت نیست. لحظات شادی و شادی وجود دارد، از جمله همکاری عاشقانه جسیکا ماوبوی Heaven With U. تک‌آهنگ اصلی آلبوم یک آهنگ جدایی با رنگ پاپ به نام Love Too Soon است که در آن کیت قلب خود را روی آستین خود می‌بندد و در مورد شکستگی قلب با آهنگی سرسام‌آور و رقصنده در خیابان می‌خواند.
برای خواننده رپ که نام خود را با نوشتن خشن ترین و واضح ترین میله ها بر سر زبان ها انداخت، این یک بازی منحنی بود – که او فقط جرات انتشار آن را داشت به خاطر آن شب های چالش برانگیز تنها در تور.
او می خندد: "اگر من از آنچه گذشتم، نشستن در آن اتاق های هتل، نمی توانستم در درون خودم راحت باشم که با عشق خیلی زود از دروازه بیرون بروم." "رقصیدن روی یک اسکله و انجام غیر تاسمن ترین کارهای ممکن کیث."
یک Color Undone اکنون منتشر شده است

source

توسط artmisblog