وقتی وزرا تا اواخر شب با اطرافیان نخست وزیر درگیر شدند، تنش ها به هم ریخت و تنش ها در وایت هال افزایش یافت.
در اتاق بزرگ ایالتی در قلب داونینگ استریت، در حالی که منتظر بودند حکم سرنوشت ساز خود را به بوریس جانسون برسانند، گروهی از وزرای کابینه مجبور شدند به طرز ناخوشایندی با نزدیک ترین متحدان نخست وزیر درآمیخته شوند.
هیئت به آرامی در تمام عصر چهارشنبه رشد کرده بود. ندیم زهاوی که کمتر از 24 ساعت قبل شغل صدراعظم را پذیرفته بود، پریتی پاتل وزیر کشور، آن ماری ترولیان وزیر تجارت، کیت مالتهاوس وزیر دفتر کابینه، سیمون هارت وزیر ولز و گرانت شاپس وزیر حمل و نقل همگی در نقاط مختلف حضور داشتند. حتی سیمون کلارک، وزیر خزانه داری و یکی از وفادارترین حامیان جانسون از اولین روزهای کمپین رهبری او، از طریق تلفن به آن ملحق شد. یکی از حاضران گفت: "همه در آن اتاق موافق بودند که بازی تمام می شود." "همه افراد آنجا بودند تا این را بگویند."
آنهایی که هنوز برای تصدی نخست وزیری می جنگند، این کار را با درجات اعتقادی متفاوت انجام دادند. جیمز دادریج، دستیار وزیر جانسون، گفتگوی مودبانه ای انجام داد. نایجل آدامز وزیر دفتر کابینه و گوتو هری مدیر ارتباطات وارد و خارج شدند. پرشورترین تلاش‌ها برای نجات نخست‌وزیری جانسون توسط بن الیوت، رئیس حزب محافظه‌کار، و اندرو گریفیث، رئیس واحد سیاست شماره 10 انجام شد که خانه شهری مجللش در وست‌مینستر تنها سه سال قبل به عنوان مقر کمپین رهبری جانسون مورد استفاده قرار گرفت.
وزرا به انتظار واداشتند. حتی در این ساعت پایانی، حلقه درونی جانسون در آخرین لحظه تلاش می‌کرد تا آنها را متقاعد کند که او در قدرت بماند. از آنجایی که اعصاب جای خود را به گرسنگی داده بود – تنها منبع تغذیه، جریان آهسته چای و بیسکویت بود – برخی از وزرا توسط وفاداران باقی مانده جانسون به اتاق‌های جداگانه منتقل شدند زیرا تلاش می‌کردند آنها را متقاعد کنند که کشتی می‌تواند درست شود.
این زاهاوی بود که بیشترین تلاش را کرد تا تیم جانسون را متقاعد کند که کار تمام شده است. او به آنها گفت: "گله در حال کوبیدن است." "وقتی گله ازدحام کرد، باید از سر راه بری." گریفیث که رویکرد طردکننده‌اش خشم چندین وزیر را در طول شب پرتنش برانگیخت، پاسخ داد. او پاسخ داد: «آنچه شما باید بفهمید این است که گله پس از مدتی خسته می‌شود و به علف‌خوردن بازمی‌گردد.»
قبل از اینکه گروه بتواند نخست وزیر را ببیند، معضلاتی وجود داشت. ابتدا، جانسون مجبور شد ظاهر کبودی خود را در مقابل کمیته رابط ، متشکل از روسای منتخب کمیته، تکمیل کند، که با شنیدن تعداد فزاینده وزیرانی که در شماره 10 منتظر او بودند، چرخشی سورئال به خود گرفت. دیوید کانزینی، معاون رئیس ستاد ، به خودی ها گفت که ظاهر "تقریباً تا آنجا که ممکن است بد" بوده است.
با زمان بندی مسخره، جانسون سپس به روز رسانی منظم خود را – از طریق تلفن – با ملکه داشت. سپس گفتگوهای واقعا دشوار شروع شد. اولین جلسه ملاقات با گراهام بردی، رئیس کمیته محافظه‌کاران در سال 1922 بود . او به نخست وزیر اطلاع داد – منفعلانه در کنار تازیانه اصلی خود کریس هیتون هریس نشسته بود – که احتمالاً قوانین حزب تغییر می کند تا امکان رای عدم اعتماد مجدد به نخست وزیر را فراهم کند که او مطمئناً آن را از دست خواهد داد. جانسون در رد کامل این درخواست مؤدبانه بود.
تنها پس از آن، و تنها یک به یک، وزرای کابینه گردآوری شده اجازه یافتند تا برای صدور احکام خود با نخست وزیر دیدار کنند. به هر حال، نخست‌وزیر خوش‌خلق بود، اما هیچ نشانه‌ای از آمادگی او برای پذیرش هر یک از استدلال‌هایی که به او ارائه شد وجود نداشت. برای برخی، او اعتراض کرد که این ناعادلانه است که از او خواسته می شود شغلی را که مدت ها آرزویش را داشت، رها کند. برای دیگران، او استدلال کرد که نه از طریق نمایندگان حزب محافظه کار، بلکه از طریق 14 میلیون رای دهنده که از او حمایت کردند، مأموریت داشت. او گفت که "به آنها مدیون است" که ادامه دهد. برخی گفتند که او به طرز عجیبی خوش بین به نظر می رسید و "آب فراوان بیشتری در تانک داشت". همه چیز را سخت تر کرد – اما برخی آن را آزاردهنده دیدند.
یکی از آنها گفت: «این عجیب است که کمی ترامپی شده است. این همه چیز است – من نمی روم، کشتی نمی بینم، همه چیز خوب است. یک فشار دیگر و ما آن را درست خواهیم کرد. هیچ کدام از اینها تقصیر من نیست. من قربانی یک بخیه شده ام – اگر طرف بفهمد که چقدر خوب هستم. عجیب است."
در واقع، اواخر عصر چهارشنبه، چهره‌های سراسر وست‌مینستر و وایت هال شروع به نگرانی در مورد اینکه جانسون در امتناع خود از واگذاری قدرت تا کجا پیش خواهد رفت. سطوح انکار در داخل پناهگاه برای یک وزیر کابینه بسیار زیاد شده بود. او به یکی از دوستانش ناامید شد: «همه دیوانه هستند. "همه دیوانه اند."
زمانی که براندون لوئیس، وزیر ایرلند شمالی، پرواز کرد و به خیابان داونینگ رفت تا حکم خود را به جانسون برساند، استعفاها از پست‌های حزبی و دولتی به نیم قرن نزدیک می‌شد. اکنون شک واقعی وجود داشت که پست ها می توانند پر شوند.
حتی منابع پارلمانی نگران بودند که رویدادها به سمت ترامپ کشیده شده است. آنها ازتظاهرات به سبک ایالات متحده می ترسیدند که اگر جانسون از رفتن خودداری کند. یکی از منابع Commons گفت: «حکومت اوباش ترس بزرگ ما در حال حاضر است. آنها ناامید بودند تا از "یک کاپیتول هیل" اجتناب کنند.
از قضا برای نخست وزیری که خود را در برابر قراردادها و هنجارهای تشکیلات وایت هال قرار داد، مداخله آرام اما ویرانگر یک مقام رسمی بود که باعث سقوط دومینو در روز سه شنبه شد.
سر سیمون مک‌دونالد، کارمند ارشد سابق وزارت امور خارجه، گفت که علیرغم ادعاهای مکرر، جانسون از اتهامات قبلی مربوط به کریس پینچر ، معاون رئیس که به اتهام دست زدن به دو مرد تعلیق شده بود، اطلاع داشت.
هر چقدر هم که اکنون عجیب به نظر می رسد، لحظاتی بود که دستیاران داونینگ استریت فکر می کردند که می توانند سرخوردگی ناشی از آن مداخله را دستگیر کنند.
هشدار جدی زمانی به صدا درآمد که دستیاران تصاویری از جلسه صبح سه شنبه کابینه را دیدند. با زمان‌بندی خنده‌دارتر، دوربین‌های تلویزیونی اجازه داشتند از آن فیلمبرداری کنند، و وزیران به‌طور مشهودی عبوس و ناراحت به نظر می‌رسند.
به دنبال آن یک جلسه توجیهی فاجعه بار با روزنامه نگاران سیاسی انجام شد، که در آن داونینگ استریت تلاش می کرد تا به سؤالاتی درباره آنچه که نخست وزیر دقیقاً درباره اتهامات علیه پینچر می دانست، بپردازد. تصمیم گرفته شد که جانسون در اسرع وقت جلوی دوربین برود، تا از مدیریتش در این ماجرا عذرخواهی کند و برای جلوگیری از استعفا، «مقداری بخورد».
هنگامی که اعضای تیم جانسون شروع به تماشای فیلم عذرخواهی او در دوربین کردند ، آنها فکر کردند که ممکن است به اندازه کافی سریع عمل کرده باشند تا هر گونه آسیب بیشتر را دستگیر کنند. سپس این خبر منتشر شد – ساجد جاوید، وزیر بهداشت، استعفا داد و هشدار داد که مردم بریتانیا "به درستی از دولت خود انتظار صداقت دارند". دقایقی بعد، صدراعظم ریشی سوناک هشدار مشابهی را دنبال کرد که مردم «انتظار دارند دولت به درستی، شایسته و جدی رفتار کند».
به نظر یک حرکت هماهنگ کابینه بود، اما در حالی که منتظر ماندند تا اسامی کابینه بیشتری دنبال شود، هیچ کدام نیامدند. اعتماد به نفس عجیبی در حلقه داخلی نخست وزیر ایجاد شد که آنها می توانند از آن عبور کنند.
این تصمیم برای جایگزینی دو نفر از کابینه کنار گذاشته شد. یکی از خودی ها می گوید: «احساس وجود داشت، «آن را خراب کن. تعداد زیادی از آنها پیروی نکرده اند. مسلماً ما انتصابات بهتری از نظر سیاسی برای آنچه در حال حاضر به آن نیاز داریم دریافت کرده ایم. ما زندگی می کنیم تا یک روز دیگر بجنگیم.» جیکوب ریس-موگ به امواج رادیویی رفت تا تهدید جانسون را با تهدیدی که هارولد مک میلان در سال 1958 با آن مواجه شد، مقایسه کند، زمانی که کل تیم خزانه داری او استعفا دادند – اتفاقی که مک میلان آن را «مشکلات محلی کوچک» توصیف کرد.
در واقع، با وجود اینکه چندین وزرای کابینه شروع به استعفا نکردن خود کردند، نمایندگان مجلس شروع به استعفای پست های خود به عنوان فرستادگان، دستیاران وزیر و معاونان حزب کرده بودند.
یکی از برجسته‌ترین خروج‌های زودهنگام، جاناتان گالیس، نماینده وفادار «رد دیوار» بود. استعفاها از صبح چهارشنبه شروع به افزایش سرعت کردند. مایکل گوو، وزیر ارتقاء سطح، اولین حرکت بزرگ را نیز با گفتن جانسون انجام داد که با عزت پیش برود – مداخله ای که باعث شد او به عنوان تنها فردی که توسط جانسون برکنار شده بود، به بحران پایان داد. برکناری او باعث خشم فوری در داخل دولت، از جمله در داخل شماره 10 شد.
یکی از وزیران، جو چرچیل، نامه خود را در خلال سؤالات تحقیرآمیز نخست وزیر منتشر کرد که در آن کیر استارمر، رهبر حزب کارگر، انفجار دولت را «نخستین مورد ثبت شده از غرق شدن کشتی در حال فرار از موش» توصیف کرد.
این صحنه توسط گری سامبروک، نماینده حزب محافظه کار دزدیده شد، که وقتی به این نتیجه رسید که جانسون "همیشه سعی می کند دیگران را به خاطر اشتباهات خود مقصر بداند و کاری جز مسئولیت و استعفا برای او باقی نمانده است" مورد تشویق احزاب مخالف قرار گرفت.
این به سختی آغاز تحقیر جانسون بود. بعدی سخنرانی استعفای جاوید بود که در آن جانسون تلاش کرد و نتوانست جلوی خودش را بگیرد که سرش را از روی ناامیدی تکان دهد. زمانی که جاوید کار را تمام کرد، پاشنه چپ جانسون بارها و بارها به سمت اتاق عوام می‌تپید.
چند ساعت بعد در جلسه استماع کمیته ارتباط جانسون، مسائل عجیب‌ترین شکل خود را گرفت. هو مریمن، یکی از نمایندگان مجلس به دلیل سوال از جانسون، نامه خود را در توئیتر خواستار استعفای نخست وزیر کرد در حالی که تنها چند متر دورتر از او نشسته بود.
معمای بسیاری از اعضای کابینه که در شامگاه چهارشنبه جانسونی را دیدند که هنوز سرکشی می کرد، دقیقاً همان چیزی است که او را وادار به تغییر نظر کرد و از لحظه ترامپ عقب نشینی کرد. چهره‌های نزدیک به او نشان می‌دهند که مدتی برای تأمل در آپارتمان شخصی‌اش، همراه با «نور سرد روز»، به این معنی بود که تا اوایل صبح پنجشنبه او با واقعیت روبرو شده بود.
او ابتدا شروع به کار بر روی یک نامه استعفا کرد و به نایجل آدامز دستور داده شد که گراهام بردی را دوباره به تلفن بازگرداند. وقتی این زوج دوباره در ساعت 8:30 صبح صحبت کردند، جانسون – یک بار دیگر آرام – گفت که با رفتن موافقت می کند. با این حال، حتی در آن زمان نیز یک نقطه گیر وجود داشت. جانسون می‌خواست در اکتبر کنفرانس حزبی «تحویل» برگزار کند. بردی این ایده را رد کرد و هشدار داد که یک رهبر جدید باید در گردهمایی حزب در محل باشد.
او ممکن است با کناره‌گیری موافقت کرده باشد، اما در سخنرانی استعفای جانسون در بعدازظهر پنج‌شنبه، سرپیچی تلخ باقی ماند. حتی به نظر می‌رسد که او به تلاش‌های زاهاوی برای ایجاد منطقی در عصر گذشته اشاره می‌کند و از نمایندگان محافظه‌کار به عنوان «گله» یاد می‌کند. او مدعی شد: "وقتی گله حرکت می کند، حرکت می کند و دوستان من در سیاست، هیچ کس از راه دور ضروری نیست."
تنش های داغ در پنجشنبه شب بسیار آشکار باقی ماند. در یک مهمانی در مجله اسپکتیتور ، یکی از مشاوران ویژه مایکل گوو، هری را به عنوان یک "ننگ لعنتی" توصیف کرد.
در حالی که یک هفته خارق‌العاده برخی از محافظه‌کاران را ناامید و برخی دیگر را عصبانی کرده است، یکی از اعضای داخلی داونینگ استریت یک احساس فوق‌العاده دیگر داشت: «راست بگویم، خیالم راحت شد که تمام شد.»

source

توسط artmisblog