ادامه فیلم همشهری کین یک کابوس و ناامیدی باکس آفیس بود، اما همچنان یک فیلم جذاب درباره آمریکا است.
ام و اورسون ولز مدیر شهروند کین. ستاره شهروند کین. نویسنده، تهیه کننده و قهرمان پشت سر، شهروند کین. بیست و شش ساله و پر از ایده و انرژی. اگر در سال 1942 برای استودیویی کار می‌کردم که او را استخدام می‌کرد، خیلی تلاش می‌کردم که او را در کنارش نگه دارم. RKO Radio Pictures این کار را نکرد.
امبرسون های باشکوه که امروز 80 سال اکران شد، فیلم معروفی است که اورسون ولز پس از شهروند کین ساخته است. همچنین از آن به عنوان یکی از بزرگ ترین طنزهای تاریخ سینما یاد می شود. این رمان که از رمان برنده جایزه پولیتزر بوث تارکینگتون در سال 1918 اقتباس شده است، موفقیت در حال محو شدن و بدبختی نهایی خانواده آمبرسون غرب میانه طبقه بالا را در طول دوره طولانی پایان قرن به تصویر می کشد. پس از اینکه تنها دو بار در قطع اصلی ولز نمایش داده شد و با استقبال وحشتناکی از سوی مخاطبان پیش‌نمایش مواجه شد، RKO کنترل تصویر را به دست گرفت و با عصبانیت آن را کوتاه کرد، دوباره عکس‌برداری کرد و آن را ویرایش کرد. (و طبیعتاً یک پایان خوش استاندارد هالیوود را اضافه کرد.) ولز در برزیل دور و در تماس نبود و ناامیدانه روی یک فیلم آنتولوژی ناتمام کار می کرد. مهم نیست، RKO استدلال کرد: تماشاگران بهتر می دانستند.
تاریخ فیلم تاریخ سازش هایی در این راستا است. کارگردانان هنری با پول نقد با مردم می جنگند. چنین تنشی در رسانه ای تجاری مانند سینما تقریباً اجتناب ناپذیر است. اما شاید پیش از این و یا از آن زمان تاکنون چنین نتیجه‌ای به‌شدت بحث‌برانگیز ایجاد نکرده باشد. بنابراین، از The Magnificent Ambersons چه باید کرد؟ این همان لحظه‌ای است که منتقد مخالف و «هیجان‌انگیز» آن را بهتر از شهروند کین می‌خواند. و لحظه‌ای که منتقد دست‌فشار و به طرز دردناکی سازگار (من) پاسخ می‌دهد: «نه، اینطور نیست».
اما آمبرسون های باشکوه کاری را انجام می دهد که کین انجام نمی دهد و تعداد کمی از فیلم های آمریکایی آن را انجام داده اند. این با یکی از رویدادهای تعیین کننده در ایجاد ایالات متحده مدرن روبرو می شود: مرگ قطعی نجیب زاده های سبک اروپایی آن و جایگزینی اجتماعی-اقتصادی آنها توسط یک بورژوازی "بزرگ" صنعتی و مشخصا آمریکایی.
تعداد زیادی فیلم آمریکایی وجود دارد که پیامدهای وحشیانه سرمایه‌داری را نقد می‌کنند، و بسیاری از فیلم‌های آمریکایی به یک آمریکای بی‌نظیر، خیال‌پردازانه و ماقبل صنعتی اشاره می‌کنند. اما آمبرسون‌های باشکوه با لحظه‌ای تاریخی روبرو می‌شود که این دو دیدگاه را از هم جدا کرد. این فیلم در مورد دوره های مبارزه طبقاتی به عنوان موتورهای تحول تاریخی است. اگر مارکس برای تماشای آن زنده بود، تایید می کرد.
یوجین مورگان (جوزف کاتن) از طبقه متوسط، دوران جوانی خود را با ایزابل آمبرسون (دولورس کاستلو) گذرانده است، اما او را به یک رقیب کسل‌تر اما «بالاتر» از دست داده است. با از دست رفتن امکان همسان سازی بین دو طبقه، تنها چشم انداز رقابت و جابجایی باقی می ماند. مطمئناً، در حالی که تجارت مورگان رونق می گیرد و دخترش (آن باکستر) جدیت و جاه طلبی زودرس از خود نشان می دهد، خانواده آمبرسون می بینند که دارایی مالی خود را از بین می برد و آینده ناچیز خود را به پسر متحجر و ساده لوح ایزابل، جورج (تیم هولت) واگذار می کند.
آمبرسونز با شخصیت‌های اصلی که گذشته‌ای روستایی در حال محو شدن و آینده‌ای خشن‌تر و عمل‌گرایانه‌تر را نشان می‌دهند، کلاسیک دیگری به کارگردانی ولز را پیش‌بینی می‌کند: زنگ‌های صدا در نیمه‌شب. ولز در ادغام بخش اول و دوم هنری چهارم شکسپیر در سال 1965 به شرح وقایع مرگ و میر در انگلستان خیالی می پردازد که به زودی جای خود را به دنیای تمیزتر و منظم تر اواخر قرون وسطی خواهد داد. تفاوت اصلی با آمبرسونز؟ بریتانیای مری را طبقات کارگر نشان می دهند که در یک میخانه ایست چیپ جمع شده اند، اما به طور ضمنی با حفظ نوعی خرد عامیانه بر نخبگان سنتی تأثیر می گذارد. آنها در شکسپیر به عنوان متناقض و متنوع – واقعی و خود تعیین کننده ظاهر می شوند. در Ambersons آنها ظاهر می شوند، اما با تحسین بی حد و حصر معرفی می شوند و قدرت کمی به آنها داده می شود.
اگر آمبرسون های باشکوه را بتوان به عنوان ارائه ای مارکسیستی از تاریخ خواند، آنگاه چارچوب بندی پرولتاریا را مستقیماً از سینمای شوروی گرفته است. در طول نیمه اول فیلم، ما به طور متناوب از اکشن روایی اصلی فاصله می گیریم تا افکار مردم محلی را بررسی کنیم. آنها صریح و عاقلانه صحبت می کنند و دوربین چهره آنها را محکم قاب می کند و همیشه به سمت آسمان نگاه می کند. می‌توانیم کلیپ‌های دوبله شده از فیلم سرگئی آیزنشتاین را تماشا کنیم.
ولز از اتحادیه‌های قدرتمند حمایت می‌کرد و به شدت چپ‌گرا بود، و در دوره‌ای که آمبرسونز جریان داشت، احساسات سوسیالیستی احساس می‌شد. در عصر "تولید انبوه"، نخبگان پارانوئید اکنون از "مردم" به عنوان "توده ها" یاد می کردند، همانطور که مورخ جیل لپور اشاره کرده است، به معنای پتانسیل انقلابی است. و شاید یک انقلاب کمونیستی در نزدیکی ایندیاناپولیس آمبرسونز باشکوه باشد. این فیلم مطمئناً آینده پرولتاریا را نشان می دهد. اما تمرکز آن در نهایت بر گذشته بورژوازی باقی می ماند.
این موضوع با پیشرفت فیلم و پیشروی تاریخ به طور فزاینده ای به چشم می خورد. همانطور که مدرنیته عمارت آمبرسون را احاطه کرده است، ولز تمرکز فیلم را بیش از پیش به خانه بزرگ قدیمی می آورد. به زودی متوجه می‌شویم که در آنجا گرفتار شده‌ایم، در یک نابهنگاری معماری مدفون شده‌ایم. یک سوم آخر فیلم اکشن را تا حد زیادی در این محیط نگه می دارد، زیرا خانواده آمبرسون را در آخرین دور تحقیر قرار می دهد. علی‌رغم «پایان خوش»، همه اینها تدفین به نظر می‌رسد. حال و هوا، اگر طرح داستان نباشد، همانطور که اورسون می خواست حفظ شده است.
ولز مردی خارج از زمان بود. آمبرسون های باشکوه کارگردانی را نشان می دهد که بیکار منتظر آینده ای انقلابی است، در حالی که مطمئناً از درخشش گذشته اطمینان دارد. با نگاهی به حرفه خود ولز، می توانید متوجه شوید که چرا. روزهای حلقوی کنترل خلاق و لذت مولد – روزهایی که سیتیزن کین را ساختند – خیلی وقت پیش به نظر می رسید. اورسون ولز که مانند یک جی گتسبی واقعی در تعقیب گذشته است، باید احساس می کرد مسن ترین 26 ساله جهان است.

source

توسط artmisblog