چگونه من ملاقات مادر شما تلویزیون نشان می دهد فصل
در حال حاضر نمایش های زیادی در هوا وجود دارد که همه از یک تکنیک مشترک برای شروع نمایش استفاده می کنند و آن این است که با داشتن یکی از شخصیت های اصلی وقایعی را روایت می کنند که در گذشته اتفاق افتاده اند، یا در حال حاضر امروز در زندگی شان اتفاق می افتد. چگونه من مادر خود را ملاقات کرد یکی از این نشان می دهد، و همچنین ویژگی های بازیگران است که به تصویر کشیدن شخصیت های دمدمی مزاج، دیوانه و نادرست نامناسب است که نگه داشتن نشان می دهد سرگرم کننده و اعتیاد آور است.
اپیزودها با تد موزبی، راوی که جلوی دو فرزندش نشسته بود باز می شود و در مورد تمام مشکلات، روابط و برجستگی های جاده ای که در طول سال ها پشت سر می رفت، برای شان توضیح می داد، فقط برای اینکه بالاخره مادرشان را پیدا و ازدواج کند. ادامه مطالب بچه ها در ابتدا، و گاهی در پایان قسمت برجسته می شوند، اما بدیهی است که هرگز در خط داستانی ظاهر نمی شوند. داستان هایی که پدرشان به آن ها می گوید همیشه شامل همان گروه دوستانی است که قبل از ملاقات با همسرش داشته است و مشخص است که این دوستان هنوز بخشی از زندگی او هستند، زیرا بچه ها آن ها را با نام می شناسند. صحنه همیشه به عنوان یک فلاش بک به یک زمان و حافظه خاص که تد دارد آغاز می شود.
یکی از نزدیک ترین دوستان تد مارشال اریکسون است که از زمان کالج در زندگی اش بوده است و در آنجا با لیلی آلدرین نیز آشنا شدند. همه آن ها به مدت ۹ سال دوستان بسیار خوبی می شوند، مارشال و لیلی قرار می دهند و در نهایت همگی با هم در آپارتمانی در نیویورک زندگی می کنند. مارشال مردی وفادار و دوست داشتنی است که لیلی را دوست دارد، و نقش خود را به عنوان دوست بسیار جدی می گیرد. مبارزات مداومی که او در درون خود دارد، برای انجام کاری که فکر می کند درست است، یک طرف واقع بینانه و احساسی را به سریال اضافه می کند که او را بسیار مرتبط می کند.
شخصیت لیلی سرگرم کننده، دمدمی مزاج و کمی منزجر کننده است، به شیوه ای غیرمکن. او بسیار با مارشال ارتباط دارد، و مشکلی ندارد که با او در مورد مسائل بسیار شخصی و درگیر شدن کامل در زندگی اش صحبت کند. او همچنین به زمین است، و نه بیش از حد دخترانه به حلق آویز کردن با بچه ها، و انجام کارهای پسر. لیلی می افزاید: بسیاری از spunk و عمق به خط داستانی, و او به راحتی کسی است که شما می خواهید به صرف وقت با اگر شما می توانید.
بارنی یکی دیگر از دوستان تد است و خود خود را به عنوان بهترین دوست تد اعلام کرده است. این شخصیت یک زن، پول دوست داشتنی هنرمند con است، که غرور خود را در گرفتن زنان به سقوط برای او، و سپس ناپدید شدن و فرار از هر نوع تعهد است. او با همه افراد گروه دوست می شود اما اصرار دارد که یک کد برادر وجود دارد که همیشه باید بین بچه ها دنبال شود. بارنی مردی است که دوست دارید از آن متنفر باشد و حتی اگر با شیوه زندگی او موافق نیستید، نمی توانید کمکی جز لبخند زدن کنید چرا که او تئوری ها و محکومیت هایش را به هر دیگری در گروه تحمیل می کند.
آخرین شخصیتی که به این گروه عجیب همسان معرفی می شود، رابین شرباتسکی است. رابین از نظر کلاسیک زیباست و جای تعجب نیست که بیش از یک عضو گروه در طول سریال برای او سقوط می کند. او در اصل از کانادا است و نیاز خود را به نگه داشتن بر روی ریشه های خود را، در حالی که در آغوش نیویورکی بودن چیزی است که او را بسیار دوست داشتنی است. او رانده شده است، و شما نمی توانید کمک کند اما تشویق او را در به عنوان او تلاش می کند برای رسیدن به اهداف خود را، و زمین حرفه ای از رویاهای خود را. تد بلافاصله عاشق او می شود، اما رابین به دنبال همان نوع اینجا تعهد نیست. حتی در حالی که شکوفه رابطه را تماشا می کنید و از بین می روید، راوی از قبل روشن کرده است که «خاله رابین» مادر نیست.
بیشتر صحنه های این کمدی در آپارتمانی که تد، مارشال و لیلی در آن زندگی می کنند تنظیم شده اند و شامل آشپزخانه، حمام، راهرو و سقف ساختمان می شوند. آپارتمان فانتزی و یا پر از مبلمان گران قیمت و یا اقلام دیگر نیست، اما راحت، و پر از چیزهایی که شما را در خانه خود را پیدا کنید. تنظیم دیگر که در آن آنها صرف بیشتر وقت خود را، نشسته است در یک غرفه در یک نوار به نام MacLaren است، که در آن جو به نظر می رسد تا دعوت، که شما مهم نیست صرف وقت با آنها وجود دارد.
همه شخصیت های درگیر در How I Met Your Mother با یکدیگر بسیار متفاوت هستند، اما به نوعی همه آنها آشنا هستند و همه ما با کسی مثل آنها آشنا شده اند. موقعیت هایی که آنها از آن عبور می کنند واقع بینانه هستند، و شما را به یاد زندگی خودتان و آنچه شما از طریق بوده است. اما در عین حال برخی از موقعیت ها فراتر از واقعیت خودمان است و آنچه را که امیدواریم انجام دهیم به ما یادآوری می کند و ما را از خانواده و دوستانمان سپاسگزار می کند.

توسط artmisblog

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.