این افشاگری ها زودباوری و سهل انگاری سیاسی را نشان می دهد که قدرت رو به رشد سیلیکون ولی را احاطه کرده است.
فایل های اوبر چیست؟ راهنمای تاکتیک‌های توسعه بی‌رحمانه شرکت تاکسی
قبل از اینکه Uber وجود داشته باشد، اینجا تاکسی وجود داشت، همانطور که قبل از آمازون کتابفروشی ها و قبل از فیس بوک دوستان وجود داشت. بخش بزرگی از نوآوری راه های جدیدی برای ارائه ایده های قدیمی است. فناوری با کاهش هزینه‌ها، امکان تحویل سریع‌تر و پیشی گرفتن از معامله‌گران معتبری که در روش‌های منسوخ گیر کرده‌اند، به مبتکر برتری می‌دهد.
این اسطوره بنیادی فولکلور سیلیکون ولی است. این داستانی بود که اوبر در سال‌های انفجاری‌ترین رشد خود از سرویسی برای سواری در اطراف سانفرانسیسکو به یک نیروگاه فناوری جهانی در مورد خود تبلیغ کرد. در اینجا اختلال دیجیتال کهن الگویی بود – اپلیکیشنی برای تطبیق تقاضا با عرضه با نرمی که رقابت را از بین برد.
هنگامی که آن رقبا (رانندگان تاکسی دارای مجوز) شکایت کردند، اعتراض آنها توسط تازه وارد به عنوان صدای مرگبار انحصارطلبان و دلدادگانی که مانع پیشرفت بودند، رد شد.
در آن زمان بحثی وجود داشت، و هنوز هم وجود دارد، در مورد مقرراتی که مانع از نوآوری می شود، و زمانی که نیاز به تغییر همگام با زمان در حال تغییر است، وجود دارد. این بحث با توجه به ارتباطات فاش شده که مربوط به سال‌های 2014 تا 2017 است و دیروز توسط گاردین منتشر شد، تا حدودی متفاوت به نظر می‌رسد و روش‌های بی‌رحمانه و تهاجمی را نشان می‌دهد که اوبر برای اجبار ورود به بازارهای مختلف در سراسر جهان استفاده می‌کرد.
اخلاق مزدور این شرکت در تبادل نظر بین مدیران ارشد در مورد تهدید رانندگان اوبر از حمله در پاریس، زمانی که اپراتورهای تاکسی مستقر در شهر دست به اعتصاب زدند، خلاصه می‌شود. تراویس کالانیک ، یکی از بنیانگذاران و مدیر اجرایی سابق اوبر، از رانندگانش می خواست تا با نافرمانی مدنی توده ای از اعتصاب سرپیچی کنند. وقتی به او هشدار داده شد که این ممکن است باعث تلافی خشونت‌آمیز شود، کالانیک پاسخ داد: «فکر می‌کنم ارزشش را دارد. خشونت تضمین کننده موفقیت است.»
مفهومی که اوبر آن را رد می‌کند، این است که این شرکت تهدید رانندگان خود را به عنوان بخشی از مجموعه ابزارهای روابط عمومی، در کنار اهرم‌های متعدد نفوذ خصوصی خود، برای اعمال فشار برای تغییرات نظارتی می‌دید. مقیاس آن عملیات، استخدام سیاستمداران و دلالان قدرت در سراسر جهان برای تحریک منافع شرکت، نفس گیر است. (همچنین گران است. تنها در سال 2016، این شرکت 90 میلیون دلار برای لابی کردن هزینه کرد.) اوبر اکنون می‌گوید که تحت مدیریت متفاوتی با شیوه‌ای متفاوت است. کالانیک در سال 2017 شرکت را ترک کرد .
برای یک شرکت جوان جاه طلب غیرعادی نیست که با نیروی ساینده به دنبال منافع تجاری باشد. بی رحمی یک محرک تاریخی تکامل اقتصادی است. برخی از مبتکران رگه های بشردوستانه دارند، برخی دیگر درنده خو هستند. الگوی تاریخ به این صورت است که فناوری راه خود را به یک اقتصاد می زند و تنها بعداً، هنگامی که پیامدهای گسترده تر قابل مشاهده است، جامعه یک واکنش سیاسی برای کاهش جنبه های منفی سازماندهی می کند. قبل از اینکه قوانینی علیه کار کودکان وضع شود، انقلاب صنعتی ثروت خارق‌العاده‌ای را برای صنعتگران به وجود آورد. کارگرانی که خود را در اتحادیه‌های کارگری سازماندهی می‌کردند تا وزنه‌ای برای نیروهایی بیاورند که به طور طبیعی به سمت استثمار توده‌ای و دستمزد فقر گرایش داشتند. (تنها سال گذشته، دادگاه عالی بریتانیا حکم دادگاه کار را علیه اوبر تایید کرد، که مدعی شده بود نیازی به ارائه حداقل دستمزد، مرخصی با حقوق یا حقوق بازنشستگی برای رانندگان خود ندارد، زیرا آنها از نظر فنی جزو کارگران طبقه‌بندی نشده‌اند.)
موفقیت لیبرال دموکراسی – بهترین مدلی که هنوز برای سازماندهی مردم در جوامع مرفه و آزاد ابداع شده است – به تعادل بین انگیزه تولید ثروت بازار و تعهداتی که سیاست باید بر تجارت برای منافع بیشتر تحمیل کند بستگی دارد. امروزه، تفاوت بین جریان اصلی چپ و راست در سیاست اقتصادی به این سوال منتهی شده است که در کجا باید سطوح بین آن مطالبات رقیب را تنظیم کرد. جایی که تأکید بین آزادی فردی برای ثروتمند شدن و وظیفه جمعی برای به اشتراک گذاشتن است.
گاهاً این تمایز توسط حرکت رو به جلو تاریخ بی ربط اعلام می شود. اما همچنان به عقب باز می گردد. پروژه مارکسیستی برای از بین بردن سرمایه داری به طور کامل به استبداد و ورشکستگی در قرن بیستم تبدیل شد. آن ناکامی سپس توسط بنیادگرایان بازار آزاد که هرگونه تنظیم دولتی اقتصاد را تجاوز به آزادی می‌دانستند، به عنوان یک توجیه اخلاقی مورد استفاده قرار گرفت.
لحظه پیروزی پس از جنگ سرد برای غرب با انقلاب دیجیتال مصادف شد و فرهنگ تکبر و رضایت سیاسی را در اطراف اقتصاد فناوری جدید ایجاد کرد. اخلاق دره سیلیکون، مدل کالیفرنیا از سرمایه‌داری بی‌قانون را با رگه‌هایی از تبشیر اتوپیایی که هیپی‌ها به سانفرانسیسکو آورده بودند، ترکیب کرد. نتیجه این بود که استارت‌آپ اینترنتی به‌عنوان نوع جدیدی از کسب‌وکار که قوانین قدیمی در آن اعمال نمی‌شد و هدف آن بهبود انسانیت و همچنین کسب درآمد بود، مورد احترام قرار گرفت.
فایل‌های Uber تصویر لحظه‌ای از یک لحظه خاص هستند – اوج زودباوری سیاسی و سهل انگاری در مورد قدرت رو به رشد شرکت‌های فناوری. اما مشخص شد که قوانین اساسی اقتصاد دیجیتال جدید با قوانین آنالوگ قدیمی تفاوت چندانی ندارد. نوع مقرراتی که ممکن است برای مهار مازاد شرکت مورد نیاز باشد در بخش هایی که یک نسل قبل وجود نداشتند متفاوت خواهد بود. الگوی تسخیر سیاست توسط لابی‌گران شرکتی بسیار آشناست.
افشای اقدامات تیزبینانه اوبر حقیقت ساده ای را در مورد انقلاب فناوری می گوید. شرایط سخت کاری در انبارهای آمازون و مخازن مسموم بحث عمومی که فیسبوک در آن نفرت و اطلاعات نادرست را تخلیه می کند، همان چیزی است که می گوید. هزینه نوآوری ممکن است برای مصرف کننده نامرئی باشد، اما این بدان معنا نیست که وجود ندارد. و وظیفه سیاستمداران دموکراتیک این است که حافظ منافع عمومی باشند، نه روان کننده منافع خصوصی.
رافائل بهر ستون نویس گاردین است
آیا نظری در مورد موضوعات مطرح شده در این مقاله دارید؟ اگر می‌خواهید نامه‌ای با حداکثر 300 کلمه ارسال کنید تا برای انتشار در نظر گرفته شود، آن را برای ما به آدرس guardian.letters@theguardian.com ایمیل کنید.

source

توسط artmisblog