گریس و لارنس، هر دو 28 ساله، در دانشگاه با هم دوست شدند. او متوجه نشد که او علاقه زیادی به او دارد…
وقتی گریس در سال 2012 به تیم دانشگاه فریزبی پیوست، او به دنبال کمی سرگرمی بود. او می‌گوید: «من هرگز ورزشکار نبودم، اما دوستانی داشتم که این کار را انجام می‌دادند و در نهایت واقعاً از آن لذت بردم. در سپتامبر آن سال، چند ماه پس از پیوستن به تیم، او به جذب افراد تازه وارد کمک کرد. او به زودی با لارنس ملاقات کرد، که ثبت نام کرد – "مودب باشد". او اعتراف می کند: «هر چند در نهایت اوقات فوق العاده ای را سپری کردم. آنها در اولین جلسه تمرین با هم گپ زدند و لارنس فوراً با گریس هجوم آورد. او می‌گوید: «به دوستم گفتم او جذاب‌ترین زنی است که در زندگی‌ام دیده‌ام.
متأسفانه گریس همان جرقه عاشقانه را احساس نکرد. او می‌گوید: «من در آن زمان کاملاً ناامن بودم و نسبت به سنم جوان بودم. "من همیشه با پسرهایی بیرون می رفتم که متعهد نبودند. فکر نمی کنم متوجه چنین پسر خوبی شده باشم."
این جفت در اولین تیم اجتماعی خود با هم پیوند خوردند و دوستان محکمی شدند. برای مقدمه، شما باید حداقل دو فیلم Die Hard را پشت سر هم تماشا کنید. او می خندد. «سپس سه لیوان از یک فریزبی نوشید. ما با هم خیلی مریض شدیم.» آنها خیلی زود شروع به معاشرت منظم کردند، اما گریس هنوز از علاقه لارنس به او بی خبر بود. او می‌گوید: «وقتی پسرها قلبم را می‌شکنند، او شانه‌ای برای گریه کردن شد. لارنس در آن زمان انتظاراتش صفر بود: «فقط فکر می‌کردم که هرگز این اتفاق نمی‌افتد، بنابراین خوشحال بودم که با هم دوست هستم.»
سال بعد، او یک دوست دختر پیدا کرد و دوستی آنها از هم جدا شد. سپس، در سال 2014، درست زمانی که گریس در حال ترک دانشگاه بود، بیمار شد. او می گوید: «تشخیص داده شد که تومور مغزی دارم. من ناگهان مجبور شدم ترک کنم و تحت عمل جراحی و رادیوتراپی قرار بگیرم. در آن مدت او چند پیامک با لارنس رد و بدل کرد. او می گوید: «من سعی می کردم حمایت کنم. "گاهی اوقات ما به صورت آنلاین Scrabble بازی می کردیم و چت می کردیم."
گریس به مبارزه با سلامتی خود ادامه داد. در سال 2017، او دو عمل جراحی بزرگ روده انجام داد و به سختی توانست خود را وارد زندگی بزرگسالی کند. من مجبور بودم در خانه با پدر و مادرم زندگی کنم. احساس می‌کردم عقب‌نشینی کرده‌ام.» او می‌گوید. او به وبلاگ نویسی و رسانه های اجتماعی به عنوان یک خروجی روی آورد و در نهایت درست قبل از همه گیری همه گیر از آنجا نقل مکان کرد.
در آغاز سال جاری، او در حساب اینستاگرام خود جستجو می کرد که متوجه شد لارنس او را دنبال کرده است. او می‌گوید: «از ابتدا نمی‌دانستم که او مرا آنفالو کرده است، بنابراین یک پیام شوخی در این باره برای او فرستادم. هنگامی که آنها دوباره وصل شدند، آنها شروع به چت کردن تمام مدت کردند. گریس می‌گوید: «من فکر می‌کردم او زیباست و متعجب بودم که چگونه قبلاً متوجه این موضوع نشده بودم. آنها به زودی عاشق شدند و قرار گذاشتند تا در هاستینگز، جایی که گریس زندگی می کرد، ملاقات کنند. لارنس در میدلندز زندگی می‌کند، اما به محض اینکه دوباره همدیگر را دیدیم متوجه شدیم که همین است. آنها اکنون آخر هفته ها را با هم می گذرانند و قصد دارند خانه ای را در برایتون مستقر کنند. گریس می‌گوید: «ما در تمام آن سال‌ها خیلی به هم نزدیک بودیم و به نظر می‌رسد که کمی گذشته داریم. مثل این است که ما فرد مناسب را در زمان اشتباه ملاقات کردیم و اکنون این شانس دوم را در آینده داریم.
گریس همچنان مشکلات سلامتی دارد، اما وضعیت او پایدار است. او می گوید: «من به راحتی سرگیجه می گیرم و نمی توانم برای مدت طولانی تحمل کنم، اما یاد گرفته ام که با آن زندگی کنم. من همیشه بیماری خود را چیزی می دانستم که باید به تنهایی یا با خانواده ام مدیریت کنم تا زمانی که با لارنس بودم. او فوق العاده مهربان است و به تقویت اعتماد به نفس من کمک می کند. می دانم که همیشه می توانم روی او حساب کنم.»
لارنس عاشق مثبت بودن شریک زندگی خود است. او می گوید: «همه او را می شناسند و او همیشه می خواهد با مردم ارتباط برقرار کند. دور هم جمع شدن خیلی غیرمنتظره بود، اما منطقی و درست است. من مطمئن نیستم که 10 سال پیش تمرین می کردیم، اما این شانس را داشتیم که بزرگ شویم و تبدیل به افرادی شویم که اکنون هستیم."
میخواهی داستانت را در میان بگذاری؟ با پر کردن فرم اینجا کمی در مورد خودتان، شریک زندگیتان و نحوه گردهمایی خود بگویید

source

توسط artmisblog