بزرگراه راه‌راه Minhocão که به نام کرم هیولای افسانه‌ای لقب گرفته، شب‌ها و آخر هفته‌ها بدون خودرو می‌شود. عکاس پابلو آلبارنگا با افرادی که آن را به عنوان پارک خود انتخاب کرده اند ملاقات می کند
الوادو ژوائو گولارت که در زمان دیکتاتوری برزیل طراحی و ساخته شد، یک راه‌راه دو مایلی که بیشتر به نام مینهوکائو شناخته می‌شود، مرکز سائوپائولو را به منطقه غربی آن متصل می‌کند. به دلیل نزدیکی آن به خانه های مردم، بسیاری از افزایش سر و صدای ماشین در شهری که تسلط حمل و نقل موتوری در آن رونق داشت و هنوز هم شکوفا می شود، شکایت کردند. اما، با بیش از 50 سال سن، سرنوشت Minhocão هنوز نامشخص است زیرا توسط عابران پیاده تصرف می شود. می توان آن را تخریب کرد. همچنین می تواند به یک پارک تبدیل شود.
با کمبود فضاهای عمومی در یک شهر شلوغ، فتح مکان های جدید برای لذت بردن برای زنده ماندن از جنگل بتنی الزامی است. امروزه این راهرو در شب و آخر هفته به روی عابران پیاده باز می شود. بدون هیچ ماشینی که در قسمت بالایی عجله می کند، مردم می توانند با بیکینی راه بروند، بدوند، دوچرخه سواری کنند، اسکیت بزنند یا حتی آفتاب گرفتن، کمی «نزدیک به خورشید» – شاید به همین دلیل است که برخی آن را praia Paulistana – ساحل سیمانی خود می نامند.
آفتاب‌گیران در راه‌راه Minhocão
درست پس از موج دوم، در طول همه‌گیری به سائوپائولو نقل مکان کردم. هنگام خروج از فرودگاه در شب، آسمانی تاریک پوشیده از ابرهای آمیخته با مه دود، ساختمان های خاکستری که در کنار جاده ایستاده بودند و سیل چشمگیر موتورسیکلت ها، ماشین ها و کامیون های بزرگ از من استقبال کرد. در نگاه اول، می توان فکر کرد که این یک شهر خاکستری است. اما خاکستری بیش از یک رنگ را مشخص می کند. و سائوپائولو سایه های خاکستری زیادی دارد.
به عنوان یک دوچرخه‌سوار تازه کار در چنین شهری آشفته، شروع به درخواست توصیه‌هایی درباره مکان‌هایی کردم که می‌توانم در آن‌ها سوار شوم، و Minhocão کلمه‌ای بود که بارها شنیده بودم. این ساحل پائوستانو است ، کسی با لبخند به من گفت، بنابراین تصمیم گرفتم آن را امتحان کنم. در یک روز آفتابی تابستانی آنجا دوچرخه سواری کردم. آفتاب هم مثل خیابان ها داغ بود. وقتی بالاخره به آنجا رسیدم، گرفتار رابطه ای شدم که مردم با آن توده عظیم بتن که با بتن بیشتری احاطه شده بود، زیر نور مستقیم خورشید می درخشیدند. تقریباً هر فضا پر از ساختمان های بلند بود. چگونه کسی آن را ساحل خود بنامد؟ اما شروع به تبدیل شدن به مال من هم کرد. در آن زمان آرزو داشتم دوربینم را داشته باشم، اما این دوربین روی من نبود، بنابراین تصمیم گرفتم به زودی برگردم.
عکاسی برای من نه تنها ابزاری عالی برای زنده کردن داستان‌ها، بلکه برای ملاقات با مردم در مکان‌هایی بوده است که اصلاً نمی‌شناسم. بسیاری از افرادی که از آنها عکس گرفتم امروز با هم دوست شده اند. این مقاله اولین رویکرد من به سائوپائولو بود، شهری با تضادهای قوی که هنوز نمی‌دانم و نمی‌فهمم، جایی که درختان بلندتر می‌شوند و خشونت با عشق همراه است. و در مکان‌هایی مانند این، این افراد هستند و نه مکان‌ها که باعث می‌شوند احساس کنیم در خانه‌مان هستیم.
واگنر ناسیمنتو و لئاندرو پینیو
واگنر: «من در شهر سائوپائولو متولد نشدم. من اهل حاشیه شهر هستم. بنابراین با طبیعت ارتباط بیشتری داشتم. و با آن، من امکانات بیشتری برای ملاقات با افراد خارج از عجله معمولی سائوپائولو داشتم. اما در اینجا، من نیاز داشتم که فضایی مانند آنچه قبلا در شهرم داشتم ایجاد کنم. دریافتم که امکان ملاقات با افرادی در سائوپائولو وجود دارد که روابط مکانیکی، خودکار، پر سر و صدا یا سنگین نداشته باشند. اینجا جایی است که در آن می توان در حین تماشای شعر بتن، آن فضای اندک لذت را به خود داد. فضا به نوع دیگری از تعامل اختصاص یافته است. دیدن مردمی که در حال دویدن هستند اما پشت اتوبوس نیستند تا سر کار بروند. من دوست دارم اینجا بیایم سائوپائولو فضاهای عمومی زیادی ندارد. اینجا در سائوپائولو، آنچه عمومی و خصوصی است بسیار با هم مخلوط می شوند. عموماً فضاهای عمومی مورد تهاجم منافع خصوصی هستند. من دوست دارم این فضا را به عنوان امکانی برای مردم ببینم که کمی آزادتر باشند.»
ناتالی سادبراک
ابر راه‌راه Minhocão نماینده سائوپائولو است. وقتی برای اولین بار وارد شهر شدم، رویای من این بود که در نزدیکی اینجا زندگی کنم، دقیقاً به این دلیل که دوچرخه سوار هستم. اینجا چندین بار می‌آیم و می‌روم و در نهایت با افراد زیادی ملاقات می‌کنم. وقتی در یک دفتر کار خانگی کار می‌کنید، در شهر حرکت نمی‌کنید، بنابراین شب‌ها و آخر هفته‌ها به اینجا می‌آیم. چند ماه پیش دستم شکسته بود و همین جا بود که چند هفته پیش توانستم دوباره دوچرخه سواری کنم، زیرا چاله های زیادی وجود ندارد و خیابان وضعیت خوبی دارد.
سیمون اوانگلیستا و سوفیا فرناندز (با مانو و لایکا)
سوفیا: «این ساحل ماست، زیرا مکانی عمومی است که باید ملاقات کنیم، برای حمام آفتاب گرفتن – ما ساحلی در این نزدیکی نداریم و گاهی اوقات حتی پارکی هم نداریم، بنابراین این ساحل، پارک ماست. فکر می کنم باید از فضاهای عمومی در سن پابلو بهتر استفاده کنیم. Minhocão اشغال فضای عمومی است و به نظر من عالی است. اما این نیز پیچیده است، زیرا افرادی هستند که در بالا ورزش می کنند، اما افرادی نیز در پایین تر از گرسنگی هستند.
فرانسیل سانتوس
سائوپائولو بسیار بزرگ است، از شمال تا جنوب. فضاهایی از این دست در نهایت به فضاهایی با تمرکز زیاد فرهنگ تبدیل می شوند. در اینجا می توانید همه چیز را پیدا کنید، همه چیز را انجام دهید. این یک قطب فرهنگی برای پائولستانوها است که به زندگی در جنگل های سنگی عادت کرده اند، همیشه کار می کنند، همیشه می دوند. اشغال این فضا در شهری با کمبود فضاهای عمومی یک فتح است. در طول همه‌گیری، برای مدت طولانی بسته بود و ما واقعاً به آن نیاز داشتیم.»
سندیرا کاروالیو و هوگو آزودو
سندیرا: «این حیاط خلوت ماست. ما هر هفته به اینجا می آییم. واقعاً این منطقه تفریحی ماست. می آییم ماه را ببینیم، صبحانه بخوریم، وقتی هوا خیلی گرم است با بطری آب دوش بگیریم. مهم این است که بدانید چگونه از آنچه دارید استفاده کنید. فقط ای کاش بی خانمان هایی که زیر پل پله می خوابند، همین شانس را داشتند که لذت ببرند.»
نحوه دوش گرفتن ساندیرا و هوگو با بطری های پلاستیکی با آب در راهرو مینهوکائو
کتسیا سیلز و تاتیان هنریکه
کتسیا: «اولین باری که به اینجا آمدم کمی احساس ناجوری کردم. تاتیان مرا به حمام آفتاب دعوت کرد و من به آفتاب گرفتن در ساحل عادت دارم. من اهل سالوادور هستم و سالوادور شهری با ساحل است. وقتی به اینجا رسیدم و همه را با بیکینی در حال آفتاب گرفتن و دیگران در حال نوشیدن مشروب دیدم، برای من فرصتی بود تا خورشید را کمی نزدیکتر احساس کنم. سائوپائولو سردتر از سالوادور است و همچنین هوا بسیار ابری و با آلودگی زیاد است. من عاشق خورشید هستم و اینجا می توانم کمی به آن نزدیک تر بمانم. به خاطر این احساس، اکنون اینجا را به عنوان ساحل خود می بینم.»
کتسیا و تاتیان در حال نشان دادن قیطان های خود.
تاتیان: "من یک بار در ساحل زندگی کردم و اینجا خیلی دلم برای آن تنگ شده بود. کاری که مردم در این شهر انجام می دهند چندان رایج نیست، افرادی که بیکینی دارند در حال آفتاب گرفتن هستند. وقتی شروع کردم به دیدن افرادی که به این شکل زندگی می کنند، از خودم پرسیدم، چرا باید جلوی خود را بگیرم؟ این چیزی است که به من احساس راحتی می کند. من با نگرانی منتظر سفری به ریودوژانیرو بودم تا آن نسیم تازه و برنزه‌ای شیک را دریافت کنم و سپس این مکان را اینجا پیدا کردم که به خانه من نزدیک‌تر است.»
تیاگو میراندا و ماریو میراندا (با لارا و مارگو)
تیاگو: «مینهوکائو برای ما مکانی برای گسترش است. ما عاشق رفتن به آنجا برای آفتاب گرفتن، انجام برخی ورزش ها و پیاده روی با سگ هایمان هستیم. جایی برای نفس کشیدن و لذت بردن است. رابطه پائولستانوس با بتن واقعا جالب است.»
جولیا بینوتی و لورا پارنته
لورا: "من خیلی دلم برای ساحل تنگ شده است – نزدیکتر شدن به طبیعت، تنفس هوای تازه، ورزش در هوای آزاد. از آنجایی که این مکان درست در مرکز شهر قرار دارد، در نهایت مکانی با دسترسی آسان است. من در نزدیکی زندگی می کنم، آن را دوست دارم.»
جولیا: «خوشحال است که به اینجا آمدم. اسکیت می‌زنی، حمام آفتاب می‌گیری، سپس کمی پیاده‌روی می‌کنی و آب نارگیل می‌نوشی. خوشبختانه چند پارک سبز جدید مانند آگوستا پارک افتتاح شده است، اما ما گزینه های زیادی نداریم.
گابریلا ریباس
"من دوست دارم اینجا بیایم تا در هوای آزاد باشم و با خورشید تماس داشته باشم. من در یک آپارتمان کوچک اینجا در مرکز زندگی می کنم. من برای استفاده از این فضا به اینجا آمده ام. اینجا جای امنی است. دوست دارم اینجا باشم و به افق نگاه کنم. با توجه به وسعت سائوپائولو، کمبود پارک های باز و مکان هایی برای لذت بردن وجود دارد.
جولیا آسنجو
"خورشید صبح به آپارتمان من می زند اما فقط تا ظهر. بنابراین در صورت امکان، به دنبال خورشید برای خواندن به اینجا می آیم. همون کاری که تو خونه انجام میدم من این مکان را بسیار مشخصه سائوپائولو یافتم، ترجمه ای عالی از مردمی که در اینجا زندگی می کنند، زیرا یافتن لحظات آرامش و شادی در چنین شهر بزرگی که همه چیز را در هم می شکند، بسیار دشوار است. این تضادی است که ارتباط زیادی با شهر دارد – مردمی که به این قطعه بتن عظیم می آیند که هیچ چیز بهشتی یا جذابی ندارد.»
کلبر رنه آلوز
«این اینجا یک نعمت است. برای یک یکشنبه، برای یک شنبه. ما میدان های زیادی نداریم، مکان های زیادی برای تمرین بدنی. ما فضای عمومی را اشغال می کنیم. Minhocão بخشی از این مجموعه به نام سائوپائولو است و ما این آزادی را داریم که آن را اشغال کنیم.

source

توسط artmisblog