خروج از حساب کاربری، آماده به کار…
سبک ارتباطی تهاجمی و مبارزه جویانه این کارآفرین، او را قربانی مسمومیت خودش کرد. در اینجا چیزی است که او یاد گرفت.
می توانستم آن را در چشمانش ببینم. او را در حد لرزیدن ترساندم. در آن زمان من اهمیتی نمی دادم. من عذرخواهی نکردم اما یک هفته پس از حادثه، احساس گناه ناشی از دردی که ایجاد کردم شروع شد و می دانستم که باید تغییراتی ایجاد شود.
این اولین باری نبود که سبک ارتباطی تهاجمی و جنگجویانه من یک رابطه را از بین می برد. این یک الگوی رفتاری سمی بود – الگویی که من برای شمارش آن را بارها تکرار می کردم – و بر زندگی من هم از نظر شخصی و هم از نظر حرفه ای تأثیر می گذاشت.
این فقط کلمات سمی نبود که از دهانم بیرون می زد، بلکه خشم و عصبانیت فروخورده ای که من منتشر کردم بسیار مشکل ساز بود. من همچنین از دستکاری برای پیچاندن کلمات دیگران و ایجاد احساس بد در آنها استفاده می کنم. خودشیفتگی کلاسیک در این لحظات در حال بازی بود و در حال افزایش بود.
مطالب مرتبط: چگونه کارآفرینان می توانند از فرهنگ کاری سمی اجتناب کنند
واقعیت؟ نمی‌توانستم آنچه را که به من می‌گفتند تحمل کنم، زیرا اگر بخواهم اعتراف کنم که او درست می‌گوید، هویت من را زیر سوال می‌برد. حقیقت این بود که من چه کسی بودم: ناامن. و این برای من مثل جهنم بود.
این یک نقطه عطف حیاتی بود – تجربه ای که من را مجبور کرد تا در مورد طرز فکرم فکر کنم. یا می‌توانم به این مسیر ویرانی و درد ادامه دهم و در عین حال به آزار دادن مردم ادامه دهم یا تعهد بزرگ‌تری برای تغییر شخصیتم و احساسم نسبت به خودم داشته باشم. دومی مرا به روابط شاد و سالمی که همیشه می خواستم هدایت می کرد.
مشکل این بود که مراحل را نمی دانستم. ارتباطات سالم تحت فشار چگونه به نظر می رسد؟ تنها چیزی که می دانستم این بود که از خشم و پرخاشگری استفاده کنم تا در یک بحث پیروز شوم و حق داشته باشم. زمان آن رسیده بود که این ویژگی های سمی را بیاموزیم.
مطالب مرتبط: 11 ویژگی بد شخصیتی که برای شما هزینه کسب می کند
در حالی که من قبلاً برای توسعه شخصی خود تلاش کرده بودم، به طور کامل متعهد به پرداختن به چالش رودررو نبودم. در آن زمان از سبک ارتباطی ناسالم خود آگاه بودم، اما علت اصلی آن را نمی دانستم. این به معنای حفاری کمی عمیق تر برای کشف این بود که دقیقاً چه چیزی باعث ایجاد این ویژگی های سمی شده است.
مکالماتی را که باعث واکنش ترس از رویدادهای گذشته ام شده بود، کشف کردم – سناریوهایی که باعث می شد توسط کسانی که بیشتر به آنها اهمیت می دادم آسیب ببینم. احساس من از "این به اندازه کافی خوب نیست" از لحظات کودکی ام بود. آنچه که باید آرام و یکنواخت باشد ، مرا در حالت دفاع کامل قرار داد که احساساتم را تغییر داد و پشتیبان من شد. به جای اینکه با همان خونسردی طرف مقابل پاسخ دهم، مثل یک کودک آسیب دیده یا یک نوجوان خواستار که به همه چیزهایی که می خواستند نمی رسید پاسخ دادم. ناپختگی در زمان های چالش برانگیز شیوه زندگی من بود.
مورد دوم مخصوصاً مشکل ساز بود زیرا آنچه باید یک گفتگوی سالم باشد به یک بحث داغ تبدیل شد و هیچ چیز حل نمی شد. تنش ها و پوسته های تخم مرغ بیشتر شد و روابط از بین رفت زیرا من غیرقابل دسترس شدم و ترس را به دیگران القا کردم. عدم معذرت خواهی من یک "تنبیه" برای دیگران بود – عمل من برای یک بار دیگر محافظت از خود. ناتوانی من در مسئولیت پذیری مانع از تغییر شکل من شد، که نقطه کور نهایی من بود.
هر یک از ما روش متفاوتی برای واکنش یا واکنش به رویدادها داریم که توسط عوامل متعددی شکل می‌گیرند. من متوجه شده ام که موارد زیر بیشترین تأثیر را در ارتباط با مشتریان من داشته است.
تغییر از یک واکنش ناخودآگاه به یک واکنش آگاهانه یک شبه اتفاق نمی افتد. من مجبور بودم در طول زمان به طور مداوم روی چیزهایی مانند مدیتیشن روزانه کار کنم، که مدت زمان آن را افزایش دادم و بیشترین تأثیر را پیدا کردم.
همچنین باید متوجه می‌شدم که همه تهدید نیستند و چرا اینطور است از طریق مربیگری، که به معنای باز کردن در مورد آنچه برای من رخ داده است. من شروع کردم به درک آنچه در گذشته برای من رخ داده است و باورهایی که به خاطر آن اتفاقات با خود داشتم. این لحظات آه ها پیشرفت هایی بود که من را تغییر داد.
مطالب مرتبط: چگونه یک حادثه کودکی انگیزه ناسالم او را برای موفقیت ایجاد کرد
در نتیجه این مداخلات، مجبور شدم تصدیق کنم و اعتراف کنم که دفعه بعد کاری که انجام می‌دادم خوب نبود. این باعث آسیب پذیری شد، که در آن زمان احساس می کردم یک ضعف بود. اما وقتی یاد گرفتم که واقعاً به من کمک می‌کند تا آنچه را که خودم و دیگران به آن نیاز داریم به دست آورم – ارتباط – باعث ایجاد یک تغییر عظیم شد.
در نهایت، خارج کردن الکل و مواد از زندگی من بسیار زیاد بود، زیرا سمیت هنوز در بدن من برای روزها وجود داشت و این باعث تحریک پذیری من می شد. آنها به افسردگی دامن زدند که اعتماد من را کاهش داد و عدم اعتماد واقعی به خودم چالش دیگری بود.
مطالب مرتبط: آنچه سفر احساسی این کارآفرین می تواند در مورد رشد و موفقیت به شما بیاموزد
وقتی با اعتماد به نفس بدانیم چه کسی هستیم، می توانیم سالم ارتباط برقرار کنیم. وقتی برای مالکیت خود تلاش می کنیم، کلماتی که به زبان می آوریم منعکس کننده این سردرگمی هستند، بنابراین سعی می کنیم دیگران را از افشای این حقیقت منع کنیم.
رهبری من از تلاش برای برقراری ارتباط به شرکت در مکالمات بسیار احساسی که زمانی من را به دعوا یا وثیقه وادار می کرد، تغییر کرد. من به طور فزاینده ای از احساسات درونم آگاه شدم و از طریق این آگاهی، توانستم احساساتم و نحوه واکنشم را بهتر مدیریت کنم.
یک استارت آپ 115 ساله؟ رهبران این تجارت خانوادگی به گذشته احترام می گذارند و برای آینده می سازند.
مدیران خود را برای برنده شدن در استعفای بزرگ به بزرگترین دارایی خود تبدیل کنید
"مثل دارو بود": چگونه مرغ داغ دیو در یک پارکینگ هالیوود شرقی تبدیل به یک فرقه شد
این آلوم گلدمن ساکس اپلیکیشنی را راه‌اندازی کرد که به جوانان کمک می‌کند تا امور مالی و مراقبت‌های بهداشتی خود را مدیریت کنند (و میلیون‌ها دلار برای انجام آن جمع‌آوری می‌کند)
یکی از ثروتمندترین زنان آمریکا سرمایه گذاران خود را به صفر رساند. در اینجا آمده است که چگونه پیج مایکوسکی، بنیانگذار کشور هوانورد این کار را انجام داد.
4 استراتژی با پشتوانه کارشناسان برای بهبود مهارت های ارتباطی شما
این زوج در پاکستان از ازدواج های تعیین شده فرار کردند. اکنون آنها یک برند کفش بروکلین 14 میلیون دلاری دارند.
کارکنان Entrepreneur Media, Inc.
تانک آیتکین
RL آدامز
مشترک شدن در خبرنامه ما
آخرین اخبار، مقالات و منابع ارسال شده به صندوق ورودی شما.
من درک می کنم که داده هایی که ارائه می کنم برای ارائه محصولات و/یا خدمات و ارتباطات فوق شرح داده شده در ارتباط با آنها استفاده خواهد شد.
برای اطلاعات بیشتر سیاست حفظ حریم خصوصی ما را بخوانید.
حق چاپ © 2022 Entrepreneur Media, Inc. کلیه حقوق محفوظ است.

Entrepreneur® و علائم مرتبط با آن علائم تجاری ثبت شده Entrepreneur Media Inc هستند.
پیوند با موفقیت کپی شد

source

توسط artmisblog