ایلان ماسک می‌گوید دیگر نمی‌خواهد توییتر را بخرد – اما پلتفرم رسانه‌های اجتماعی دنیا را تغییر داده، ما را به خنده انداخته و ما را عصبانی کرده است. به برخی از لحظات برجسته آن نگاه می کنیم
در ماه آوریل، زمانی که ایلان ماسک برنامه‌های خود را برای خرید توییتر اعلام کرد، کاربران این پلتفرم بلافاصله به دو دسته تقسیم شدند: آنهایی که فکر می‌کردند ماسک توییتر را خراب می‌کند و آن‌هایی که می‌دانستند که قبلاً بسیار وحشتناک بود. اکنون که ماسک گفته است که از معامله کنار می‌رود، گروه سومی شکایت می‌کنند که بدون تزریق اختالل به سبک ماسک، پلتفرم محکوم به بی‌ربط بودن است.
همه نیاز به آرامش دارند. در حالی که توییتر در حال حاضر عمدتاً به عنوان ظرفی برای عصبانی ترین مردم جهان عمل می کند که کمترین استدلال های خود را در تمام ساعات شبانه روز بر سر یکدیگر فریاد می زنند، هنوز هم می تواند نیروی خوبی باشد. توییتر از زمان پیدایش خود ثابت کرده است که در دو چیز کلیدی درخشان است: تسریع تغییرات اجتماعی و روشن کردن اعماق حماقت بشر. در اینجا 10 لحظه برجسته از تاریخ توییتر آورده شده است.
در 2 مارس 2014، در طی مراسم اسکار، مجری برنامه، الن دی جنرس، در میان A-listers جمع شده رفت و خواستار سلفی گروهی شد. دی جنرس بلافاصله عکس به دست آمده را توییت کرد که به سرعت به پربازدیدترین عکس در تاریخ تبدیل شد. سلفی متعاقباً به رتبه پنجم سقوط کرد (پس از اعلام مرگ چادویک بوزمن، دو توییت توسط یک میلیاردر ژاپنی که به دنبال تقدیم ثروت خود بود و مردی که تلاش می‌کرد تا یک سال ناگت مرغ را به دست آورد). بر اساس استانداردهای عکاسی، سلفی غیرقابل بخشش است – آنجلینا جولی با دست خودش پنهان شده است، جرد لتو به سختی در کادر قرار دارد و همه چندین میلیون مایل دورتر از بهترین حالت خود به نظر می رسند – اما در نگاه به گذشته همه اینها بخشی از جذابیت آن است.
وقتی در سال 2017 جریانی از زنان هاروی واینستین را به آزار جنسی و تجاوز متهم کردند، توییتر به سرعت متحد شد. داستان‌های مربوط به واینستین بی‌رحمانه و شنیدن آن‌ها دشوار بود، اما آنها الهام‌بخش سیل زنان از هر طبقه‌ای بودند تا تجربیات خود را به اشتراک بگذارند. تارانا برک، فعال، اصطلاح Me Too را رسماً ایجاد کرد و از سال 2006 از آن استفاده می کرد. اما وقتی بازیگر آلیسا میلانو در پی سقوط واینستین آن را توییت کرد، آن را فرا گرفت. #MeToo واقعاً می تواند ادعا کند که همه چیز را برای بهتر شدن تغییر داده است. رسانه‌های اجتماعی به دلایل بی‌شماری اختراع وحشتناکی هستند، اما با نشان دادن قدرت صدای مردم عادی، ثابت کرد که کاملاً بد نیست.
در سال 2017، با کامل ترین خلاصه گفتمان آنلاین مواجه شدیم. زن و مردی در خیابان راه می روند. زن دیگری از جلو می گذرد. مرد که موقتاً خود را فراموش می کند، برمی گردد و این غریبه سکسی جدید را بررسی می کند، در حالی که همراهش با عصبانیت ناباورانه به او خیره شده است. خود تصویر از مجموعه‌ای است که در سال 2015 توسط آنتونیو گیلم در کاتالونیا عکاسی شده بود (در ترکیب آنها داستانی درباره خیانت به شیوه‌ای سرگرم‌کننده و بازیگوش ایجاد می‌کنند)، اما این مهم نیست. اینترنت به این تصویر معنای قطعی خود را داده است که حواس پرتی بی دلیل است. ما روی افراد مشهور وسواس داریم در حالی که تغییرات آب و هوایی را فراموش می کنیم. ما باید تمرکز خود را روی سیاست بگذاریم، اما در عوض در مورد آنلاین غرغر می کنیم. خشم در چهره زن چیزی است که ما باید احساس کنیم. شاخی در چهره مرد این است که ما واقعاً هستیم. این سوپرایگو و شناسه است. این همه انسانیت در یک شات است. کامل است.
Black Lives Matter در سال 2013 آغاز شد، به عنوان یک هشتگ که با تبرئه جورج زیمرمن از قتل درجه دوم تریون مارتین 17 ساله مورد توجه قرار گرفت. با این حال، این جنبش در ماه مه 2020، زمانی که فیلم ویدئویی از یک افسر پلیس مینیاپولیس که روی گردن یک مرد سیاه‌پوست زانو زده بود، منتشر شد تا زمانی که مرد. ویدئوی قتل جورج فلوید فوراً در سراسر جهان به اشتراک گذاشته شد و سه روز بعد هشتگ #BlackLivesMatter 8.8 میلیون بار در مدت 24 ساعت استفاده شد. چنان طوفان خشم بود که تظاهرات در دنیای واقعی هزاران نفر را در ایالات متحده به دنبال داشت و صدها نفر دیگر در سطح بین المللی روی داد. اگر می خواهید قدرت یک هشتگ را ببینید، اینجاست که باید نگاه کنید.
باید دید که آیا دونالد ترامپ یک اتفاق عجیب در تاریخ آمریکا بود یا پیشگویی تاریک از اتفاقات بدتر در آینده، اما نمی توان انکار کرد که او در توییتر شهرت خود را به دست آورد. سال‌ها قبل از نامزدی ریاست‌جمهوری‌اش، او از توییتر به همان شیوه‌ای استفاده می‌کرد که دیگران از آن استفاده می‌کنند: با انجام یک سری واکنش‌های تند انقباض در مورد چیزهایی که اطلاعات کمی در مورد آنها داشت. هنگامی که او رئیس جمهور شد، حملات او بلندتر و خشونت آمیزتر شد، تا جایی که توییتر مجبور شد برای بررسی واقعی ترین ادعاهایش توضیحات درون توییتی ابداع کند. در نهایت اتفاقات 6 ژانویه 2021 برای او مفید بود. ترامپ به دلیل ساختن ویدئویی که در آن به گروهی از افرادی که دقیقاً در آن لحظه تلاش می‌کردند یک کودتای شورشی انجام دهند، گفت: «ما شما را دوست داریم، شما بسیار خاص هستید» ممنوع شد. خبر خوب این است که دونالد ترامپ دیگر در توییتر نیست.
با نگاهی به گذشته، به نظر می رسد این لباس یکی از آن لحظاتی است که بشریت به طور همزمان ذهن خود را از دست داده است. تاریخچه این توییت این است: در سال 2015، زنی به نام سیسیلیا بلیزدیل به دهکده خرید تخفیف دار Cheshire Oaks رفت و از لباسی که دوست داشت عکس گرفت و برای دخترش فرستاد. با این حال، مادر و دختر در مورد رنگ آن اختلاف نظر داشتند: یکی گفت آبی و مشکی است، دیگری گفت سفید و طلایی است. سپس دختر آن را در فیس بوک به اشتراک گذاشت، به عنوان بخشی از یک نظرسنجی سریع برای اینکه ببیند حق با چه کسی است. اما وقتی این لباس به توییتر جهش کرد، همه چیز منفجر شد. به شیوه ای بسیار توییتری، مردم به سرعت در مورد رنگ لباس تصمیم گرفتند، قبل از اینکه اعلام کنند هر کسی که با آنها مخالف است یک احمق منفور است. در عرض یک هفته، این لباس حدود 10 میلیون بار توییت شد و دانشمندان علوم اعصاب شروع به بررسی دلیل برداشت‌های متفاوت همه کردند. با این حال، حداقل معضل یک پاسخ قطعی دارد. Roman Originals که این لباس را فروخت، آن را به رنگ آبی سلطنتی درج کرد. به این ترتیب، هر کسی که فکر می کند سفید و طلایی است می تواند آن را بمکد.
با شروع سال 2010، یک سری اعتراضات سراسر جهان عرب را در بر گرفت، زیرا هزاران شهروند ناامید از فساد سیاسی و رکود مالی در تلاش برای سرنگونی دولت های خود به خیابان ها آمدند. معترضان متوجه شدند که از فیس بوک و توییتر برای هماهنگ کردن اعتراضات خود و تقویت آرمان خود در سراسر جهان استفاده می کنند. به طرز هیجان انگیزی کار کرد. رهبران تونس، مصر، یمن و لیبی با تظاهرات اخراج شدند. با خلاص شدن از شر معمر قذافی، بهار عربی به چیزی دست یافت که غرب دهه‌ها را بی‌ثمر در آرزوی آن سپری کرد. میراث قیام ها ممکن است پیچیده باشد، اما این لحظه ای بود که جهان با پتانسیل توییتر بیدار شد.
بسیاری از ما که برای مدت طولانی در توییتر بوده‌ایم موافقیم که تکرار روح آزادانه روزهای اولیه آن بسیار دشوار است. در طول سال‌ها، این پلتفرم به فضایی تبدیل شده است که در آن افراد (و بدتر از آن، برندها) می‌توانند شبانه‌روز از همین موضوع شکایت کنند. اما گاهی اوقات خبری به قدری غیرمنتظره و کاملاً غیرقابل مقاومت وجود دارد که بهترین را در همه به نمایش می گذارد. مثال کامل، ادعای مایکل اشکرافت، در کتابش مرا دیو صدا کن، مبنی بر اینکه دیوید کامرون ، نخست‌وزیر سابق، در زمانی که در دانشگاه بود، "بخش خصوصی آناتومی خود را" به عنوان بخشی از یک خوک مرده در دهان خوک مرده قرار داد. مراسم آغاز تصورش کن. تصور کنید همه افراد روی زمین به طور همزمان این را یاد می‌گیرند و می‌توانند آن‌ها را در معرض دید عموم قرار دهند. صبح کریسمس توییتر.
در سال 2016، شورای تحقیقات محیط زیست طبیعی بریتانیا می خواست یک کشتی تحقیقاتی علمی قطبی جدید 200 میلیون پوندی را نامگذاری کند و فکر کرد که ممکن است از اینترنت بخواهیم این نام را انتخاب کند، جالب باشد. به طور سنتی، کشتی‌هایی مانند این نام‌های گسترده‌ای دارند که خاطرات امپراتوری را تداعی می‌کند. با این حال، جیمز هند، مجری رادیو بی‌بی‌سی جرسی تصمیم گرفت «Boaty McBoatface» را به عنوان یک گزینه ارسال کند و پس از انتشار این نام در توییتر، این همان چیزی بود که همه انتخاب کردند. NERC در ابتدا سعی کرد رای عمومی را کم اهمیت جلوه دهد، اما مردم تحت تاثیر قرار نگرفتند. این همان چیزی است که آنها برداشتند و به خدا قایقی را باید اینگونه نامید. و به این ترتیب مصالحه ای حاصل شد که به موجب آن یک زیردریایی روباتیک مستقل به جای کشتی تحقیقاتی، Boaty McBoatface نامیده شد. درس روشن بود: هرگز، هرگز اجازه ندهید مردم درباره چیزی تصمیم بگیرند. متأسفانه این درسی بود که تا پس از برگزیت هیچ کس واقعاً آن را درک نکرد.

source

توسط artmisblog