اگر ترامپ به کسی در خیابان پنجم تیراندازی کند، همانطور که یک بار به شوخی گفته بود که می تواند، آیا همه آن دادستان ها هنوز برای متهم کردن او تلاش می کنند؟
دونالد ترامپ به شوخی معروفی گفت که او آنقدر در بین هوادارانش محبوب است که می تواند به معنای واقعی کلمه از قتل فرار کند.
او در حالی که در سال 2016 در حال کمپین انتخاباتی در آیووا بود، می بالید : «من می توانستم وسط خیابان پنجم بایستم و به کسی شلیک کنم و هیچ رأی دهنده ای را از دست ندهم.
به رای دهندگان اهمیت نده. در اینجا، 18 ماه پس از ریاست جمهوری او، به شواهد روشنی خیره شده ایم که نشان می دهد ترامپ یک توطئه جنایتکارانه را برای مداخله در انتخابات 2020 و وظایف قانون اساسی کنگره رهبری کرده است. او عمداً گروهی خشن را که می‌دانست مسلح بودند برای کودتا در کاپیتول هیل تحریک کرد.
او از مخالفت وکلای خود با طرح‌های بی‌شمارش می‌دانست که قانون را زیر پا می‌گذارد.
اما وزارت دادگستری ایالات متحده ظاهراً تازه شروع به درگیر شدن با بحث در مورد اینکه آیا آنها حتی می توانند از رئیس جمهور سابق تحقیق کنند یا خیر، شده است.
شما باید تعجب کنید: اگر ترامپ به کسی در خیابان پنجم تیراندازی کرد، آیا همه آن دادستان ها هنوز با این سوال دست و پنجه نرم می کردند که آیا می توانند یا باید او را متهم کنند؟
اگر فکر می‌کنید این سؤال مسخره‌ای است، باید از خود بپرسید که مرز برای پیگرد قانونی به جز قتل کجا کشیده می‌شود. شورشیان با میله فلزی سر یک افسر پلیس را کتک زدند: آیا این به عنوان تلاش برای قتل به حساب نمی آید؟
آنچه ما قبلاً از جلسات استماع سه شنبه مجلس نمایندگان درباره قیام 6 ژانویه می دانیم این است که مشارکت ترامپ در حمله به کنگره بسیار مهم و عمدی بوده است. مستقیماً به خشونت منجر شد. نزدیک ترین دستیاران ترامپ معتقد بودند رفتار او بی پروا، بی اساس و غیرقانونی است.
اما ما در آن زمان به نوعی این را می دانستیم، زیرا او همه چیز را روی صحنه و شبکه های اجتماعی گفت. بدخواهان پسران مغرور و نگهبانان سوگند باید به نحوی متوجه این موضوع می شدند، و این بدان معنا بود که همه چیز در فضای باز اتفاق می افتاد. اما این باعث نمی شود که از جنایت کمتری برخوردار شود.
چیزی که در اینجا داریم نه یک تفنگ دود کننده بلکه یک جهنم سوزان است که قبلاً یک اسلحه خانه بوده است.
جهنم، رئیس جمهور سابق ظاهراً هنوز در تلاش است تا شاهدان را دستکاری کند تا مانع از آن شود که رفتار آشکارا جنایتکارانه او را زیر پا بگذارند.
برای اینکه بدانید معیار محکومیت کیفری فراتر از شک منطقی است، لازم نیست که یک دادستان فدرال باشید.
آیا منطقی است فکر کنیم که دونالد ترامپ تأثیرات تحریک یک اوباش مسلح را برای شرکت در تظاهراتی که وعده داده بود وحشیانه خواهد بود را درک کرده است؟
آیا منطقی است که فکر کنیم تحریک او عمدی بوده است، درست پس از یک جلسه بدون حاشیه در وست وینگ در مورد براندازی انتخاباتی که به تازگی شکست خورده بود؟
آیا منطقی است فکر کنیم که خشونت و مداخله در انتخابات ممکن است پس از آن که او از اوباش خواست تا در کنار او به ساختمان کنگره بروند؟
بدیهی است که فراتر از شک منطقی است. و مطمئناً ارزش آن را دارد که به یک هیئت منصفه سپرده شود تا خودشان تصمیم بگیرند.
حرف من را قبول نکن بر اساس نظرسنجی جدید پولیتیکو/مورنینگ کانسلت ، 69 درصد از آمریکایی ها فکر می کنند که ترامپ مسئولیت حمله به پلیس در ساختمان کنگره را بر عهده دارد.
حتی براد پارسکیل، مدیر کمپین انتخاباتی ترامپ، معتقد بود که دست ترامپ خون است.
چیزی که معقول نیست موقعیت فعلی دادگستری است. اصلاً مشخص نیست که چرا یک رئیس جمهور سابق، که اکنون یک شهروند خصوصی است، در نوعی حباب محافظ زندگی می کند که از تحقیقات جنایی و اتهامات جلوگیری می کند.
به گفته نیویورک تایمز ، وزارت دادگستری تنها به دلیل شهادت اخیر کسیدی هاچینسون، دستیار سابق رئیس دفتر ترامپ، مارک میدوز، به «بحث مستقیم‌تر درباره موضوع آقای ترامپ» وادار شد.
این یک چرخش شگفت انگیز از حوادث است. موضوع آقای ترامپ باید یک بحث جذاب در دالان قدرت دادستانی باشد.
تا به حال، آن‌ها در رویکردی «از پایین به بالا» غوطه‌ور بوده‌اند که آن‌ها را به دام انداختن مجرمان سطح پایین‌تر قبل از رفتن به سطوح بالاتر، مدتی در دولت ران دیسانتیس می‌نامند.
احتمالاً این استراتژی حقوقی فوق‌العاده با تلاش‌های طولانی‌مدت کشور برای مبارزه با جرایم سازمان‌یافته یا کارتل‌های مواد مخدر همخوانی ندارد. در غیر این صورت فروشندگان خیابانی و رانندگان فرار را تا آخر زمان زندانی می کردند.
مریک گارلند، دادستان کل اصرار دارد که وزارت دادگستری در مورد جنایات تحقیق کند، نه افراد. یک اصطلاح قانونی برای این استدلال، در زمینه توطئه برای ارتکاب جرایم جدی وجود دارد. تقریباً به فضولات گاوهای نر می رسد.
وزارت دادگستری قبلاً تصمیم گرفته بود که نمی تواند رئیس جمهور فعلی را تحت پیگرد قانونی قرار دهد – نه به دلایل قانونی بلکه به دلایل منطقی. در مقطعی، رئیس‌جمهور می‌تواند برای متوقف کردن پیگرد قانونی خود مداخله کند تا هر پرونده در نهایت به هم بخورد.
اما در مورد ترامپ اینطور نیست. رؤسای جمهور گذشته وزارت دادگستری را اداره نمی کنند. آنها از حمایت های قانون اساسی فراتر از حمایت های هیچ شهروندی برخوردار نیستند.
ممکن است بپذیرید که هیچ بخش قضایی نمی‌خواهد تحقیقات سیاسی را دنبال کند. اما این یک تصمیم سیاسی است نه قانونی.
رفتار ترامپ پس از انتخابات – تحت فشار قرار دادن مقامات انتخابات ایالتی برای یافتن آرای تقلبی، توطئه برای سازماندهی انتخاب کنندگان جعلی ایالتی، تحریک یک اوباش خشن برای هجوم به کاپیتول – بسیار فاحش و آشکار است که فراتر از محدوده رفتار سیاسی عادی است.
اگر وزارت دادگستری فعلی نتواند آن را درک کند – اگر نتواند بفهمد که اعمال مجرمانه چگونه تعریف می شوند و شک منطقی چگونه به نظر می رسد – دلیلی برای وجود ندارد.
تمام هدف آن اجرای قوانین است و در این مورد قوانین برای حمایت از دموکراسی طراحی شده اند.
این یک تماس سخت نیست. و نباید به کمیته ای کنگره نیاز باشد تا آنها را از خواب مقدس خود خارج کند.
تقریباً یک قرن پیش، در روز ولنتاین سال 1929، یک قتل عام اوباش در شیکاگو توسط یک باند مسلح به مسلسل صورت گرفت که وانمود می کردند به عنوان افسر پلیس خدمت می کنند. رهبر آنها در فلوریدا، جایی که برخی از مغز متفکران جنایتکار دوست دارند اوقات فراغت خود را بگذرانند، در حال آفتاب گرفتن بود.
آل کاپون به دلیل دست داشتن در قتل عام روز ولنتاین تحت پیگرد قانونی قرار نگرفت و به زندان افتاد. او به دلیل امتناع از احضاریه برای حضور در برابر هیئت منصفه به دلیل فرار مالیاتی به زندان افتاد.
در روزهای اولیه اجرای قانون، آنها می توانستند اهمیت تحقیق در مورد جنایات و افراد را ببینند.
فقط یک اصل مهمتر از رویکرد بلندمرتبه دادستان کل به قداست قدرت دادستانی است. اسمش دفاع از دموکراسی است.
اگر او نمی خواهد قوانینی را که از جمهوریت محافظت می کند، رعایت کند، باید کنار برود و بگذارد شخص دیگری این کار را انجام دهد.
ریچارد ولف، ستون نویس گاردین ایالات متحده است

source

توسط artmisblog