انتخابات رهبری حزبی را آشکار می کند که برای هیچ چیز خسته کننده ای مثل خوداندیشی وقت ندارد
دور اول رقابت رهبری محافظه‌کاران هیچ نتیجه‌ای نداشت، اگرچه جرمی هانت یا ندیم زهاوی که هر دو اکنون حذف شده‌اند، چنین چیزی را نخواهند دید . اما یک مهمانی را بدون نقشه، بدون قطب نما و در مکانی ناآشنا نشان می داد. مهم‌تر از همه، این نشان می‌دهد که حزبی یک هفته پس از برکناری بوریس جانسون، تحلیل مشترکی در مورد اینکه چرا اینجاست، ندارد.
نتایج نشان می دهد که نخست وزیر بعدی احتمالاً ریشی سوناک یا سومین رهبر زن بریتانیا (و حزب محافظه کار) خواهد بود. باید مشخص شود که آیا پنی موردانت یا لیز تراس به مرحله نهایی خواهند رفت و آیا سوناک این کار را انجام خواهد داد. همچنین به نظر می رسد که Suella Braverman و Tom Tugendhat در دور بعدی در روز پنجشنبه کنار کشیده یا حذف شوند.
اما این چرخی از آتش است و حزب محافظه‌کار مانند شاه لیر به آن متصل است. به طور معمول در سیاست بریتانیا – اگر دیگر "به طور معمول" وجود داشته باشد – آسیب های ناشی از برکناری جانسون حداقل تقریبی از بحث های داخلی را تضمین می کند که در آن حزب محکوم شده به طور ناقص با شکست های خود درگیر می شود در حالی که یک رهبر جدید ظهور می کند.
یکی از جالب‌ترین چیزها در مورد واکنش محافظه‌کاران به برکناری جانسون این است که اصلاً این اتفاق نمی‌افتد. تقریباً هیچ کس دعوت به تأمل نکرده است. و در هفته ای که جانسون سرنگون شد، هیچ اتفاقی نیفتاده است. در عوض، حزب محافظه کار در حالت مرغ بدون سر است. وست مینستر محل دسیسه و شایعه است. حزب محافظه کار در این کشور صبر خود را از دست داده است و به نظر می رسد که طرفدار پاکسازی است. در هر صورت، این حزبی است که به خودی خود مصرف می کند و تقریباً نسبت به وضعیت واقعی کشور کور است.
این وسواس در وست مینستر و در میان اعضای محافظه کار اشکال مختلفی دارد. در میان نمایندگان مجلس، چاقوها از بین رفته است، رقابت ها در حال تجدید است، امتیازات تسویه شده است. گودال مار است و بدتر خواهد شد. در میان اعضا، تا حدی به همین دلیل، حال و هوای این است: طاعون بر همه خانه هایشان. نظرسنجی YouGov آنها را در خلق و خوی خالصانه نشان می دهد. آنها خواهان جدایی کامل از سال های جانسون هستند که وزیران، دشمنان و تشویق کنندگان او را به طور یکسان از دست می دهد. در عوض، اعضا می‌خواهند که Mordaunt کار را به دست بگیرد.
وجه مشترک آنها این است که هر دو به درون نگاه می کنند. دلایل زیادی وجود دارد. یکی اینکه این عصر رسانه های اجتماعی است. هر چیزی که می تواند سریع اتفاق بیفتد به سرعت اتفاق می افتد. هیچ زمانی برای هیچ حرکت آهسته خسته کننده ای مانند تحلیل و تأمل، مشاوره یا برنامه ریزی وجود ندارد. در عوض، همه برای خودشان هستند، دست به دست، به رای رأی می دهند.
دلیل دیگر این است که حزب محافظه کار وسواس خاصی دارد، تا حدی که با سایر احزاب مشترک نیست، چه کسی بالا و چه کسی پایین است. نظرسنجی‌های محبوبیت وزرا توسط ConservativeHome که بسیار گزارش شده است، هم نشانه و هم دلیلی برای تلقی سیاست به‌عنوان یک نبرد بین‌فردی است. این کمک می کند تا سیاستمداران محافظه کار به شکلی که اغلب در جاهای دیگر نمی بینید، جاه طلب باشند. به جانسون – یا زاهاوی، تراس و گرانت شاپس نگاه کنید. اعضا ممکن است هیچ یک از آنها را دوست نداشته باشند، اما معتقدند رهبری می تواند تحول آفرین باشد. رای نظرسنجی YouGov برای مردونت خارجی نشان دهنده این موضوع است.
دلیل سوم این است که سیاست محافظه‌کاران واقعاً درباره فلسفه، سیاست یا حتی نمایندگی منافع نیست. درعوض، بیشتر به نگرش ها مربوط می شود. برکسیت هم علت و هم پیامد این امر است. برگزیت آنقدر یک سیاست نیست که یک نگرش است. آنچه برای طرفداران برگزیت مهم است، شش سال بعد و تقریباً هیچ کس به طور جدی تلاشی برای تغییر این تصمیم ندارد (اگرچه SNP می خواهد از آن جدا شود)، خروج از اتحادیه اروپا است، نه روابط با آن.
بنابراین بحث در مورد آن روابط به بحث در مورد دکترین تبدیل می شود. لرد فراست و جیکوب ریس موگ علاقه ای به همکاری با اتحادیه اروپا برای حل مشکلات ندارند. آنها علاقه مند به عدم همکاری با اتحادیه اروپا هستند. مشکلات و راه حل ها کاملاً فرعی هستند. این زیربنای قدرت بالقوه روایت خیانت است که جانسون در تلاش است در مورد اخراج خود ایجاد کند.
این سیاست مبتنی بر ایمان به موضوعات دیگر نیز کشیده می شود. کاهش مالیات در حال حاضر نمونه اصلی است. نامزدهای رهبری در حال سقوط بر روی یکدیگر هستند تا وعده کاهش دهند. آنها این کار را به این دلیل انجام نمی دهند که می توانند توضیح دهند که چگونه کاهش مالیات مشکلات واقعی اقتصادی و اجتماعی بریتانیا را حل می کند (نمی توانند، هرچند تعداد کمی تلاش خواهند کرد)، بلکه به این دلیل است که به کاهش مالیات اعتقاد دارند. عواقب در اینجا دوباره در درجه دوم ایدئولوژی قرار دارد.
یک حزب منطقی تر از خود سؤالات کاملاً متفاوتی می پرسد. ممکن است این سوال مطرح شود که آیا و چگونه حزب می‌تواند ائتلاف فرهنگی و طبقاتی را که جانسون در سال‌های 2016 و 2019 به دست آورد، حفظ کند. برگزیت در قلب این پیروزی‌ها بود، اما پیام شکست‌های انتخاباتی ژوئن این بود که چیزهای دیگر اکنون مهم‌تر هستند. .
یک حزب منطقی تر ممکن است سعی کند نوع استراتژی را ترسیم کند که ترزا می و نیک تیموتی پس از سال 2016 با تمرکز بر "فقط در مورد مدیریت" و استدلال جسورانه خود که در مانیفست 2017 تجسم یافته بود، این که دولت "می تواند و باید". نیروی خوبی باشد». جانسون به روشی کاملاً سولیپس گرایانه خود به نسخه ای از این اعتقاد داشت. بنابراین، به نظر می رسد، سوناک، توگندات و شاید موردانت، هر چند در درجات مختلف. اما همه آنها بیش از حد محتاط هستند که آن را پلت فرم خود قرار دهند.
با این حال اگر این کار را بکنند ممکن است پاداش بگیرند. این یک امر عادی شده است که فرض کنیم اعضای حزب محافظه کار همیشه ایدئولوژیک تر و راستگراتر از حزب پارلمانی هستند. بیشتر نبرد میان نمایندگان بر این فرض استوار است که چنین است، و به این دیدگاه خلاصه می شود که تراس در صورت حضور در دو مرحله پایانی پیروز خواهد شد.
با این حال شواهد قطعی نیستند. این عضویت جانسون را به جای هانت در سال 2019 انتخاب کرد. اما عضو قبلی دیوید کامرون را به جای دیوید دیویس در سال 2005 با اختلاف مشابه انتخاب کرد. اعضا احمق نیستند. آنها می توانند نوشته های روی دیوار را از انتخابات دور دوم ببینند. آنها فکر می کردند که جانسون باید برود. آنها کمتر متعهد به خلوص اعتقادی هستند تا حفظ حزب در قدرت. آنها Mordaunt را وسیله ای بی آلایش و بدون خطر برای رسیدن به این هدف می دانند. آنها با او راحت هستند. اگرچه این نیز نشان می دهد که آنها مستعد تفکر جادویی هستند. تا این هفته، موردانت کمتر از استفن کراب برای عموم شناخته شده بود و کمتر از گاوین ویلیامسون محبوبیت داشت.
با این وجود، انتخاب او باعث می شد که اعضا یک رهبر آزمایش نشده را بر کل حزب پارلمانی و کشور تحمیل کنند. این یک زلزله محافظه‌کاران است که در انگلستان ساخته شده است. سیاست معمولی محافظه‌کاران حتی عجیب‌تر شده است.
مارتین کتل یکی از سردبیران و ستون نویسان گاردین است

source

توسط artmisblog