به عنوان کسی که بوریس را به خوبی می شناخت، می توانم بگویم تصویر تام هالند از الیگارشی که از پوتین فرار کرده است دقیق و درخشان است.
تهاجم روسیه به اوکراین، ولادیمیر پوتین را از وضعیت یک خودکامه سطح متوسط منطقه ای به پانتئون شروران تمام دوران ارتقا داد . همراه با او، کسانی که به تکامل شخصی او کمک کردند، واجد شرایط بررسی دقیق تاریخی می شوند. به این اشتباه غیرقابل انکار غرب جمعی مبنی بر جدی نگرفتن پوتین برای مدت طولانی را اضافه کنید، و این باعث می شود که صدای تنهای که می تواند بگوید "من به شما گفته بودم" – اگر امروز زنده بود – به عنوان قهرمانی شایسته تبدیل شود. یک درام عالی که می تواند باشد.
بوریس برزوفسکی ، یک اعجوبه ریاضی که تبدیل به الیگارشی فاسد شده است، به عنوان مربی و هدایت یک پوتین بی ادعا به سمت ریاست جمهوری روسیه می شود، اما زمانی که مخلوقش شروع به اعمال کنترل های توتالیتر کرد، برای نجات جان خود به لندن فرار کرد. بحث بین الیگارش و دیکتاتور در مورد دیدگاه های متضاد آنها در مورد آنچه برای روسیه خوب است، هسته اصلی نمایشنامه جدید پیتر مورگان در تئاتر آلمیدا است – از این رو عنوان، میهن پرستان. تماشای پوتین در حال نجات روسیه از دست بوریس، و نجات بوریس از دست پوتین، یک بیننده غربی ممکن است آن را بی‌معنا بداند: البته، این باید دولتی از سوی مردم و برای مردم باشد. اما در روسیه، این کار نمی کند. بوریس اعلام می کند که مردم صدایی ندارند، تنها انتخاب بارون های دزد جدید در مقابل یک مستبد است – و تماشاگران را به نمونه مگنا کارتا ارجاع می دهد.
به عنوان یکی از نزدیکان بوریس به مدت نزدیک به دو دهه، می توانم شهادت دهم که تصویر او توسط تام هالندر دقیق و درخشان است – از کچلی متمایز او گرفته تا روش سریع گفتار و ادغام ایده آلیسم راپسودیک با عمل گرایی بدبینانه در شیوه عملکرد او. . انتقال او از پادشاهی قدرتمند در کرملین به خانه های شکست خورده و تحقیر شده در لندن به همان اندازه متقاعد کننده به تصویر کشیده شده است که به واقعیت ها وفادار است. دوگانگی پرشور شخصیت او، جنجال هیجان انگیز ظهور و سقوط او مرا به یاد شخصیت پردازی پیشگویانه بوریس می اندازد که از جورج سوروس شنیدم: گتسبی بزرگ مسکو.
پوتین در اجرای دلهره آور ویل کین نیز به همین ترتیب بی عیب و نقص است. دگردیسی او از یک کارمند دولتی فروتن و مطیع به یک مستبد پولادین در لحظه ای که متوجه می شود دیگر مجبور نیست به کسی پاسخ دهد، فوراً در راه رفتن و رفتار سفت و سخت او منعکس می شود – زبان بدن l'état, c'est moi . آن‌هایی از ما که مانند بوریس از امنیت نسبی لندن تماشا می‌کردیم که چگونه پوتین وایمار روسیه یلتسین را به یک دولت پلیسی تبدیل کرد، هنوز نمی‌توانیم درک کنیم که چگونه ارتشی از سیاست‌گذاران غربی می‌توانند آن سیگنال‌های اولیه را از دست بدهند.
دو شخصیت فرعی که در پیروزی پوتین و سقوط بوریس نقش داشتند، رومن «بچه» مهربان آبراموویچ (با بازی لوک تالون) و الیزابت گلاستر قاضی باشکوه انگلیسی (آئویف هیندز) هستند. اگر اتفاقات روز آخر در دنیای واقعی نبود، اعمال آنها در محدوده طرح کاملاً معقول به نظر می رسید، که تماشاگران نمی توانند با آنچه روی صحنه می بینند مطابقت نداشته باشند. اگرچه از نظر اخلاقی مشکوک است، اما تصمیم عقلانی رومن برای تغییر وفاداری و همراهی با پوتین در برابر نیکوکار سابقش کاملاً منطقی است، به ویژه پس از اینکه او تأیید قاضی را در فیلم برزوفسکی علیه آبراموویچ دریافت کرد. اگر میلیاردها دلار این بچه به دلیل تحریم های اعمال شده توسط غرب بیدار به مجازات نزدیکی او با پوتین در خطر نبود. به همین ترتیب، نابینایی عمدی گلاستر از اینکه آبراموویچ جانشین پوتین است، با پوتین که اکنون لندن را با حمله هسته‌ای تهدید می‌کند، در نگاه به گذشته، یافته‌ای نسنجیده به نظر می‌رسد. با تمام احترام.
تنها شخصیتی که اجرای منظره‌اش رمانتیک‌تر از بقیه است، الکساندر «ساشا» لیتویننکو، «شوالیه خوب بدون ترس و سرزنش» بوریس است، یک پلیس صادق، که انتخاب اخلاقی بوریس به جای پوتین در تضاد با گزینه عملی است. توسط رومن این امر باعث می شود ساشا دوز سم رادیواکتیو و موقعیت تقریباً مقدسی در بین بازیگران شخصیت ها به ارمغان بیاورد، زیرا او پس از مرگ به عنوان یک روح کاملاً شکسپیر به صحنه بازگردانده می شود که در حالی که بوریس خود را حلق آویز می کند به نظر می رسد.
روح ساشا به بوریس می گوید که "در بهشت، مخالفان روسی هستند که وقتی وارد اتاق می شوم از جای خود بلند می شوند" و قبل از خداحافظی به رئیس مأیوس خود درجه یک میهن پرستان واقعی را اعطا می کند. تا آنجا که به من مربوط می شود، این کل داستان را در یک چشم انداز مناسب قرار می دهد.
الکس گلدفارب دوست برزوفسکی و نویسنده کتاب مرگ یک دگراندیش: مسمومیت الکساندر لیتویننکو و بازگشت KGB بود که با همکاری مارینا لیتویننکو نوشته شده بود. Patriots تا 20 اوت در تئاتر Almeida لندن حضور دارد.

source

توسط artmisblog