همه ما می دانیم که این حشرات پرمشغله برای محصولات زراعی و تنوع زیستی مفید هستند، اما شواهد نشان می دهد که آنها موجوداتی باهوش، باهوش و منحصر به فرد نیز هستند.
مصریان باستان مورد احترام بوده‌اند، شکسپیر مورد ستایش قرار گرفته، وینی پو از آن‌ها می‌ترسد و اخیراً روآن اتکینسون در فیلم جدید نتفلیکس مرد علیه زنبور با آن مبارزه کرده است. اما آنها را دوست داشته باشید یا از آنها متنفر باشید، ممکن است از اینکه متوجه شوید زنبورها چقدر می دانند شگفت زده شوید.
لارس چیتکا، استاد اکولوژی حسی و رفتاری در دانشگاه کوئین مری لندن، می‌گوید: «اکنون شواهدی داریم که نشان می‌دهد در زنبورها سطحی از آگاهی وجود دارد – احساسی وجود دارد، حالت‌هایی شبیه به احساسات دارند.
چیتکا 30 سال است که روی زنبورها مطالعه می کند و یکی از متخصصان برجسته جهان در زمینه سیستم های حسی و شناخت زنبور عسل به حساب می آید.
او در آخرین کتاب خود، ذهن یک زنبور ، که در 19 ژوئیه منتشر شد، استدلال می‌کند که زنبورها به حفاظت ما نیاز دارند، نه فقط به این دلیل که برای گرده افشانی محصولات و تنوع زیستی مفید هستند، بلکه به این دلیل که ممکن است موجوداتی باهوش باشند – و انسان‌ها یک تعهد اخلاقی دارند. برای تضمین بقای آنها
کار ما و سایر آزمایشگاه‌ها نشان داده است که زنبورها واقعاً افراد بسیار باهوشی هستند . این که آنها بتوانند بشمارند، تصاویر صورت انسان را تشخیص دهند و استفاده از ابزار ساده و مفاهیم انتزاعی را بیاموزند."
او فکر می‌کند که زنبورها دارای احساسات هستند، می‌توانند چیزها را برنامه‌ریزی و تصور کنند و می‌توانند خود را به عنوان موجودات منحصربه‌فرد و متمایز از سایر زنبورها بشناسند. او این نتایج را از آزمایشاتی که در آزمایشگاه خود با زنبورهای کارگر ماده انجام داده است، به دست می آورد. «هرگاه زنبوری چیزی را به درستی دریافت کند، پاداش شکر دریافت می‌کند. اینطوری به آنها آموزش می دهیم که مثلاً چهره انسان را تشخیص دهند.» در این آزمایش، زنبورهایی که چندین تصویر تک رنگ از چهره انسان نشان دادند، متوجه شدند که یکی از آنها با پاداش شکر مرتبط است. «سپس، ما به آنها یک انتخاب از چهره‌های مختلف و بدون پاداش می‌دهیم و می‌پرسیم: اکنون کدام را انتخاب می‌کنید؟ و در واقع، آنها می توانند از میان آرایه ای از چهره های مختلف، درست را پیدا کنند.
او گفت که برای تبدیل شدن به "تشخیص چهره ماهر" تنها به دوازده تا دوجین جلسه آموزشی نیاز است.
در آزمایش شمارش، زنبورها آموزش دیدند تا از کنار سه نقطه عطف یکسان به یک منبع غذایی پرواز کنند. پس از اینکه آنها به طور قابل اعتماد به آنجا پرواز کردند، ما یا تعداد مکان های دیدنی را در همان فاصله افزایش دادیم یا آن را کاهش دادیم. وقتی مکان‌های دیدنی به هم نزدیک‌تر بودند، زنبورها زودتر از قبل فرود می‌آیند و برعکس زمانی که نشانه‌ها از هم دورتر قرار می‌گرفتند. بنابراین آنها از تعداد نقاط دیدنی استفاده می کردند تا بگویند: آه ها، من به اندازه کافی دور پرواز کردم، اینجا مکان خوبی برای فرود است.
از آنجایی که مکان‌های دیدنی یکسان بودند، او می‌توانست مطمئن باشد که زنبورها هنگام تصمیم‌گیری در مورد مسافتی که باید پرواز کنند، علامت خاصی را شناسایی نمی‌کنند. آنها واقعاً می توانند تنها با شمارش تعداد نقاط دیدنی به راه حل دست یابند.»
زنبورها همچنین می‌توانستند تصور کنند که اشیا چگونه به نظر می‌رسند یا چه احساسی دارند: برای مثال، می‌توانستند کره‌ای را که قبلاً فقط در تاریکی احساس می‌کردند، به صورت بصری شناسایی کنند – و بالعکس. و آنها می توانند مفاهیم انتزاعی مانند "یکسان" یا "متفاوت" را درک کنند.
او متوجه شد که برخی از زنبورهای عسل کنجکاوتر و با اعتماد به نفس‌تر از بقیه هستند. «همچنین «زنبور نابغه» عجیبی را پیدا می‌کنید که بهتر از سایر افراد یک کلنی یا در واقع همه زنبورهای دیگری که ما آزمایش کرده‌ایم، کاری انجام می‌دهد.»
او کشف کرد که زنبورها با تماشای زنبورهای دیگر که با موفقیت یک کار را انجام می‌دهند، بهتر یاد می‌گیرند، بنابراین «وقتی یک فرد را در کلنی آموزش دادید، این مهارت به سرعت به همه زنبورها گسترش می‌یابد».
اما زمانی که چیتکا عمداً یک «زنبور نمایشی» را آموزش داد تا یک کار را به روشی کمتر از حد مطلوب انجام دهد، «زنبور ناظر» به سادگی از تظاهرکننده میمون نمی‌کند و عملی را که دیده بود کپی نمی‌کند، بلکه به‌طور خود به خود تکنیک خود را برای حل این مشکل بهبود می‌بخشد. "بدون هیچ نوع آزمون و خطا" کارآمدتر انجام دهید.
این امر نه تنها نشان می‌دهد که زنبور عمدی دارد یا از نتیجه مطلوب اعمال خود آگاه است، بلکه در درون سر زنبور نیز «نوعی تفکر» وجود دارد. "این یک مدل سازی داخلی از "چگونه به نتیجه مطلوب خواهم رسید؟" است، به جای اینکه فقط آن را امتحان کنم.
او شروع به تعجب کرد که آیا چنین موجودات باهوشی احساساتی دارند؟ در یک آزمایش، زنبورها وقتی روی یک گل فرود آمدند، دچار حمله شبیه سازی شده عنکبوت خرچنگ شدند . پس از آن، «کل رفتار آنها تغییر کرد. آنها در مجموع برای فرود بر روی گل ها بسیار مردد بودند و قبل از اینکه تصمیم بگیرند روی گل فرود بیایند، همه را به طور گسترده بازرسی کردند.
زنبورها روزها پس از حمله به آنها این رفتار مضطرب را از خود نشان می دادند و حتی گاهی اوقات «طوری رفتار می کردند که انگار ارواح می بینند. یعنی گلی را بازرسی کردند و حتی اگر دیدند عنکبوت نبود آن را رد کردند.»
آنها طوری رفتار می کردند که گویی نوعی اختلال استرس پس از سانحه دارند. "آنها عصبی تر به نظر می رسیدند و این اثرات روانی عجیب و غریب را نشان دادند که گل های کاملاً خوب را رد کردند بدون اینکه تهدیدی برای شکار آنها باشد. پس از بررسی گل ها، آنها پرواز می کردند. این به ما یک حالت هیجانی منفی را نشان داد.»
او آزمایش را برگرداند و در عوض به زنبورها غذای کوچکی داد، قبل از ارزیابی اینکه آیا آنها به خود زحمت می‌دهند یک گل مبهم را بررسی کنند – گلی که برای درک آن آموزش دیده بودند، شاید ارزش فرود آمدن روی آن را داشته باشد یا نه. "این پاداش آنها را در روحیه خوبی قرار می دهد و آنها با تردید کمتری این محرک مبهم را می پذیرند."
دکتر جاناتان برچ پروژه ای را در مورد احساسات حیوانات در دانشکده اقتصاد لندن رهبری می کند: "نظر من این است که زنبورها به احتمال زیاد حساس هستند." او گفت که به شواهد بیشتری نیاز است، اما در گذشته، دانشگاهیان حتی به خود زحمت نداده اند که این سوالات را در مورد حشرات بپرسند. "و اکنون آنها شروع به کار می کنند."
او فکر می‌کند که سطح شناخت پیچیده‌ای که زنبورها نشان می‌دهند به این معنی است که بعید است آنها اصلاً هیچ احساسی نداشته باشند. او می گوید: «احساس در مورد ظرفیت داشتن احساسات است. و آنچه اکنون می‌بینیم شواهدی است مبنی بر وجود این حالت‌های احساسی در زنبورها.»
خود چیتکا "بسیار متقاعد شده" است که زنبورها موجوداتی حساس هستند. ما آن‌ها را در معرض چالش‌هایی قرار می‌دهیم که هیچ زنبوری در تاریخ تکامل خود با آن‌ها مواجه نشده است. و آنها در حال حل آنها هستند.»

source

توسط artmisblog