جان چو در نقش سولو جدید در پیشتازان فضا بازی کرد و اولین آمریکایی آسیایی بود که نقش اول یک فیلم هیجان انگیز هالیوود را بر عهده گرفت. اکنون شلوغ تر از همیشه، او می گوید بهترین راه برای مقابله با کلیشه های نژادی، خندیدن به آنهاست.
تصویری گویا از زندگی جوان جان چو. او در کالج است و در رشته ادبیات انگلیسی تحصیل می کند، زمانی که یک شرکت نمایشی فرماندهی تئاتر پردیس را برعهده می گیرد تا تولیدی از زن جنگجو را بر اساس کتاب خاطرات پرفروش ماکسین هانگ کینگستون اجرا کند. با این حال، یک هشدار وجود دارد. در ازای استفاده از تئاتر، شرکت سازنده موظف است چند دانشجوی کالج را انتخاب کند. چو وارد شوید که نقش کوچکی را می زند. قالب ریخته می شود.
چو به یاد می آورد: «این اولین باری بود که با بازیگران حرفه ای آسیایی آشنا شدم. صادقانه بگویم، من نمی دانستم آنها وجود دارند. حدس می‌زنم چند آسیایی را در تلویزیون دیده بودم، اما در ذهن من، آنها فقط افرادی بودند که از خیابان یا چیزی شبیه به آن استخدام شده بودند. نمی‌دانستم می‌توانی تمام سال کار کنی و این کار را انجام دهی.»
چو که اکنون 50 ساله است و من در یک اتاق غیرقابل توصیف در هتلی در شهر نیویورک نشسته ایم، جایی که او تمام صبح به سوالات گروه های نویسندگان درباره فیلم جدیدش، مرا وادار نکن ، یک فیلم مستقل کوچک، پاسخ می دهد. با قلب زیادی و یک پیچ غیر منتظره در دم. چو خسته است، شب قبل از لس آنجلس آمده است. روی صندلی‌های روبروی هم می‌نشینیم، در حالی که یک روزنامه‌نگار در تاریکی پشت سر من کمین کرده است، اما مستقیماً در چشم‌انداز چو.
اما معلوم می‌شود که حتی وقتی جان چو خسته است، با انرژی روشن و عصبی تکان می‌دهد. و یک بار در گام های خود او می تواند شما را غافلگیر کند و طوفان گرد و غباری از مشاهدات حاد را برانگیزد. جایی که دیگران دوست دارند ساده‌سازی کنند، او ترجیح می‌دهد پیچیده باشد، مانند کسی که مربع‌های یک مکعب روبیک را به هم می‌ریزد و مصمم است که منطق آن را دریابد. او با همان دقت و موشکافی که در کارش به کار می‌برد، سؤالات را بررسی می‌کند و با حرکت زیرکانه بین ژانرها، از کمدی گرفته تا فیلم مستقل هنری تا پرفروش، و دوباره، از گرایش صنعت به کبوتربازی اجتناب می‌کند. برای کسی که با بازی در "MILF Guy #2" در American Pie ، قبل از بازی در کمدی پرفروش هارولد و کومار برو به قلعه سفید ، به شهرت رسید، این یک تحول چشمگیر است.
پس از آن، هارولد و کومار کمدی معمولی شما نبودند، که یک روایت کلاسیک آمریکایی – سفر جاده ای – را برای براندازی و محو کلیشه های نژادی به کار می برد. زمان، سه سال پس از به اصطلاح جنگ علیه تروریسم، مصادف با واکنش فزاینده به جنگ در عراق بود. مردم پذیرای نقد شوخ‌آمیز اما صریح فیلم از چیزی بودند که امروزه آن را امتیاز سفید می‌نامیم.
چو می گوید: «وضعیت آن نسبت به نژاد خندیدن به آن است. «به جای اینکه آن را بالا ببرد، کلیشه ها را برداشت و جوراب را به سمت بیرون چرخاند. با نگاهی به گذشته، فکر می کنم کمی از زمان خود جلوتر بودیم.»
چرخاندن جوراب از داخل چیزی است که چو زمان زیادی را صرف فکر کردن در مورد آن می کند. او می‌گوید: «در آمریکا، همه ابتدا نژاد شما را می‌بینند، اما این احساس شما نیست. "من هرگز احساس نمی کنم آسیایی هستم، لزوما – این دنیاست که باعث می شود به آن فکر کنم." در اوایل همه‌گیری کووید، چو مقاله‌ای برای لس‌آنجلس تایمز نوشت که در آن توضیح داد که باید به والدینش هشدار دهد که در لحظه‌ای که آسیایی‌های آمریکایی در معرض موجی از حملات قرار می‌گیرند مراقب باشند. چو نوشت: «این همه‌گیری به ما یادآوری می‌کند که تعلق ما مشروط است. یک لحظه ما آمریکایی هستیم، لحظه ای دیگر همه خارجی هستیم که ویروس را به اینجا آورده ایم.» اگرچه این امر مورد تحسین او قرار گرفت، اما او در مورد اینکه سخنگوی آمریکایی های آسیایی-آمریکایی باشد دوسوگرا است. او می‌گوید: «فکر نمی‌کنم به‌عنوان یک بازیگر به اندازه کافی آگاه باشم، و از زیر و بم سیاست‌ها اطلاعی ندارم، اما وقتی چیزی به مغزم برسد، آن را برای خودم انجام می‌دهم». "من کاری را که انجام می‌دهم به‌عنوان نوعی صدا زدن نمی‌دانم، این یک بیان خودخواهانه است."
قوس شغلی چو منعکس کننده حسابرسی آمریکا پس از 11 سپتامبر است. در زمان ساخت دنباله هارولد و کومار در سال 2008، فرار هارولد و کومار از خلیج گوانتانامو ، مردم برای تغییر آماده بودند. باراک اوباما شش ماه بعد برنده پیشنهاد خود برای کاخ سفید شد. کال پن، همبازی چو هارولد و کومار ، هالیوود را پشت سر گذاشت و در کاخ سفید اوباما کار کرد، در حالی که چو نقش نمادین سولو را در راه اندازی مجدد مجموعه فیلم پیشتازان فضا دریافت کرد. او با تماشای سریال‌های تلویزیونی بزرگ شده بود و از این واقعیت که سولو را جورج تاکی در میان معدود چهره‌های آسیایی تلویزیون بازی می‌کرد، شگفت‌زده شد. او می گوید: «او تنها بود. و این یک نمایش واقعا متفکرانه بود. حتی در آن زمان من می‌گفتم: «جلوه‌های ویژه جذاب هستند، اما ایده‌ها بکر هستند». می دانستم که آنها سعی می کنند چیزهای معناداری بگویند.»
هنگامی که تهیه کنندگان Star Trek شروع به انتخاب بازیگر برای سولو جدید کردند، چو به سرعت متوجه شد که چقدر این نقش را می خواهد. او می‌گوید: «این آخرین باری بود که گفتم، نمی‌دانم اگر در این بخش شکست بخورم، چه کاری انجام خواهم داد». "من می گفتم، "من شروع به گریه می کنم، شاید ترک کنم. اگر این را دریافت نکنم، دنیا به پایان می رسد.»
چرا اینقدر انتقادی بود؟ چو مدتها بود که می خواست یک فیلم علمی تخیلی بسازد و با کارگردان جی جی آبرامز کار کند، اما در درجه اول به دلیل وزن توتمیک ایفای نقشی بود که توسط یک بازیگر پیشگام آسیایی به شهرت رسید. اگرچه به آهستگی تغییر می کند، اما نقش های اصلی آسیایی-آمریکایی ها در سینما و تلویزیون هنوز کمیاب است. تاکی ثابت کرده بود که لازم نیست اینطور باشد. چو می گوید: «این مانتویی بود که من از جورج تاکی می خواستم. "من باتوم را می خواستم. وقتی او آن را پس زد، من می خواستم کسی باشم که آن را بگیرم.»
پیشتازان فضا، چو را به یک قرعه‌کشی خوب در گیشه تبدیل کرد – تا به امروز سه فیلم ساخته شده است که چهارمین دنباله آن بدون عنوان در حال پیش‌تولید است. اما در سال‌های اخیر او برای نمایش کارنامه‌اش به فیلم‌های مستقل کوچک‌تر و کمتر نمایشی گرایش پیدا کرده است – فیلم‌هایی مانند کلمبوس ظریف و پیچیده از لحاظ احساسی، که در آن چو نقش پسر یک پدر معمار و معمار را بازی می‌کند، یا فیلم هیجان‌انگیز رازآلود ۲۰۱۸، فیلمی غیرمنتظره. ضربه ای که در آن پدری تلاش می کند دختر گم شده خود را ردیابی کند.
اکنون مرا مجبور نکن بروم وجود دارد که داستان‌های فرسوده فیلم جاده‌ای آمریکایی را از طریق منشور یک والدین مجرد، مکس (چو) و دختر نوجوانش والی (با بازی میا آیزاک) تازه‌وارد، بازسازی می‌کند. چو، که دختری برای خودش دارد، به عنوان پدری که سعی دارد با احترام به استقلال رو به رشد دخترش، اضطراب خود را نسبت به دخترش کاهش دهد، اجرای زیبایی، واقعی و واقعی ارائه می دهد.
او می‌گوید: «جاذبه‌ی فیلم همین پیوند اساسی بین پدر و فرزند بود. «عجیب است که چگونه می‌توانیم خودمان را به روش‌های مختلف تقسیم کنیم، در حالی که مهم‌ترین بخش‌های زندگی‌مان، چیزی که با هر انسانی که تاکنون زندگی کرده‌ایم مشترک است، این است که بخواهیم توسط افرادی که دوستشان داریم درست انجام دهیم. و با این حال، ما بر سر هر چیز دیگری که برای هر یک از ما اهمیت کمتری دارد، دعوا می کنیم.»
در Don't Make Me Go ، هدف از سفر جاده ای این است که مکس قبل از تسلیم شدن به سرطانی که اخیراً تشخیص داده شده، وقت با کیفیتی را با والی بگذراند. در طول راه، پدر و دختر با هم دعوا می‌کنند، با هم آشتی می‌کنند و رابطه‌شان را در برابر پس‌زمینه‌ی متحرک وسعت آمریکا (در واقع نیوزلند، جایی که فیلم در آن فیلم‌برداری شده است) و موسیقی متن فیلم مسافر ایگی پاپ، عمیق‌تر می‌کنند.
اگرچه مرا مجبور نکن بروم ، فضایل بازیگران چند نژادی آن را نادیده می گیرد، به ندرت می توان فیلمی را دید که هیچ یک از بازیگران اصلی آن سفیدپوست نباشند. تصمیمات بازیگری در چو گم نمی شود. او تا حدی به خاطر فرصتی برای بازی در نقش یک شخصیت آسیایی با یک زندگی عاشقانه کامل به سمت فیلمنامه کشیده شد. او می‌گوید: «در آمریکا نمایش کمی از عشق آسیایی وجود دارد. و این واقعا برای من مهم بود. این برخلاف چیزی است که آسیایی‌ها روی صفحه نمایش انجام می‌دهند، که بخشی از جذابیت همیشه برای من است.»
چو اشتباه نمیکنه اعداد گردآوری شده توسط دانشگاه کالیفرنیای جنوبی حاکی از آن است که 58 درصد از مردان آسیایی روی صفحه نمایش بدون وابستگی های عاشقانه نشان داده می شوند. چو می‌گوید: «نمی‌خواهم این موضوع ناله‌آمیز به نظر برسد، اما ما برای مدت طولانی کمتر از مردان دیده شده‌ایم. من کاملاً قدردانی می‌کنم که مردان آسیایی جوان‌تر از من ممکن است در دنیای متفاوتی زندگی کنند، اما مطمئناً نسل من توسط جامعه بزرگ‌تر بسیار نادیده گرفته شد و من فقط از همه دوستانم می‌دانم که آنها نقطه شکستی داشتند. و وقتی این اتفاق افتاد، نمی‌خواستی در اطراف باشی تا آن را ببینی، زیرا مشت گره‌شده در جیب اغلب به معنای واقعی کلمه بود – ممکن بود به بیرون پرواز کند. مطمئناً این یک موضوع جوان بود، اما همچنین توسط فرهنگی که برای ما ارزش زیادی قائل نیست، آگاه شد. ما با آن بزرگ شدیم و مدتی طول کشید تا آن را باز کنم و آرام شوم و فکر نکنم مردم دنبال من هستند.»
بسیاری از اینها نسلی است. چو متوجه شده است که نسل پدرش – مردانی که در کره بزرگ شده‌اند – پوست‌های ضخیم‌تری دارند. او می‌گوید: «شما می‌توانید آن‌ها را هر توهین قومی در کتاب بخوانید. "برای آنها مهم نیست. آنها اینجا بزرگ نشدند. من فکر می‌کردم مردم آسیا واقعاً خودشان را آسیایی نمی‌دانند، زیرا آنها اکثریت هستند – آنها فقط هستند ، درست همانطور که یک سفیدپوست بدون نیاز به گذاشتن یک صفت قبل از سفید در اطراف راه می‌رود.» در دانشگاه نیز به طور مشابه مورد توجه دانشجویان هاوایی قرار گرفت. من می‌گفتم، این بچه‌ها، چرا با هم فرق دارند؟ آنها شبیه من هستند، اما آنها متفاوت هستند .' و سپس متوجه شدم که به این دلیل است که آنها در اکثریت بزرگ شده اند و موضع متفاوتی نسبت به دنیا داشتند. با خود گفتم: "من به مقداری از آنچه می نوشند نیاز دارم ."
چو در شش سالگی با خانواده اش به ایالات متحده نقل مکان کرد و ابتدا در تگزاس ساکن شد، اما پس از آن اغلب در حال حرکت بود. کتاب های مورد علاقه او مجموعه لورا اینگالز وایلدر درباره مهاجران دوران پیشگام، خانه کوچک در دشت بود – داستان هایی که استقامت و انعطاف پذیری را جشن می گرفتند، اما همچنین بسیار سفید بودند. چه چیزی می توانند به یک پسر جوان کره ای در دهه 1970 آمریکا ارائه دهند؟ «در واقع، این مهاجر بود که باعث شد من با آن کتاب‌ها ارتباط برقرار کنم. من در حال خواندن این خانواده در یک واگن سرپوشیده، به تنهایی، در سراسر آمریکا بودم.» او می گوید. و من فکر کردم، این ما هستیم، به جز اینکه یک فورد پینتو است. آن‌ها به معنای واقعی کلمه در این سرزمین‌های ناآرام تنها بودند و ما نیز به همین شکل احساس تنهایی می‌کردیم که از خانواده بزرگ خود جدا بودیم، و به تعبیری دیگر، ما اغلب تنها آسیایی‌های اطراف بودیم.»
آمریکای دیگ ذوب دور از حومه هیوستون در دهه 1970 احساس می کرد. چو به یاد می آورد که از مدرسه خود اطلاعیه ای را به خانه آورده بود که تاریخ برگزاری سالانه «روز لباس آمریکایی» را اعلام می کرد. اگر لازم است بپرسید لباس آمریکایی در تگزاس به چه معناست، به اندازه کافی وسترن تماشا نکرده اید. مادرم، یک مهاجر کره‌ای که به تازگی به اینجا آمده است و به خوبی انگلیسی صحبت نمی‌کند، باید چکمه‌های گاوچران و کلاه گاوچرانی و یک پیراهن غربی برای پسرش بخرد تا در مدرسه بپوشد. چو با عصبانیت لبخند می زند. بنابراین، این قطعاً شوک فرهنگی بود، همانجا.»
سال گذشته، چو رمانی برای بزرگسالان درباره شورش های لس آنجلس در سال 1992 منتشر کرد که جرقه آن را ضرب و شتم پلیس رادنی کینگ ، و تیراندازی مرتبط با یک دختر نوجوان سیاه پوست توسط یک مغازه دار کره ای که به اشتباه تصور می کرد در حال دزدیدن آب پرتقال است، رخ داد. این یک داستان پیچیده از نژاد و جامعه بدون قهرمان واقعی است. کافی است بگوییم این تمرین دیگری در پیچیدگی به سبک چو بود.
چو می‌گوید: «من مطمئن نیستم که چرا باید به آن رویداد برگردم، اما به نظر می‌رسید که این فقط بخشی از داستان پیدایش ما بود. و بسیاری از چیزهایی را که اخیراً به آنها فکر کرده‌ام بیان می‌کند: ما اینجا چطور هستیم؟ چه نیروهایی شرایط جهانی را که در حال حاضر در آن زندگی می کنیم شکل می دهند؟ در حال حاضر، گفتمان ما بسیار شعار محور شده است، و من اغلب احساس می کنم که خوب به نظر می رسد، اما کاملاً کار نمی کند زیرا خیلی ساده شده است، تا جایی که واقعاً نمی توانید آن را اعمال کنید. دیگه فایده نداره برای درک آن باید در واقع آن را جدا کنیم. و شورش‌های لس‌آنجلس رویدادی بود که فکر می‌کردم می‌تواند از جداسازی و بررسی استفاده کند.»
چو عمیقاً نسبت به گرایش رسانه های اجتماعی برای کاهش موضوعات پیچیده به لفاظی بدبین است. اگر بخواهید رسانه های اجتماعی را فیزیکی کنید، دو یا سه بار در روز وارد یک سالن پر از غریبه می شوید و یک جمله را در میکروفون می خوانید. و بعد همه نظرات آن جمله را یادداشت می کردند و شما همه نظرات آنها را می خواندید. بیایید این کار را هر روز انجام دهیم. با مغز شما چه می کند؟ آیا این برای شما خوب هست؟ احساس نیاز به هجوم به سالن‌ها و فریاد زدن نظرات خود بر سر مردم، پوچ – آشکارا ناسالم است.
به نظر او چه شعارهایی یک سوال پیچیده را ساده کرده است؟ و اینجا احساس می کنم چو گامش را تغییر می دهد. صدایش بلند می شود و تند می شود، کانتر تبدیل به یک گالوپ می شود. او می‌گوید: «هنوز نمی‌فهمم چرا مردم به صورت آسیایی‌های مسن مشت می‌زنند. «من نمی‌توانم به آن رسیدگی کنم، اما همچنین فکر می‌کنم، «نفرت آسیایی را متوقف کنید» [هشتگ محبوب رسانه‌های اجتماعی]، درست است؟ این چیزی است که اتفاق می افتد؟ پویایی در بازی در اینجا چیست؟ من احساس می کنم این شعاری است که ممکن است مفید باشد یا نباشد. من مطمئن نیستم که نفرت چیزی است که پشت آن نهفته است. آیا به رسمیت نشناختن انسانیت ماست؟ آیا قربانی است؟ این ترکیبی از چیزها است. من نمی‌دانم که آسیایی‌ها تنفر را به همان شکلی که مثلاً آمریکایی‌های مکزیکی در آمریکا تجربه می‌کنند، تجربه می‌کنند. یکی از مولفه های نفرت وجود دارد، اما برای مردم واقعا آسان است که بگویند، "من از آسیایی ها متنفر نیستم، بنابراین این مشکل من نیست، مشکلی وجود ندارد ." اما چیزی در سراسر کشور در حال وقوع است، زیرا در سراسر کشور در حال وقوع است. و من می خواهم بدانم چیست. من می خواهم بدانم علت اصلی چیست، اما شما برای آن شعار می دهید و دیگر لازم نیست آن را بررسی کنید.
در عوض، چو می‌گوید که ترجیح می‌دهد گفت‌وگو را به عنوان یک سوال دوباره تنظیم کند: چه اتفاقی می‌افتد؟ او می‌گوید: «می‌توانیم میلیون‌ها بار بپرسیم چه اتفاقی دارد می‌افتد، و این برای من خوب است. ما هر بار به پاسخ متفاوتی خواهیم رسید، تا زمانی که به بازجویی ادامه دهیم. اما لحظه ای که روی آن برچسب می زنید و آن را چیزی می نامید، دیگر لازم نیست آن را بررسی کنید. شاید برای برخی از افراد این خوب باشد زیرا می توانید بگویید "من مخالف آن هستم." اما در کنار مخالفت، کاری که باید انجام دهید بررسی آن است. و مدام زیرش نقب بزنی و نقب بزنی و بگو چه خبره؟ و سپس وقتی یاد می‌گیریم چه اتفاقی در حال رخ دادن است، چگونه از تکرار آن جلوگیری کنیم؟ زیرا هر 30 سال یکبار اتفاق می افتد. علت اصلی چیست؟ و کی قراره حلش کنیم؟"
تک گویی شیوا و خام چو در هوا معلق است. و سپس صدایی از پشت سر ما سکوت را می شکند. این تبلیغ کننده است.
او می‌گوید: «متاسفم که حرف را قطع می‌کنم، ما به مرور زمان رسیده‌ایم. انرژی از اتاق نشت می کند. پشت سر ما سه نفر رو به روی ما روی صندلی می نشینند.
چو به طرز عجیبی لبخند می زند. او می گوید: «آتش زا می شود، متأسفم».
قبل از اینکه از هتل خارج شوم و وارد خیابان پر هرج و مرج شوم، می ایستیم تا با هم دست بدهیم و آرزو می کنم که بازیگران بیشتر آتش بزنند.
Don't Make Me Go اکنون در Amazon Prime Video است

source

توسط artmisblog