نام او نام من است، تلاش های الین جونگسما برای ردیابی زندگی و جنایات یک همکار نازی ها در هلند را بازگو می کند.
من راز خانواده ای بودم که نزدیک بود به گور برود. گریت جونگسما یک جنایتکار جنگی محکوم بود – یک شهردار شهر کوچک و همکار نازی ها که حداقل یک خانواده یهودی را به قتل رساند. او همچنین پدربزرگ الین یونگسما، نویسنده و کارگردان فیلم هلندی بود که تنها یک دهه پیش هویت خود را کشف کرد.
جونگسما به دور از پنهان کردن جنایات خود، همراه با شریک کارگردان طولانی مدت خود، کل اونیل، مستندی درباره بستگانش ساخت که این ماه در اینستاگرام منتشر شد.
نام او نام من است، تلاش های الین جونگسما برای ردیابی زندگی و جنایات پدربزرگش را از روی قطعات موجود در آرشیو ملی بازگو می کند، در حالی که در خاطرات دوران کودکی خود می بافد، چه شاد و چه دردناک.
این یک مستند برای عصر رسانه های اجتماعی است که همیشه در حال پیمایش است. 10 قسمت وجود دارد که هر کدام یک داستان دو یا سه دقیقه ای است. کارگردان ها تصور می کنند که مخاطبانشان ممکن است یک قسمت را در ایستگاه های اتوبوس یا ایستگاه های قطار ببینند. آنها از قراردادهای ساخت فیلم جنگ جهانی دوم اجتناب کرده‌اند و از انیمیشن به جای عکاسی، رنگ‌های زنده و موسیقی متن اثیری به جای فیلم‌های آرشیوی استفاده می‌کنند.
اونیل می‌گوید: «ما در بیرون از دروازه یک قانون داشتیم – نه سیاه و سفید، و نه ویولن.
ریشه کار گریت جونگسما و سایه تاریکی است که او بر فرزندانش افکنده است. یونگسما، یک افسر گمرک در روتردام، عضو NSB، حزب فاشیست هلندی بود که فانتزی تاریک از ایجاد یک امپراتوری هلند بزرگ را در بر می گرفت که بخشی از آفریقا، هند شرقی هلند و فلاندر در بلژیک را در بر می گرفت.
پس از تسلط نازی ها بر هلند در می 1940، NSB وفادارترین ستوان آنها شد. به زودی پاداش گرفتند. جونگسما، معروف به گکه گریت (جریت دیوانه)، به عنوان شهردار شهر کرومنی در شمال آمستردام منصوب شد. او از موقعیت خود برای اختلاس وجوه شهری و مجازات افراد برای تخلفاتی مانند داشتن رادیو یا فرار از سربازی استفاده کرد. پس از یک خبر، او دستور حمله به اتاق زیر شیروانی بالای یک آرایشگاه، جایی که یک زوج یهودی، استر و بنجامین دریلسما، در آن پنهان شده بودند، صادر کرد. سپس دستور داد دختر شش ساله‌شان فاین (آدولفین) را که در جای دیگری بازداشت شده بود، شکار کنند. خانواده برای مدت کوتاهی در یک اردوگاه ترانزیت گرد هم آمدند، اما دوباره از هم جدا شدند. استر و بنجامین دریلسما در سال 1943 در آشویتس به قتل رسیدند. فین بلافاصله پس از آن در سوبیبور به قتل رسید.
در حالی که جونگسما می گوید که از سال ساخت فیلم فاصله ای حرفه ای پیدا کرده است، این پروژه غیرمعمول شخصی عجیب و ناراحت کننده بوده است. او گفت: «به‌عنوان یک فیلمساز و کسی که فکر می‌کند این داستان مهمی است، می‌خواهم بیشترین مخاطب ممکن را داشته باشد. از طرف دیگر، من واقعاً نمی خواهم داستان را تعریف کنم. بخشی از من فقط می خواهد پنهان شود.» برخی از بستگان در مورد این پروژه ناآرام بوده اند: "قطعاً ترسی وجود داشت که خانواده را لکه دار کنم."
هر دو کارگردان می خواستند داستان همکاری در زمان جنگ را کشف کنند، اما همچنین تاریخ جنگ جهانی دوم را برای نسل جدید بازگو کنند، تا حدی با الهام از تجربه زندگی در آمریکای دونالد ترامپ. جونگسما، که به مدت 20 سال در ایالات متحده زندگی کرد، در حالی که اونیل اهل ماساچوست و نیویورک است، گفت: «ما واقعاً شاهد افزایش سریع پوپولیسم در آنجا بودیم. زمانی که وارد این موضوع شدیم، آن چهار سال حضور ترامپ در ایالات متحده بسیار در ذهن ما بود.»
اونیل این حس را داشت که تاریخ «شروع به ناپدید شدن» کرد و برای مخاطبان جوان‌تر جذاب‌تر شد. اونیل که والدینش در جنگ ویتنام خدمت کرده اند، گفت: «این آسیب های جنگی یک نسل طول می کشد. و من فکر می‌کنم هرچه کمتر در مورد این چیزها صحبت شود، بیشتر به شکلی کثیف می‌شوند و در پویایی خانواده غیرمنتظره ظاهر می‌شوند.»
سازندگان فیلم از طریق کمیسیونی فرصت یافتند تا عاملان جنایات جنگی را از مراکز یادبود متصل به سه اردوگاه دوران نازی‌ها کشف کنند: فالستاد در نروژ، برگن-بلسن در آلمان و وستربورک در هلند.
الین یونگسما ارتباط شخصی با وستربورک دارد، زمانی که اردوگاه ترانزیت نازی ها بود و آخرین محل استقرار بیش از 100000 یهودی هلندی بود که سوار قطار شدند و در اردوگاه های کار اجباری به قتل رسیدند. او در نزدیکی جنگل ها و مزارع کمپ بزرگ شد. او پیاده‌روی‌های خانوادگی را به یاد می‌آورد که به قول اونیل «در خاک خالی از سکنه به جستجوی قارچ می‌پردازند». اکنون، آن سفرها به نخ دیگری تبدیل شده است که در مستند خاطره انگیز و دلهره آور آنها تنیده شده است.

source

توسط artmisblog