محافظه کاران باهوش باید مطمئناً بدانند که باید به زودی مسیر خود را تغییر دهند، قبل از اینکه حزب متعصب و متعصب آنها با صخره ها برخورد کند.
یک نفر در رقابت رهبری محافظه کار گم شده است. من هیچ ایده ای ندارم که آنها چه کسانی هستند، یا اینکه دقیقاً نظر آنها برای نمایندگان حزب محافظه کار و اعضای حزب چه خواهد بود. اما با نزدیک شدن به نقطه ای که تنها دو نامزد باقی خواهند ماند، غیبت آنها بیش از پیش آشکارتر می شود.
کشوری که مدعیان باقی مانده می گویند که می خواهند بر آن حکومت کنند در آشفتگی به سر می برد. حزب آنها اکنون سه کرسی از امن ترین کرسی های خود را در انتخابات میان دوره ای از دست داده است. حمایت محافظه‌کاران در میان جوانان ناچیز است و ممکن است حتی بیشتر کاهش یابد. در مواجهه با این تصویر، انتظار دارید حداقل یکی از نامزدهای پیشتاز برای بازنگری ایدئولوژیک ادعا کند. اما در قلب کل این نمایش یک تنش آزار دهنده است. از نظر ظاهری، رقابتی که زنان و رنگین پوستان بر آن تسلط دارند، ممکن است مهمانی هماهنگ با مدرنیته را مطرح کند، اما مشاجرات بین رقبا تا کنون ترکیبی گویا از تعصب و نوستالژی سیاسی را نشان داده است.
انرژی زیادی صرف صحبت در مورد کاهش مالیات شده است، و بحث فقط در مورد اینکه آیا باید زودتر انجام شود یا، طبق دیدگاه ریشی سوناک ، دیرتر انجام شود. حمایت همه جانبه – حتی از طرف تام توگندات، نماینده فرضی محافظه کاری دلسوزتر – برای فرستادن پناهجویان به رواندا وجود دارد، که مطمئناً مخوف ترین سیاست محافظه کار در 12 سال گذشته است. در میان دمای پخت، تقریباً هیچ بحث جدی در مورد وضعیت اضطراری آب و هوا وجود نداشته است. با خوشحالی حامیانش در رسانه‌های راست‌گرا، کیمی بادنوچ ، تنها رقیب جدی که به نظر می‌رسد هر چیزی رادیکال ارائه می‌دهد، به نظر می‌رسد که می‌خواهد توریسم پس از تاچر به نتیجه منطقی‌اش کشیده شود، به موجب آن دولت چیزی بیش از «عوامل ضروری» انجام نمی‌دهد. ”؛ اگرچه سیاستمداران مسئول آن نیز باید از هر چیزی در فرهنگ که نامناسب تلقی می شود محافظت کنند (قابل توجه، یکی از اهداف انتخابی او بستنی بن و جری است ، گویی که او برای گروهی خیالی از افراد سرسخت صحبت می کند که از کنار کابینت های فریزر می گذرند. ویتروز و پرهای تف).
در پاسخ به هرگونه پیشنهادی مبنی بر نیاز به تغییر اساسی، هر حزب محافظه‌کار سرسخت احتمالاً به کسب اکثریت 80 کرسی در مجلس عوام استناد می‌کند. اما هاله قدرت آن تا حدی به یک حزب کارگر به همان اندازه ضعیف و سردرگم مربوط می شود – و در هر صورت، محافظه کاران اکنون با مجموعه ای غیرقابل بحث و ناخوشایند از حقایق سیاسی روبرو هستند. اگر کیمی بادنوچ، سوئلا براورمن و لیز تراس متعصب برگزیت، اغلب شبیه سیاستمدارانی به نظر می‌رسند که دیوانه‌وار تلاش می‌کنند تا قبل از اینکه خیلی دیر شود، کشور را تغییر دهند، ممکن است به این دلیل باشد که جایی در ناخودآگاه سیاسی‌شان، به خوبی می‌دانند که زمانشان رو به اتمام است.
در سال 1983، حمایت محافظه‌کاران در میان 24-18 رای‌دهندگان کمی بیش از 40 درصد بود. تا سال 2019، تقریباً به نصف کاهش یافت. برخی از اینها به این دلیل است که اقتصاد بازار آزاد جوانان را کاملاً شکست داده است، اما تغییرات دیگری نیز در کار است. هفته گذشته سخنرانی درخشانی از دیوید اولوسوگا مورخ در مورد میراث امپراتوری بریتانیا شنیدم که در آن او در مورد مدارس ابتدایی در منچستر، بریستول، لندن و بیرمنگام صحبت کرد که اکنون کلاس های آنها کاملاً متنوع، اغلب چند زبانی و به طور فزاینده ای پر است. کودکانی که میراث آنها پیچیده و چندوجهی است. به گفته او، اینجا بریتانیای جدیدی بود که تا سال 2040 به طور کامل منسجم خواهد شد. در تجربه من ، نوع تغییرات سیاسی و نگرشی که چشم انداز بر آن دلالت می کند، مدت هاست که حتی در مکان های بیرونی حامی برگزیت به افراد جوان تر رسیده است. به طور خلاصه، بریتانیای آینده نزدیک، مطمئناً کشوری نخواهد بود که توسط پرچم‌ها، دیدگاه جیکوب ریس-موگ از تاریخ، ظلم سریالی نسبت به کسانی که به‌عنوان بیگانه شناخته می‌شوند، و دعواهای بی‌پایان با بروکسل، برافراشته نخواهد شد.
تا حدودی، چنین تغییراتی در حال حاضر وجود دارد. محافظه‌کاران اکنون حضور واقعی خود را تقریباً در تمام شهرهای بزرگ بریتانیا از دست داده‌اند، و در پی تبدیل محافظه‌کاران به حزب برگزیت، به نظر می‌رسد که حضور قدیمی‌شان در جاهای دیگر ضعیف شده است. آنها دیگر شورایی را که در تونبریج ولز متمرکز است اداره نمی کنند. در شهر سنت آلبانز ، شهر کهن الگوی خوابگاهی، آنها تنها چهار صندلی نسبت به 50 لیبرال دموکرات دارند. حوزه انتخابیه منچستر بزرگ، اکنون دارای سه عضو شورای حزب سبز در یک منطقه مرفه حومه – ترافورد – است که محافظه‌کاران در سال 2018 به حزب کارگر شکست خوردند. آنچه همه اینها به شما می‌گوید به اندازه کافی ساده است: حزب محافظه‌کار دیدگاه دیلی میل را نیز نسبت به طبقه متوسط دارد. به طور جدی، کمی متوجه این موضوع هستیم که – تا حدی به لطف گسترش آموزش عالی – به طور فزاینده ای بسیار متفاوت است.
توریسمی که برای پاسخ به این تغییرات دوباره ابداع شده است، به سختی بسیاری از ما را متقاعد خواهد کرد، اما همچنان: محافظه کاران می توانند شک و تردید اساسی خود را در مورد دولت و اعتقاد به بازار حفظ کنند، اما همچنان به اندازه کافی انعطاف پذیر باشند تا حداقل بحران اقتصادی کنونی ما را جبران کنند. رویکرد قانع کننده تر به سیاست آب و هوا. با تفکر جدید، چهره های برجسته حزب می توانند کارهای بیشتری برای احیای رویای دموکراسی مالکیت انجام دهند. آنها همچنین می‌توانند به تمجید از ارزش ازدواج و خانواده ادامه دهند، با این شرط که خانواده‌ها اکنون در اشکال و اندازه‌های مختلف هستند. نوعی محافظه‌کاری اجتماعی ملایم‌تر، در واقع، ممکن است برای بخش‌های بزرگی از جمعیت، از جمله بسیاری از رأی‌دهندگان از اقلیت‌های قومی جذاب باشد. با این حال، آنچه باید از بین برود، رشته تلخ و زننده سیاست است که بر آن حاکم است، هر تفکر غیر تاچری را می بندد، مدام به دنبال دشمن می گردد و تلاش می کند تا انقلاب های گذشته را به پایان برساند.
برخی از نمایندگان حزب محافظه کار و اعضای حزب محافظه کار، به نابخردانه ترین شکل، همه اینها را درک می کنند. این ممکن است دلیل محبوبیت غیرمنتظره وزیر بازرگانی پنی موردانت باشد: نامزدی با دیدگاه‌های لیبرال اجتماعی، و دست‌کم یک پتینه مدرنیته. او همچنین یک طرفدار سرسخت برگزیت است. تا اینجا، عدم اطمینان مبهم او احتمالاً یک مزیت است. اما اگر او موفق شود برنده شود، ممکن است به خوبی روشن شود، که نشان می دهد یک رهبر تحت سلطه جناح راست حزبش و حس آشنا از تجارت محافظه کار مثل همیشه – یک تکرار کوتاه از سال های کامرون، شاید بدون درخشش روابط عمومی و گردن برنجی او. .
هفته گذشته، کتاب Greater 2020 را خواندم که موردانت با همکاری کریس لوئیس، مشاوری که بنا به دلایلی خود را به عنوان " بزرگ انچیلادا " خود می داند. این متن بسیار عجیبی است که در مورد «مأموریت مدرن کردن» سخن می گوید بدون اینکه واقعاً معنای آن را بیان کند. بیشتر ادای احترام آن به شخصیت بریتانیایی – "بریتانیایی‌ها آینده‌ای را ترجیح می‌دهند که بسیار شبیه به گذشته است، فقط بسیار بهتر است) – می‌توان به عنوان پنجره‌ای برای تغییر نگرش‌های محافظه‌کاران و موارد دیگر استفاده کرد. همان علاوه بر این، این واقعیت که محافظه‌کاران به‌زودی چهارمین نخست‌وزیر خود را از سال 2016 خواهند داشت، مطمئناً نشان می‌دهد که، همانطور که فرمول سخت‌گیرانه موردانت بیان می‌کند، مشکل رو به افزایش آنها واقعاً مربوط به رهبر نیست، بلکه کشتی است. محافظه‌کاران هوشمند و آینده‌نگر باید حتما بدانند: آنها باید به زودی مسیرشان را قبل از برخورد با صخره‌ها تغییر دهند. همانطور که این مسابقه عجیب و غریب و متلاطم ادامه دارد، سوالی که باید آنها را آزار دهد این است که آیا می توانند یا نه.
جان هریس ستون نویس گاردین است. برای گوش دادن به پادکست John's Politics Weekly UK، «Politics Weekly UK» را در Apple، Spotify، Acast یا هر جا که پادکست های خود را دریافت می کنید، جستجو کنید. قسمت های جدید هر پنجشنبه

source

توسط artmisblog