او غذا، انرژی و پناهندگان را به سلاح تبدیل کرده و دردهای اقتصادی و سیاسی را در سراسر قاره گسترش داده است. تحریم ها کارساز نیست، سرزمینی برای توافق صلح فاجعه خواهد بود. فقط مسیر نظامی باقی مانده است
زمان بیدار شدن و بوییدن کوردیت است . جنگ ولادیمیر پوتین در لبه اروپا مانند امواج شوک ناشی از یک موشک در حال انفجار، به سرعت به سمت غرب می چرخد و راه خود را از درهای ورودی خانه ها، مشاغل و محل کار از برلین تا بیرمنگام عبور می دهد. دانه های ریزش آن بارانی سمی از بی ثباتی، سختی و ترس می آورد.
این ایده که درگیری اوکراین را می‌توان به اوکراین محدود کرد – توهم بزرگ ناتو از نظر سیاسی راحت – و اینکه تحریم‌های غرب و تدارکات تسلیحات روس‌ها را متوقف می‌کند، همیشه مزخرف بود. اکنون، که از مقاومت سرسختانه کیف خشمگین است و به دنبال مجازات مجازات کنندگانش است، هدف پوتین خوار کردن اروپا است.
رهبر روسیه با استفاده از سلاح، انرژی ، غذا، پناهندگان و اطلاعات، درد اقتصادی و سیاسی را گسترش می دهد و شرایط زمان جنگ را برای همه ایجاد می کند. زمستان طولانی، سرد و پر از فاجعه در اروپا با کمبود برق و آشفتگی در راه است. و مانند یک کنتور گاز سکه ای، قیمت ترسو و کوتاه بینی رهبران غربی ساعت به ساعت افزایش می یابد.
عملیات بی‌ثبات‌سازی روسیه، دستکاری رسانه‌های اجتماعی، حملات سایبری، گفتگوهای دوگانه دیپلماتیک، باج‌گیری هسته‌ای، به علاوه کشتار بی‌امان غیرنظامیان در اوکراین، تنها وضعیت محاصره اروپا را در ماه‌های آینده تشدید خواهد کرد. باور خیالی غرب که می تواند از تشدید تنش در سراسر قاره جلوگیری کند به سرعت در حال تبخیر است.
گرچه اروپا کاملاً به خاطر جنگ پوتین نیست، اما اکنون اروپا با چالش‌های اساسی به بزرگی یا بزرگ‌تر از سقوط مالی سال 2008، برگزیت یا همه‌گیری مواجه است. با این حال، بسیاری از سیاستمداران اتحادیه اروپا و بریتانیا در انکار خود غمگین هستند. اگر همانطور که پیش‌بینی می‌شد، جریان گاز متوقف شود و چراغ‌ها کم شود، موضوع فقط مربوط به کارخانه‌های بسته، مشاغل از دست رفته و بازارهای رکود نخواهد بود.
انجماد مستمری بگیران، کودکان گرسنه، قفسه‌های خالی سوپرمارکت‌ها، افزایش هزینه‌های غیرقابل تحمل زندگی، کاهش ارزش دستمزدها، اعتصاب‌ها و اعتراضات خیابانی نشان‌دهنده فروپاشی‌هایی به سبک سریلانکا است. اغراق؟ نه واقعا. بازگشت ضربه‌ای که توسط راست افراطی تحسین‌کننده پوتین تقویت می‌شود، در یونان، ایتالیا، هلند و اسپانیا در حال افزایش است.
در چشم انداز نیز، همبستگی اتحادیه اروپا از بین می رود زیرا دولت های ملی برای منابع کمیاب رقابت می کنند. بروکسل قرار است این هفته "برنامه آمادگی زمستانی" را منتشر کند. اما مفاد آن نامشخص و غیرقابل اجرا است. زمینه گسترده تر، فقدان یک سیاست انرژی مورد توافق و اجرا شده در سراسر اتحادیه اروپا است .
علیرغم تعهدات همکاری دوجانبه، قطع کامل روسیه می‌تواند کشور را در مقابل کشور قرار دهد، قیمت‌ها را بیشتر کند و ائتلاف ضد مسکو را شکاف دهد. در چنین سناریویی، پوتین در ازای از سرگیری عرضه، خواستار رفع تحریم‌ها خواهد شد، درست همانطور که غلات دریای سیاه را محاصره کرده است.
آلمان وابسته به واردات در حال حاضر گام های یک جانبه برمی دارد و به دنبال تامین کنندگان نفت و گاز جایگزین است. پس از آنکه مسکو دوشنبه گذشته خط لوله نورد استریم I را قطع کرد، وضعیت اضطراری ملی نزدیک‌تر شد. بسیاری در برلین می ترسند (و برخی از دوستداران محیط زیست امیدوارند) تعطیلی – و هر سهمیه بندی بعدی – ممکن است دائمی شود.
رابرت هابک، معاون صدراعظم آلمان، علناً از یک "کابوس سیاسی" نگران شد. برونو لومر، وزیر دارایی فرانسه، هفته گذشته به همین شکل وحشت زده بود. او قطع قریب الوقوع گاز را پیش بینی کرد. او با اپیلاسیون ناپلئونی، از کشورهای اروپایی خواست تا به ترتیب «نبرد» شکل بگیرند. اما مانند سال 1812، روسیه "زمستان عمومی " دارد.
همانطور که اگر بدبختی فزاینده میلیون ها نفر به اندازه کافی دلهره آور نبود، پس تأثیر ضربه ای جنگ بر تلاش ها برای مبارزه با بحران های آب و هوا و تنوع زیستی را نیز در نظر بگیرید. در انگلستان و جاهای دیگر، به نظر می رسد اهداف صفر خالص در معرض خطر فزاینده رها شدن هستند .
فرانس تیمرمنز، نایب رئیس کمیسیون اروپا، پیشنهاد کرد، از آنجایی که اروپا در زمستان امسال بر سر قیمت انرژی با " درگیری و کشمکش بسیار بسیار شدید " مواجه است، باید به سوخت های فسیلی بازگشت کوتاه مدت داشته باشد. آلمان بار دیگر با افزایش تولید برق از نیروگاه های زغال سنگ پیشرو است. یک بار دیگر، غرب برای نجات به شیوخ نفتی مستبد خلیج فارس نگاه می کند.
زمستان پر هرج و مرج اروپا نیز ممکن است روابط ایالات متحده را تیره کند. در مقایسه، بهبودی پس از همه‌گیری آمریکا پیشرفته‌تر، اقتصاد آن انعطاف‌پذیرتر، و هزینه انرژی آن بسیار پایین‌تر است. با این حال، رهبری بیش از حد محتاطانه جو بایدن رئیس جمهور ایالات متحده در ناتو است که اروپا را به این بن بست ژئوپلیتیکی سوق داده است، حتی با کاهش ارزش یورو به زیر یک دلار.
برای اروپایی‌ها، از آنجایی که آنها دوباره به هزینه‌های خود می‌آموزند، همه جنگ‌ها محلی هستند. برای آمریکایی ها، مثل همیشه، همه جنگ ها خارجی هستند.
تحریم‌ها، کمک‌های اقتصادی و سایر اقدامات غیرنظامی که بایدن ترجیح می‌دهد، هرگز برای سرکوب پوتین کافی نبود. برخی ناظران گمان می‌کنند که بن‌بستی که به آرامی روسیه را از بین می‌برد، با اهداف ایالات متحده سازگار است، صرف نظر از خسارت جانبی. با این حال، در حال حاضر، این پوتین است که اروپا را خونریزی می کند. تحریم ها نتیجه معکوس دارند یا ضعیف اجرا می شوند. خزانه انرژی او برآمده است. به غیر از اوکراینی‌ها، این درد به طور نامتناسبی توسط کشورهای اروپایی و کشورهای در حال توسعه کمتر ثروتمند احساس می‌شود. با افزایش بی ثباتی، واگرایی آمریکا و اروپا فشار را برای تغییر مسیر تغذیه خواهد کرد.
راه فرار آشکار توافق زمین در برابر صلح با پوتین است که بر سر اجساد اجساد اوکراین توافق شده است. این نوع فروش نامرغوب طرفداران تأثیرگذاری دارد. اگر روسیه (و این یک «اگر» بزرگ است)، به تجارت عادی بازگردد، رنج اروپا را کاهش می‌دهد – البته احتمالاً نه اوکراین.
با این حال، چنین توافقی برای صلح و امنیت آینده در سراسر این قاره و در سطح جهانی نیز فاجعه‌ای خواهد بود. فقط به تایوان فکر کنید. یا استونی این یکپارچگی حاکمیت اوکراین دموکراتیک را از بین می برد.
خوشبختانه، یک جایگزین وجود دارد: استفاده از قدرت غالب ناتو برای تغییر قاطعانه جریان نظامی .
همانطور که قبلاً در اینجا بحث شد، اقدام مستقیم، هدفمند و نیرومند غرب برای عقب راندن لشکرکشی دافعه روسیه، رأی به جنگ جهانی سوم نیست. این تنها راه ممکن برای به نتیجه رسیدن سریع این وحشت فزاینده است و در عین حال اطمینان می‌دهیم پوتین و کسانی که ممکن است از او تقلید کنند، از قصابی بی‌قانون سودی نبرند.
پوتین با هدف ایجاد حداکثر اختلال، آشکارا قلب دموکراسی اروپا را تهدید می کند. نوشته روی دیوار است و دیگر نمی توان آن را نادیده گرفت. نیمه کاره و پریشان بس است! ناتو باید از هم اکنون اقدام کند تا نیروهای غارتگر پوتین را به داخل مرزهای رسمی روسیه بازگرداند.
تنها اوکراین نیست که نیاز به صرفه جویی دارد. اروپا هم هست

source

توسط artmisblog