گرمای خطرناک حتی در بریتانیا به یک امر عادی تبدیل خواهد شد. سیستم ها باید فوراً تغییر کنند – و سکوت باید شکسته شود
آیا اکنون در مورد آن صحبت می کنیم؟ منظورم موضوعی است که اکثر رسانه ها و اکثر طبقه سیاسی برای مدت طولانی از آن اجتناب کرده اند. می دانید، تنها موضوعی که در نهایت اهمیت دارد، بقای حیات بر روی زمین است. همه می دانند، هر چند با احتیاط از موضوع دوری کنند، که در کنار آن، همه موضوعاتی که صفحه اول را پر می کند و صاحب نظران را وسواس می کند، گرد و غبار است. حتی سردبیران تایمز همچنان ستون‌هایی را منتشر می‌کنند که علم آب و هوا را انکار می‌کنند. حتی نامزدهای رهبری حزب محافظه کار، با نادیده گرفتن یا کم اهمیت جلوه دادن این موضوع، آن را می دانند. هرگز سکوتی به این بلندی و طنین انداز نبوده است.
این یک سکوت منفعلانه نیست. این یک سکوت فعال، یک تعهد شدید به حواس پرتی و بی ربطی در مواجهه با یک بحران وجودی است. این یک خلاء است که به سختی پر از چیزهای بی اهمیت و سرگرمی، شایعات و تماشایی است. در مورد هر چیزی صحبت کنید، اما نه در مورد این. اما در حالی که افرادی که بر وسایل ارتباطی تسلط دارند دیوانه وار از موضوع دوری می کنند، سیاره با صدای غرشی صحبت می کند که نادیده گرفتن آن غیرممکن است. این روزهای خشم جوی، این شوک‌های گرما و آتش‌سوزی‌های جنگلی ، لرزش خشمگین را نادیده می‌گیرند و بی‌رحمانه به خلوتگاه بی‌صدا ما نفوذ می‌کنند.
ما هنوز چیزی ندیدیم. گرمای خطرناکی که انگلیس در حال حاضر از آن رنج می برد در حال حاضر در جنوب اروپا عادی شده است و در بخش هایی از خاورمیانه ، آفریقا و آسیای جنوبی که گرما در حال تبدیل شدن به یک تهدید معمولی برای زندگی است جزو روزهای سردتر در دوره های گرم محسوب می شود. این روزها نمی تواند طولانی باشد، مگر اینکه اقدامات فوری و همه جانبه انجام شود، قبل از اینکه این روزهای خشم حتی در منطقه آب و هوایی که زمانی معتدل ما بود، عادی شود.
همین فرمول در مورد هر آسیبی که انسان ها به یکدیگر وارد می کنند صدق می کند: چیزی که قابل بحث نیست قابل رسیدگی نیست. شکست ما در جلوگیری از گرمای فاجعه بار جهانی بیش از هر چیز ناشی از توطئه سکوت است که بر زندگی عمومی حاکم است، همان توطئه سکوتی که در یک زمان، هر گونه سوء استفاده و استثمار را احاطه کرده است.
ما لیاقت این را نداریم. مطبوعات میلیاردر و سیاستمدارانی که آنها تبلیغ می کنند ممکن است لیاقت یکدیگر را داشته باشند، اما هیچ یک از ما شایسته هیچ یک از این دو گروه نیستیم. آنها در حال ساختن جهانی بین خود هستند که ما در آن زندگی را انتخاب نکرده ایم، که ممکن است نتوانیم در آن زندگی کنیم. در این موضوع، مانند بسیاری از موارد، مردم تمایل دارند بسیار جلوتر از کسانی باشند که ادعای نمایندگی ما را دارند. اما این سیاستمداران و بارون‌های رسانه‌ای هر حیله و نیرنگ قابل تصور را به کار می‌گیرند تا از انجام اقدامات قاطع جلوگیری کنند.
آنها این کار را به نمایندگی از صنعت سوخت فسیلی، دامپروری، امور مالی، شرکت های ساختمانی، خودروسازان و شرکت های هواپیمایی انجام می دهند، اما همچنین به نمایندگی از چیزی بزرگتر از هر یک از این منافع: قدرت تصدی . کسانی که امروز قدرت را در دست دارند، صرف نظر از شکلی که دارند، این کار را با از بین بردن چالش ها انجام می دهند. تقاضا برای کربن زدایی اقتصادهای ما فقط تهدیدی برای صنعت کربن فشرده نیست. این تهدیدی برای نظم جهانی است که به مردان قدرتمند اجازه می دهد بر ما مسلط شوند. میدان دادن به مبارزان اقلیم تسلیم قدرت است.
در چند سال گذشته، متوجه شدم که جنبش‌های زیست محیطی جریان اصلی اشتباهی وحشتناک مرتکب شده‌اند. تئوری تغییر که توسط اکثر گروه های سبز تثبیت شده دنبال می شود کاملاً اشتباه است. اگرچه به ندرت آشکارا بیان می شود، اما بر استراتژی آنها حاکم است. چیزی شبیه به این پیش میاد. زمان بسیار کمی وجود دارد و درخواست برای تغییر سیستم بسیار بزرگ است. مردم برای آن آماده نیستند. ما نمی خواهیم اعضای خود را بترسانیم یا با دولت درگیری ایجاد کنیم. بنابراین تنها رویکرد واقع بینانه، افزایش گرایی است. ما برای بهبودهای تدریجی، موضوع به شماره، بخش به بخش، کمپین خواهیم کرد. پس از سال‌ها تداوم، درخواست‌های کوچک به تغییر جامعی که به دنبال آن هستیم اضافه می‌شود و دنیایی را که می‌خواهیم ارائه می‌کند.
اما در حالی که آنها با صبر و حوصله بازی می کردند، قدرت بازی پوکر بود. شورش راست رادیکال همه چیز را در پیش گرفته است، دولت اداری را درهم شکسته، حمایت های عمومی را نابود کرده، دادگاه ها، سیستم انتخاباتی و زیرساخت های حکومت را تسخیر کرده، حق اعتراض و حق زندگی را بسته است. در حالی که ما خودمان را متقاعد کردیم که زمانی برای تغییر سیستم وجود ندارد، آنها با تغییر همه چیز به ما ثابت کردند که اشتباه می کنیم.
مشکل هرگز این نبود که تغییر سیستم خیلی بزرگ است یا خیلی طول می کشد. مشکل این است که افزایش گرایی یک سوال بسیار کوچک است. نه فقط خیلی کوچک برای ایجاد تحول. نه فقط آنقدر کوچک که بتواند موج جزر و مدی تغییرات انقلابی را که از جهت مخالف به راه می افتد، متوقف کند. بلکه برای شکستن توطئه سکوت بسیار کوچک است. تنها تقاضا برای تغییر سیستم، که مستقیماً با نیرویی که ما را به سوی نابودی سیاره‌ای سوق می‌دهد، مقابله می‌کند، این پتانسیل را دارد که با مقیاس مشکل همخوانی داشته باشد و میلیون‌ها نفر را که برای ایجاد اقدام مؤثر مورد نیاز است، الهام‌بخش و بسیج کند.
در تمام این مدت، فعالان محیط زیست به مردم می گویند که ما با یک بحران بی سابقه وجودی روبرو هستیم، در حالی که همزمان از آنها می خواهند که سر بطری های خود را بازیافت کنند و نی های نوشیدنی خود را عوض کنند. گروه‌های سبز با اعضای خود مانند احمق رفتار کرده‌اند و من گمان می‌کنم که در اعماق وجود، اعضا آن را می‌دانند. ترسو بودن آنها، بی میلی آنها از گفتن آنچه واقعاً می خواهند، باور اشتباه آنها مبنی بر اینکه مردم آماده شنیدن چیزی چالش برانگیزتر از این هجوم مصرف کنندگان خرد نیستند، سهم قابل توجهی از تقصیر شکست جهانی را به دوش می کشد.
هرگز زمانی برای افزایش گرایی وجود نداشت. نه اینکه میانبری برای تغییری باشد که می خواهیم ببینیم، بلکه مردابی است که جاه طلبی در آن فرو می رود. تغییر سیستم، همانطور که حق ثابت کرده است، تنها ابزار سریع و مؤثر تحول است و همیشه بوده است.
برخی از ما می دانیم که چه می خواهیم: کفایت خصوصی، تجمل عمومی ، اقتصاد دونات ، دموکراسی مشارکتی و تمدن زیست محیطی . هیچ یک از این خواسته‌ها بزرگ‌تر از خواسته‌هایی نیستند که مطبوعات میلیاردر مطرح کرده‌اند و تا حد زیادی به آن‌ها دست یافته‌اند: انقلاب نئولیبرالی که حکمرانی مؤثر را از بین برده است، مالیات مؤثر بر ثروتمندان، محدودیت‌های مؤثر بر قدرت تجارت و الیگارشی‌ها و به‌طور فزاینده‌ای، دموکراسی مؤثر.
پس بیایید سکوت خود را بشکنیم. بیایید با تظاهر به اینکه اقدامات کوچک باعث ایجاد تغییرات اساسی می شود، از دروغ گفتن به خود و دیگران دست برداریم. بیایید ترس و ترس را کنار بگذاریم. بیایید از آوردن سطل آب دست برداریم در حالی که فقط ماشین های آتش نشانی این کار را انجام می دهند. بیایید کمپین خود را برای تغییر سیستماتیک به سمت آستانه حیاتی 25 درصدی پذیرش عمومی بسازیم، که طیف وسیعی از مطالعات علمی نشان می دهد که فراتر از آن، انعام اجتماعی اتفاق می افتد.
من نسبت به آنچه که تا به حال انجام داده‌ام، احساس روشن‌تری نسبت به عملکرد سیاسی مؤثر دارم. اما یک سوال اساسی باقی می ماند. با توجه به اینکه خیلی دیر آن را ترک کرده ایم، آیا می توانیم قبل از رسیدن به نقطه اوج زیست محیطی به نقطه اوج اجتماعی برسیم؟
جورج مونبیوت ستون نویس گاردین است

source

توسط artmisblog