ساختار فوتبال زنان نخبه در انگلیس باید تغییر کند – و گفتن این موضوع انتقادی از این تیم یا سرمربی نیست.
فوتبال تماماً در مورد ایجاد رویاهاست، اما حتی بلندپروازترین و تخیلی ترین بازیکنان جوان نیز نیاز به الهام اولیه دارند.
شیرزن های نوپا قبل از اینکه بتوانند عضوی از یک تیم برنده جام را تصور کنند یا رویاهای گلزنی زیادی داشته باشند، به الگوهایی نیاز دارند که بتوانند با آنها ارتباط برقرار کنند.
این یکی از دلایل متعددی است که چرا تنوع بسیار مهم است و اینکه چرا سفید بودن تیم انگلیس را زیر سؤال می برد. انجام این کار نباید به عنوان انتقاد از یک طرف بسیار خوب یا یک مدیر بسیار خوب در سارینا ویگمن تلقی شود، بلکه باید اذعان کرد که دیده شدن اهمیت دارد.
دختران جوانی که نمی توانند کسی را ببینند که به نظر می رسد، فاقد قهرمانانی است که باید از آنها الگوبرداری کنند – و این مهم است.
فرانسه نیز مانند انگلیس به مرحله یک چهارم نهایی یورو 2022 رسیده است، اما برخلاف شیرها، تیم 23 زن آنها شامل 15 بازیکن سیاه یا قهوه ای است. در مقابل، شیرها تنها سه بازیکن سیاهپوست دارند: جس کارتر، نیکیتا پریس و دمی استوکس، و تنها کارتر، تا کنون، زمان بازی داشته است.
واضح است که یک مشکل وجود دارد – اما این ربطی به برگه های تیم ویگمن در یورو 2022 و همه چیز مربوط به مسیرهایی که بازیکنان را به تیم انگلیس می رساند، ندارد.
سیستم پیشاهنگ زن انگلیسی فاقد بدن کافی روی زمین، منابع لازم و تخیل لازم برای نگاه کردن در مکان‌های مناسب است. چرا پیشاهنگان ارشد از سازمان‌هایی مانند موسسه خیریه Football Beyond Borders نمی‌خواهند که به آنها کمک کنند تا بازیکنان جوان با استعدادی را با پیشینه‌های غیر متعارف شناسایی کنند؟
جمعیت شناسی نیز وارد مسائل می شود. برخی از مناطق – برای مثال شمال شرقی – بسیار سفیدتر از بقیه هستند. با این حال، به نظر نمی رسد که پیشاهنگان بازیکنان جوان سیاهپوست آینده را در مناطق بسیار متنوع تر شناسایی کنند. آیا آنها به مکان های مناسب نگاه نمی کنند؟ آیا تنبلی یا تفکر گروهی آنها را به جستجو در مکان های مشابه می کشاند؟ یا تا حدودی مربوط به تاسیس WSL در سال 2010 است؟
زمانی که من شروع به بازی کردم، در روزهایی که بازی زنان هنوز آماتور بود، تیم های زنان لندن، آرسنال، چلسی، چارلتون و فولام بسیار متنوع بودند.
شاید عجیب باشد که از سال 2010 تغییر کرده است. اکثر بازیکنان ملی انگلیس اکنون نماینده تیم های حرفه ای و عمدتا سفیدپوست WSL هستند. این چیزی بود که وقتی در سال 2020 به استون ویلا تازه ارتقا یافته پیوستم، واقعاً مرا تحت تأثیر قرار داد و متوجه شدم که با بازیکنانی مانند من، شانیا هیلز جامائیکا و الیشا نداو، ما متنوع ترین تیم WSL بودیم.
بخشی از مشکل ناشی از این است که تیم‌های WSL عمدتاً به سمت مراکز آموزشی جدید حومه‌ای یا نیمه روستایی دور از شهرها در مکان‌هایی مانند ساری، هرتفوردشایر و چشایر حرکت کرده‌اند.
این امری عادی برای بسیاری از باشگاه‌های اصلی مردان در لیگ برتر است که شاید قابل درک باشد، معتقدند تیم‌های زنان باید در مکان‌های مشابهی تمرین کنند. چیزی که آنها ممکن است فکر نکرده باشند این است که پول بسیار کمتری در بازی زنان وجود دارد و بسیاری از دختران سیاهپوست جوان، که اغلب در شهرهای داخلی زندگی می کنند، می توانند برای رسیدن به زمین های تمرینی خارج از شهر تلاش کنند.
در حالی که یک باشگاه پیشرو مردان ممکن است ترتیبی دهد که یک بازیکن مرد آکادمی از مدرسه به تمرین و سپس به خانه بازگردد، تقریباً مطمئناً این گزینه برای دختری که والدینش نمی توانند او را با کشتی به این سو و آن سو ببرند وجود نخواهد داشت. بازیکنان جوان لیگ برتر گاهی اوقات در خانواده‌های میزبان قرار می‌گیرند که می‌توانند محیط خانه مناسبی را برای به حداکثر رساندن استعداد خود ایجاد کنند، اما باز هم این اتفاق برای همتایان WSL آنها نمی‌افتد.
در حالی که هیچ گروهی همگن نیست و این اشتباه است که این حکمت را قبول کنیم که همه بازیکنان سیاهپوست جوان محروم هستند و در شهرها زندگی می کنند – که به وضوح یک تعمیم گسترده است – حاشیه نشینی امکانات آموزشی به وضوح فرصت های کار برای دختران سیاه و سفید را محدود کرده است. پس زمینه های کلاس به دلیل پیچیدگی بیشتر، برخی مدارس در معرفی فوتبال به عنوان یک گزینه برای دختران بسیار کند عمل کرده اند.
مشکل دیگر نبود چهره سیاه و قهوه ای در کادر مربیگری است. من در طول سال‌ها برای چند باشگاه بازی کردم، اما جدا از هوپ پاول، سرمربی سابق انگلیس، هرگز با یک مربی غیرسفیدپوست کار نکردم. این باید تغییر کند.
برخی از بازیکنان سیاه‌پوست جوان احتمالاً از وقایع سال 2017 دلسرد شده‌اند، زمانی که اتحادیه فوتبال انگلیس در نهایت از انی آلوکو عذرخواهی کرد، پس از ادعای او مبنی بر اینکه مارک سامپسون، سرمربی سابق انگلیس، نظرات نژادپرستانه‌ای را نسبت به او انجام داده است. وقتی دیدند در ابتدا انی باور نمی‌شود، شاید فکر می‌کنند: "چرا ریسک می‌کنم که خودم را درگیر آن کنم؟"
سپس عدم درک در مورد موانع فرهنگی در برخی از جوامع سیاه پوست، آسیایی و اقلیت وجود دارد، جایی که اغلب فشارهای مختلف زیادی برای دختران وجود دارد تا با هنجارهای جنسیتی سازگار شوند. به عنوان مثال، وقتی ورزش انگلستان شروع به تشویق مردم از جامعه جنوب شرقی آسیا به دوچرخه‌سواری کرد، در ابتدا متوجه نشد که در آن فرهنگ، دوچرخه‌سواری مترادف با افراد فقیر است و در نتیجه به آنها به دیده تحقیر نگاه می‌شد. هنگامی که مقامات توضیح دادند که چرا دوچرخه سواری در انگلستان بسیار متفاوت تلقی می شود، پاسخ مثبتی به دنبال داشت.
در فوتبال نیز، گاهی اوقات مربیان و مدیران ممکن است در درک تفاوت‌های فرهنگی که آنها را قادر می‌سازد ادراکات و گاهی اوقات افسانه‌ها را به چالش بکشند، کمی تنبل باشند.
اما دید – یا فقدان آن – بزرگترین مشکل باقی مانده است. هفته گذشته برای بی‌بی‌سی تحقیق می‌کردم که مجری، ایلید باربور، بحثی را درباره عدم تنوع شیرها آغاز کرد.
واکنش شدید توییتر – با تصور بسیاری از کاربران، به اشتباه، ما از انگلیس ویگمن انتقاد کردیم – نشان داد که افراد زیادی در مورد مشکل تنوع ما انکار می کنند.
آنها متوجه نمی شوند که همه باید بتوانند رویاپردازی کنند.

source

توسط artmisblog