پس از اعلام بمب کیم و برخی حقه‌بازی‌ها با جدول زمانی، والت و جسی اکنون به‌طور وسوسه‌انگیزی نزدیک به نظر می‌رسند.
هشدار اسپویلر: این خلاصه برای افرادی است که فصل ششم Better Call Saul را تماشا می کنند که از نتفلیکس در بریتانیا پخش می شود. تا زمانی که قسمت های یک تا نهم را تماشا نکرده اید ادامه ندهید.
چه کسی در Better Call Saul سرگرم می شود؟ نه چارلز مک گیل، گاس فرینگ یا مایک ارمنترات، که هر کدام معتاد به کار سختگیر هستند. بیل اوکلی ، مانوئل وارگا و تایروس کیت یکسان هستند. فقط فاسدها – دون الادیو، ناچو وارگا – یا ساده لوح ها – هوارد هملین – در لذت شریک هستند. در این دنیا، این آنها را آسیب پذیر می کند.
در قسمت این هفته کمی سرگرم می شویم. بالاخره اسمش سرگرمی و بازی است. برای شروع، ما گاس را می‌بینیم که در یک بار شراب گران قیمت استراحت می‌کند، جایزه‌ای برای شکست دادن موفقیت آمیز لالو سالامانکا (و دور شدن از آن). او شراب خود را می‌شناسد، گاس را انجام می‌دهد، و از همراهی با کسی که حتی بیشتر می‌داند لذت می‌برد. آیا خود جفت یک ارتباط مشترک دارند؟ ما هرگز نمی دانیم، زیرا در عرض پنج دقیقه از ورود به مکان، صورت گاس تبدیل به سنگ شده و او دوباره آنجا را ترک کرده است. شاید چیزی به ذهنش خطور کرده باشد، شاید گرمایش را در Super Lab گذاشته باشد. اما من بیشتر تصور می کنم که گاس به سادگی این "سرگرمی" را نامناسب می دانست، نشانه ای از ضعف.
دنیای Better Call Saul ارزشی برای تفریح و یا پاداش آن قائل نیست. بنابراین شاید تعجب آور نباشد که کیم وکسلر این کلمه را با انزجار بیان می کند و به رابطه عاشقانه ای که زندگی او را تعریف کرده است پایان می دهد. او به جیمی می گوید که باید او را ترک کند. او نمی تواند با گناه کاری که انجام داده است کنار بیاید و باعث مرگ هاوارد شده است، فقط به این دلیل که کلاهبرداری خیلی هیجان انگیز بود که نمی توان آن را رها کرد. او همچنین نمی دانست که لالو سالامانکا زنده است و می تواند به هر دوی آنها صدمه بزند – فقط به این دلیل که می دانست جیمی چه کار خواهد کرد. او می‌گوید: «شما فرار می‌کردید تا مطمئن شوید که من در امان هستم، کلاهبرداری را قطع می‌کردید و بعد از هم جدا می‌شدیم». «من این را نمی‌خواستم، زیرا بیش از حد غذا می‌خوردم…» و در این لحظه چهره‌اش می‌چرخد، «… سرگرمی».
او اتاق را ترک می‌کند تا وسایلش را جمع کند و پس از چند ثانیه درنگ کردن پشت سر جیمی، با تعجب که درون آن چه می‌گذرد، پایان اپیزود ما را به آینده یا حداقل گذشته نزدیک‌تر می‌برد. آنجا، زیر ملحفه‌های ببری او، سائول گودمن در رختخواب با یک کارگر جنسی قرار دارد. سائول که در اثر صخره MOR از خواب بیدار شده، به بالا می‌پرد و به حمام می‌رود، از پله‌های مارپیچ خود پایین می‌آید، و به اتاق صبحانه یونانی-رومی خود می‌رود، جایی که بوی کنش کلاسی را در مشامش می‌گیرد. در مورد پایان غم انگیزی که برای قهرمان این درام رخ داده است، آنچه را که دوست دارید بگویید، اما یک نفر خوب دارد سرگرم می شود!
همانطور که بسیاری از طرفداران پیش بینی کردند، به نظر می رسد این قسمت با جدول زمانی ما در سال 2004 خداحافظی کرده است. اکنون در حال طی سال‌ها هستیم که نمایش تلاش می‌کند تا داستان جیمی/سائول/جین را تکمیل کند. بنابراین، ما به زودی کراس اوور Breaking Bad خود را دریافت خواهیم کرد، اما امیدوارم دوباره کیم را ببینیم. جدایی او از جیمی بیش از حد ناگهانی، بیش از حد در گرما، و برای تماشاگران، حداقل، رضایت بخش نبود. اما دلایل اقدامات او منطقی بود.
همه ما به تئوری «کیم شکست بد» متمایل شده‌ایم، شاید به دلیل آن چرخش در بزرگراه در پایان قسمت ششم، یا رابطه جنسی در جلسه‌های Sandpiper تشویق شده باشد. اما در اینجا ما زنی را می بینیم که برای پنج فصل تماشا کرده ایم. کیم کسی است که مانند بسیاری از شخصیت های دیگر به سخت کوشی و ثبات خود افتخار می کند. اغراق از خود، عمدتاً در عشق به جیمی و همچنین دریافت این هیجان از اقدام فریبکارانه، خنثی کننده او بوده است. او می خواهد زیر آن خط بکشد. او بار را ترک کرده است و حالا جیمی را نیز ترک خواهد کرد: "به جز، ما خوب هستیم، اما با هم ما سم هستیم."
شما تعجب می کنید که آیا این زوج می توانند بدون ایجاد خشونت و ضرب و شتم بیشتر در کنار هم بمانند، اما کیم تصمیم گرفته است که آنها نمی توانند. پس از تماشای تصمیم گیری او، به نظرم احتمالاً این نتیجه ای است که او تقریباً چندین بار در گذشته به آن رسیده است – مخصوصاً در فصل چهار. در آن زمان، صرفاً اصل انحراف جیمی از مسیر مستقیم و باریک بود که باعث می شد کیم ناآرام به نظر برسد. حالا او در عمل دید که چه اتفاقی می‌افتد و حداقل به این نتیجه رسیده است که دیگر نمی‌تواند پاسخگو باشد.
اینهمه گناه، اینهمه آسیب اما دست همه آغشته به خون نیست. مایک، پسر بد پسر خوب، افتتاحیه را صرف پاکسازی تراژدی دیگری برای گاس می کند (بدون دریافت حتی یک کلمه تشکر). پس از مرتب کردن وسایلش، کارت شناسایی را می یابد که پدر ناچو قرار بود در صورت نیاز به فرار از سالامانکاها دریافت کند. هرگز تحویل داده نشد، زیرا وقایع مانع شدند. حداقل مرگ ناچو.
مایک به کارگاه مانوئل می رود، جایی که، مانند همیشه، ارشد وارگا در حال چکش زدن به چرخ خیاطی است. مایک او را به بیرون احضار می کند تا خبر ناچو را بدهد و در حالی که مانوئل شوکه شده است، به نظر تعجب نمی کند. او دنیای پسرش را می دانست و می داند که مایک بخشی از آن است. مایک سعی می کند به او اطمینان دهد که سالامانکاها در آینده به او حمله نخواهند کرد و عدالت اجرا خواهد شد.
مانوئل تحت تأثیر قرار نمی گیرد. او آنچه را که اکثر شخصیت‌های این درام انتخاب می‌کنند نادیده بگیرند، می‌بیند، و چیزی که کیم خیلی دیر به آن پی برد: این که یک عمل خشونت‌آمیز باعث ایجاد دیگری می‌شود، که مارپیچ افزایش می‌یابد و اوضاع بدتر می‌شود. او می گوید: «آنچه شما درباره آن صحبت می کنید عدالت نیست. "آنچه شما از آن صحبت می کنید انتقام است. هیچگاه تمام نمیشود. تو هم مثل بقیه گانگستری.»
این سخن به مایک می رسد که مجبور می شود با حقیقت روبرو شود. مانوئل در همین حین با آرامش به محل کارش برمی گردد. او پسرش را از دست داده است. او ممکن است در آینده نیز مورد تلافی‌جویی قرار گیرد. اما، از یک جهت حیاتی، او آسیبی ندیده است.
در مورد تماشای مایک و یارانش که عواقب هاوارد را مرتب می کردند، چیزی بسیار آرامش بخش بود. چنین ملاحظه ای چنین سازگاری چنین توجهی به جزئیات. اگر بازی meth جواب نمی دهد (و خوب، نمی شود) پس باید نوعی معامله نتفلیکس به سبک Marie Kondo برای آنها وجود داشته باشد.
عقب نشینی نکن، دو برابر کن. شاید این یک لطف به جیمی بود، شاید این فقط یک دروغ آخر بود، اما تمایل کیم برای انداختن کامل آبروی هاوارد با دروغ گفتن به صورت همسر داغدارش در مورد کوکائین، ناخوشایند بود.
یکی دیگر از پیامدهای ناخواسته شیک بازی کیم و جیمی، از بین رفتن شرکت حقوقی است که آنها را گرد هم آورده است. ریچارد شویکارت با حضور در مراسم یادبود هوارد – همه عکس‌های مردی که زیر نور آفتاب سرگرم می‌شود – به این زوج می‌گوید که HHM باید اندازه‌اش را کاهش دهد و نامش را کنار بگذارد. این شرکت اکنون با نام Brookner Partners شناخته می شود، شاید در تلاشی برای پاکسازی شهرت آسیب دیده خود.

source

توسط artmisblog