ایزی پوزن فقط متون مذهبی و ییدیش را مطالعه می کرد و مجبور بود به طور مخفیانه انگلیسی را به خود آموزش دهد تا بتواند کتاب های علوم و ریاضیات را بخواند.
ایزی پوزن در تمام دوران کودکی خود پسری باهوش با ذهن کنجکاو بود. در مدرسه، او سخت کار می‌کرد و ساعت‌های طولانی مطالعه تا اواخر عصر ادامه داشت. او نمونه ای درخشان برای نه خواهر و برادر کوچکترش بود.
اما در مدرسه ثبت‌نشده‌اش در قلب جامعه یهودیان هاردی یا ارتدوکس فوق‌العاده در استمفورد هیل در شمال لندن ، و بعداً در مدرسه‌ای مذهبی در گیتسهد، پوسن فقط به زبان ییدیش تدریس می‌شد و فقط متون مذهبی را مطالعه می‌کرد. . نه ریاضی، نه انگلیسی، نه تاریخ، نه علمی.
بنابراین، این یک دستاورد شگفت‌انگیز است که او در این هفته از دانشگاه بریستول با مدرک کارشناسی ارشد یکپارچه درجه یک در فیزیک و فلسفه فارغ‌التحصیل شد.
سفر پوسن از دنیای بسته یهودیت افراطی ارتدوکس، با قوانین لباس پوشیدن سختگیرانه، جداسازی آموزشی، مناسک مذهبی و ممنوعیت استفاده از اینترنت و رسانه های جریان اصلی، به جمع آوری مدرک گرانبهای او بسیار پیچیده و چالش برانگیز بوده است.
این شامل او می‌شد که مخفیانه به خودش یاد می‌داد که انگلیسی بخواند، همه چیزهایی را که به او آموخته بودند باور کند زیر سوال می‌برد و در نهایت جامعه خود را ترک می‌کرد.
«این یک سفر پر فراز و نشیب بوده است. در 20 سال اول زندگی‌ام، تنها چیزی که می‌دانستم فرهنگی بود که در آن بزرگ شدم. نمی‌توانم توصیف کنم که چقدر از دنیای بیرون می‌ترسیدم و چقدر تنها بودم. من هرگز با کسی خارج از جامعه حریدی ارتباط برقرار نکرده بودم.
پوسن، 27 ساله، می گوید که خاطرات بسیار مثبتی از بزرگ شدن در استمفورد هیل – خانه بیش از 30000 یهودی حردی، بزرگترین جامعه در اروپا، داشته است. "این یک جامعه بسیار پر جنب و جوش با خانواده های نزدیک و شبکه های پشتیبانی قوی است. این بسیار عمومی است – هر هفته بارمیتسواها و عروسی ها برگزار می شد.
اما او می گوید که خاطرات سختی دارد و احساس می کند در مدرسه با او بدرفتاری شده است. «برخی از عناصر جامعه کاملاً فرقه گونه هستند. حتی ذره‌ای تردید هم جایز نیست و ما از دنیا بریده شدیم . »
پوزن به یاد می آورد که در مورد بازی های المپیک 2012 لندن شنیده بود، اگرچه بدون دسترسی به تلویزیون، اینترنت یا روزنامه های غیرحاردی، "نمی دانست" بازی ها در مورد چیست. کم کم متوجه شدم دنیای عظیمی وجود دارد و کنجکاو شدم.
او خواندن انگلیسی را با کمک یک فرهنگ لغت به خود آموخت و شروع به دیدن کتاب های درسی علوم و ریاضی خواهرانش کرد (دختران برنامه درسی گسترده تری در مدارس حردی دارند). هنگامی که او به یشیوا گیتسهد نقل مکان کرد، کتاب‌های ممنوعه برای دانش‌آموزان را به خارج از کتابخانه منتقل کرد. «من تشنه دانش بودم. کشف علم یک مکاشفه مطلق بود.»
پوسن در 20 سالگی جامعه هاردی را ترک کرد. او در کالج ثبت نام کرد تا در رشته های ریاضی، انگلیسی و علوم GCSE درس بخواند در حالی که در شیفت شب در یک سوپرمارکت کار می کرد. پس از گذراندن مدرک تحصیلات عالی در بیرکبک، برای تحصیل در رشته فیزیک و فلسفه در بریستول درخواست داد.
«آنها به داستان من گوش دادند و با وجود اینکه سطح A نداشتم، مکانی را به من پیشنهاد کردند. من از دانشگاه بسیار سپاسگزارم.
در بریستول، پوسن خود را به مطالعه انداخت. تمام وقتم را اینگونه سپری کردم. سازگاری سخت بود و من احساس می کردم که یک خارجی هستم. اما من چند نفر از همنوعان عجیب و غریب مانند من پیدا کردم که دوستان صمیمی شدند.
او از اینکه بحث در محیط دانشگاه محدود می شود شگفت زده شد. برای من، دانشگاه مکانی بود برای زیر سوال بردن همه چیز، فضایی برای آزمایش نظرات. اما فضای باز که انتظار داشتم پیدا کنم در حال بسته شدن بود.»
او همچنین تعجب کرد که برخی از دانشجویان او را "سفید پوست و ممتاز" می‌دانستند. "من مجبور شدم بر موانع و معایب زیادی غلبه کنم. خیلی دردناک بود که مدام مجبور باشم خودم را توجیه کنم.»
پوسن اکنون به آینده خود فکر می کند. او برای یک دوره آموزشی معلم درخواست داده است، و همچنین مشتاق است که مطالب آموزشی را به زبان ییدیش بومی محبوب خود توسعه دهد. او نسبت به فرصت های آینده احساس مثبت و هیجان دارد، اما همچنین مشتاق است که رابطه خود را با خانواده خود بازسازی کند.
او با والدینش تلفنی صحبت می کند و گهگاه با آنها در زمین بی طرف ملاقات می کند، اما هفت سال است که خواهر و برادرش را ندیده است. والدینم می‌ترسند که من بر آنها تأثیر بگذارم. خروج من از جامعه بسیار دردناک و شرم آور بود و آنها مجبور بودند با آن کنار بیایند.
پدر و مادرم برای من بسیار ارزشمند هستند. من به آنها نیاز دارم که بدانند چقدر آنها را دوست دارم. سعی می‌کنم با آنها صادق باشم و در مورد اینکه الان هستم صادق باشم، اما باید به آنها احترام بگذارم. زندگی من به شدت پیچیده است.»
پوسن همچنین می خواهد از تجربیات خود برای کمک به سایرین در جامعه Haredi که در حال مبارزه هستند استفاده کند. من نمی‌خواهم مردم را تشویق کنم که ترک کنند، اما می‌خواهم این پیام را برسانم که راه دیگری برای کسانی که به آن نیاز دارند وجود دارد. سخت است اما غیرممکن نیست.
«جامعه هاردی در حال گذار عمیقی است. آنها به شدت سعی کرده اند در برابر اینترنت مقاومت کنند، اما بسیاری از مردم گوشی های هوشمند مخفی دارند و به شبکه های اجتماعی نگاه می کنند. افرادی در درون هستند که برای تغییر اصرار می کنند، و شکی در ذهن من نیست که این تغییر خواهد شد.»

source

توسط artmisblog