در 2 ژوئیه، شش نویسنده و عکاس را فرستادیم تا یک روز معمولی تابستانی بریتانیا را ثبت کنند. تابیتا لاسلی به فرودگاه جان لنون لیورپول رفت
ما واقعاً، واقعاً مثبت هستیم. همه چیز به‌خوبی پیش خواهد رفت.» لحن نیکولا نشان می دهد که چنین چیزی بعید است. او که یک دلال بیمه از Morecambe است، به همراه همسرش، پت، و دو دختر نوجوان، النا و الویس، به قبرس پرواز می کند. قرنطینه آنها استرس زا بود (پت PPE تولید می کند و بیشتر وقت خود را صرف کار می کند) و این اولین باری است که آنها به عنوان یک خانواده از زمان شیوع بیماری همه گیر دور می شوند. امیدهای او برای استراحتی آرام در این هفته در تعادل بود. اگرچه آنها در ماه آوریل برای دریافت گذرنامه جدید اقدام کردند، اما دخترش تنها چند روز پیش گذرنامه خود را دریافت کرد.
او می گوید: «خدمات کاملاً وحشتناک بود. «دولت به همه گفت که پاسپورت خود را تمدید کنند، بنابراین، در ماه می، یک میلیون درخواست داشتند. آنها اداره گذرنامه را برای مقابله با آن آماده نکرده بودند. شما دو ساعت و نیم، سه ساعت در حالت تعلیق مانده بودید. درخشش را از آن گرفته است. من نتوانسته ام هیجان زده شوم.» او ناگهان پوزخندی می زند و به چمدانش اشاره می کند. "وقتی از شر این خلاص شوم، حالم خوب می شود. وقتی در آنجا بنشینم و با آبجوم کنار بیایم، خوب می شوم.»
برترین ها: لیورپول، بر خلاف فرودگاه های بزرگتر، بدون صف و تاخیر است. عکس بالا: ست، لوین و جک در مسیر بلغارستان
حداقل او مجبور نیست با هرج و مرجی که منچستر و هیترو را فرا گرفته است مبارزه کند. فرودگاه لیورپول به طور طبیعی آرام است. هیچ صف و تاخیری وجود ندارد. عکاس ما عکسی از بیرون را به من نشان می دهد. آنقدر ساکت و تمیز است که بیشتر شبیه یک رندر واقعی به نظر می رسد تا یک ساختمان واقعی. داخل سالن، طبق برنامه پر می شود و سپس تخلیه می شود. مردم دور هم می‌نشینند و به تلفن‌هایشان نوک می‌زنند یا بیرون می‌روند تا سیگار بکشند. یک مهمانی مرغ از ایرلند ما را با التماس اینکه آویزان شده‌اند و وحشتناک به نظر می‌رسند، از خود دور می‌کند. کارکنان، اگر اینجا باشند، نامرئی هستند. این مانند قلعه در Beauty and the Beast است: بی آلایش، اما ظاهرا بدون سرنشین.
مردم مدام به من می گویند این مزیت یک فرودگاه کوچک است. لیورپول یک سرویس ناب و کارآمد دارد. به اندازه منچستر مسیرها را ارائه نمی دهد، اما به جاهایی می رود که فرودگاه بزرگتر به آنها خدمات نمی دهد. ست، لوین و جک به سمت صوفیه می روند. آنها از هادرسفیلد آمده اند و منچستر را دور می زنند زیرا می خواستند پرواز مستقیم داشته باشند. ست می گوید: «پدرم چند سالی در بلغارستان زندگی کرد، بنابراین ما یک خانه کوچک در حومه شهر داریم. "شما می توانید ملک را واقعا ارزان دریافت کنید. من فکر می کنم ما 3000 پوند پرداخت کردیم.
بالا: کلاه و چمدان مسافر. عکس بالا: پسر جوانی با بالش مسافرتی
دوستان مدرسه وقتی می‌پرسم آیا از ساحل سانی دیدن خواهند کرد (پاسخ دریای سیاه به Magaluf، با الکل ارزان‌تر) به شدت وحشت زده به نظر می‌رسند. برنامه سفر آنها سالم تر از آن است: پیاده روی، ماهیگیری و کار در پناهگاه سگ های محلی. جک توضیح می‌دهد: «سگ‌های معلول زیادی آنجا هستند. «مردم آنها را رها می کنند. آنها به عنوان یک آفت دیده می شوند. یک زوج انگلیسی هستند که در دهکده ای که ما در آن اقامت داریم پناهگاهی دارند. آخرین بار با آنها ملاقات کردیم و کمی کمک کردیم.
ریموند هاول در گوشه‌ای دور، از پشت میزهای پذیرش، فروشگاهی راه‌اندازی کرده است. نظافتچی سابق فرودگاه، او اکنون بازنشسته شده و برای یک موسسه خیریه سرطان جمع آوری می کند. این مکان خوبی برای مشاهده عمل است. شما می بینید که گاه به گاه افراد مشهور وارد می شوند و هالیوکس قبلاً در اینجا فیلمبرداری کرده است. او می گوید ریکی تاملینسون از لیورپول زیاد پرواز می کرد و همیشه برای صحبت با همه وقت می گذاشت. یک بار، او نیم ساعت در غرفه هاول نشست و در مورد زمان خود در صف اعتصاب در دهه 1970 صحبت کرد. او به من گفت که قبل از اعتصاب، هیچ حفاظتی وجود نداشت. ممکن است از ساختمانی بیفتید و در لحظه برخورد با زمین، دستمزدتان متوقف شود. این یک چیز وحشتناک بود.»
بالا: مسافران النا، نیکولا، پت و الویز از مورکامب. بالا سمت چپ: مسافران جان کریستف و آمینه. بالا سمت راست: زنی آرایش خود را لمس می کند
حتی زمانی که کشور برای تابستانی پر از نارضایتی آماده می‌شود، برای یافتن کسی که در اینجا از اعتصابات شکایت داشته باشد، با مشکل مواجه خواهید شد. لیورپول اقدامات جمعی را تأیید می‌کند، همان‌طور که با قدرت مخالفت می‌کند، به‌ویژه زمانی که این اقتدار از یک دولت محافظه‌کار سرچشمه می‌گیرد. احساس مهمی که امروز می شنوم تسکین است. که مرزها دوباره باز می شوند و مردم بالاخره آزادند که پرواز کنند. رابطه آزاردهنده شهر با قوانین به اندازه تاریخ با جغرافیا ارتباط دارد. لیورپول یک بندر است و رو به اقیانوس است. این کشور پشتش به انگلستان است، و به طور کلی از آنچه بقیه کشور انجام می دهند بیزار است. شما به ندرت پرچم های انگلیس را اینجا می بینید، حتی در طول جام جهانی، اگرچه گاهی اوقات بنرهایی را در بازی های فوتبال می بینید که روی آن نوشته شده است: "Scouse not English". لیورپودلیایی‌ها یک فیف ایدئولوژیک را اشغال می‌کنند، یک ایالت نیمه خودمختار که بیش از هر جای دیگری با ایرلند مشترک است. بین این دو مکان پیوندهای طولانی وجود دارد. وقتی به شخصی گفته می‌شود که «اسکاوس به نظر می‌رسد»، اساساً به این معنی است که ایرلندی به نظر می‌رسد. در طول روز بیشتر از هر لهجه ایرلندی می شنویم.
هاول می گوید: «ایرلندی ها فوق العاده هستند. آنها به خیریه می دهند. برخی افراد سخاوتمند هستند، برخی فقط شما را نادیده می گیرند. شما سرهای عصبانی را دریافت می کنید، اما آنها را در همه جا به دست می آورید. نود و نه درصد مردم خوشحال هستند. آنها باید باشند، اینطور نیست؟ آنها به تعطیلات می روند!»
بالا: زنی وارد فرودگاه می شود. وسط سمت چپ: یک زوج در حال بوسیدن. مرکز راست: ریموند برای امور خیریه جمع آوری می کند. بالا: به سمت سالن عزیمت

source

توسط artmisblog