برج قرمز بزرگ آنیش کاپور همچنان چشم نوازی تماشایی است، اما با گذشت 10 سال از بازی های 2012، زمین های راه آهن قدیمی استراتفورد یک منطقه شهری جدید تا حد زیادی پررونق است که کمتر شهر میزبان دیگری می تواند با آن رقابت کند.
المپیک تا به حال چه کاری برای ما انجام داده است؟ هیچ چیز، به جز پارک 226 هکتاری که سالانه شش میلیون بازدید کننده را به خود جذب می کند، امکانات ورزشی باشکوه، ده ها هزار شغل جدید، آلودگی زدایی و افتتاح زمین های صنعتی سابق، مدارس، موسسات فرهنگی در حال ساخت. ، خانه های جدید که برخی از آنها به معنایی مقرون به صرفه هستند. ناگفته نماند عامل احساس خوب ملی تا زمانی که بازی ها به طول انجامید، و بالا بردن ماندگارتر شهرت و افتخار مکان آن. روشانارا علی، نماینده حزب کارگر از حوزه انتخابیه نزدیک بتنال گرین و بو، می گوید: «ما ناگهان احساس کردیم که بخشی از ماجرا هستیم. اگر از شرق لندن آمده‌اید ، اگر از پیشینه‌های مختلف آمده‌اید، احساس می‌کنید بخشی از آن هستید.»
جدا از این هیچی
از زمانی که مناقصه المپیک 2012 لندن در اوایل قرن راه اندازی شد، شک و تردید قابل درک وجود داشت – این که به وعده های خود عمل نمی کند، منافع و شخصیت محلی را زیر پا می گذارد، اینکه منافع شرکت ها آن را تسخیر می کند. . برخی از این موارد توجیه شده است: برای مثال، امیدها برای "الهام بخشیدن به یک نسل" با رنسانس ملی ورزشی، تا حد زیادی پایه گذاری شده است.
اما اگر اکنون از پارک المپیک ملکه الیزابت در شرق لندن بازدید کنید، 10 سال پس از برگزاری بازی‌ها، منظره‌ای زیبا و تا حد زیادی به خوبی نگهداری شده را مشاهده خواهید کرد که به طرز ماهرانه‌ای از شبکه آبراه‌ها و تغییرات سطوح قبلی در سایت بهره‌برداری می‌کند. محدوده‌ی دلپذیری از چمن‌زارها و تالاب‌های پشمالو گرفته تا چمن‌زارها و تراس‌های آرام‌تر دارد. تعداد زیادی از مردم را خواهید دید که از آن لذت می برند و از همه جهات به آن رسیده اند. جو آرام، دلپذیر، فراگیر، متقابل است.
سقف منحنی برازنده ولودروم و روبنای خمیده‌تر مرکز ورزش‌های آبی ، شاید مسیر BMX ، مرکز هاکی و تنیس ، و عرصه چند ورزشی Copper Box را خواهید دید که همه تغییراتی در امکانات اولیه المپیک هستند. اگر در برخی از مناطق مسکونی در لبه‌ها پرسه بزنید، ممکن است مناطق آرامی شبیه به میو، و خیابان‌های دلپذیر با فضاهای باز قابل دسترسی و استفاده خوب، از جمله زمین‌های بازی در دسترس هر خانواده‌ای که ممکن است بخواهد از آن‌ها استفاده کند، پیدا کنید. اگر از مرکز حمل‌ونقل عمومی در استراتفورد به پارک رسیدید، احتمالاً از مرکز خرید وستفیلد عبور کرده‌اید، که مطمئناً یک کار غول‌پیکر شرکتی است، اما مملو از مردمی از دور و نزدیک که از حضور در آنجا خوشحال به نظر می‌رسند. و برخلاف انتظار، مرکز خرید قدیمی‌تر و روزمره‌تر در وسط استراتفورد را از بین نبرده است.
دیگر مناظر عبارتند از منطقه ای به نام بانک شرقی ، جایی که ساختمان های موزه ویکتوریا و آلبرت، دانشگاه کالج لندن، کالج مد لندن، Sadler's Wells و BBC در حال شکل گیری هستند، و Here East ، یک پردیس تجاری نوآوری و فناوری پررونق که زمانی مرکز رسانه بازی های 2012 بود. همچنین ممکن است در خارج از مرزهای خود سایت المپیک، مناطق همسایه مانند هاکنی ویک مملو از زندگی، و مسیرهای یدک کش کانال شلوغ مانند قبل را ببینید. برای پنج سال آینده، شش ضلعی جداشدنی Abba Arena ، که محل اقامت مجازی کنسرت سوئدی‌های معروف است، در انتهای جنوبی پارک خواهد بود.
این همان مکانی است که برنامه‌ریزان دهه‌ها رویای آن را در سر می‌پرورانند، اما به ندرت به آن دست یافته‌اند، با استفاده‌های متعدد – فرهنگ، کار، خانه‌ها، آموزش، خرید، ورزش – که در آن هیچ امکانات واحدی غالب نیست. اگر بخواهید می توانید از مرکز خرید خرید کنید، اما لازم نیست برای لذت بردن خود در پارک پول خرج کنید. هنرهای عالی و سرگرمی های تجاری وجود خواهد داشت، اما هیچ کدام غالب نیستند. دست‌کم به دو چیز دست پیدا کرده است: ایجاد یک منطقه شهری جدید پر رونق، و ایجاد یک پارک بزرگ جدید که مردم واقعاً به آنجا می‌آیند.
مکان لندن 2012 همچنین دنیایی دور از مکان‌های دیگر بازی‌های المپیک – آتلانتا، آتن ، پکن ، ریو – جایی است که ساختمان‌های بزرگ ورزشی در فضای باز پوشیده شده‌اند و برای همیشه نمی‌توانند جمعیتی را که پر شده‌اند جذب کنند. زندگی کوتاه آنها به عنوان مکان های المپیک. همانطور که دیو هیل کارشناس لندن در کتاب جدید پارک المپیک خود می نویسد، این یک شاهکار نادر از همکاری سیاسی است که در آن رهبران ملی و محلی، و چهره هایی از جمله شهردار چپ لندن، کن لیوینگستون، وزیر چپ میانه، تسا جوول. و ورزشکار سابق و سیاستمدار محافظه کار سباستین کو در یک هدف مشترک با هم کار کردند.
باید گفت که میراث 2012 دارای اشکالاتی است. مهمترین آنها مدار ArcelorMittal به ارتفاع 115 متر است، یک قطعه بزرگ قرمز رنگ از هنر عمومی توسط آنیش کاپور، مهندس سیسیل بالموند و معمار کاترین فیندلی. زمانی تصور شد که بوریس جانسون، پس از انتخابش به عنوان شهردار لندن در سال 2008، ظاهراً می خواست اثر خود را مانند سگی که روی تیر چراغ برق ادرار می کند، بر دستاورد سلف خود، لیوینگستون، بگذارد. این سازه‌ای است که پیچیدگی‌ها و پیچش‌های فولادی بی‌معنای آن، در گذشته، استعاره‌ای مناسب و هشدار از حکومت آینده جانسون بر کشور است. وعده‌هایی مبنی بر پرداخت هزینه نگهداری از فروش بلیت به بازدیدکنندگان مشتاق، حتی پس از اضافه شدن یک اسلاید خوشایند که از بالا به پایین اجرا می‌شود، پوچ بوده است.
همچنین ورزشگاهی وجود دارد که در آن مبالغ هنگفتی از پول عمومی، از دولت ملی و محلی، از جمله هزینه‌های جاری، به باشگاه ثروتمند لیگ برتر فوتبال وستهام، که بخشی از آن متعلق به دو بارون سابق پورنوگرافی است، یارانه پرداخت کرده است . وجود دارد . معماری استادیوم غیرمجاز و هوشمند بود، به خوبی برای مسابقات دو و میدانی المپیک مناسب بود و با برنامه ای برای کاهش اندازه آن پس از بازی ها همراه بود. مشکل زمانی پیش آمد که با تأخیر تصمیم گرفته شد که آن را به یک مکان فوتبال تبدیل کنند، که برای آن طراحی نشده بود و نیاز به تطبیق گران قیمت داشت.
جاده‌های بزرگ، عریض و فضا خواری وجود دارد که در بخش‌هایی از پارک می‌چرخند و برای برآورده کردن الزامات فنی المپیک ساخته شده‌اند. بخش های ناهموار و جدا شده ای از پلان وجود دارد که یک قسمت به طور قانع کننده ای به قسمت دیگر متصل نمی شود. معماری پیش‌فرض مناطق مسکونی، معماری خوش‌خیم، کمی ملایم و کسل‌کننده است، با شیوع گاه‌گاهی چیزهای بزرگ و توده‌ای که در آن توسعه‌دهندگان فرصت کسب درآمد اضافی را به دست آورده‌اند. این سوال وجود دارد که کسب و کارهایی که قبلاً در سایت وجود داشتند، حذف شده بودند تا ساخت و ساز المپیک شروع شود، که 31٪ آنها تا سال 2015 تعطیل شده بودند. اما، این مشابه با نرخ ملی تعطیلی در یک دوره است که شامل آن می شود. بحران مالی 2008، سخت است که بدانیم نقل مکان آنها تا چه اندازه مقصر بوده است.
و بحث خانه های جدید در داخل و اطراف سایت المپیک وجود دارد که 11380 مورد از 30000 تا 40000 خانه های وعده داده شده در اوایل پروژه المپیک ساخته شده است. از این تعداد، 15 درصد به عنوان «متوسط» طبقه بندی می شوند، دسته ای از خانه ها زیر قیمت بازار اما دور از دسترس بسیاری از ساکنان مناطق اطراف، و 13.5 درصد دیگر از کل به عنوان «اجاره کم هزینه» و «اجاره اجتماعی» طبقه بندی می شوند. . شرکت توسعه میراث لندن، که بازسازی منطقه پس از المپیک را هدایت می کند، می گوید که با تخصیص مجدد زمین به سایر کاربری های سودمند، مانند بانک شرقی، میزان مسکن کاهش یافته است، اما با این وجود، 33000 خانه جدید در این منطقه ساخته خواهد شد. آنها همچنین می گویند که درصدهای مسکن مقرون به صرفه اغلب توسط مجوزهای برنامه ریزی قدیمی تعیین می شود که آنها نمی توانند کنترل کنند و امیدوارند در آینده آنها را افزایش دهند. اگر می‌خواهید کمی سخاوتمند باشید، می‌توانید بگویید که هیئت منصفه در این زمینه خارج است.
مهم‌تر از همه، این سؤال که آیا المپیک واقعاً می‌تواند اعتبار همه چیزهایی را که اکنون در زمین‌های راه‌آهن سابق استراتفورد و در اطراف آن وجود دارد را به خود اختصاص دهد، امری غیرممکن است. از دهه 1990، این منطقه با سرمایه‌گذاری عمومی در قالب زیرساخت‌های حمل‌ونقل اشباع شده است – گسترش خط Jubilee، راه‌آهن سبک Docklands، ایستگاهی در خط ریلی High Speed 1 که برای خدمت به تونل مانش، خط الیزابت ساخته شده است. پیش از این که مناقصه المپیک لندن ارائه شود و برنده شود، پیشنهادهایی را برای توسعه مجدد بزرگ ارائه کرده بود. پارک، مسکن و مرکز خرید بخشی از این طرح بود. بسیاری از امکانات این منطقه، مانند امکانات فرهنگی کرانه شرقی، با بودجه اضافی به 9 میلیارد پوند هزینه شده برای بازی های المپیک تأمین می شود.
چیزی که بازی‌های 2012 به دست آوردند سرعت بخشیدن به این پیشرفت‌ها بود – پروفسور تونی تراورز از LSE تخمین زده است که بدون آنها «تا سال 2050 تا 2060 طول می‌کشید تا منطقه به طور کامل بازسازی شود». مرکز خرید وستفیلد، در پی تصادف سال 2008، اگر المپیکی در آینده وجود نداشت، مطمئناً متوقف می شد. 2012 همچنین سطح بیشتری از کیفیت و شکوه را به آنچه ساخته شد، و چیزهای ناملموسی از هیجان و عزت نفس محلی اضافه کرد.
حقیقت در مورد المپیک به طور کلی این است که صرف برگزاری این فستیوال های ورزشی کوتاه مدت میلیاردها دلار هزینه دارد، بدون هیچ تضمینی برای هیچ سود اضافی برای مکان هایی که در آن برگزار می شوند – این واقعیت که سرمایه گذاری در یک مکان ریخته می شود و سازه های بزرگ ساخته شده به خودی خود منجر به بازسازی طولانی مدت نمی شود. این هم برای کمیته بین‌المللی المپیک (IOC) و هم برای شهرهای میزبان شرم‌آور است و هم در فرآیند مناقصه و برگزاری بازی‌ها، که از شهرها می‌خواهد زمین‌های خوش‌بینانه را هم برای کمیته بین‌المللی المپیک (IOC) و هم برای عموم مردم، وعده‌هایی درباره میراث و بازسازی داشته باشند. ساخته می شوند که به ندرت بعد از آن نگهداری می شوند.
ترفند نادری که لندن انجام داد این بود که بر نقصی که در قلب پروژه المپیک وجود داشت غلبه کرد و بسیاری از وعده‌های میراث را محقق کرد. در اینجا کمی حیله گری وجود دارد، زیرا همه اینها به خاطر بازی ها اتفاق نیفتاد. ارزیابی که تمام سرمایه‌گذاری عمومی اضافی در قطارها، مدارس و فرهنگ را در نظر می‌گیرد، ممکن است به این نتیجه برسد که نتیجه ارزش برای پول است. اما وجود دارد، و کارهای خوب زیادی انجام می دهد، و به طور گسترده ای محبوب است، که همه آنها دستاوردهایی هستند که باید تجلیل شوند.

source

توسط artmisblog