دنیایی که در آن همه آزادی حرکت و ماندن دارند، ممکن است در آسمان به نظر برسد، اما می تواند کارساز باشد
در 28 آوریل، قانون ملیت و مرزها به تصویب رسید که بر تعهدات حقوقی بین المللی بریتانیا در قبال پناهندگان تسلط یافت. این درست پس از آن رخ داد که ما 10 سال از محیط خصمانه را جشن گرفتیم، مجموعه سیاست هایی که توسط ترزا می، وزیر کشور وقت در سال 2012 ارائه شد – البته توسط لیام برن وزیر جدید کار در سال 2007 دنبال شد – که شاهد برون سپاری چک های مهاجرت به خدمات عمومی قابل اعتماد بود. ایجاد یک زیرساخت نظارتی برای بررسی حقوق افراد و هدف قرار دادن مهاجران برای حذف. با وجود افشای رسوایی ویندراش، محیط خصمانه پابرجاست. در رقابت اخیر رهبری حزب محافظه کار، همه نامزدها به اتفاق آرا از اخراج پناهندگان به رواندا حمایت کردند.
و این خصومت منحصر به بریتانیا نیست. ما هر روز شاهد تأثیر جهانی خشونت نژادی مرزی هستیم. جسد ده ها مهاجر در پشت یک کامیون تریلر در تگزاس پیدا شد. مردمی که توسط مقامات مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و در منطقه اسپانیایی ملیلا کشته شدند. کشتی های نجات در دریای مدیترانه قادر به یافتن بندر امن نیستند. پناهجویان در مرز یونان توسط پلیس مجبور شدند تا هموطنان خود را عقب برانند.
عقب‌نشینی‌ها، هوشیاری و اخراج‌های دسته جمعی تنها شدیدترین تجلی سیاست‌های محدودکننده شهروندی و مهاجرت است که برای پلیس و کنترل مرزهای ملی طراحی شده‌اند.
اما حتی با افزایش مرزها، مقاومت در برابر آنها بیشتر می شود. در ماه های اخیر، مردم برای جلوگیری از حملات مهاجرت در گلاسکو، ادینبورگ و لندن گرد هم آمده اند. دیگران در بازداشتگاه کولنبروک دراز کشیدند تا اولین پرواز اخراج دسته جمعی به رواندا را متوقف کنند.
این جنبش ها اصلاحات مقطعی یا مرزبانان دوستانه تر را نمی طلبند، بلکه اغلب لغو کامل مرزها. ما می توانیم خیلی بیشتر از دفاع از وضعیت موجود غیرقابل دفاع انجام دهیم.
لغو مفهومی است که ما از جنبش های متعهد به لغو زندان و پلیس برداشت می کنیم. برای چندین دهه، فعالان با برخی از حقایق ساده دست و پنجه نرم کرده اند. پلیس و زندان‌ها کارهای زیادی برای تنبیه فقرا انجام می‌دهند، برای پیشگیری یا کاهش خشونت کم کار می‌کنند و به خودی خود آسیب‌های اجتماعی زیادی را به وجود می‌آورند که همگی با هزینه‌های زیادی همراه هستند. بنابراین آنها می پرسند: چه می شود اگر به جای حبس کردن مردم، شرایط اولیه را تغییر دهیم که پلیس و زندان پاسخگوی آن هستند؟ چه می‌شد اگر به مردم منابع لازم برای زندگی شکوفایی داده می‌شد، نه اینکه به آسیب‌ها با آسیب‌های بیشتر پاسخ دهند؟
ما می خواهیم این چارچوب را برای مرزها اعمال کنیم. آنچه که ما لغو مرز می نامیم بیشتر به گسترش آزادی حرکت و ماندن می پردازد. این به معنای حمایت از جابجایی آزاد در جهان آنگونه که اکنون پیکربندی شده است نیست، بلکه به معنای تغییر شرایطی است که مرزها پاسخی به آن هستند. لغو با حضور مرتبط است: وجود کالاها، خدمات و شیوه های مراقبتی که حیات را حفظ می کنند. و به غیبت مربوط می شود: اعمال خشونت آمیز دولتی مانند بازداشت و تبعید. در دنیایی مانند این، مرزها منسوخ می شوند.
حتی اگر دقیقاً ندانیم دنیای بدون مرز چگونه خواهد بود، مجموعه وسیعی از تغییرات وجود دارد که می‌توانیم در اینجا و اکنون ایجاد کنیم تا دسترسی و آسیب کنترل‌های مهاجرت را کاهش دهیم و راه را برای دنیای بدون مرز در جهان باز کنیم. آینده. همانطور که ماریا کابا، مربی لغو زندان و مربی به ما می گوید، "امید یک رشته است." لازم نیست به دور نگاه کنیم تا ببینیم چگونه شکستگی‌های موجود در زمان حال ما ممکن است راه را برای آینده‌های کاملاً متفاوت و شکوفا باز کند.
به جای اینکه صرفاً تلاش کنیم افراد بیشتری را واجد شرایط شهروندی کنیم، باید انسانیت افراد غیرشهروند را جبران کنیم و دسترسی همگانی به خدمات ضروری را بدون توجه به وضعیت مهاجرت تضمین کنیم. ما باید قوانینی را لغو کنیم که مهاجران غیرقانونی را برای کار، اجاره و رانندگی جرم انگاری می کند. ما باید به مبارزه برای پایان دادن به بازداشت مهاجرت، حملات و پروازهای اخراج دسته جمعی ادامه دهیم، که شرایط را برای همه غیرشهروندان بهبود می بخشد.
البته، مرزها لزوماً روابط بین کشورها را واسطه می کنند، نه صرفاً در داخل آنها، و بنابراین دستور کار ما نیز باید بین المللی باشد. ما باید تلاش کنیم تا تمام منابعی که برای پلیس مرزی صرف می‌شود – هواپیماهای بدون سرنشین، برج‌های مراقبت، نگهبانان مسلح، سیستم‌های تشخیص بیومتریک، ابزارهای داده‌کاوی – در خدمت شکوفایی انسان‌ها هدایت شوند. ما باید به برنامه‌های توسعه و کمک‌های فراوانی که دولت‌ها را در جنوب جهانی دعوت می‌کنند تا در وهله اول از مهاجرت مردم جلوگیری کنند، پایان دهیم.
ما باید بودجه Frontex، نیروی مرزی هماهنگ اتحادیه اروپا را کاهش دهیم و در عوض در صندوق های همبستگی جهانی سرمایه گذاری کنیم تا مردم و دولت های جنوب جهانی را قادر به کاهش بهتر فاجعه آب و هوایی کنند. ما باید از تقاضاهای جاری برای لغو بدهی و پایان دادن به صادرات تسلیحات حمایت کنیم. ما باید گسترش قراردادهای دوجانبه یا منطقه ای حرکت آزاد را تشویق کنیم.
ما مجبور نیستیم لزوم نظارت و کشتار جمعی را به نام ملت و سرزمین بپذیریم. به تعبیر مایک دیویس محقق و فعال ، ما معجزات اجتماعی را در طول زندگی خود دیده‌ایم، پیروزی‌هایی که تا زمانی که نبودند غیرممکن به نظر می‌رسیدند. بسیاری دیگر ممکن است. شاید یکی از فریادهای تظاهرات بزرگ می 1968 این وظیفه را به اختصار بیان می کند: "بیایید واقع بین باشیم، غیرممکن ها را مطالبه کنیم!"
گریسی مای بردلی و لوک د نورونا نویسندگان کتاب علیه مرزها: پرونده الغای هستند.

source

توسط artmisblog