یک هفته کاری کوتاه تر، انتشار کربن را کاهش می دهد، زندگی را برای والدین و افراد مبتلا به بیماری یا معلولیت آسان تر می کند و به طور کلی مردم را شادتر می کند.
یکی از سخت‌ترین چیزها در مورد ابتلای طولانی مدت به کووید، یافتن ارزش خود در خارج از دنیای کار است. من یکی از نزدیک به 2 میلیون نفر در بریتانیا و 20 میلیون نفر در ایالات متحده هستم که اکنون با این چالش روبرو هستند. این چیزی است که سایر معلولان به خوبی می‌دانند: فرهنگ ما کار را تجلیل می‌کند، که اغلب به قیمت سلامتی تمام می‌شود. تمام آن رویاهای تغییری را که در آغاز همه گیری در سر داشتیم، به خاطر دارید؟ اکنون می‌پرسم: آیا دم دراز کووید-19 می‌تواند باعث تغییر عمیق‌تر از فرهنگ وسواس کار ما شود؟
زمان مناسب برای یکی است. قبل از همه‌گیری، ما خیلی طولانی و خیلی سخت کار کرده بودیم. به عنوان مثال، کارگران بریتانیایی دو هفته و نیم بیشتر از متوسط اروپایی ها در سال کار می کنند و نیمی از غیبت های ما در محل کار ناشی از استرس، اضطراب یا افسردگی است. در همین حال، در ایالات متحده، کارگران چهار ساعت بیشتر در هفته را در محل کار می گذرانند و سه چهارم کارگران استرس محل کار قابل توجهی را تجربه می کنند.
من این را به وضوح در دوستانم در اوایل 20 سالگی می بینم که مجبورند بین کار خدماتی خسته کننده اما خودنگهدار و مشاغل "خلاقانه" تر که زندگی آنها را می گیرد یکی را انتخاب کنند. بنابراین بسیاری از آنها که با اضطراب و افسردگی دست و پنجه نرم می کنند، احساس خوبی که نسبت به خود دارند، بر اساس میزان «مولد» بودنشان است. لذت تبدیل به گناه شده است. استراحت، یک لحظه شکست؛ و فرسودگی شغلی، یک نقطه عطف تقریبا اجتناب ناپذیر.
چگونه به اینجا رسیدیم؟ برخی – معروف‌ترین نظریه‌پرداز ماکس وبر- آن را به ظهور پروتستانیسم در قرن شانزدهم برمی‌گردانند. برخی دیگر به کمپین های تبلیغاتی قرن بیستم که به دنبال هر یک از جنگ های جهانی انجام شد، اشاره می کنند و کار را به عنوان یک وظیفه میهن پرستانه بازخوانی می کنند. اخیراً، گفتمان «مزاحم سود» در دهه 2010 و اقتصاد کارآفرینی اوبر زنجیره‌ها را سفت‌تر کرده است. از هر کجا که باشد، کیش کار بر زندگی ما مسلط است.
ما می توانیم با یک کمپین تبلیغاتی ضد کار انجام دهیم. برای یکی مطالب بی پایانی وجود خواهد داشت. تا زمانی که هیچ کس دچار کاهش دستمزد نشود، کاهش ساعات کاری زندگی را به طور کلی بهبود می بخشد. یک مطالعه اخیر نشان داد که کاهش یک روزه هفته کاری می تواند انتشار کربن را تا 30 درصد کاهش دهد. یک هفته چهار روزه همچنین نابرابری‌های جنسیتی را بهبود می‌بخشد و 60 درصد کارهای بدون دستمزد بیشتری را که زنان در مقایسه با مردان انجام می‌دهند ، دوباره توزیع می‌کند. علاوه بر همه اینها، یک سری آزمایش‌های پرمخاطب در مایکروسافت، دیلویت و کیک‌استارتر نشان می‌دهند که کمتر کار می‌کنند ، اثربخشی کاری را که به طور کلی انجام می‌دهیم افزایش می‌دهد .
و هیچ یک از اینها شروع به پوشش اثرات ثانویه نمی کند: سهولت سیستم مراقبت های بهداشتی ما را از کاهش بیماری های مرتبط با استرس، شکوفایی دموکراسی محلی که مردم زمان بیشتری برای مشارکت دارند، هنر بزرگی که مردم ممکن است بسازند، فن آوری تصور کنید. پیشرفت های…
فراتر از تجربه خودم، کووید-19 این موضوع را برای همه ما تبدیل به یک موضوع زنده کرده است. علاوه بر کار از خانه، از زمان شروع همه‌گیری، شرکت‌هایی که هفته‌ای چهار روزه را ارائه می‌دهند، 15 درصد افزایش یافته است. یک نظرسنجی اخیر نشان داد که نزدیک به 60 درصد از مردم بریتانیا از یک هفته چهار روزه حمایت می کنند، و سایر نظرسنجی ها نشان می دهد که مدیران نسبت به این ایده گرم می شوند. در اوایل این ماه ، 4 روز هفته جهانی و اندیشکده Autonomy آزمایش جدیدی را راه‌اندازی کردند که در آن 3000 نفر در 70 شرکت هفته چهار روزه را اتخاذ خواهند کرد.
این هیجان انگیز است، اما به خودی خود کافی نخواهد بود. اخلاق کاری ما عمیق است، و از نظر تاریخی، کاهش زمان کار تنها توسط اتحادیه های کارگری و جنبش های اجتماعی به سختی به دست آمده است. در حالی که آزمایش‌های متعدد هفته‌های چهار روزه مفید است، کارگران یقه آبی در آنها کمتر حضور دارند. همچنین این احتمال وجود دارد که برخی از کارگران وقت آزاد بیشتری را به عنوان یک تهدید ببینند. (من همیشه جان ای ادگرتون، رئیس انجمن ملی تولیدکنندگان ایالات متحده را به یاد می‌آورم که در سال 1920 نقل‌قول کرد که می‌گفت: «هیچ چیز بیشتر از ناراحتی باعث ایجاد رادیکالیسم نمی‌شود، مگر اینکه اوقات فراغت باشد.») در حال حاضر، اتحادیه‌ها تنها چیزی هستند که ساعات کاری را کاهش می‌دهند. مردم طبقه کارگر امروز پیروزی اتحادیه کارگران ارتباطات در سال 2018 برای کارگران پست در بریتانیا و IG Metall برای کارگران مهندسی در آلمان، دو نمونه اخیر هستند.
اکنون، در این زمان پر جنب و جوش برای جنبش اتحادیه‌های کارگری بریتانیا و آمریکا، با جنبش‌های تاریخی اتحادیه‌سازی در آمازون و استارباکس، و با آنچه در بریتانیا «تابستان نارضایتی» نامیده می‌شود، ما قادر خواهیم بود نه تنها بر جوایز تأثیر بگذاریم. کار، اما خود ضرورت کار؟
اگر اتحادیه‌ها خواستار هفته‌های کاری کوتاه‌تر باشند، با جوانانی که جنبش فرهنگی گسترده‌تری را رهبری می‌کنند، همگام خواهند بود. در دوران اوج همه‌گیری، در دوره‌ای که استعفای بزرگ نامیده می‌شود، تعداد جوانانی که در ایالات متحده کار می‌کردند بیشتر از دهه‌ها بود که کار را ترک می‌کردند. هشتگ #QuitTok و 44000 ویدیوی ساخته شده در TikTok با کلیپ صوتی «من هیچ شغل رویایی ندارم. من رویای کار را نمی بینم، مانند 1.7 میلیون عضو تاپیک r/antiwork Reddit، سرخوردگی گسترده را نشان می دهد.
روزنامه‌نگار رزی اسپینکس به طور قانع‌کننده‌ای استدلال می‌کند که از نظر فرهنگی، ما در حال دور شدن از برندهای شخصی کارآفرینی دهه 2000 هستیم و به عشق دهه 90 به شخصیت "تنبل" بازمی‌گردیم: "آدم‌ها و کارمندان، افرادی که به آن پایبند هستند. فرسودگی شغلی-مرد، وفادار بمان. نفس راحتی می کشم که احتمالاً چیزی جایگزین ایده آل اینفلوئنسر، گیج کار و پرهیجانی می شود که من با آن بزرگ شده ام. درک اینکه چقدر آن مدل را درونی کرده ایم، شگفت آور است.
برای من، کووید طولانی، که از ابتدای امسال به آن مبتلا شده‌ام، این موضوع را به شدت تسکین داده است. بیماری نیاز به استراحت دارد. نه فقط یک یا دو روز در رختخواب، بلکه ماه ها و ماه ها استراحت. تلاش بیش از حد می تواند شما را به ابتدایی ترین چیزها بیش از حد خسته کند. بدون تلویزیون، بدون خروج از خانه، بدون مکالمه بیش از 10 دقیقه. با وجود اینکه تا به حال بیماری را به خوبی می شناسم، هنوز هم اغلب نمی توانم به اندازه کافی استراحت کنم. این تا حدی یک بی قراری عادی است، اما همچنین ایده آل پیوند سخت به عنوان تنها منبع واقعی موفقیت، ارزش و هدف است.
چیزی که من آموخته ام این است که – در حالی که ما منتظر اقدام جمعی مورد نیاز خود از اتحادیه ها، جنبش ها و دولت هستیم – تغییرات کوچک اکنون می تواند کمک کند. همه ما می توانیم به یکدیگر اجازه دهیم تا سرعت خود را کم کرده و استراحت کنیم. همه ما می‌توانیم انگیزه‌های درونی خود را برای مشغول ماندن مورد بازجویی قرار دهیم. و در فضایی که ما ایجاد می کنیم، ممکن است سوالات جدیدی برای سنجش موفقیت پدیدار شود. به جای «امروز چقدر سازنده بوده‌ام؟» ممکن است شروع به پرسیدن چیزی بیشتر کنیم مانند "امروز چقدر رایگان داده ام؟"، "چقدر مراقب بوده ام؟" یا "چقدر از دیگران حمایت کرده ام؟"
گرگ فری درباره دموکراسی، جنبش‌های اجتماعی و مقاومت در عصر انسان‌شناسی می‌نویسد

source

توسط artmisblog