او در سال 1775 به بریتانیا آورده شد. او غول مهربانی است که تازه به زندگی ادامه می دهد.
بعد از دانشگاه اومدم باغبانی. من تحصیلات تکمیلی خود را در کشاورزی پایدار به پایان رسانده بودم و در حالی که با والدینم در استرلینگ زندگی می کردم در یک کافه کار می کردم. اواسط آخرین رکود اقتصادی بود و من به سختی کار پیدا می کردم. پدر و مادرم سعی می کردند خانه خود را بفروشند و چون کمی وقت داشتم از من خواستند باغ را مرتب کنم.
یک جنگل بود. من تمام علف های هرز را پاک کردم و شروع به کاشت آن کردم – چیزهایی مانند لوبلیا "ملکه ویکتوریا" و هالی هاک. سپس یک طرح سبزی را شروع کردم – مانگتو، سوئدی، چغندر، سیب زمینی بنفش – و حتی گلخانه کوچک آنها را احیا کردم. دچار وسواس شدم. باغبانی همه چیزهایی را که به نظرم جالب می آمد ترکیب می کرد – هم بوم شناسی و هم علم، اما جنبه هنری هم داشت. این چیزی نیست که در مدارس در مورد آن صحبت شود.
من توانایی برگشت به دانشگاه را نداشتم، اما خوشبختانه بیشتر فرصت های آموزشی برای باغبانی پولی است. من موفق شدم در یک باغ RHS در شمال دوون کارآموزی بگیرم و همه چیز از آنجا شروع شد.
من چهار سال و نیم در کیو کار کرده ام. ابتدا در خانه معتدل کار کردم که آب و هوای مدیترانه ای دارد. اما پس از آن به من این فرصت داده شد که به خانه نخل، جایی که گیاهان گرمسیری در آن زندگی می کنند، نقل مکان کنم و من از این فرصت استفاده کردم. این گیاه محل زندگی گیاهی است که تا جایی که می دانیم قدیمی ترین گیاه گلدانی جهان است. این سیکاد غول پیکر یا Encephalartos altensteinii است که بومی استان کیپ شرقی آفریقای جنوبی است و در سال 1775 توسط گیاه شناس فرانسیس ماسون به بریتانیا آورده شد. در سال 1848، خانه نخل در باغ کیو تکمیل شد و این سیکاد غول پیکر به آنجا منتقل شد.
او در تمام طول مسیر سمی است: بسیار سیخ دار، بسیار رواقی. ما او را به‌عنوان یک غول مهربان می‌بینیم، واقعاً – او فقط به زندگی ادامه می‌دهد. وقتی فردی را خیلی خوب می‌شناسید، می‌توانید فوراً متوجه شوید که آیا کمی از رنگ به نظر می‌رسد یا خیر. مراقبت از گیاهان نیز به همین صورت است. همانطور که در پالم هاوس قدم می زنم، به چگونگی ظاهر گیاهان مختلف، رنگ، بافت، زوایای برگ هایشان نگاه می کنم، و همچنین به کیفیت هوا توجه می کنم – آیا هوا خیلی خشک است؟ یا خیلی گرم؟
برخی از گیاهان بسیار دراماتیک هستند و به محض اینکه مشکلی پیش بیاید، به طور قابل توجهی می ریزند یا شروع به زرد شدن می کنند، اما سیکاد غول پیکر یکی از آن ها نیست. او بیشتر شبیه یک پدربزرگ بدخلق است که کنار آتش می نشیند و چیز زیادی نمی گوید جز: «رهایم کن. خوب می شوم." او فقط به آرامی رشد می کند، تقریباً 2.5 سانتی متر در سال. امروز او حدود 4 متر طول دارد و توسط یک سری تکیه گاه های فلزی نگه داشته می شود تا تنه اش نشکند.
در طول زمستان احتمالاً هفته ای یک بار به او آب می دهیم و در ماه های تابستان کمی بیشتر می شود. ما تمام طول گلدانش را به او آب می دهیم، به او یک خیساندن خوب می دهیم، که یک نکته مفید برای بیشتر گیاهان گلدانی است – به جای پاشیدن کمی آب روی آن، به آنها اجازه دهید تا در گلدان خیس بخورند. علاوه بر این، او هر روز صبح مانند سایر گیاهان با آب پاشیده می شود و هر هفته با کود تغذیه می شود. گاهی اوقات بر پایه جلبک دریایی است، اما ما دوست داریم آن را تغییر دهیم تا گیاهان تمام مواد معدنی خود را دریافت کنند. اگرچه معمولاً او را رها می کنیم تا کارش را انجام دهد.
در این خط کار، شخصیت دادن به گیاهان و شروع به احساس برای آنها اجتناب ناپذیر است. من فکر می کنم این کاری است که انسان ها همیشه انجام می دهند. ممکن است به یاد داشته باشید که یک گیاه یک سال به طرز شگفت انگیزی گل داد، اما سال بعد آنقدرها خوب عمل نمی کند، و فکر می کنید، "اوه خدا، چه مشکلی دارد؟" بنابراین مقداری اضطراب وجود دارد. اما به همان اندازه در باغبانی نیاز به جدا شدن وجود دارد – زیرا همیشه مشکلی پیش خواهد رفت. گیاهان تصمیم خواهند گرفت که آیا می خواهند رشد کنند یا نه. و هیچ کاری نمی توانیم در مورد آن انجام دهیم. ما فقط باید از آن عبور کنیم.
سیکاد غول پیکر آنقدر سرد است که معمولاً منبع این اضطراب نیست – تنها خطری که او با آن مواجه است زمانی است که نیاز به جابجایی یا جابجایی مجدد دارد. قبلاً او را تکان داده بودند، اما وقتی روی سر شما باشد، واقعاً اعصابش خردکن است. شما فکر می کنید، این چیزی است که برای صدها سال بخشی از زندگی مردم بوده است. اگر بدترین اتفاق می افتاد و انتهای صندوق عقب باز می شد، احتمالاً همچنان زنده می ماند. اما، بدیهی است، شما نمی خواهید این اتفاق بیفتد. مطمئنم خوب میشه
همانطور که به فلیکس بازالگت گفته شد
آیا تجربه ای برای به اشتراک گذاشتن دارید؟ ایمیل experience@theguardian.com

source

توسط artmisblog