با گذشت شش دهه، منظره زندگی و مرگ پر فراز و نشیب مرلین مونرو همچنان ما را در چنگال خود نگه داشته است. با یک فیلم زندگی‌نامه‌ای جدید در راه است، زندگی‌نامه‌نویس او واقعیت‌ها را از داستان جدا می‌کند
در ماه مه، پرتره ای از یک زن در حراجی در نیویورک به قیمت ۱۹۵ میلیون دلار (۱۵۷ میلیون پوند) فروخته شد: رکوردی برای اثر هنری یک هنرمند آمریکایی و هر هنرمندی در قرن بیستم. در آن ماه، همچنین در نیویورک، زمانی که لباسی که زمانی آن زن پوشیده بود توسط یک ستاره تلویزیونی واقعیت در موزه هنر متروپولیتن به نمایش درآمد، غوغایی به پا شد. گفته می شود که این لباس "گران ترین لباس جهان" است. صاحب آن نزدیک به 5 میلیون دلار برای آن پرداخت کرده است. برای اطمینان از ایمنی آن، معمولاً در شرایط خاص در یک طاق تاریک نگهداری می شود.
زن در پرتره، زنی که زمانی این لباس را پوشید – برای خواندن تبریک تولد به رئیس جمهور جان اف کندی در مدیسون اسکوئر گاردن – البته مرلین مونرو بود. چاپ رنگی زنده او، اثر اندی وارهول، مشهورترین اثر هنری پاپ اوست. کیم کارداشیان که شیرین کاری اش پوشیدن لباس مونرو در Met بود، به انتقادات به خاطر پوشیدن لباس یک زن مرده با اصرار عجیب و غریب که برای او «احترام زیادی» قائل است، پاسخ داد.
مونرو در زندگی خود را بسیار فراتر از هالیوود و به شیوه‌ای بسیار متفاوت از تصویر «بمب جنسی» که سرلوحه شمایل‌نگاری مدرن اوست، مورد توجه قرار داد. بیست سال قبل از اینکه ورزش بدنی به یک مد تبدیل شود، او به دویدن رفت. او ادبیات جدی و به ویژه داستایوفسکی را با ولع می خواند. در اوایل سال 1950، مدیران استودیو لازم دانستند به او هشدار دهند که در حال خواندن کتاب‌های رادیکال سیاسی دیده نشود. قبل از پایان دهه، مونرو با آرتور میلر ازدواج کرد، درست در زمانی که نمایشنامه نویس به دلیل دلبستگی اش با کمونیسم مورد تحقیق قرار گرفت. او از جنبش رو به رشد حقوق مدنی حمایت کرد. او یکی از بنیانگذاران شعبه هالیوود Sane، کمیته سیاست هسته ای سالم بود.
با این حال، 60 سال پس از مرگ او، حضور پررنگ مونرو در فرهنگ جهان – فقط دایانا، شاهزاده خانم ولز که رقیب او بر تصورات عمومی است – اجازه نمی دهد که تفاوت های ظریف وجود داشته باشد. هنر خیابانی عظیم این ستاره از استانبول تا پنانگ، کن تا ونکوور را می‌توان دید. یک اسکرانچ موی ابریشمی مونرو که «اصالت، پذیرش و اعتماد به نفس [او] را جشن می‌گیرد، به قیمت ۴۲ پوند به فروش می‌رسد. یک "مجسمه سیلیکونی فوق واقعی" در اندازه واقعی 13000 پوند است.
مونرو هنوز یک دارایی پرسود – و به طور مفید قابل تغییر است. قلم مروارید Montblanc Marilyn Monroe Special Edition با قیمت 660 پوند متعلق به شماست. لامپ مونرو که باد دامنش را بالا می برد فقط 148 پوند است. در سرتاسر سیاره، ویژگی‌های مونرو همه چیز را از کتاب‌های آشپزی گرفته تا لیوان‌های قهوه، کیف‌های دستی تا کراوات تزئین می‌کنند. گروه‌های بی‌شماری فیس‌بوک، تابلوهای پینترست، حساب‌های اینستاگرام و طرفداران – مریلین یاد، مرلین ما، مرلین جاودانه، کلوب هواداران مرلین مونرو ایرلندی – به او اختصاص داده شده‌اند.
من در سال 1985 بیوگرافی ستاره را نوشتم و به دنبال نفوذ به جنگل واقعیات درباره او و بیرون آمدن با چیزی تقریبی به حقیقت در مورد زندگی و مرگ جنجالی او بودم. از زمان انتشار آن، اشتها برای همه چیز مونرو – به ویژه جنبه‌های درزتر میراث او – فقط هوس‌تر شده است. در ماه‌های اخیر، میلیون‌ها نفر مستند نتفلیکس را بر اساس مصاحبه‌هایی که من برای آن کتاب ضبط کرده‌ام تماشا کرده‌اند. در ماه سپتامبر، نتفلیکس اولین فیلم داستانی بلوند را با بازی آنا دی آرماس به نمایش خواهد گذاشت.
این فیلم به عنوان یک "بیوگرافی" – و توسط کارگردان، اندرو دومینیک، به عنوان "یک افسانه کابوس احساسی" نامگذاری شده است. این رمان از رمانی به همین نام نوشته جویس کارول اوتس ، نویسنده آمریکایی، که در سال 2000 منتشر شد، اقتباس شده است. این رمان، اوتس در مقدمه ای نوشت، "زندگی" کاملاً تقطیر شده مرلین مونرو بود. او توضیح داد که از تقطیر رادیکال، منظورش این بود که بسیار گزینشگر بوده است، از حقایق و شخصیت های واقعی زندگی استفاده کرده است – او زندگینامه من را یکی از منابع اصلی خود می داند – اما آزادانه چیزهای دیگری را تصور می کند.
در رمان 700 صفحه‌ای اوتس، شخصیت اصلی معمولاً نورما جین نامیده می‌شود، نامی که مونرو با آن زاده شد و تا زمانی که حرفه سینمایی‌اش شروع به کار کرد، با آن شناخته می‌شد. بعداً او "مرلین مونرو" است. در طول جنگ جهانی دوم، نورما جین رمان در رادیو پلن کار می‌کند، شرکتی که کارهای جنگی انجام می‌دهد – و ستاره آینده در چنین شرکتی کار می‌کند. بعداً، وقتی شهرت پیدا کرد، ابتدا با "ورزشکار سابق" و سپس "نمایشنامه نویس" ازدواج کرد – ارجاعات شفافی به شوهران مونرو جو دی ماجیو و آرتور میلر.
تجارب جنسی، عمدتاً آنهایی که بدبخت هستند، بر بلوند – با تأکید بر ظلم و خیانت بسیاری از مردانش – غالب است. در اوایل کتاب، نورما جین توسط یک غول استودیوی هالیوود مورد تجاوز جنسی قرار می گیرد که به او نام "Mr Z" داده شده است. صحنه تجاوز به صورت گرافیکی نوشته شده است و از هیچ جزئیاتی دریغ نمی شود. «آقای Z» به عنوان اشاره ای نازک به بنیانگذار فاکس قرن بیستم، داریل زانوک، تعبیر شده است. مونرو در زندگی واقعی روابط جنسی «کاناپه ریخته گری» را به یاد می آورد، اما هیچ چیز نشان نمی دهد که هیچ یک از آنها با زانوک بوده است. در مصاحبه با تقریباً 700 نفر، من با چیزی مواجه نشدم که نشان دهد هیچ تهیه کننده هالیوودی به مونرو تجاوز کرده است.
با این حال، در رمان اوتس، آشکارترین افتراهای تاریخی، درگیری مونرو در سال 1962 با "رئیس جمهور" را هدف قرار می دهد. "رئیس جمهور" از یک خانواده بسیار ثروتمند ایرلندی-آمریکایی، اشاره ای آشکار به کندی است. در رمان، رئیس جمهور به طور اجباری از مونرو می خواهد که با او رابطه جنسی داشته باشد، سپس تا زمانی که «احضار» دوباره بیاید، غیرقابل دسترس می شود.
مونرو به کاخ سفید برده می شود. در مورد کوبای کمونیست و فیدل کاسترو، رابطه جنسی، گپ و گفت و گویی بیشتر، و باز هم بیشتر رابطه جنسی وجود دارد. او در لس آنجلس در خواب می بیند که رئیس جمهور او را باردار کرده است. سپس احضار دیگری می آید، پرواز دیگری به سمت شرق. او در مدیسون اسکوئر گاردن «تولدت مبارک، آقای رئیس» می خواند. سپس، در بازگشت به لس آنجلس، ویرانی و مرگ.
در رمان، مرگ در قالب مردی «بدون شور و ترحم»، یک قاتل، «به سوی او» می آید. مرد نمی داند که آیا ماموریت او "حفاظت از رئیس جمهور در برابر فاحشه بلوند رئیس جمهور" است یا اینکه هدف واقعی "آسیب زدن به رئیس جمهور به دلیل ارتباط با فاحشه بلوند" است. قاتل با استفاده از کلیدی که توسط شخصی به نام "RF" به او داده شده است، شب هنگام که مونرو خواب است وارد خانه مونرو می شود. سپس، با یک سرنگ مملو از دوز کشنده داروی خواب، او «سوزن شش اینچی را تا دسته در قلب او فرو می‌برد».
رمان اوتس روشن می کند که ارجاعات به «رئیس جمهور» در کتاب مربوط به کندی است. علاوه بر این، هیچ کس ارجاع او به "RF" را به عنوان رمز برای کسی غیر از "RFK" – برادر رئیس جمهور، دادستان کل رابرت اف کندی تفسیر نمی کند.
چرا من داستان «داستانی» اوتس در مورد دلبستگی با کندی ها را «افترای تاریخی» می نامم؟ اطلاعات موثق حاکی از آن است که کندی با مونرو معاشقه داشته است. تحقیقات نشان می دهد برادرش رابرت نیز نوعی ارتباط پنهانی با او داشته است. با این حال، هیچ مدرکی وجود ندارد که آنها یا هر کس دیگری او را به قتل رسانده اند. آیا نوشتن و انتشار این سناریو در یک رمان قابل دفاع است – به ویژه زمانی که افراد درگیر هنوز در حافظه هستند؟ سناریویی که می تواند حاکی از کمک و حمایت برادر رئیس جمهور – دستور باشد؟ – آدم کشی؟
وقتی رمان اوتس منتشر شد، دفاع او این بود که در یک اثر تخیلی، او «تعهد خاصی» در قبال واقعیت ها نداشت. به نظر من اینطور نیست. افرادی که او در رمانش نام برد، افراد واقعی با شهرت واقعی – و میراث تاریخی – بودند و چنین ساختگی های تخیلی غیرقابل توجیه ظالمانه است. این واقعیت که افراد مربوطه مرده اند هیچ دفاعی نیست.
آیا فیلم آینده همان داستان را خواهد چرخاند؟ دومینیک گفته است که این فیلم "منتقد گاوهای مقدس آمریکایی" از جمله کندی خواهد بود و "چیزی در آن وجود دارد که همه را توهین کند". بدیهی است که فیلم محدودیت ها را از بین خواهد برد. طبق گزارش‌ها، نتفلیکس اصرار داشت که یک ویرایشگر را برای "محدود کردن افراط و تفریط" در تولید استخدام کند. با این حال، دارای رتبه NC-17 است که – در تئوری – تماشای افراد 17 ساله یا کمتر در ایالات متحده را مسدود می کند.
دومینیک حرفش را خرد نمی کند. او می گوید این فیلم همان چیزی است که از «نسخه NC-17 داستان مرلین مونرو» می خواهید. او ادامه می دهد: اگر مخاطب آن را دوست ندارد، مشکل لعنتی مخاطب است. با هوشیاری تر، او ادعا می کند که فیلم بدون جنبش #MeToo ساخته نمی شد. این می گوید که "دختری دوست داشتنی بودن، گذر از چرخ گوشت هالیوود … چگونه یک آسیب دوران کودکی به بزرگسالی شکل می دهد که بین خود عمومی و خصوصی تقسیم شده است".
اوتس پس از دیدن یک راف کات، فیلم را «درخشان، بسیار نگران‌کننده، شاید شگفت‌انگیزترین تفسیری کاملاً «فمینیستی» دانست. دومینیک از آن زمان به این نتیجه رسیده است که "بلوند" یکی از 10 فیلم برتر تاریخ خواهد بود.
پروفسور سارا چرچول نوشته است: «اندازه گیری مقیاس اسطوره مونرو غیرممکن است. بیش از هر سرگرمی دیگری درباره این ستاره کتاب نوشته شده است. بیش از 20 فیلم در حال حاضر نسخه ای تخیلی از داستان زندگی او را ارائه می دهند. آیا فیلمی که در آینده می‌آید، غرق در زندگی جنسی او و خیال‌پردازی توطئه‌آمیز درباره مرگ او خواهد بود یا چیزی ارزشمند را ارائه می‌دهد؟
جان هیوستون، کارگردان اولین فیلم مهم مونرو (جنگل آسفالت، 1950)، و همچنین آخرین فیلمی که او به پایان رساند (ناشایست ها در سال 1961)، گفت: «مردم می گویند که هالیوود قلب او را شکست، اما این یک مزخرف است – او مراقب بود و سرسخت… از جهاتی بسیار زیرک بود.» او افزود: "او برای همه چیز به تجربه شخصی خود رفت، دستش را پایین آورد و چیزی را از خودش بیرون کشید که منحصر به فرد بود… او چیزهایی در مورد نوع زن در خودش پیدا کرد."
"چگونه می خواهید داستان زندگی بنویسید؟" خود مونرو در یک مصاحبه درست قبل از مرگش تعجب کرد. «زیرا چیزهای واقعی به ندرت وارد گردش می شوند. معمولاً چیزهای نادرستی هستند… اگر با حقیقت شروع نکنید، سخت است بدانید از کجا شروع کنید.»
آنتونی سامرز نویسنده کتاب الهه: زندگی مخفی مرلین مونرو است. یک نسخه به روز شده به تازگی توسط Weidenfeld & Nicolson منتشر شده است

source

توسط artmisblog