اولین کار کارگردانی آفیس دارای برخی شوخ طبعی ها و میل چشمگیر برای برانگیختن انتظارات است، اما همچنین از لحن خود راضی و اجرای اصلی بی رمق رنج می برد.
بی‌جی نواک، بازیگر و نویسنده سابق آفیس، که خود را به عنوان طنزپردازی که هم اکنون می‌خواهیم و به آن نیاز داریم، قرار می‌دهد، مطمئناً شایسته امتیاز برای چتزپاش است . و در حالی که او در مجموعه گلچین نادرست خود The Premise امتیازهای خیلی کمی داشت، در فیلم کمدی جدید و تاریک تریلر انتقام، چیزهای بیشتری برای توصیه وجود دارد، فلش هایی از چیزی که به پروژه آینده اشاره می کند که در آن محصول نهایی شباهت بیشتری به آنچه می بیند دارد. بر روی کاغذ.
برای ما این یک فاصله زمانی است تا زمانی که او به آنجا برسد، یک تلاش بلندپروازانه و در عین حال پرپر شده برای مقابله با فهرستی کامل و دکمه‌ای از بخش‌های مختلف آمریکاییانا، از پادکست‌های جنایی واقعی گرفته تا نخبگان ساحلی، کنترل اسلحه، اعتیاد به مواد افیونی، فرقه افراد مشهور و پیوند زدن فرهنگ. این کاملاً به اندازه نمایش فوق الذکر او پراکنده نیست، اما آدم هنوز هم آرزو می کند که ای کاش چیزی را بیرون می انداخت تا بار را سبک کند، فیلمی سخت که هرگز کاملاً غرق نمی شود بلکه فقط سرش را بالای آب نگه می دارد. این یک اولین کارگردانی است و بسیار شبیه آن است، کار کسی که ناامید است تا هم حلقه و هم بیانیه ماموریت را به ما نشان دهد، اما هدف خیلی بالاست و بنابراین نتیجه کمتر «این است که من می توانم انجام دهم» و بیشتر «این چیزی است که من می توانم انجام دهم» نباید تلاش کرد.
نواک نقش یک روزنامه‌نگار منفور نیویورکی به نام بن را بازی می‌کند که در اولین صحنه در حال نوشیدن روی پشت بام خانه دامبو با دوست به همان اندازه نفرت‌انگیزش با بازی جان مایر خواننده نشان داده شد. در یک صحنه ساز خیلی واضح، این زوج مشاهدات بیهوده و مطمئنی درباره زندگی به اشتراک می گذارند، در همه چیز با یکدیگر توافق می کنند ("100٪" آنها مدام شعار می دهند)، نشانه اولیه این است که نواک چکش را به صورت ترجیح می دهد. یک ضربه روی شانه انجام می دهد. او سپس پادکستی را برای تهیه‌کننده‌ای در نزدیکی (عیسی رائه) می‌فرستد که به او می‌گوید باید کمتر پایان‌نامه، داستان بیشتر و ذهن کمتر، قلب بیشتر داشته باشد (توصیه‌ای که خود نواک باهوش است که به خاطر بسپارد).
جست‌وجوی او برای چیزی اساسی‌تر با یک تماس عجیب همزمان شد: دوست دخترش مرده است. جز اینکه دوست دختر نداره در عوض، برادر زنی که او چند بار با او ارتباط برقرار کرده است، این تصور را دارد که آنها بیش از آنچه که بودند متعهد هستند و بنابراین، با استدلال ضعیفی متوجه می شود که برای شرکت در مراسم تشییع جنازه و ملاقات به شهری کوچک در تگزاس سفر می کند. خانواده او. سپس او به ایده ای می رسد، شاید تلاش برای یافتن چگونگی مرگ او می تواند همان پادکستی باشد که او به دنبال آن بوده است.
این یک به‌روزرسانی زنگ‌ها و سوت‌های کلاسیک «شهر خونسرد در ابتدا دفع می‌شود اما در نهایت توسط شهر کوچکی که در آن گیر می‌کند مجذوب می‌شود» کمدی Doc Hollywood با جوک‌های توییتری است. نواک، پسر فارغ التحصیل هاروارد یک نویسنده خاطرات مشهور، بسیار آگاه است که چگونه شخصی مانند خودش می تواند به راحتی نسخه ای حامی و بدون پیوند از این داستان بنویسد و بنابراین تمام تلاش خود را می کند تا انتظارات را زیر و رو کند. مردم محلی (از جمله اشتون کاچر، بوید هالبروک، جی اسمیت کامرون از جانشینی و داو کامرون ستاره بامزه اما کم استفاده دیزنی) آن‌گونه که شخصیت او فکر می‌کند به آن‌ها می‌آیند (آنها می‌دانند رایا چیست!) نیستند و بنابراین ما می‌آموزیم. تمرین در مورد اجتناب از قضاوت های فوری اما این درس‌ها آنقدر که او فکر می‌کند شگفت‌انگیز و طراوت‌کننده نیست. به‌روزرسانی یک ماهی قدیمی از آب، مانند این، با اینترنت به‌عنوان یک تأثیر آشکار، جهان را بلافاصله کوچک‌تر می‌کند و شخصیت نواک که توضیح می‌دهد نویسنده چه می‌کند و مجله چیست، برخورد فرهنگ را به قلمروی کارتونی سوق می‌دهد. همانطور که او از کمدی به هیجان‌انگیز تغییر می‌کند، با طرح جنایی نسبتاً پیش پا افتاده‌ای که در مرکز صحنه قرار می‌گیرد، مطمئن نیستم که نواک می‌داند با فیلمی که به وضوح و ناامیدانه می‌خواهد چیزی بگوید، چه می‌خواهد بگوید.
با توجه به آموزش‌های بی‌رحمانه‌ای که سال‌ها در اتاق نویسندگان کمپ شبکه‌ای برگزار می‌شود، جای تعجب نیست که دیالوگ‌های نواک کارآیی واضحی داشته باشد و لحظات سرگرم‌کننده کافی وجود دارد که آدمی آرزو کند کمی چشم‌هایش را پایین بیاورد و تلاش کند. ساختن چیزی که بیشتر کمدی موقعیت محور و کمتر طنز لحظه ای باشد. او به‌عنوان کارگردان، اغلب ناشناس است و به‌عنوان یک بازیگر، نسبتاً بی‌حال است و زمانی که کاملاً جذابیت طبیعی را نداشته باشد، یا هر چه اوضاع سنگین‌تر می‌شود، نقش اصلی را بر عهده بگیرد.
وقتی نویسنده و کارگردانی با استعداد غیرقابل انکار آنقدر به دیوار می اندازد، اجتناب ناپذیر است که عناصر بچسبند و در انتقام، به اندازه کافی ما را کنجکاو می کند تا ببینیم وقتی نواک یاد می گیرد تمرکز خود را بیشتر کند، چه اتفاقی می افتد. انتقام کمتر فیلمی است که در حال حاضر به آن نیاز داریم و بیشتر فیلمی است که او فکر می‌کند ما می‌سازیم، اما امیدوارم دفعه بعد، او بفهمد که چگونه چیزی بسازد که ما می‌خواهیم.
انتقام اکنون در سینماهای ایالات متحده و در بریتانیا در تاریخ 7 اکتبر اکران می شود

source

توسط artmisblog