خطری در خطوط جدید رو به جلو وجود دارد و این همان جایی است که جذابیت اولیه رقابت قهرمانی لیگ برتر در این فصل نهفته است.
آیا یک تیم خیلی کامل است؟ آیا ممکن است اگر در هر پستی بازیکنانی از نظر تکنیکی درخشان داشته باشید که به طور کامل در یک سیستم هوشمند هوشمند جذب شده اند، نتیجه یک ماشین برنده ی پشیمان نیست، بلکه یک موجود کمی سرد است که چنان بر نظم متمرکز شده است که وقتی اختلال ایجاد می شود، قادر به مقابله با آن نیست؟
پس از خروج از لیگ قهرمانان اروپا در فصل گذشته مقابل رئال مادرید ، پپ گواردیولا پیشنهاداتی مبنی بر اینکه تیمش نمی تواند از پس مشکلات برآید را رد کرد و این که بحران می تواند مکانیسم های پیچیده او را مخدوش کند. اما این حداقل جالب است که دو خرید اخیر سیتی، جک گریلیش و ارلینگ هالند ، هر دو مخل‌کننده‌هایی هستند که به نظر نمی‌رسد برای دنیای دقیقاً منظم او مناسب باشند.
از آنجایی که سیتی به دنبال کسب پنج عنوان قهرمانی در لیگ برتر در شش فصل است، سطحی از تسلط در فوتبال انگلیس که قبلاً تنها دو بار به دست آمده بود، منچستریونایتد به رهبری الکس فرگوسن بین سال‌های 1995-1996 و 2000-01 و دوره لیورپول از 1978-1979 تا 1983-1984. هالند مهم ترین خرید تابستان امسال است. با این حال، ورود او بخشی از یک تصویر کلی تر از رقبای کلیدی است که گزینه های حمله خود را تغییر می دهند. از بین شش تیم بزرگ، تنها منچستریونایتد هنوز مهاجمی را به خدمت نگرفته است، اما حماسه کریستیانو رونالدو می تواند منجر به تغییر اساسی در خط حمله آنها شود.
هالند یک ریسک است. او به وضوح یک فوتبالیست با پتانسیل شگفت‌انگیز است، یکی از آن مهاجمان بزرگ‌تر که به ندرت ظاهر می‌شوند و برای مدتی بازی را به طرز خنده‌داری ساده جلوه می‌دهند. او در سه فصل گذشته 78 گل لیگ به ثمر رسانده است. او خودش از تماشای سیتی صحبت کرده و تصور می کند که چقدر گل می زند درست مثل گلی که در 12 دقیقه اولین بازیش برای این باشگاه به ثمر رساند، بازی دوستانه مقابل بایرن، با ضربه زدن به یک سانتر کم از فاصله نزدیک. اما چیزی که برای سیتی اهمیت دارد این است که آیا او در طول رقابت‌ها 30 یا 40 امتیاز می‌گیرد یا اینکه می‌تواند در بازی‌های بزرگ لیگ قهرمانان اروپا که در آن‌ها همچنان کوتاهی می‌کنند بی‌رحمی کند.
لبه های خشن، ویژگی های خاص او، ممکن است چیزی باشد که به او اجازه انجام این کار را می دهد، او را از سیستم سیتی جدا می کند و بازی هجومی آنها را کمتر قابل پیش بینی می کند. (آیا آنها قابل پیش بینی هستند، و آیا در صورت وجود این مشکل وجود دارد؟ حتی این هم آشکار نیست). سیتی الگوی واضحی دارد – یک نوع گل مشخص در سیتی وجود دارد، کاهش کم برای یک بازیکن آینده – اما تقریباً در همه شرایط کار می کند، به همین دلیل است که آنها در هر یک از پنج فصل اخیر لیگ بهترین گلزن بوده اند. مشکل این است که شرایطی که شاید در آن کار نمی‌کند در برابر بهترین طرف‌ها در بزرگ‌ترین بازی‌ها است و طبق تعریف، تعداد بسیار کمی از آنها وجود دارد، یعنی مجموعه داده‌ها لزوماً ناچیز است.
اما این لبه های خشن، اعتماد به نفس صعودی او، ممکن است چیزی باشد که اصطکاک ایجاد می کند. هالند در مورد تحسین خود از زلاتان ابراهیموویچ که تنها یک فصل سخت زیر نظر گواردیولا در بارسلونا دوام آورد و درباره "بچه های کوچک مدرسه ای مطیع" که بقیه اعضای تیم را تشکیل می دادند، به تمسخر گفت. گل هالند مقابل بایرن توسط گریلیش به وجود آمد و او پس از آن بازی در مورد اینکه چقدر از "حال و هوای" خود خوشش می آید صحبت کرد.
به نظر می‌رسید که گریلیش امضا شده بود تا کمی هرج و مرج را به پاس‌های منظم خط جلو بیافزاید. مصاحبه او در روز پایانی که در آن صحبت کرد که گاهی اوقات چقدر از خواسته های سیستم بازدارنده است، به اندازه هر چیزی در مورد مصالحه های خواسته شده توسط روش های گواردیولا آشکار کننده بود. شاید این دو بتوانند بداهه پردازی را اضافه کنند که سیتی را به ارتفاعات بالاتری برساند، اما این یک ریسک است.
تغییر شکل خط حمله لیورپول مدتی بود که پیش بینی می شد. لیورپول در سال‌های اخیر در شناسایی اهداف زودهنگام و تکامل بدون شکست‌های بزرگ بسیار کارآمد بوده است، اما از دست دادن سادیو مانه و اضافه شدن داروین نونیز به سه تیم اصلی که تنها شاهد حضور لوئیس دیاز در ژانویه بود، ناگزیر به معنای عدم اطمینان است. دیاز به طور گسترده ای به نظر می رسد که به سرعت جذب شده است، اما در فینال لیگ قهرمانان بی تاثیر بود، و باید نگرانی هایی در مورد نحوه انتقال مانه به مرکز وجود داشته باشد که به نظر می رسید به فرم محمد صلاح در نیمه دوم فصل گذشته لطمه می زند.
والری لوبانوفسکی، مربی بزرگ دوران شوروی، مشاهده کرد که در بالاترین سطح، پیوند بین بازیکنان حداقل به اندازه خود بازیکنان مهم است. یافتن سه نفری که شیمی آن چنین تأثیر متقابل مفیدی داشته باشد بسیار دشوار است. ممکن است صلاح، نونیز، دیاز حتی از صلاح، روبرتو فیرمینو، مانه بزرگتر باشند، اما ممکن است اینطور نباشد.
شاید این بخشی ضروری از پیشرفت آنها باشد، اما به نظر می رسد چلسی از فصل گذشته یک گام به عقب برداشته است. اضافه کردن رحیم استرلینگ و حذف روملو لوکاکو پویایی حمله را تغییر می دهد، اما چلسی می خواهد یک مهاجم دیگر اضافه کند. اینکه تاد بوهلی شغل مدیر ورزشی را انجام می‌دهد، شاید به جذب تیم کمکی نکرده باشد، اما بارها مورد توجه بارسلونا، باشگاهی بی‌پول، درس سختی است که مسلماً در اقتصاد کیمریک فوتبال مدرن وجود دارد.
با اضافه کردن ریچارلیسون ، تاتنهام به عمق و تنوع افزوده است و باید مقداری از فشار روی هری کین و سون هیونگ مین را کاهش می‌دهد، در حالی که گابریل ژسوس برای برنامه‌های میکل آرتتا در آرسنال طبیعی‌تر از الکساندر لاکازت به نظر می‌رسد، حتی اگر شک داشته باشد. در مورد اتمام او باقی بماند.
و سپس رونالدو، آلباتروس یونایتد که با خوشحالی در فصل گذشته به گردن آنها گره خورده است که علیرغم بهترین تلاش هایش، به نظر نمی رسد آنها را از دست بدهند. او با سیستم اریک تن هاگ مطابقت ندارد – نمی تواند – و اگر به نحوی در باشگاه بماند، به ویژه با توجه به تمام داستان هایی که در مورد نگرش او به تمرینات پرس در تمرینات فصل گذشته وجود دارد، دشوار است که ببینیم چگونه او یک حضور مخرب نخواهد بود. .
مدعیان مثل همیشه خواهند بود: سیتی یا احتمالاً لیورپول احتمالاً قهرمان خواهند شد و نبرد برای صعود به لیگ قهرمانان تقریباً بین شش تیم آشنا خواهد بود. اما در تغییر خطوط رو به جلو یک عنصر خطر وجود دارد و در همان عدم قطعیت است که جذابیت اولیه مسابقه عنوان قهرمانی این فصل نهفته است.

source

توسط artmisblog