آیا تا به حال از طرف شخصی که قرار است جذب او شوید احساس دفع کرده اید؟ Rhik Samadder تاریخچه "ick" – یک واکنش عاشقانه روده – و آنچه را که باید در هنگام بروز آن انجام داد را توضیح می دهد. به علاوه، در زیر، فیلیپا پری در مورد معنای روانشناختی آن
T او تابستان ick است. Ick نقطه ای است که در آن جذابیت اولیه شما به یک شخص به یک احساس انزجار تبدیل می شود. دلایل متعدد و متنوع هستند، اما هنگامی که کسی به شما ایراد می دهد، تمام آرزوها از بین می رود. فقط میخوای فرار کنی علیرغم قضاوت بهتر شما نمی توانید یک آک را نادیده بگیرید. این یک واکنش روده ای ناخودآگاه است که متوجه ناسازگاری سلولی می شود، که منظورم این نیست که آنها تلفن اندرویدی دارند.
وقتی برای اولین بار این عبارت را شنیدم احساس لرزش کردم. من بلافاصله آن را به دوستانم، که همه از آن برای سالها استفاده می کردند، در میان گذاشتم. یکی از آنها به من گفت که پسری را که از روبالشی استفاده نمی‌کرده، خلاص کرده است. دیگری از یکی که پیراهن سبز لیمویی پوشیده بود. یکی دیگر از دوستان – به خاطر حفظ حریم خصوصی ما او را ایکاروس می نامیم – بارها آن را تجربه کرده است، از جمله یک بار در پرادو در مادرید با دوست پسرش. ما به نقاشی یک نوزاد پوره کوچک چاق باکانی نگاه می کردیم. من متوجه شدم که این تصویر تف کردن او بود. ما مدت کوتاهی بعد از هم جدا شدیم، اما نتوانستم دلیلش را به او بگویم.
Icks من را به عنوان یک داستان ترسناک می شناسد. قوانین جذب چگونه می تواند حاوی چنین انحرافی باشد؟ من متوجه شده ام که چگونه گاهی اوقات این همان کیفیتی است که ما برای اولین بار در یک فرد جذب می شدیم که می تواند اینگونه تلنگر بزند. چه یک خصلت فیزیکی، حرکات رقص یا خنده آنها، چیزی که زمانی زیبا بود می تواند غیرقابل تحمل شود. چگونه می توان از یک بیماری غلبه کرد؟ اصلا باید تلاش کنی؟ آیا تضمینی وجود دارد که مثلا بعد از 30 سال ازدواج این اتفاق نیفتد؟ این سوالات و موارد دیگر در اتاق‌های نشیمن در سراسر کشور تکرار می‌شوند، گاهی اوقات از کفش‌های اشتباه یا بوی عجیب فلزی الهام گرفته می‌شوند، برخی از آنها توسط Love Island ، نمایشی رئالیتی که در آن icck پادشاه است.
تاریخچه سریع فرهنگی: عبارت «دریافتن نقش» در واقع برای اپیزودی از Ally M cBeal ابداع شد که در آن آلی سعی کرد تاریخ بیسکویت را تعیین کند. اپیزود اولیه « جنس و شهر »، «The Ick Factor» مشعل را برای مدتی در دست داشت. با این حال، بیماری پس از آن که به یک عبارت سهام در نمایش های واقعیت جزیره ای تبدیل شد، وارد فرهنگ لغت محبوب شد. (پریا گوپالداس در قرار ملاقات با برت استانیلند به این دلیل که خسته کننده بود و به اندازه کافی معاشقه نمی کرد، به این موضوع علاقه پیدا کرد. احتمالاً شما در مورد آن در LRB خوانده اید.)
مدتی در خودم غوطه ور شدم. من در اینستاگرام و TikTok پیمایش کردم، جایی که کاربران خاموش کردن های خاص خود را تحت هشتگ هایی مانند #theickisreal و #theickchallenge در صدها هزار به اشتراک می گذارند. همانطور که انجام دادم، شروع به تدوین یک طبقه بندی غیر رسمی کردم. بارزترین مقوله بدنی بود. بامکرکش را دیدم. او نقابش را پایین کشید تا من را ببوسد، نه اینکه آن را بردارد. اینها به شدت با احساس انزجار مطابقت دارند، محافظتی در برابر آلودگی. مواردی وجود داشت که با رفتارها یا باورهای ناپسند همراه بود. او به توری رای می دهد. او با گارسون ها بی ادب است. سبک های دلبستگی اجتنابی، در شکایت هایی که او خیلی سریع پیامک می دهد، نشان داده شد. او درباره ما به دوستانش گفت. با این حال رایج ترین دسته نیز عجیب ترین دسته بود. «احمق‌ترین آیکس» را جستجو کنید. شما ناامید نخواهید شد.
وقتی روی صندلی بار می نشیند و پاهایش آویزان است. او را می بینم که برای یافتن انتهای Sellotape تلاش می کند. وقتی مهماندار قطار از او خواسته بود که او کارت ریلی خود را بیرون می آورد. غوغای تحقیر از کمدی مشاهده‌ای ظریف‌تر است. شکلی تازه به نظر می رسید، یکی با توجه شعر به حقارت های ناملموس. توضیح دادن سخت است، توجیه آن غیرممکن است، فوراً طنین انداز است. وقتی او به الکسا دستور می دهد کاری انجام دهد و او به او توجهی نمی کند. زمانی که نمی تواند کیسه کچاپ را باز کند و مجبور است از دندان هایش استفاده کند. وقتی از کارت منو برای انتخاب شکلات مورد نظرش استفاده می کند.
به طرز جالبی، برخی از افراد دچار نارضایتی انتخابی می‌شوند و تصمیم می‌گیرند در موقعیت‌های غیرقابل احترام به کسی که دوست دارند فکر کنند. آنها این کار را انجام می دهند تا درخشش را از کسانی که احساسات خود را متقابل نمی کنند، از بین ببرند. به عنوان یک هک احساسی، عالی است. تصور کنید که او سعی می کند یک ایموجی خاص پیدا کند اما نمی تواند، و به دلیل اینکه احساس دلسردی می کند منصرف می شود. تصور کنید او در حال خوردن اسپاگتی است، همه تکه های قرمز دور دهانش. تصور کنید او می خواهد به سگی دست بزند، اما یک ثانیه قبل از رسیدن دستش، سگ دور می شود.
همه قبول ندارند که این پدیده واقعی است. در یک پیک نیک، دوستم جیمز تئوری خود را به من می گوید مبنی بر اینکه یک آیکون یک میله برق آسای خود ساخته برای نارضایتی های دیگر در رابطه است که هنوز به سطح نیامده اند. "من به آنها ایمان دارم. آنها افتضاح هستند و هیچ کاری نمی توانید در مورد آنها انجام دهید. او می‌افزاید که هرگز آن را برای او احساس نکرده است. او در حالی که به او نگاه می کند، پاسخ می دهد. آنها برای یک دقیقه می بوسند، حتی اگر من همانجا هستم.
مطمئناً قابل بحث است که موقعیت‌ها به ما کمک نمی‌کنند، بلکه فقط مردم را به ما می‌دهند. اگر واقعاً به کسی علاقه داشتم، مطمئنم که می‌تواند به من بگوید که می‌خواهد در حالی که روی توالت نشسته است، لباس اوا براون بپوشد. من احتمالا به آن علاقه دارم. این همه در چشم بیننده است. من به هیو گرانت در فیلم ناتینینگ هیل فکر می کنم که سعی می کند قبل از افتادن روی الاغ خود وارد یک باغ خصوصی شود و دو بار بگوید "Whoopsie Daisy". این تعریفی است که از یک قلدر است، اما نه برای جولیا رابرتز، یا هر فرد عاقل. این یکی از جذاب ترین لحظاتی است که تا به حال فیلمبرداری شده است.
یه متن گرفتم این ایکاروس بود که به یاد آورد که پسری را منحرف کرد، پس از اینکه او در یکی از شوخی های او قهقهه زد. او به آن افتخار نمی کند. «این یک نوع تیتراژ کودکانه بود. واژن من فوراً بسته شد.» او اعتراف می کند که این انحراف است، زیرا تمام وقت خود را صرف خندیدن مردم می کند. واکنش او حتی با سیاست او همخوانی ندارد. "من نگرانم که این باعث شود من مانند یک جادوگر کلیشه ای دوتایی به نظر برسم." من خصوصی تمام دفعاتی را که او مرا به خنده انداخته است بازگو می کنم. آیا تا به حال تی هید کرده ام؟
این باعث شد که من در مورد سیاست های اکشن فکر کنم. سیاست. به عنوان مثال، آیا آنها جنسیت دارند؟ این نمونه ها در رسانه های اجتماعی توسط زنانی که از مردان شکایت می کنند، منتشر می شود. اما از نظر فرهنگی، این رفتار اغلب با مردان پسر فریبنده، مانند چندلر از دوستان ، همراه بوده است. جری ساینفلد زنان را به دلیل داشتن دست های مرد، برنزه بودن بیش از حد، حرف زدن زیاد یا کم، خوردن نخودفرنگی در یک زمان، به طور هفتگی طرد می کرد.
من گمان می‌کنم روند فعلی غیرسیاسی است – دور شدن از لفاظی مسلط در رابطه با مسمومیت، پرچم‌های قرمز و رفتار مشکل‌ساز. Icks به طور خودآگاه پیش پا افتاده هستند و در عین حال که برای فرد هک کننده تحقیر می شوند، به سختی بر گیرنده آن منعکس می شوند. خطاپذیری از همه طرف وجود دارد.
این چیزی است که به نظر من در مورد لیست نامتناهی icks بسیار تأثیرگذار است. همه ما هر بار لباس زیر را روی یک پا می گذاریم. برخی از ما در حالی که این کار را انجام می دهیم زمین می خوریم. آیا واقعاً می‌خواهید با کسی باشید که وقتی نگهبان از او سؤال می‌کند کارت ریلی خود را نشان نمی‌دهد؟ اگر با کسی به خاطر فریاد زدن روی ترن هوایی از او جدا شوید، بازنده کیست؟
برای تعادل، باید به این نکته اشاره کنم که ویدیوهایی توسط مردان ارسال شده است، درباره کارهایی که زنان انجام می دهند و آنها را به درد می آورد. اونا هم خنده دارن یکی از آنها زمانی بود که یک دختر به نام امی جونز بود. این فقط یک نام خسته کننده است.
در حالی که آنها خنده دار بودند، پیمایش لیست بی نهایت آیکون نیز مرا ناراحت کرد. وقتی بالای اتوبوس شلوغ شد و مجبور شد به طبقه پایین برگردد. دستانش کوچک بود. گفت: راور. من معمولاً چیزهای غم انگیز و خنده دار را دوست دارم. اما زمان آن فرا رسیده بود که عمیق‌تر کاوش کنیم و بفهمیم اینجا چه خبر است. از چتر استفاده کرد.
جو نیکول، روان‌درمانگر متخصص در روابط و مجری پادکست Love Maps می‌گوید: «آیک نشان‌دهنده شرم خود ما از طریق انتقاد است. ما به خودمان می گوییم طرف مقابل بچه گانه، ساده لوح و بی استایل است، زیرا این چیزی است که در خودمان از آن آگاه هستیم و نمی توانیم تحمل کنیم. منطقی است. مهارت‌های مشاهده‌ای نزدیک پست‌ها نشان‌دهنده هوشیاری فوق‌العاده در برابر خجالت است. هزار راه برای لنگ بودن، بی لطفی و عدم تناسب اندام. چه آسان است که اشتباه کنید.
به گفته نیکول، این بیشتر در مراحل اولیه یک رابطه ظاهر می شود، زیرا در آن زمان است که ما بیشتر هوشیار هستیم، معایب شریک زندگی خود را بررسی می کنیم، و انتقادات همسالان خود را حدس می زنیم. رسانه های اجتماعی، بدون تعجب، این نگرانی را در مورد نحوه ظاهر شدن ما در مقابل دیگران، غرور غم انگیز ما و فاصله گرفتن از کمال تشدید می کنند. وقتی سلفی می گیرد و شما انعکاس آن را در عینک می بینید. نیکول همچنین بخش قابل توجهی از تقصیر را به گردن دروازه‌های جزیره لاو کاسا آمور می‌اندازد. آنها در آن جزیره به طرز باورنکردنی نابالغ هستند و مغزهایشان کاملاً شکل نگرفته است.»
اما برای افرادی که مستعد دور شدن اندک هستند و به آن افتخار نمی کنند، چه باید کرد؟ مطمئناً این تجربه برای واژگونی بیش از حد احشایی است.
نیکول می‌گوید: «شما کاملاً می‌توانید از یک بیماری غلبه کنید، زیرا از شما ناشی می‌شود. دارو آسان نیست. Ick مخفف بیمار است، او به من یادآوری می کند. این صحبت های کودک است که نشان دهنده درگیری کودکانه با روابط بزرگسالان است. به جای اینکه یک انزجار غیرمنتظره را به عنوان یک معامله شکن فوری در نظر بگیریم، می‌توانیم در مورد آن کنجکاو شویم. انجمن های ما چیست؟ چه احساسی داریم؟ این به ما داستانی درباره خودمان می گوید و به ما کمک می کند تا بفهمیم آن داستان چیست. (یادآوری سرگرم کننده: ارزش خود کم پردازش نشده است.)
بنابراین هیچ کس به شما اجازه نمی دهد – شما این کار را با خودتان انجام می دهید. این کودکی شماست، ترس شما از حیوان، کوچکی شما، زشتی شماست. اما من دوباره می روم. منظورم تو نیست، منظورم منه. همه ما همیشه منتقد هستیم، حتی اگر هرگز آن را صدا نکنیم. اما این تمام چیزی نیست که برای مردم وجود دارد و بخش بهتری هم نیست. در مورد هک های عاطفی، بهتر است درد کسی را احساس کنید که صادقانه شما را دوست ندارد. برای احترام به انتخاب قلب خود، بدون اینکه آنها را نادیده بگیرید.
ناامیدی شرط زنده بودن است نه جزئی. اگر کسی را پیدا کردید که دوست دارید و همین احساس را دارد، برای محافظت از آن شعله کوچک و ناملموس هر کاری می توانید انجام دهید. در اینجا توصیه می شود: با یک ick به عنوان یک اتصال رابطه ای رفتار کنید. می‌توانید به چپ بپیچید و به دنبال فرد گریزان و کاملی باشید که ما را کامل می‌کند. یا می توانید، وحشت زده، به سمت صمیمیت واقعی با یک انسان روی بیاورید، و بپذیرید که جاذبه مانند فازهای ماه کاهش می یابد. زیرا عشق به کمال اصلاً عشق نیست; خدا را شکر هرگز جایی که نشان داده نمی شود. بسیاری از ما شکست‌خورده‌ای غیرقهرمانی و گاه به گاه هستیم، برخی از آن‌ها یک سکه کالسکه کوچک روی دسته کلید خود نگه می‌دارند. پروژه‌های ما لزوماً کوچک هستند، مراقبت‌های کوچک ما پرچین‌های رقت‌انگیز در برابر فجایعی است که نمی‌توانیم آنها را کنترل کنیم.
من فقط نمی توانم به تیک ها به همین شکل نگاه کنم، اکنون می دانم که آنها چیست. قبل از اینکه اسکرول را متوقف کنم، یک جستجوی نهایی انجام می دهم و هشتگ #reverseicks را بالا می برم. همان توجه به جزئیات احساسی، اما در خدمت احساسات به مراتب امیدوارتر. آنها کاری می کنند که شما را آزار دهد، سپس در حالی که شما آنها را تعقیب می کنید فرار می کنند. با هم کتاب می خوانیم و به تو نزدیک می شوند تا کلمات را ببینند. او به شما اجازه می دهد روی دستش بنویسید. ما همان چیزی هستیم که به آن توجه می کنیم.
سخت است. بلوغ عاطفی، مانند، بدترین است. من شعر کوچکی برای کمک آورده ام:
اگر چند هفته بعد دچار این بیماری شوید، احتمالا مستقیماً به سطل زباله می روند! اگر بعد از چند سال شکم شما برگردانده شده است، به آن موجود شکست خورده ای که وقت و بدن خود را به شما سپرده است، دلسوزی کنید، موجودی شکست خورده که شما هستید. دلسوزی برای خودت، خشم تو از اینکه همه چیزهایی را که می خواستی روی این زمین نخواهی داشت. و صبر بر این معرفت تسلی بخش که می توانی بسنده کنی و بس.
من در قافیه خیلی خوب نیستم. اوه، این یک معامله شکن است؟ شما و شعرتان را قضاوت کنید. من اول شما را رها می کنم.
ما استاد پسا عقلانی سازی هستیم. فیلیپا پری، روان درمانگر توضیح می دهد که چگونه این می تواند بر روابط ما تأثیر بگذارد
انسان ها قصه گو هستند. در طول هزاران سال، ما با زبان و داستان سرایی خود تکامل یافته ایم. ما از ندانستن متنفریم و برای توضیح چیزهای غیرقابل توضیح داستان هایی اختراع می کنیم.
داستان‌ها ما را به‌عنوان جمعیت به هم پیوند می‌دهند، خواه تاریخ‌هایی باشند که کل ملت‌ها را به هم پیوند می‌دهند، مثلاً مذاهب یا روایت‌های خلق‌گرایی، یا در سطحی بسیار شخصی‌تر، نظریه‌هایی که به شیوه‌ای شایعه‌آمیز در اطراف کولر آبی رد و بدل می‌کنیم تا توضیح دهیم که چرا کسی رفتار می‌کند. چرا آنها انجام می دهند.
چیزهای زیادی وجود دارد که ما حتی درباره خودمان نمی دانیم، اما به ندرت در درون خود برای کشف این چیزها کاوش می کنیم، در عوض ترجیح می دهیم به توضیح فوری بسنده کنیم. وقتی احساس انزجار می‌کنیم یا ناگهان از کسی دور می‌شویم، نمی‌دانیم چرا، فقط می‌دانیم، به همین دلیل است که مغز باهوش ما توضیحی ارائه می‌کند.
من فقط متوجه شدم که بازوهای او به طرز مضحکی دراز است، هرگز نمی توانستم با آن بازوها زندگی کنم.
ما احساس نمی کنیم که این چیزها را می سازیم، آنها برای ما واقعی هستند، اما ما آنها را می سازیم. ما کاری را انجام می دهیم که برخی از روان درمانگران آن را «پسا عقلانی شدن» می نامند.
راجر اسپری یک عصب‌روان‌شناس و زیست‌شناس عصبی آمریکایی بود که در سال 1981 جایزه نوبل را برای تحقیقاتش در مورد مغز تقسیم کرد. یکی از چیزهایی که او کشف کرد این بود که وقتی جسم پینه‌ای – بسته‌ای بزرگ از بیش از 200 متر رشته‌های عصبی میلین‌دار که این دو را به هم متصل می‌کند. نیمکره مغز، اجازه ارتباط بین سمت راست و چپ – قطع می شود (که در آن زمان تنها درمان برخی از اشکال صرع شدید بود)، شما می توانید به سمت راست مغز پیام یا دستوری بدهید، مانند با معرفی آن به گوش چپ یا چشم چپ (مغز راست سمت چپ بدن را کنترل می کند) "برخیز و در اتاق راه برو". اگر از سمت چپ مغز بپرسید که چرا سوژه بلند شده و در اتاق راه رفته است، آن شخص همیشه توضیحی کاملاً منطقی می دهد، مانند "فکر می کردم کسی در را زده است" یا "من می خواهم". برای گرفتن نوشیدنی. سوژه هرگز نگفت: "من بلند شدم چون تو روی من آزمایش می کنی و به من گفتی کارهای عجیب و غریب انجام دهم!"
تحقیقات اسپری ثابت کرد که ما همیشه داستانی برای توجیه اعمالمان به وجود می آوریم و فکر می کنم این را می توان در مورد احساسات ما نیز به کار برد. ما همیشه چیزی برای توضیح آنچه احساس می کنیم به ذهنمان می رسد.
به طور خلاصه، انسان‌ها در هنر پسا عقلانی‌سازی استاد هستند، و آنچه که ما برای تکامل باید انجام دهیم این است که بیاموزیم با ندانستن دلیل یک احساس بنشینیم. اما این می تواند بسیار دشوار باشد. وقتی به آن مسلط شدم به شما اطلاع خواهم داد!
وقتی آنها صورت حساب را به یک پنی تقسیم کردند.
زمانی که برای تغییر کانال تلویزیون، کنترل از راه دور را بالا نگه می دارند.
"وقتی هنگام غذا خوردن چنگال را گاز می گیرند."
وقتی ماهی را در عکس نگه می دارند.
وقتی آهنگی را از صندلی عقب آهنگ می کنند.
وقتی منتظرند تا دوش گرم شود.
وقتی پیشخدمت می‌گوید چیزی که می‌خواهند تمام شده است، بنابراین باید چیز دیگری را در منو پیدا کنند.
وقتی توپ پینگ پنگ را تعقیب می کنند.
وقتی آنها یک جوک را تکرار می کنند زیرا فکر می کنند کسی آن را نشنیده است.
وقتی با کوله پشتی می دوند.
وقتی آنها با عصبانیت با دمپایی راه می روند.
وقتی آنها صاحب یک قلمدان هستند.
وقتی آنها یک تکه کاغذ را در باد تعقیب می کنند.
"وقتی هنگام فرود هواپیما کف می زنند."
"وقتی آنها خود را با هم مخلوط می کنند، هستند و آنجا هستند."

source

توسط artmisblog