فوتبال برای سال ها بخشی ذاتی از هویت ملت بود در حالی که زنان محروم بودند. آنها پس از قهرمانی در یورو 2022 به بالای سکو رسیده اند
انگلیس پیروز شد. در نهایت شاید این تنها چیزی بود که اهمیت داشت.
این معامله بی رحمانه ورزش های سطح بالا است: لبه های سخت، قطعیت های سیاه و سفید، یک پایه و یک پرتگاه را ارائه می دهد. و در مقابل 87192 هوادار هذیان‌زده و غرق در عرق در ومبلی، آلمان را 2-1 شکست دادند و برای اولین بار قهرمان اروپا شدند.
اما البته باید بیشتر از این معنی داشت. و هنگامی که کاپیتان لی ویلیامسون جام را در بازوبند رنگین کمانی خود، در مقابل جمعیت بی سابقه و تماشاگران تلویزیونی که احتمالاً بالاترین رکورد تاریخ یک بازی فوتبال زنان در بریتانیا خواهد بود، بلند کرد، به طور همزمان پایان یک سفر و آغاز دیگری اولین، مبارزه ای بی پایان برای منابع و احترام، برای برابری و پلت فرم، سرانجام کامل شد. دوم سفری است بدون نقشه، بدون راننده و بدون پایان قابل مشاهده.
برای بیش از 150 سال، فوتبال بخشی ذاتی از فرهنگ و سبک زندگی این ملت، شکلی از هویت، واحد پول اجتماعی بوده است. و با این حال، در بیشتر آن زمان، زنان از این باشگاه و مزایای آن کنار گذاشته شده اند: فریاد زدن و بسته شدن. آخرین باری که مردان انگلیس جام جهانی 1966 را بالای سر بردند، زنان از بازی در فوتبال رقابتی به هر شکلی محروم شدند. اکنون، در برابر همان حریفان در همان استادیوم، فوتبال انگلیس – همه آن، نه فقط نیمی – به پله های بالای سکو صعود کرده است.
این تیمی است که به همان اندازه مورد تحسین و احترام قرار می گیرد، قابل ارتباط و فروتن است، اما در درجه اول ورزشکارانی با بدترین کیفیت رقابتی هستند. این تیمی متشکل از ستاره‌های بسیار است و هیچکدام: بت مید، گلزن برتر مسابقات، مری ارپس دروازه‌بان، کاپیتان ویلیامسون، و ستاره‌های نوظهور آلسیا روسو و لورن همپ در جایگاه‌های خود در سطح جهانی قرار دارند، اما در نهایت استعداد خود را به گروه تسلیم می‌کنند. همه طرف های عالی آنها با قدرت، سرعت و جرات بازی می کنند. به روشی که ما آرزوی سیاستمدارانمان را داشتیم رهبری و دفاع کنیم. همانطور که هر یک از ما جشن می گیریم در سارینا ویگمن ، آنها مربی ای دارند که خلق و خوی تاکتیکی و بی اعصابش به نسل طلایی فوتبالیست ها اجازه داده است تا جهشی را انجام دهند که بسیاری از پیشینیان خود از آن دوری کردند.
همه اینها باعث می شود که این پیروزی اجتناب ناپذیر و شاید حتی از پیش مقدر شده باشد.
طبیعتاً هیچ چیز از این قبیل نبود. آلمان با وجود عقب نشینی دیرهنگام مهاجم مرگبار الکساندرا پوپ، آلمان درخشان و مقاوم بود، شاید حتی تیم بهتری در 120 دقیقه بود. پس از کنار گذاشتن اضافات معمول قبل از مسابقه، یک بازی از تضادهای نادر و بدخلقی آغاز شد، با چالش های پروازی، کشمکش های هوایی کبود و کینه ای متقابل که بیش از حد احشایی به نظر می رسید که نمی توان آن را ایجاد کرد.
شانس کم بود، اما بهترین آنها به آلمان افتاد. Earps در بهترین حالت خود در دروازه انگلیس بود، از Tabea Wassmuth در نیمه اول، لینا ماگول در نیمه دوم و سانترهای خطرناک بی شماری از هوا بیرون زد. و بنابراین، در حالی که بازی همچنان به بن بست و بن بست رسیده بود، ویگمن به طور قابل پیش بینی به سمت نیمکت خود چرخید. دو تیم منچستریونایتد از روسو و الا تون وارد بازی شدند و بازی را باز کردند و به انگلیس سرعت و کشش تزریق کردند که به شدت به آن نیاز داشتند.
یک ساعت بعد شاید تنها لحظه شفافیت بازی فرا رسید: تکه ای از خوشنویسی استاد بر در توالت میخانه ای چسبانده شده بود. کایرا والش یک توپ طولانی لذت بخش را به گام تونه زد، که به جای قدرت، حیله گری را انتخاب کرد و توپ را در یک قوس ظریف از روی مرل فرومز و وارد دروازه کرد. آلمان برای چندین دهه سبک فوتبال انگلیسی را صرفاً به عنوان "لگد و عجله" مورد تمسخر قرار داده است. این یک پاسخ عالی بود: یک ضربه بلند عالی، و یک عجله که شبیه هیچ چیز دیگری روی زمین نیست.
در حالی که 11 دقیقه از زمان عادی باقی مانده بود، مگول فوق العاده موفق شد گل تساوی را به ثمر برساند و پایان Tabea Wassmuth را در پست نزدیک پس از چند دفاع پر آب از انگلیس به ثمر رساند. طبیعتاً این لحظه برای برخی فتالیسم سنتی انگلیسی آماده بود. در عوض، ویلیامسون به سادگی جوراب هایش را مرتب کرد و به دایره مرکزی برگشت. و یک بی قراری و لجبازی برای این تیم انگلیس وجود دارد که آن را از اجدادش متمایز می کند.
آنها را زمین گیر کنید و آنها به سادگی شما را محکم تر، قوی تر و با رنجش بیشتر می زنند.
و با این حال، زمانی که وقت اضافه به بیرون درز کرد، وزن مرده پنالتی ها مانند یک تابوت باز به نظر می رسید. در حالی که 15 دقیقه باقی مانده بود، آلمان تیم بهتر و بهتری به نظر می رسید. اما هنگامی که کنف در گوشه‌ای تاب می‌خورد، برای یک بار دستگاه تسخیر ناپذیر آلمانی پیچ خورد. لوسی برنز ضربه سر را برد، کلویی کلی از منچسترسیتی به سمت توپ شل تاب خورد و در بار دوم درخواست، آن را ناامیدانه از روی خط خراش داد: گلی با نهایت زشتی برای ایجاد لحظه ای با زیبایی تقریباً کریستالی.
لحظه ای چند ثانیه مانده به پایان بود که انگلیس متوجه شد که قرار است برنده شود. بازیکنان تعویضی روی زمین مسابقه ایستاده بودند، جمعیت روی پاهای خود ایستاده بودند، و با این حال هیچ یک از آنها توانایی انجام کاری جز تماشا و امید را نداشتند. و به یک معنا این استعاره عالی برای خود فوتبال زنان بود، بازی‌ای که برای دهه‌ها همیشه در آستانه چیزی بوده است، وعده‌های دور در افق بعدی، فردایی که به نظر می‌رسید همیشه نزدیک‌تر می‌شد بدون اینکه واقعاً از راه برسد.
فردا با سوت داور فرا رسید. و همانطور که انگلیس جشن می گرفت، تابلویی که در ومبلی به استقبال ما آمد حتی چند سال پیش غیرقابل تصور بود. نظر زنان در تلویزیون زنان در جعبه مطبوعات دور می زنند. زنان داوری، مربیگری زنان روی خط لمسی، زنانی که در سکوها به صدا در می آیند. طی چند هفته اخیر این مناظر عادی شده اند زیرا در واقع طبیعی هستند. جمعیت متفرق خواهند شد. دیوار سر و صدا حل می شود. اما این میراث باقی خواهد ماند: ملتی به آرامی در حال بازسازی است تا انتظار متفاوتی داشته باشد، انتظار بهتری داشته باشد.
شب در حال فرود آمدن بود زیرا بازیکنان انگلیس به شادی خود در اقیانوس نقره ای از نوار چسب ادامه دادند. در اینجا یک دید ساده و غیرقابل توجه از ورزش می تواند وجود داشته باشد، که همچنین به عنوان یک دید غم انگیز و غم انگیز از اینکه در تمام این سال ها اگر مدیران و متولیان بازی به زنان بیش از توانایی آنها برای بچه دار شدن و سرو چای ارزش قائل بودند، عمل کرد.
هنوز کارهای زیادی برای انجام دادن وجود دارد. این یک بازی کامل نیست زیرا فوتبال یک ورزش کامل نیست. اما تماشای این زنان در حال حاضر احساس بخشی از چیزی در حال رشد و ارگانیک است، شاخه‌ای که از بی‌دردسرترین خاک‌ها رشد کرده و شکوفا شده است. برای کسانی که مدتی است رویا را دنبال می کنند، این یک سواری کاملاً هیجان انگیز بوده است. برای کسانی که تازه وارد این کار شده اند: خوش آمدید.

source

توسط artmisblog